![]() |
![]() |
|
| اين وبلاك دربرگيرندهي گزارش هاي حقوق بشري است كه توسط نويسنده آن تهيه شده است. |
|
مرگ سمین بارکزی مرگ دموکراسی و عدالت خواهد بود. م. ع. بشارت
حتا اگر قبول کنیم که حکومت افغانستان همان گونه که ادعا میکند سهمی در تصمیم گیری کمیسیون مستقل انتخابات نداشته و تنها به دلیل بحران بوجود آمده فرصت ایجاد دادگاه ویژه را به هدف حل این بحران، ضمن فرمانی ایجاد نموده است. و باز حتا اگر قبول کنیم که فیصلهی دادگاه ویژه مبتنی بر اسناد و مدارک دقیق، همان گونه که از سوی ریس این دادگاه اعلان گردید، صورت گرفته و توجیهی قانونی دارد. و باز هم حتا اگر قبول کنیم که فیصلهی مجدد کمیسیون مستقل انتخابات با گذشت تقریبا یکسال از فیصلهی نهایی این کمیسیون و بسته شدن دوسیههای انتخاباتی، مبتنی بر مصالح ملی یک ضرورت بوده و با انگیزههای که مورد تأکید حاکمیت موجود و برخی از نهادهای همراه با حاکمیت بودهاند، میتواند توجیهی منطقی داشته باشد. باز هم؛ به هیچ عنوانی نمیتوانیم دلیلی دشته باشیم برای این همه بیتوجهی و سکوتی که حاکمیت موجود و حتا جامعهی جهانی نسبت به اعتصاب زنی که تنها خواستهی او، رسیدگی عادلانه به دوسیهی انتخاباتیاش میباشد. اینک ده روز از اعتصابی او میگذرد و در تمام این ده روز مردم افغانستان حتا یکبار شاهد آن نبوده است که رئیس جمهور به پاس احترام به زندگی یک انسان که با گذشت هر روز به مرگ نزدیک میشود، علنا از او خواسته باشد تا به اعتصابس خاتمه داده و به زندگی برگردد. بدون تردید حضور رئیس جمهور در خیمهی اعتصاب خانم بارکزی چیزی زیادی نیست که مردم و به خصوص زنان افغانستان از شخص رئیس جمهور در چنین مواقعی انتظار دارند. این کار نه از شخصیت اقای رئیس جمهور میکاهد و نه از آقایی او. بلکه نشان دهنده احساسات بشردوستانه و مسؤولانهی او در قبال مردم کشورش بوده و میتوانیست توجه واحترام او را نسبت به زندگی یک انسان و مهمتر از همه، زندگی یک زن و یک مادر نشان دهد. ولی تا آن جا که ما شنیدهایم رئیس جمهور محترم ما، خانمی را که در نتیجه ضعف از اعتصاب چند روزه، در حال مرگ بسر میبرد، به بارگاه ریاست جمهوریش خواسته و از او میخواهد تا به اعتصابش پایان دهد. آنهم بهوعدهی رسیدگی به خواستههای او که اینک با گذشت تقریبا پنج روز از این دیدار، هیچ اقدام عملیای از سوی مقام محترم ریاست جمهوری انجام نیافته است. مگر خواستههای خانم بارکزی چیست؟ آیا خواستههای او آنقدر زیاد، بزرگ و مهم است که حتا حاکمیت موجود با تمام تواناییهای ادعا دارد، نمیتواند از پس آن برآید؟ رسیدگی مجدد به یک دوسیه، به هدف دریافت حقیقت و تأمین عدالت این همه حزینه داشته و حتا مهمتر از جان یک انسان است که جناب رئیس جمهور از صدور فرمانی که روزی نابغهی عصر خویش در این کار به حساب میآمد، این همه حراس داشته و به آن دست نمیزند.؟ شاید حراس رئیس جمهور از آغاز روندی باشد که در ادامهی آن تعدادی دیگری از سلب صلاحیت شدگان مجلس نمایندگان و حتا کاندیدان معترض به آن دست بزند. آما آیا تمام این ها ارزش آن را دارد که بگذاریم تا انسانی قربانی شده و زندگیای به پایان برسد؟ مادری از بین رفته و کودکانی یتیم گردد؟ بگذار با صراحت بیشتر بگوییم؛ مرگ خانم بارکزی در نتیجهی این اعتصاب که اگر خدای نکرده اتفاق بیافتد، مرگ خانمی است که برای تأمین عدالت و رسیدگی به دوسیهی انتخاباتی او که حقش بوده و مبتنی بر قانون قطعا به آن رسیدگی صورت گیرد، مرگ عدالت و مرگ دموکراسی خواهد بود که در کشور در حال عبور از بحران اتفاق میافتد. مرگی که پایان همهی باورها و ایدآلهای انسانی بوده لکهی خواهد بود برای تمام تاریخ حاکمیت و نظام موجود. مرگ او مرگ سادهی نخواهد بود. مرگ او مرگ تمامیت خواستهها و دادخواهیهای مدنی و مسالمت آمیز بوده و به نحوی مرگ قانون و مرگ احترام به قانون در اذهان عامه خواهد بود. مرگ او سلام دوبارهی خواهد بود به تفنگ و آتش. مرگ او پیام آشکاری خواهد بود تا ثابت کند که از این پس هیچ اقدامی بدون تیر و تفنک به جای نرسیده و هیچ صدای بدون قدرت و زور شنوندهی نخواهد داشت. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/07/19ساعت 12 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
حتا خدا هم آنها را فراموش نموده است. م. ع. بشارت ایستگاهی پولسوخته، مردی با موهای بلند اما ژولیده در حالیکه ظاهرش او را دور و بر 40 سالگی نشان میداد، تلو تلو خوران جسم به خواب رفته و کرختش را داخل موتر تونس کشانده و جوکی پهلوی مرا برای لمیدن، انتخاب نمود. لباسهایش خیلی کهنه نبود اما چرکین و خاک آلود. با دستهای سیاه چرده و لرزانی که لایهی قیر مانندی روی انگشتانش را پوشانیده بود. و بالاخره تعفنی که آشکارا تمام مسافران موتر را اذیت نموده و به تنگ آورده بود. او معتاد بود و غرق در بد بختیها و بیچارگیهای خودش. آنقدر غرق که حتا نمیفهمید دیگران در موردش چه میگویند. «از کجایی... معتادی؟» این صدای یکی از مسافران بود که تنها با نگاهی خواب آلود و گنگی جوابش را گرفت. من در وضعیت دشواری قرار داشتم و اگر صادقانه بگویم برایم غیر قابل تحمل شده بود. لباسهای چرکین و خاک آلودش به هر صورت، تعفن شدید و وزن سنگینش که هر لحظه با تکان موتر مرا زیر میگرفت، طاقتم را طاق و صبرم را به آخر رسانده بود. مجبور شدم با بازویم تکانی به او داده و وادارش کنم تا بیشتر مواظب خودش بوده و بدنش را استوارتر نگهدارد. هوشدارم را خیلی جدی نگرفت ولی با آن هم تا اندازهی تلاش کرد خودش را جمع و جور کند. پرسیدم: کجا پایین میشی؟ در حالی که به سختی تلاش می کرد تا سرش را کمی بالاتر نگهداشته و به من نگاه کند، با لهجهی خاص و کشیدهی گفت: «نمیدانم.» دو باره پرسیدم: کجا میری؟ باهمان مشکل و عذاب قبلی جواب داد: «برچی.» لحظهی سکوت میکند و یک دفعه مثل اینکه چیزی بیادش آمده باشد با صدای بلندتری خطاب به موتروان صدا میزند: «نقاش تا میشُوم.» یکی از مسافران موتر با صدای بلندی میپرسد: «زن و بچه داری؟» لحظهی به او خیره میشود وبالاخره جوابش را باتکان سرش داده و می فهماند، بلی دارم. باز هم سکوت خواب آولودی که باعث شد سرش را روی چوکی پیش رویش گذاشته واز تلاش برای استوار نگهداشتن آن دست بردارد. صدای دیگری از او میپرسد: «خانواده ات حالا کجاست؟» ظاهراً نمیخواست سرش را از روی چوکی بردارد. با همان وضعیت صدای ضعیفش را میشنویم که میگفت: «خبر ندارم. نمیفاموم کجاین. شاید خانه باشن. وطن.» معلوم بود از کابل نیست و از یکی از ولایتهای دیگر آمده بود. ولایتی که ما نتوانستیم بفهمیم، کجااست. به نقاش رسیده بودیم و موتروان صدا زد: «پایین شو به نقاش رسیدیم.» به مشکل خودش را از موتر پایین نمود. آنهم با کمک یکی از مسافران که زیر بغلش را گرفته بود. موتر حرکت نمود و من با دنیای از اضطراب در مورد او که نکند با وضعیت که داشت از سرک بدرستی عبور ننوانسته و خدای نکرده دچار حادثه گردد، سرم را به عقب برگردانده و عبور بیرمق و کشان کشان او را در عرض سرک تماشا میکنم. با شنیدن جملاتی مسافران که عمدتا توهین آمیز و در مواردی دشنام به او بود، بیاد خانواده و بچه هایش افتادم که شاید سالها منتظر او بوده اند. به جوانی نگاه میکنم که در جوکی پهلوی راستم نشسته بود. گفتم: «بیچاره خانوادهاش. شاید چقدر منتظر او باشند. سنش نشان میداد که چندین بچه دارد. بچههای که هر روز و هر شب منتظر پدرش بوده و احتمالا نانی برای خوردن ندارند. واقعا درد آور است. اگر به یکی از محلاتی که معتادان بسر میبرند، مثل همین زیر پول سوخته، سر بزنیم. دیگر باور خواهیم گرد که با لشکری از بد بختان و بیچارگانی مواجهیم که حتا خدا هم آنها را فراموش نموده است.»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/07/18ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
داستان تاراج شدهی دادخواهی قربانیان م. ع. بشارت ورود بیشتر از یک میلیون کشته و خسارت مالی به ارزش صدها میلیارد دالر، تنها بخشی از تاوانی است که مردم افغانستان در جریان بیشتر از سه دهه جنگ و خشونت متحمل گردیده است. معارف در اکثر نقاط کشور فلج بوده و میلیونها کودک و نوجوان از درس و تعلیم دور بوده و عملا بیسواد باقی ماندند. کسانی که بخشی عمده از نیروهای جنگی و سربازان گروهها و جریانهای نظامی را در کشور تشکیل داده و به عنوان مهمترین بخش از نیروهای جنگی و خشن در کشور تا امروز مورد سودجوییهای گروههای متذکره قرار داشتهاند. هزاران خانه و خانواده مورد بمباران قرار گرفته و از بین رفتند. دهها و شاید صدها گور دستهجمعی در سراسر کشور بوجود آمده و مردم کشور در دورههای مختلف شاهد موارد متعدد خشونت و قتلعامی بودند که توسط نیروهای مسلح و درگیر در کشور اتفاق افتادند. کودکان و زنانی زیادی قربانی خشونتهای جنسی شده و صدها هزار خانواده در سوگ عزیزان از دست رفتهیشان، اشک ریختند. میلیونها هموطن ما مجبور به ترک خانه و کاشانهیشان گردیده و سالهای سال درد غربت و رنج مهاجرت را تحمل نمودند. صدها هزار انسان با معلولیتهای فزیکی یا روانی دچار شده و هم اکنون با مشکل، زندگی سخت و طاقت فرسایشان را سپری میکنند. فقر و بیچارگی به عنوان یکی دیگر از پیامدهای جنگ، مصیبت دیگری بود که بخش عمدهی از هموطنان ما را عذاب داده و باعث گردید تا کودکان و مادرانی زیادی در نتیجهی سوء تغذیه و بیماریهای ناشی از فقر، جانشان را از دست بدهند. یک تحقیق کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان میدهد که 69% از مردم افغانستان قربانی جنگی بوده اند که از سه دههی گذشته آغاز یافته و هنوز هم ادامه دارد. قربانیها یا خود جانشان را از دست داده و یا کسانی اند که یکی از اعضای خانواده آنها جانش را از دست داده است[1]. این جنگ در دورههای مختلف با انگیزهها و دلایل گوناگون، توسط افراد و گروهها، ادامه داشته است. در میان جنگجویان تنها تعداد معدودی از آنان که در موقعیت رهبری این جنگ قرار داشتند مسؤولیت اصلی تدوام آن را به عهده داشتند. کسانی که از تداوم این پدیده مرگبار و ویرانگر، سود برده و منفعت بدست میآوردند. در حقیقت همینها کسانی هستند که مسؤولیت تمام قربانیان بیشتر از سه دهه جنگ و خشونت را در کشور به عهده داشته و باید به تمام اعمالی که تا امروز علیه مردم بیگناه و بیچارهی کشور، مرتکب گردیدهاند، پاسخ دهند.
برخورد دولت با روند دادخواهی قربانیان دولت افغانستان با روند دادخواهی قربانیان جرایم و جنایتهای جنگی در کشور، برخورد متفاوت و مقطعی داشته و آنگونه که دیده شده است در آغاز برنامه همکاری و استقبال خوبی از طرف دولت از این برنامه صورت گرفته است ولی در نهایت کارهای انجام یافت که اصل دادخواهی قربانیان جرایم و جنایتهای جنگی را در کشور غیر قانونی اعلان نموده و عدالت را آشکارا زیر سوال برد.
الف: یک گام به جلو کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در سال 2005 نظر سنجی را مبتنی بر فرمان رئیس جمهور که بعد از اشتراک در کارگاهی آموزشی ملی حقوق بشر که توسط کمیساری عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد بتاریخ 9 مارچ 2002 براه انداخت شده بود، صادر گردید[2]، انجام داد که در آن از تمام مردم کشور خواشته شده بود تا دیدگاه و نظرات شان را در رابطه به برخورد با کسانی که مرتکب جرایم و جنایتهای جنگی در طول جنگهای گذشته گردیده اند، ابراز دارند. در این نظر سنجی 76% از کسانی که در آن شرکت نموده بودند، تأکید نمودهاند که با به محاکمه کشانیدن کسانی که مرتکب جرایم و جنایتهای جنگی گردیدهاند، ثبات و امنیت در کشور مستحکم گردیده و عدالت تأمین میگردد. در حالیکه تنها 7.6% ار اشتراک کنندگان باور داشتند که با به محاکمه کشانیدن جنایت کاران، امنیت و ثبات صدمه خواهد دید. مبتنی بر این نظر سنجی که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان منتشر گردیده و نسخهی از آن توسط خانم دوکتور سمر رئیس کمیسیون به حکومت و شخص رئیس جمهور نیز ارایه گردید، دولت افغانستان در مشوره با کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و هیئت کمک رسانی ملل متحد در افغانستان (یوناما) برنامهی را با عنوان برنامه عمل دولت برای صلح، مصالحه و عدالت در افغانستان، طرح و تدوین نمود. این برنامه براي بحث و بررسي در اجلاس صلح، مصالحه و عدالت بتاریخ 6-7 ماه جون 2005 در هاک ارسال گردیده و به این ترتیب تکمیل گردید. هدف اصلی این برنامه نحوه برخورد با جرایم گذشته، تأمین عدالت و ایجاد راهکار ثابت و روشن برای همزیستی مسالمت آمیز بین شهروندان کشور و ایجاد نظم مبتنی بر گذشت و تسامح با تثبیت حاکمیت قانون بوده و سعی میشد تا شرایطی را بوجود آورد که در آن با ریشه گرفتن بیشتر فضای صلح و امنیت در کشور، عدالت نیز تأمین گردد. تعهداتی را که دولت در برنامهی عمل خودش برای تحقق صلح، مصالحه و عدالت در افغانستان به مردم کشور داده بود به صورت کلی در پنج بخش، تقسیم بندی شده و طوری که به نظر میرسید با توجه به قابلیتهای اجرایی در چهارچوب یک دورهی سه ساله، به ترتیب خاصی اولویت بندی گردیده بودند. 1- اذعان به رنجهاي مردم افغانستان؛ 2- ايجاد نهادهاي دولتي معتبر و پاسخگو و پاکسازي نهادهاي دولتي از وجود ناقضين و جنايتکاران حقوق بشري؛ 3- حقيقت.جويي و مستندسازي؛ 4- ترويج مصالحه و تقويت وحدت ملي؛ 5- ايجاد راهکارهاي مؤثر و معقول پاسخگويي.
ب: دو گام به عقب مبتنی بر برنامهی عمل دولت برای صلح مصالحه و عدالت در افغانستان، دولت مکلف بود تا در جریان سه سال بعد از تهیه آن، تمام برنامههای را که در این برنامه عمل تعهد نموده بود عملی نماید. ولی متأسفانه تمام کارها مهم و عملی دولت خلاصه شد به ایجاد چند بنای یادبود از قربانیان در ولایتها بدخشان، هرات، کابل و چند ولایت دیگر که تعدادی از آنهم توسط نهادهای مدافع حقوق بشر مثل کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان بنا یافتند.
گام اول برنامهی عمل دولت برای صلح مصالحه و عدالت در افغانستان، نه تنها مورد عمل قرار نگرفت بلکه باگذشت تقریبا دوسال از آن عملا به فراموشی سپرده شده و در نتیجهی یک مصوبهی مجلس نمایندگان با عنوان «منشور مصالحه و آشتی ملی» عملا لغو گردید. مبتنی بر این منشور که در سال 2007 توسط مجلس نمایندگان، در 12 ماده تصویب گردید، تمامی کسانی که در گذشته مرتکب جرایم و جنایتهای جنگی گردیده بودند، معاف شده و عملا برائت حاصل نمودند. ماده دوم این منشور مینویسد: «تمامی جناحهای سیاسی و طرفهای متخاصم که طی دو و نیم دهه جنگ به نحوی با هم در گیر بوده اند به منظور آشتی بین اقشار مختلف جامعه، تحکیم صلح و ثبات و آغاز زندگی نوین در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان مشمول برنامه مصالحه ملی و همدیگر بخشی بوده و مورد تعقیب عدلی و حقوقی قرار نمیگیرند.» به باور این منشور تمام گزارشها و اسناد که توسط سازمان دیدبان حقوق بشر از جرایم و جنایتهای جنگی علیه شخصیتها و رهبران جهاد تهیه و ارایه گردیده است نادرست بوده و قابل اعتبار نیست. در ماده سوماین منشور میخوانیم: «گزارشهای نادرست سازمان دیده بان حقوق بشر، که در باره رهبران جهادی و شخصیتهای ملی کشور نشر گردیده ناشی از نیات مشکوک بوده و شورای ملی افغانستان آن را فاقد اعتبار اعلام مینماید.»
گام دوم یکسال بعد از تصویب این منشور یعنی در دسامبر سال 2008 شورای ملی آخرین گام مهم خودش را در این زمینه برداشته و قانونی را با عنوان «قانون مصالحهی ملی و عفو عمومی» به تصویب رساند که در محافل حقوقی و سیاسی با عنوان «قانون عفو» شهرت یافته است. این قانون عملا تمام کسانی را مرتکب جرایم و جنایتهای جنگی گردیده بودند مورد عفو قانونی قرار داد. این قانون پس از تصویب در شورای ملی جهت توشیح به رئیس جمهور فرستاده شد ولی ظاهرا رئیس جمهور ملاحظاتی خاص خودش را در رابطه به این قانون داشت که بعد از مدتی با تصویب دوبارهی شورای ملی عملا توشیح شده اعلان گردیده و بتاریخ 12/9/1387 برابر با 2 دسامبر 2008 در جریده رسمی از طرف وزارت عدلیه به نشر رسیده و عملا نافذ اعلان گردید. ماده اول این قانون دلیل وضع این قانون را تحکیم صلح و ثبات در کشور عنوان نموده تأکید کرده است که هدف اصلی این قانون مصالحه و ختم خصومتها و ایجاد اطمینان بین همه طرفهای درگیر میباشد. ماده سوم این قانون مینویسد: «1- تمامی جناحهای سیاسی و طرفهای متخاصم، که قبل از ایجاد ادارهی موقت، به نحوی از انحاء درگیر بودهاند، به منظور آشتی بین اقشار مختلف جامعه، تحکیم صلح و ثبات و آغاز زندگی نوین در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان، مشمول برنامهی مصالحهی ملی و عفو عمومی بوده، از تمام حقوق قانونی خویش مستفید بوده، مورد تعقیب عدلی و قضایی قرار نمیگیرند. 2- آن عده اشخاص و کروبهای که تا هنوز در مخالفت مسلحانه با جمهوری اسلامی افغانستان قرار داشته و بعد از انفاذ این مصوبه دست از مخاصمت کشیده، به روند مصالحه ملی بپیوندند و به قانون اساسی و سایر قوانین نافذه جمهوری اسلامی افغانستان احترام گذاشته، آنرا رعایت نمایند، از مزایای این مصوبه، مستفید میگردند. 3- احکام مندرج فقرههای 1 و 2 این ماده دعوی حق العبدی و جزایی اشخاص علیه اشخاص را در مورد جرایم فردی، اخلال نمینماید.» مبتنی بر این مادهی قانون مصالحهی ملی و عفو عمومی، تمام کسانی که تا قبل از تاریخ توشیح این قانون مرتکب جرایم و جنایتهای جنگی گردیدهاند معاف گردیده و نمیتوانند مورد تعقیب عدلی و قضایی قرار بگیرند. استثنای را که در مورد دعوی حق العبدی و جزایی اشخاص علیه اشخاص، تذکر داده است نیز نمیتواند در شرایط فعلی چندان قابلیت تحقق داشته و عینیت یابد، زیرا اقامهی چنین دعوی در محاکم در مرحله نخست نیازمند دلایل اثباتی میباشند که تهیه آن برای خانوادههای قربانیان اگر نا ممکن نباشد، سخت و دشوار خواهد بود. از طرفی هم تا آنجایی که دیده شده است تعدادی زیادی از کسانی که متهم به جرایم جنگی است هنوز هم در موقعیتهای مهم دولتی وظیفه داشته و از مقام و قدرت قوی برخوردار اند، چیزی که آشکارا اقامه دعوی علیه آنان را با مشکل روبرو نموده است..
نتیجه: همانگونه که گفته شد متأسفانه برخورد دولت افغانستان با روند دادخواهی قربانیان جرایم و جنایتهای جنگی در کشور متفاوت و در نهایت غیر منصفانه بوده است. تصویب منشور مصالحه و آشتی ملی و بهدنبال آن تصویب قانون مصالحه ملی و عفو عمومی تمام امید مردم افغانستان و بهخصوص قربانیان جرایم و جنایتهای جنگی را بهیأس مبدل نموده و این اطمینان را که دولت افغانستان روزی تمام آنهایی را که به جرایم و جنایتهای جنگی متهم اند محاکمه خواهد نمود، از بین برد. در حالیکه توقع و مصلحت مردم افغانستان در رابطه به داد خواهی قربانیان جرایم و جنایتهای جنگی، این بوده است که باید تمام کسانی که مرتکب جرایم و جنایتهای ضد بشری در جریان جنگهای گذشته گردیده اند به محاکمه کشانیده شوند. تنها در این صورت است که عدالت تأمین و صلح و ثبات، برقرار خواهد شد. باید اضافه کرد که در بحث محاکمه مجرمان جرایم ضد بشری، مباحث زیادی تا امروز از سوی نهادهای مدافع حقوق بشر و نهادهای دادخواهی قربانیان جرایم و جنایتهای جنگی، مطرح شده است. به باور برخی از این نهادها که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز جزء از این نهادها است، محاکمهی مجرمان جرایم ضد بشری تنها این نیست که یک مجرم به جرایم ضد بشری، محکوم به جزاهای مثل حبس یا اعدام و یا مجازات شبیه به آنها گردند، بلکه اذعان به رنجها و دردهای مردم افغانستان همان گونه که در برنامهی عمل دولت برای صلح مصالحه و عدالت در افغانستان گفته شده بود، و معذرت خواستن از مردم و قربانیان، خود به نحوی محاکمه بوده و میتواند سازنده و قابل قبول باشد. گفتنی است در این اواخر هیئتی از سوی فعالان صلح بین المللی در افغانستان سفر نموده و خواهان دخالت دادگاه بین المللی جنایی در حوادث جاری کشور گردیده است. این هیئت تأکید نموده است تا دادگاه بین المللی جنایی وارد عمل گردیده و کسانی را که مرتکب جرایم و جنایتهیا جنگی گردیده است به محاکمه بکشاند. ما نیز امیدواریم جامعهی جهانی و دولت افغانستان با درنظر داشت اهمیت این قضیه، شرایط و فرصتهای را ایجاد نماید که عدالت در کشور تأمین و صلح و ثبات که سالهاست مردم کشور از آن محروماند به این سرزمین باز گردد[3].
[1] - گزارش صدای مردم برای تأمین عدالت 2005 [2] - «کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان براساس ماده 6 موافقتنامهی بن {و ماده 58 قانون اساسی کشور،} تأسيس شده و رسيدگي به جرايم ضدبشري و جرايم جنگي در گذشته و مسئله عدالت انتقالي از جمله مسئوليتهاي اوليهی اين کميسيون در اولين ورکشاپ ملي حقوق بشر که توسط کميساري عالي حقوق بشر بتاريخ 9 مارچ 2002 داير گرديد، شناخته شد در اين رويداد تاريخي، نمايندگان جامعهی مدني، بزرگان و دولتمردان بار بار بر لزوم طرح مکانيزمهايي براي رسيدگي به جنايات گذشته در افغانستان تأکيد نمودند. جلالتمآب حامد کرزي، رئيس وقت اداره مؤقت افغانستان، در سخنراني افتتاحيه ورکشاپ اعلام کرد: "موضوع مهم ديگري که بايد سر آن ملاحظه شود، مسئلهی رسيدگي به جرايم ضدبشري در گذشته ميباشد. من گفته نميتوانم که آيا ادارهی موقت صلاحيت کامل رسيدگي به اين مسئله را دارد يا نه؛ اما اميد دارم که حکومت انتخابي لويه جرگه، صلاحيت ايجاد يک مکانيزم حقيقت يابي را داشته باشد تا عدالت براي مردم تأمين شود. گورهاي دسته جمعي يی پيدا شده که در آن صدها نفر به خاک سپرده شده، خانهها در داده شده و کارهاي بسيار ظالمانه ديگر، صورت گرفته اند.". در پي اين ورکشاپ، رئيس اداره انتقالي با صدور حکمي، صلاحيتهاي کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان را تعيين کرد. براساس اين فرمان، کميسيون صلاحيت دارد تا نظرخواهي ملي را اجرا کرده و استراتيژي ملي عدالت انتقالي و رسيدگي به جرايم گذشته را پيشنهاد کند.» (بخشی از مقدمهی گزارش صدای مردم برای تأمین عدالت) [3] _ http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2011/09/110904_k01_afg_war_crime_icc.shtml |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/07/18ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
قوهی قضائیه با نگاهی به گزارش نظارت از وضعيت و عملکرد محاكم و سيستم قضایی در افغانستان د. دادگر (م. ع. بشارت) مقدمه قوه قضائیه به عنوان یکی از سه قوهی شکل دهندهی دولت، نقش مهم و اساسی در تعریف نظام و ترسیم دولتداری سالم داشته و رویهها، برنامهها و واقعیتهای درون این نهاد علاوه بر این که میتواند معیاری باشد برای ازریابی میزآن سلامت و قانونمداری دولت و نظام، مبنی و اساس اعتماد و باور مردم نسبت به دولت محسوب گردیده و محک قابل اطمینانی برای تعیین میزان محبوبیت و مقبولیت نظام در میان مردم است. عملکرد درست و قانونمدارانهی این نهاد، باعث تحکیم عدالت در کشور گردیده و اعتماد مردم نسبت به حاکمیت دولت را بالا میبرد. اداره سالم و عاری از فساد این نهاد میتواند به خوبی زمینهها و فرصتهای تخلف از قانون و فساد را در کشور از بین ببرد. طوریکه عملکرد نادرست و غیر قانونی این نهاد، بیشتر از هر عاملی دیگری در گسترش تخلف از قانون و فساد یا تقویت روحیهی قانون گریزی و فساد اداری، مؤثر است. شخصیت و اعتبار قوهی قضائیه در موازی با دو قوهی دیگر دولت (قوهی مجریه و قوهی مثننه) قرار داشته و تأثیر پذیری این قوه از هریکی از دو نهاد دیگر عضو دولت، اگر چنانچه بگونهی باشد که توازن قوا را تحت تأثیر قرار داده و به نحوی استقلالیت خودش را از دست بدهد، به معنی موجودیت بحران در نظام میباشد.
تشکیلات و صلاحیتهای قوهی قضائیه مسؤولیت قوهی قضائیه نظارت بر تطبیق قوانین و رسيدگی به تمام قضایا و دعواهای حقوقی و جنایی است.که مطابق به احکام قانون در محاکم مطرح میگردند. تشکیلات و صلاحیتهای قوه قضائیه مبتنی بر قوانین ملی هر دولت متفاوت بوده و شیوهها و اشکال خاصی خودش را دارد. در افغانستان قوهی قضائیه شامل استره محکمه (محکمهی عالی)، محاکم استیناف (محاکم ولایتی) و محاکم ابتدائیه (محاکم ولسوالیها) و محاکم خاص است. چنانچه در ماده 116 قانون اساسی میخوانیم: «قوه قضائيه رکن مستقل دولت جمهوری اسلامی افغانستان میباشد. قوه قضائيه مرکب است از يک ستره محکمه، محاکم استيناف و محاکم ابتدائيه که تشکيلات و صلاحيت آنها توسط قانون تنظيم میگردد. ستره محکمه به حيث عاليترين ارگان قضائی در رأس قوهی قضائيه جمهوری اسلامی افغانستان قرار دارد.» مادههای 120 تا 122 قانون اساسی کشور صلاحیتهای قوهی قضائیه را تذکر داده است: «صلاحيت قوه قضائيه شامل رسيدگی به تمام دعاويی است که از طرف اشخاص حقيقی يا حکمی, به شمول دولت , به حيث مدعی يا مدعی عليه در پيشگاه محکمه مطابق به احکام قانون اقامه شود.» (ماده120 قانون اساسی) «بررسی مطابقت قوانين, فرامين تقنينی, معاهدات بين الدول و ميثاقهای بين المللی با قانون اساسی و تفسير آنها بر اساس تقاضای حکومت و يا محاکم, مطابق به احکام قانون از صلاحيت ستره محکمه میباشد.» (ماده 121 قانون اساسی) «هيچ قانون نمیتواند در هيچ حالت, قضيه يا ساحهيی را از دايرهء صلاحيت قوه قضايه به نحوی که در اين فصل تحديد شده، خارج بسازد و به مقام ديگر تفويض کند. اين حکم مانع تشکيل محاکم خاص مندرج مواد شصت و نهم, هفتاد و هشتم و يکصد و بيست و هفتم اين قانون اساسی و محاکم عسکری در قضايای مربوط به آن نمیگردد. تشکيل و صلاحيت اين نوع محاکم توسط قانون تنظيم میگردد.» (ماده 122 قانون اساسی)
گزارش نظارت از وضعيت و عملکرد محاكم و سيستم قضایی در افغانستان این که قوهی قضائیه در کشور ما از چه وضعیتی برخوردار بوده و تا امروز چطور عمل نموده است، موضوعی است که در گزارشی از سوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان با عنوان «گزارش نظارت از وضعيت و عملکرد محاكم و سيستم قضایی در افغانستان» به بررسی گرفته شده است. این گزارش در حدود 50 صفحه بوده و تلاش نموده است تا تصویری واضح و دقیقی از وضعیت محاکم در کشور داده و مشکلات و چالشهای مهم این نهاد ملی را همراه با دستآوردها و موفقتیتهای مهم آن، به خوانندگانش ارایه نماید. هدف ما از این نوشتهی کوتاه تمرکز بر نقاط مهم این گزارش بوده و تلاش خواهیم کرد تا مطالب مهم این گزارش را به شکل کوتاه در اختیاز خوانندگان عزیز قرار دهیم.
نیازمندی به توسعه و انکشاف بیشتر در محاکم در کزارش نظارت از وضعيت و عملکرد محاكم و سيستم قضایی در افغانستان به توسعه و انکشاف محاکم اشاره شده و تأکید گردیده است که دولت افغانستان در چند سال اخیر دستآوردهای خوبی در این زمینه داشته است اما به باور گزارش این پیشرفتها محدود بوده و مبتنی بر نیازمندی که وجود دارد کافی به نظر نمیرسد. در گزارش به مسئله استقلال محاکم در دو گونهی نهادی و فردی اشاره شده است که در قوانین ملی تسجیل گردیده است. مبتنی بر ماده 116 قانون اساسی قوهی قضائیه به عنوان یک رکن مستقل دولت تذکر داده شده و در انجام مسؤولیتها و فعالیتهای خود مستقل میباشد. پیش بینی برنامههای مشخص در جهت اصلاح و انکشاف سیستم قضایی کشور، موردی دیگری است که در گزارش به آن تأکید گردیده و به عنوان یک گام مهم و اساسی در راستای توسعه و انکشاف قوهی قضائیه در کشور انعکاس داده شده است. اجرای برنامههای ظرفیتسازی وتقویت تواناییهای علمی و فنی کارمندان و قضات در محاکم موردی دیگری است که در گزارش آورده شده و به آن به عنوان یک ضرورت مهم در سیستم قضایی کشور تأکید گردیده است. اگرچه دولت افغانستان در جریان سالهای اخیر تا حدودی توانسته با کمک نهادها و دولتهای کمک همکار برنامههای محدودی در رابطه به بلند بردن سطح آگاهی و تواناییهای علمی و حقوقی قضات و کارمندان محاکم داشته باشد ولی آنچه که در گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان آمده است نشان میدهد که هنوز هم نیازمندی جدی دراین زمینه وجود داشته و کارمندان محاکم بهحصوص قضات این نهاد با مشکلات جدی در این زمینه مواجه اند.
نبود شرایط و فرصتهای دسترسی آسان به محاکم در گزارش تأکید شده است؛ با تمام کارهای که در زمینه توسعه و اصلاح نظام قضایی وتشکیلات محاکم صورت گرفته است هنوز هم مشکلاتی جدی در زمینههای دسترسی مردم به محاکم منصفانه و عادلانه محدود بوده و مشکلاتی جدی در این زمینه وجود دارد. نا امنی دوام دار باعث گردیده تا در 47 ولسوالی از 14 ولایت کشور محاکم ابتدائیه مسدود بوده و مردم عملا فرصت درسترسی به محاکم را از دست بدهند. 47 ولسوالی که شامل 7 ولسوالی در ولایت قندهار، 6 ولسوالی در ولایت هلمند، یک ولسوالی در ولایت نیمروز، 2 ولسوالی در ولایت دایکندی، 2 ولسوالی در ولایت غور، 7 ولسوالی در ولایت غزنی، 6 ولسوالی در ولایت فراه، 3 ولسوالی در ولایت بادغیث، یک ولسوالی در ولایت سرپل، یک ولسوالی در ولایت فاریاب، 4 ولسوالی در ولایت خوست، 4 ولسوالی در ولایت پکتیا، یک ولسوالی در ولایت کندز و 2 ولسوالی در ولایت زابل میباشد. در بخشی از این گزارش میخوانیم: «عدم دسترسی كافي (آسان) مردم به سیستم رسمی عدالت و بی اعتمادی نسبت به آن، باعث نا امیدی آنها ازاجرای عدالت و یا رجوع به سیستمهای غیر رسمی میگردد که رجوع به سیستمهای غیر رسمی نیز ممکن است به فیصلههای غیرعادلانه و برخلاف موازين حقوق بشر به ویژه نقض حقوق زنان منجر گردد.»
مشکلات موجود در اصل استقلال و غیر جانبدارانه بودن محاکمپ تحقیقات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغنستان دراین زمینه نشان میدهد که بررغم ادعاهای که وجود دارد در بسیاری از موارد محاکم کشور تحت تأثیر مقامات عالی رتبهی دولتی و شخصیتهای با نفوذ محلی قرار داشته و اصل غیر جانبدارانه بودن آن تحت سوال قرار دارد. موجودیت فساد اداری در محاکم باعث شده تا افراد زورمند و با نفوذ زمینه و فرصت بیشتری یافته و بادادن رشوت و یا استفاده از قدرت و نفوذ، محاکم راتحت تأثیر خودشان درآورده و وادار به فیصلههای غیر عادلانه و جانبدارانه نمایند. چیزی که باعث شده در موارد متعددی مردم از سیستم قضایی رسمی روی گردان شده و به سیستم غیر رسمی مثل جرگهها نظر شخصیتهای با نفوذ محلی و حتا جریانهای غیر قانونی مثل طالب برای بدت آوردن حق شان مراجعه گنند. تأثیر پذیری محاکم از نفوذ شخصیتهای محلی و مسؤولان بلند پایهی دولتی، باعث گردیده تا فرصتهای دسترسی مساوی شهروندان به عدالت از بین رفته و از اعتبار و جایگاه این نهاد مهم و اساسی دولت در میان مردم کاسته شده و اعتماد لازم را که باید مردم نسبت به این بخش از دولت داشته باشند، از دست بدهد. گزارش کمیسیون نشان میدهد که محاکم در تحصیل دلایل به روشهای قانونی دقت لازم را به خرج نداده و در جریان محاکمه، قضات عمدتا به همان چیزی اکتفا میکنند که قبلا توسط ارگانهای کشفی و تحقیق تهیه گردیده و در دوسیه موجود میباشد. در گزارش آمده است که تعداد زیادی از دوسیهها در وقت معین مورد رسیدگی قرار نگرفته و این امر باعث گردیده است تا تعدادی زیادی از محکومان و متهمان ماهها و حتا سالها بدون این که وضعیت حقوقی آنها مشخص گردد، تحت بازداشت و حبس بوده و از حقوق و آزادیهای شان محروم گردند.
عدم دسترسی کافی به وکلای مدافع در تمام دعاوی حقوقی و جنایی نقش وکیل مدافع یکی از مهمترین و اساسیترین مباحث در جریان دادگاه به حساب میآید. بدون تردید تمام کسانی که در یک جامعه زندگی میکنند توانایی استدلال حقوقی و دفاع ازاتهامات و یا ادعای که علیه آنها در محاکم مطرح میشود را ندارند. به همین دلیل تنها کسانی که دانش حقوقی داشته باشند بدلیل شناخت از قانون و مقررات میتوانند به عنوان وکیل مدافع و یا مساعد حقوقی در دعاوی و قضایایی حقوقی و جنایی به نفع متهم یا طرف دعوی، استدلال نموده و دفاع کنند. از لحاظ قانونی هر متهم یا طرف دعوی حقوقی حق دارد، وکیل مدافع داشته و در جریان محکمه از کمکهای او سود ببرد یا اینکه خود او به نفع خودش دفاع کند. گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در مورد وضعیت محاکم نوشته است؛ کمبود اشخاص مسلکی و با تجربه همراه با برخی از دلایل دیگر، محدودیتهای را در این زمینه ایجاد نموده است که به نحوی متهمان و اشخاص که در محاکم دعوی حقوقی دارند را متضرر میکند. در بخشی از این گزارش میخوانیم: « نبود و یا کمبود وکلای مدافع و مساعدین حقوقی، عدم استطاعت مالی، بیاعتمادی مردم به وکیل مدافع و بیخبری آنها از نقش وکیل مدافع و نهادینه نشدن ارزش و جایگاه وکالت دفاع در سیستم قضایی کشور، دلایل اصلی عدم دسترسی کافی مردم به وکلای مدافع و مساعدین حقوقی و یا عدم برخورداری مردم از این خدمات میباشد.» مبتنی بر گزارش کمیسیون عدم توجه و اعتنای قضات به وکلای مدافع یکی از مشکلات در جریان محکمه است.قضات به صلاحیتهای قانونی وکلای مدافع احترام نداشته و در مواردی اگرچه شکلیات محکمه رعایت شده و وکیل مدافع دفاعیهی خودش را میخواند ولی قضات بدون توجه به دفاعیهی وکیل مدافع، رأی خودشان را مبتنی بر صورت دعوی که توسط سارنوال تهیه شده و برداشت خودش از قضیه، صادر نموده و به این ترتیب به دفاعیهی وکیل مدافع توجه لازم صورت نگرفته و اصلا به کار و تلاش او اهمیت قایل نمیگردد.
عدم رعایت معیارهای محاکمه عادلانه تحقیقات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان میدهد که در بسیاری از موارد معیارهای اصلی یک محاکمه عادلانه رعایت نشده و به همین دلیل فیصلههای محاکم در مواردی عادلانه نخواهد بود. در گزارش میخوانیم: «عدم موجودیت تعداد کافی وکلای مدافع و یا عدم امکان دسترسی لازم به آنان، کمبود قضات مسلکی و پایین بودن سطح آگاهی آنان، ضعف حاکمیت قانون، تهدیدات امنیتی، غیابت قضات، عدم مسوولیت پذیری لازم از جانب برخی ازقضات، عدم اعتقاد و باورعده ای از قضات به برخی از معیارهای محاکمهی عادلانه، کمبود امکانات و تسهیلات لازم به منظور تثبیت حالت، کیفیت و چگونگی یک عمل جرمی و تشخیص مجرمین، خلاء قانونی در بعضی موارد و نبود نظارت بر عملکرد قضات از عوامل اصلی عدم رعایت کامل معیارهای محاکمه عادلانه میباشد.» این گزارش نشان میدهد که قوهی قضائیهی کشور به شدت از کمبود قضات و کارمندان مسلکی رنج برده و در حال حاضر تعدادی زیادی از پستهای این نهاد خالی بوده و عملا بدلیل نبود افراد مسلکی کسی در آنها استخدام نشده است. در بخشی از این گزارش امده است: «آمارهای ارائه شده توسط ستره محکمه در مورد تشکیلات و پرسونل محاکم نشان میدهد که تشکیل منظور شدۀی قوهی قضاییه به شمول قضات و کارمندان اداری، مجموعا 4390 نفر است که از آن جمله به تعداد 3232 تن بر حال وظیفه بوده و به تعداد 1158 بست کمبود وجود دارد. تعداد مجموعی قضات که بر حال وظیفه میباشند، به 1505 تن میرسد که از آن جمله 120 تن زن میباشد و به تعداد 777 بست کمبود وجود دارد. تعداد مجموعی کارمندان اداری که برحال وظیفه اند بالغ میشود به 1727 تن که از آن جمله تعداد 218 تن آن را زنان تشکیل میدهد و به تعداد 381 بست کمبود وجود دارد.» علاوه بر کمبود افراد مسلکی در قوهی قضائیه سطح پایین دانش و معلومات حقوقی قضات و افراد مسکلی این نهاد یکی از مشکلات جدی دیگر است که کارآیی و اعتبار این نهاد را کاهش داده است. در گزارش آمده است: «آمار ارائه شده در مورد درجه تحصیل قضات و کارمندان اداری به این ترتیب است: سه نفر دارای سند دوکتورا، هشت نفر دارنده سند ماستری، 1623 نفر دارنده سند لیسانس، 397 نفر دارای سند فوق بکلوریا، 1104 نفر دارای سند بکلوریا و تعداد 98 نفر دیگر دارای تحصیلات خصوصی میباشند.» موضوع غیابت یا غیر حاضری قضات یکی از مشکلات اداری دستگاه قضایی کشور است. تحقیقات کمیسیون نشان داده است که تعدادی زیادی از قضات به حاضری در اداره پایبندی نشان نداده و عمدتا غیر حاضر اند. در حالیکه ماده بیستم مقرره طرز سلوک قضایی بر حاضر بودن قضات تأکید جدی داشته ولی مبتنی بر گزارش تهیه شده توسط کمیسیون تعدادی زیادی از قضات به خصوص در ولسوالیها به حاضری اهمیت نداده و عمدتا غیر حاضرند. غیر حاضری قضات یا به گونهی است که در جریان روز و ساعت کاری تنها بخشی از ساعات را در وظیفه میباشند و یا در جریان هفته تنها دو یا سه روز بهدفتر کارشان میآیند.
امتیازات قضات و کارمندان محاکم قضا یکی از مهمترین و حساسترین موقعیتهای کاری در دایره دولت است. فرصتها یا زمینههای فساد و آلوده شدن به رشوت در این نهاد خیلی بیشتر از نهادهای دیگر دولتی است. بنا بر این مهم است تا کارمندان این نهاد به خصوص قضات از امتیازات مالی برخوردار باشند که بتواند نیازمندی شخصی آنان را برآورده نماید. روشن است قاضی نیازمند و محتاج انگیزه بیشتری برای گرفتن رشوت داشته و احتمال آلوده شدن او به فساد مالی و رشوت بیشتر خواهد بود. گزارش کمیسیون در رابطه به امتیازات مالی قضات نوشته است: «با آنکه درسالهای گذشته پایین بودن سطح معاشات قضات یکی از چالشها و یکی از دلایل عمدهی ترویج و تداوم فساد و رشوت به حساب میآمد؛ اما خوشبختانه دولت افغانستان از نیمه دوم سال 1387 میزان معاش قضات را تا حدودی افزایش داد و از ماه ثور سال 1389 ستره محکمه معاش قضات را درسه کتگوری 20000 افغانی، 30000 افغانی و 40000 افغانی افزایش داده است. معاش کدری قضات نیز از هفت هزار و پنجصد افغانی الی پانزده هزار افغانی افزایش یافته است.» بنا بر این گفته میتوانیم قضات محاکم از لحاظ مالی مشکل خاصی نداشته و خوشبختانه در شرایط فعلی از لحاظ تأمینات مالی در وضعیت بهتری بسر میبرند.
نتیجه مبتنی بر تحقیقات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان قوهی قضائیهی کشور بررغم کارهای که تاکنون در جهت بهبودی آن انجام یافته هنوز هم مشکلات خودش را داشته و نتوانسته است اعتماد مردم را نسبت به خودش جلب نماید. هنوز نیاز جدی وجود دارد تا قوهی قضائیهی کشور از لحاظ کمی و کیفی توسعه بیشتر یافته و انکشاف یابد. تا فرصتها دسترسی آسان مردم به محاکم در سراسر کشور ایجاد شده و توانایی ها و طرفیت این نهاد تقویت یابد. هنوز هم سولاتی جدی در زمینهی استقلالیت و غیر جانبدارانه بودن محاکم وجود داشته و ایجاب میکند تا مسؤولان محترم این نهاد برنامهی جدی را در رابطه به تأمین و حفظ استقلال و غیرجانبدارانه بودن محاکم داشته و تلاش نمایند از این طریق اعتماد مردم را نسبت به قوهی قضائیهی کشور بدست بیاورند. هنوز در بسیاری از موارد معیارهای محاکمهی عادلانه رعایت نشده و دلایل زیادی وجود دارد که نشان میدهد قضات و کارمندان دستگاه قضایی کشور به این معیارها توجه نداشته و فیصلههای قضایی مبتنی بر اراده و صلاحدید و سلیقه شخصی قضات صادر میشود. هنوز ادارات قضایی با مشکلات اداری چون عدم پایبندی به حاضری و مسایل مثل آن مواجه بوده و به این دلیل مردم و مراجعه کنندگان این نهاد همواره با مشکلات ناشی از بیتوجهی کارمندان این نهاد مواجه اند. چیزی که بیشتر از هر چیز دیگر رابطه بین مردم و محاکم را صدمه زده و اعتماد بین آنها را از بین برده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/07/18ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
مشارکت جوانان در زندگی جمعی م. ع. بشارت
ورود وقتی از مشارکت جوانان در زندگی جمعی حرف میزنیم، همزمان دو موضوع جداگانه ولی مرتبط به هم به عنوان شاخص یا معیار سنجش، قوت یا ضعف مشارکت آنان در حیات جمعی مطرح شده و نیازمند تمرکز و تحلیل است. 1 فرصتها و چالشهای مشارکت؛ 2 میزان مشارکت. در بحث فرصتها و چالشهای مشارکت، زمینهها و موانع مطرح در امر مشارکت جوانان در امور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، مورد بررسی قرار گرفته و به خصوص فرصتها و چالشهای قانونی در کنار دیدگاه حاکمیت نسبت به فرصتهای این چنینی در رابطه با جوانان از مهمترین مباحث محسوب میگردد. مهم است تا تمام فرصتهای قانونی و این که چقدر به این فرصتها از طرف حاکمیت احترام گذاشته شده و مورد عمل قرار میگیرد، بررسی شده و چالشهای موجود در این مسیر شناسایی گردد. و اما در بحث میزان مشارکت، طبیعی است که به واقعیتهای عینی حضور جامعهی جوان در تعاملات و تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور توجه شده و میزان حضور عینی جوانان در زمینههای یادشده، معیار سنجش میزان مشارکت آنان خواهد بود.
الف: فرصتها و چالشهای مشارکت جوانان در زندگی جمعی: وقتی از فرصتها و چالشهای مشارکت قشر جوان در زندگی جمعی حرف میزنیم باید قبول کنیم که جوانان جامعهی ما فرصتهای اندک ولی چالشهای متعدد و جدی ای را در راستای مشارکت در زندگی جمعی دارند. در روابط اجتماعی کمتر به آنها فرصت داده شده و اعتماد میگردد. در تعاملات سیاسی به دیدگاهها و نظرات جوانان اهمیت چندانی داده نمیشود و در امور اقتصادی در حالیکه چرخ اساسی اقتصاد روی شانههای این قشر میچرخد ولی باز هم موقعیت و جایگاه این قشر در مرحله تصمیمگیری چندان محسوس به نظر نمیرسد. حاکمیت سنتها و عرف و عنعنات در جامعه، به نحوی باعث گردیده است، جامعهی افغانی به عنوان یک جامعه بزرگسالار تمام فرصتها و زمنیههای مشارکت در زندگی جمعی را حق بلامنازع مویسفیدان دانسته و فرصتهای کمتری را در زندگی اجتماعی برای قشر جوان بدهد. واقعیتی که اجازه میدهد تا در تمام تعاملات و تحولات اجتماعی فیصله یا نظریهی را که یک مویسفید ارائه کرده است باید بپذیریم حتا اگر این فیصله یا نظریه درست هم نباشد. بحث استخدام جوانان در ادارات و موسسات ملی و بین المللی در کشور چالشی دیگری است که به نحوی فرصتها و زمینههای اشتراک در زندگی جمعی را از جوانان سلب نموده است. همواره دیده شده است که اعلانات استخدام کارمند یا به تعبیر معمول اعلان کاریابی، یکی از شرایط استخدام کارمند را تجربهی کاری مثلا 3 ساله یا کمتر و زیادتر قید نموده است. واقعیتی که در شرابط کنونی، یکی از چالشهای جدی کاریابی در برابر جوانان جامعهی ما بهشمار آمده و باعث گردیده است تا تعدادی زیادی از جوانان ما که تازه از دانشگاهها و مؤسسات تحصیلات عالی سند فراغت بدست میآورند بیکار باقی بمانند. و اما در بررسی فرصتها و چالشهای قانونی حضور جامعهی جوان در فعالیتها، تعاملات و تحولات کشور، باید گفت جامعهی افغانی نیز با محدودیتهای روبهرو است که در بسیاری از جوامع، متعارف و معمول است. مثلا داشتن سن معین برای نامزدشدن در پستهای ریاست جمهوری، وکالت مجلس نمایندگان و مجلس سنا و همچنان نامزد شدن در پست قضاوت وموارد دیگری که عمدتا در قانون اساسی و قوانین عادی کشور پیش بینی گردیدهاند. باید اقرار کنیم پیشبینی داشتن سن معین برای نامزدشدن در پستهای متذکره با توجه به واقعیتهای عینی جامعه ممکن است خیلی سوال برانگیز نباشد ولی از لحاظ حقوق بشری شاید بهتر بود تا پیشتر از مورد سن افراد داوطلب به میزان تحصیلات و تخصص آنان اشاره میگردید. موردی که میتوانست علاوه بر احیاء فرهنگ، تخصص محوری در ادارات و موقعیتهای کاری، به نحوی معقولیت یا منطقی بودن معیار سن افراد داوطلب را نیز ضمانت کند. زیرا وقتی کسی موفق به گرفتن مدارک و سند فراغت از مؤسسات تحصیلات عالی و دانشگاهها میگردد، قطعا از لحاظ سنی نیز در موقعیتی قرار دارد که بتواند مدیریت کند. مادهی 62 قانون اساسی کشور در رابطه به شرایط کسی که میتواند خود را به مقام ریاست جمهوری کشور نامزد کند مینویسد: « شخصی که به رياست جمهوری کانديد میشود، واجد شرايط ذيل میباشد: 1- تبعهی افغانستان،مسلمان و متولد از والدين افغان بوده و تابعيت کشور ديگری را نداشته باشد؛ 2- در روز کانديد شدن سن وی از چهل سال کمتر نباشد؛ 3- از طرف محکمه به ارتکاب جرايم ضد بشری، جنايت و يا حرمان از حقوق مدنی محکوم نشده باشد. هيچ شخص نمی تواند بيش از دو دوره به حيث رئيس جمهور انتخاب گردد. حکم مندرج اين مادهی در مورد معاونين رئيس جمهور نيزتطبيق میگردد.» طوری که مشخص است در این مادهی از قانون اساسی به تحصیلات شخصی که به ریاست جمهوری نامزد میشود اصلا اشاره نشده است در حالی که سن او یکی از معیارهای جدی برای نامزد شدن عنوان گردیده است. این مادهی قانون اساسی خواسته یا نخواسته جوانان را از احراز این مقام محروم کرده و عملا فرصت دستیابی آنان را به این مقام سلب کرده است. مبتنی بر این مادهی قانون اساسی کسانی که از چهل سال کمتر عمر دارند نمیتوانند به عنوان معاون ریئس جمهور نیز انتخاب شده و تعیین گردد. مادهی 72 قانون اساسی نیز در یک حکم مشابه از داشتن سن معین برای نامزد شدن در پست وزارت در حکومت دستور داده است. در این ماده میخوانیم: «شخصی که به حيث وزير تعيين میشود واجد شرايط ذيل میباشد: 1- تنها حامل تابعيت افغانستان باشد؛ هرگاه کانديد وزارت، تابعيت کشور ديگری را نيز داشته باشد؛ ولسیجرگه صلاحيت تأييد و يا رد آن را دارد؛ 2- دارای تحصيلات عالی، تجربه کاری و شهرت نيک باشد؛ 3- سن وی از سی و پنج سال کمتر نباشد؛ 4- از طرف محکمه به ار تکاب جرايم ضد بشری، جنايت و يا حرمان از حقوق مدنی محکوم نشده باشد.» طوری که دیدیم در این ماده نیز داشتن سن معین از شرایط مهم احراز مقام وزارت در حکومت محسوب شده و کسانی که کمتر از 35 سال عمر داشته باشند عملا نمیتوانند دراین پست نامزد باشند. ماده 85 قانون اساسی در رابطه به شرایط کسانی که به عضویت در شورای ملی (محلس نمایندگان و مجلس سنا) نامزد میشوند حکم کرده است در این مادهی از قانون اساسی آمده است: «شخصی که به عضويت شورای ملی کانديد يا تعيين میشود، علاوه بر تکميل شرايط انتخابکنندگان و اجد اوصاف ذيل می باشد: 1- تبعهی افغانستان بوده يا حداقل ده سال قبل از تاريخ کانديد يا تعيين شدن، تابعيت دولت افغانستان را کسب كرده باشد؛ 2- از طرف محکمه به ارتکاب جرايم ضد بشری، جنايت و يا حرمان از حقوق مدنی محکوم نشده باشد؛ 3- اعضای ولسیجرگه سن بيست و پنجسالگی را در روز کانديد شدن، و اعضای مشرانوجرگه سن 35 سالگی را در روز کانديد، يا تعيين شدن، تکميل کرده باشند.» در این ماده بازهم به محدودیت سنی برای نامزد شدن یا تعیین شدن به عضویت در شورای ملی اشاره شده در حالی که از داشتن تحصیلات عالی آنهایی که میخواهند عضویت این دو مجلس را بدست بیاورند هیچ تذکری به عمل نیامده است. مادهی 118 قانون اساسی در مورد شرایط اعضای ااسترهمحکمه بوده و مینویسد: « عضو ااسترهمحکمه و اجد شرايط ذيل میباشد: 1- سن رئيس و اعضاء در حين تعيين از چهل سال کمتر نباشد؛ 2- تبعهی افغانستان باشد؛ 3- در علوم حقوق و يا فقهی تحصيلات عالی و در نظام قضایی افغانستان تخصص و تجربه کافی داشته باشد؛ 4- دارای حسن سيرت و شهرت نيک باشد؛ 5- از طرف محکمه به ارتکاب جرايم ضد بشری، جنايت و يا حرمان از حقوق مدنی محکوم نشده باشد؛ 6- در حال تصدی وظيفه در هيچ حزب سياسی عضويت نداشته باشد.» جالبترین مورد را که در قوانین عادی در رابطه به محدودیت حق داشتن فرصتهای قانونی جوانان در امر مشارکت در زندگی جمعی یافتم مادهی 6 قانون شوراهای ولایتی کشور است. در این ماده آمده است: «شورای ولایتی در اولین اجلاس خود که تحت ریاست مسنترین عضو شورا دایر میگردد، از بین خویش رئیس، معاون و منشی شورا را انتخاب مینماید. هرگاه یکی از نامزدان در مرحلهی اول به کسب اکثریت کل آرا نایل نگردد، رأی گیری برای دور دوم بین دو نامزدی که بیشترین آرا را به دست آوردهاند، صورت میگیرد. در این مرحله نامزدی که بیشترین آرا را به دست آورد، به حیث رئیس شورا انتخاب میگردد. درصورت تساوی آراء در این مرحله، مسنترین نامزد به حیث رئیس شورا انتخاب میگردد.» این را که در شورای ولایتی نسبتا فرصت بهتری برای مشارکت جوانان داده شده است میپذیریم. یعنی در نامزد شدن افراد برای به دست آوردن عضویت شورای ولایتی سن مشخصی در قانون تعیین یا تعریف نشده است ولی طرح برنده اعلان شدن مسنترین نامزد مقام ریاست شورا در صورت تساوی آراء در مرحلهی دوم انتخابات، یکی از جالبترین موارد قانونی است که به صورت آشکارا نسبت به حقوق و فرصتهای جامعهی جوان کشور نگاه سهلانگارانه داشته است. شاید مواردی را که از قانون اساسی و قانون شوراهای ولایتی در رابطه به محدودیت سنی کسانی که میخواهند در پستهای اداری و قضایی متذکره کار نمایند، تذکر دادیم، در قوانین خیلی از کشورهای جهان و حتا کشورهای توسعهیافته نیز داشته باشیم ولی آنچه که میتواند به نحوی به عنوان یک چالش در دایرهی فرصتهای قانونی در امر مشارکت جوانان در زندگی جمعی به حساب آید. تأکید جدی است که قانون اساسی کشور در این موارد داشته است به خصوص در رابطه به نامزد شدن در مقام ریاست جمهوری و نمایندگی دو مجلس نمایندگان و سنا که از سن به عنوان یکی از مهمترین معیارهای نامزد شدن یادآوری شده و به مورد تحصیلات که بطور قطع یکی از ضروری ترین و مهم ترین مورد است حتا اشاره هم نداشته است. بنا بر این، اگر صادقانه قضاوت کنیم بدور از واقعیت نخواهد بود که بگوییم جامعهی افغانی هنوز مبتنی بر واقعیتهای مثل عرف و عنعنات، اعتماد لازم را نسبت به نسل جوان خویش نداشته و به نحوی خواسته یا نخواسته چالشهای جدی را در راستای دسترسی جوانان به حق مشارکت در زندگی جمعی یا سهیم شدن در مدیریتهای کلان کشور، خلق نموده است.
ب: میزان مشارکت: طوری که دیدیم جوانان کشور ما اگرچه با چالشها و محدودیتهای موردی قانونی، در امر مشارکت در زندگی جمعی مواجهاند ولی حضور فعال و گسترده نسل جوان کشور در تمامی زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتا سیاسی و نظامی کشور، نشان میدهد که نسل جوان علاوه بر محدودیتهای متذکره یکی از مهمترین نیروهای مؤثر در تحولات کشور محسوب میگردد. حضور گسترده و فعال نسل جوان در چندین انتخابات گذشته یکی از نمونههای بارز و محرز تأثیرگذاری نسل جوان در تحولات کلان کشور بوده و ثابت نمود که نسل جوان اعتبار و جایگاه خویش را در تمامی تحولات مهم کشور داشته و دارد. سهم بزرگ و سنگین نسل جوان در اردو و پولیس ملی کشور، نمونهی دیگری از حضور فعال و مؤثر نسل جوان در تعاملات و تحولات مهم کشور بوده و بدون تردید نشان میدهد که نادیده گرفتن نسل جوان حتا اگر در برخی از موارد، قانونی هم باشد، عملا ممکن نیست. شاید قانون بتواند از ورود یک جوان در دایره وکلای شورای ملی یا مقام ریاست جمهوری و کابیه یا عضویت در ااسترهمحکمه جلوگیری کند ولی باز هم ناگزیر خواهیم بود تا حضور نسل جوان را در مقاطع پایین اداری و صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی کشور، بپذیریم. جاهایی که حتا بدون حضور نسل جوان نمیتوانند اعتبار و شخصیت لازم خویش را داشته باشند. باید اقرار کنیم حضور نسل جوان در زندگی جمعی و مشارکت آنان در دوایر دولتی و نهادهای ملی یک ضرورت بوده و مهم است تا دولت افغانستان و جامعهی جهانی در این خصوص نگرش جدیتری داشته باشند. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان گزارشی از وضعیت و عملکرد محاکم و سیستم قضایی در کشور در اوایل سال جاری به نشر رساند که در آن به موجودیت تعدادی زیادی از کارمندان و قضات در تشکیلات قضایی و عدلی کشور اشاره شده است که به دلیل کبر سن قادر به اجرای مسؤولیتهای قانونی شان نمیباشند. این کمیسیون در بخشی از پیشنهادهای خویش تأکید میکند که ااسترهمحکمه باید به نسل جوان فرصت بیشتری داده و عملا قضات و مسؤولانی را که به دلیل کبر سن قادر به انجام مسؤولیتهای خود نمیباشند با قضات و کارمندان جوان جایگزین کند. در بخشی از این گزارش میخوانیم: « به مقام استرهمحکمه پیشنهاد میشود تا اقدامات سریع را برای استخدام پرسنل مسلکی و اداری جهت تکمیل تشکیل محاکم اتخاذ نموده و آن عده از قضات و مسؤولان محاکم که نسبت کبر سن قادر به کار نمیباشند، را به تقاعد سوق داده و در عوض کدرهای جوان را استخدام نمایند.» تحقیق دیگری که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در سال 1388 در مورد بررسي وضعيت زنان شاغل در ادارات دولتي افغانستان آنجایم یافته بود، نشان میدهد که بخش قابل ملاحظهی از زنان شاغل در ادارات دولتی مربوطه به گروه سنی جوان (18 تا 30 سال) میباشد. در این گزارش میخوانیم: «اکثريت زنان شاغل در گروه سني جوان قرار دارند و داراي نيروي لازم جهت پيش برد امور ادارهاند چنانچه از مجموع 1509 زن شاغل 6/44 درصد آنها در رده سني 18 تا30 سال، 52.5 درصد زنان شاغل در ردهی سني 31 تا50 سال و 9/2 درصد از زنان شاغل از پنجاه سال به بالا مي باشند.»
نتیجه: بنا بر آنچه گفته شد، درمییابیم که نسل جوان علاوه بر این که از فرصتها و زمینههای محدودی در دسترسی به موقعیتهای مهم اداری برخورداراند ولی عملا مشارکت جدی و محسوسی را در تمام زمینههای مهم زندگی جمعی اعم از اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی از خود نشان داده است. طوری که نادیده گرفتن نسل جوان در فعالیتها، تحولات و تعاملات کشوری به معنی نادیده گرفتن واقعیتها عینی جامعه بوده و به نحوی چشمپوشی از آنچه که عملا وجود دارد، محسوب میگردد. بنا بر این مهم است تا دولت افغانستان و همچنان جامعهی جهانی با تمرکز بیشتر به نقش جوانان در تحولات و تعاملات کشور، فرصتها و زمینههای بیشتر و بهتری را برای نسل جوان در امر مشارکت آنان در زندگی جمعی در نظر گرفته و به آنها اعتماد کنند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/07/18ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
حقوق زن در اسلام از دیدگاه امام یحییی هندی؛ مشاور رئیس جمهور اوباما در امور دینی و اسلامی و امام یکی از مساجد در ایالات متحده آمریکا
سلیم آشنا (م. ع. بشارت)
مقدمه حقوق زن در اسلام یکی از مباحث عمده و قابل تأمل در جامعهی اسلامی بوده و دیدگاهها و نظریات متعدد و حتا در مواردی متناقض نسبت به هم از سوی علما و محققان اسلامی در این مورد مطرح بوده است. بیشتر علما و بزرگان دینی بر این باورد است که زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه انسانی از حقوق و امتیازات مساوی و برابر با مردان در زندگی اجتماعی و خانوادگی برخوردار بوده و هیچ تفاوت یا تمایزی بین زن و مرد در حقوق و امیتازات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی وجود ندارد. ولی نظریاتی هم وجود دارد که ملاحظات خود شان را نسبت به حقوق برابر و یکسان آنان با مردان در زندگی اجتماعی و خانوادگی نیز دارند. اما آنچه را که بیشتر علما میپذیرند و مستندات قرآنی نیز آن را تأیید میکند نظریه تساوی زنان و مردان در تمام زوایای زندگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است که خوشبختانه در شرایط کنونی به عنوان یکی ازمباحث مطرح در این زمینه توسط علما و دانشمندان اسلامی مورد توجه و دقت قرار دارد. یکی از این علما جناب امام یحیی هندی است که فلسطین الاصل بوده و فعلا در ایالات متحده آمریکا به عنوان امام یکی از مساجد مهم در واشنگتن فعالیت دارد. آقای هندی در عین زمان به عنوان مشاور امور دینی و اسلامی رئیس جمهور اوباما نیز در قصر سفید وظیفه دارد. این عالم دینی در ماه گذشته سفری به افغانستان داشت و با تعدادی از علما و فعالان حقوق بشر وبه خصوص حقوق زن در کشور ملاقات نموده و مباحث مهمی را در رابطه به حقوق زن در اسلام مطرح نمود. یکی از این نشستها ملاقی بود که آقای یحی هندی با تعدادی از کارمندان کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و برخی از علما و فعالان حقو زن در کشور داشت. وی دراین ملاقات توضیحات جالب و مهمی را در رابطه به حقوق زن در اسلام داشت که شما را به خواندن بخشی از این صحبت ها که اصلا به زبان انگلیسی بوده و ترجمه گردیده است دعوت میکنم.
از ارزشهای موجود در اسلام تا باورهای عامیانه بین مردم
آقای هندی صحبتهای خود را با بحثی در رابطه به حاکمیت عرف و عنعنات خرافی که در مواردی حتا ارزشها و اصول دین مقدس اسلام را در رابطه به حقوق زن، تحت تأثیر قرار داده و به نحوی کمرنگ نموده است شروع نمود. او گفت: «من باور دارم که اسلام دارای برخی از ارزشهای است که متأسفانه تحت تأثیر عرف و عنعنات اجتماعی کمرنگ گردیده و حتا فراموش شده است. باید بپذیریم که اسلام بیشتر از این که روی لباس یا ظاهر انسانها تأکید کند بر معنویت و عدالت اجتماعی تمرکز داشته و توجه دارد. بد بختانه برخی از مردم به مسایلی باور دارند که اصلا دراسلام نیست و این مسایل بیشتر ناشی از عرف وعنعنات است. یکی از این موارد حقوق زنان در اسلام است. متأسفانه تعدادی برخلاف اصول ومعتقدات اسلامی زنان را در جایگاهی تصور می کنند که اصلا اسلامی نبوده و نیست در این دیدگاه حقوق آنان نادیده گرفته میشود و بد تر از همه این که این کار به اسلام نسبت داده میشود در حالیکه اسلام دینی است که حقوق و اعتبار مساوی با مردان را برای زنان قایل و تذکر داده است. قرآن کریم به عنوان کتاب اسلام که در نخستین روز های تولد اسلام به پیامبر گرامی نازل گردیده است اشاراتی واضحی به حقوق زن دارد. در این اشارت جایگاه و ارزش والای زن در جامعه اسلامی آشکارا بیان گردیده و زن به عنوان نیمی از جامعه اسلامی دارای حقوق و امتیازات برابر با مردان شناخته شده است. قبل از اسلام در جامعهی عرب آنزمان به زن به عنوان موجود نگرسته میشد که فلسفه وجودی او بیشتر مبتنی بر نوع غرض جنسی استوار میباشد، در آن شرایط زن به عنوان یک موجود شرم آور شناخته شده و به اجبار از زندگی اجتماعی دور نگهداشته می شد. ولی با ظهور اسلام و نزول قرآن کریم زن جایگاه عادلانه و شایسته خودش را دریافته و از حقوق و امتیازات اجتماعی جدیدی برخوردار گردید.» امام یحیی هندی مشاور امور دینی و اسلامی و امام یکی از مهمترین و برزگترین مساجد در واشنگتن دیدگاهش را در این مورد ادامه داده گفت:
«باید اقرار کنیم که بررغم تأکیدات مشخص قرآن کریم در رابطه به حقوق زنان متأسفانه همان گونه که در زمان قبل از اسلام نگرشها و دیدگاههای غیر انسانی و اسلامی نسبت به زنان وجود داشت هنوز هم در برخی از موارد زنان موجوداتی پنداشته میشوند که از حقوق و امتیازات انسانی و اجتماعی شان عملا محروم بوده و به نحوی خواسته یا نخواسته به ابزاری ارضای غریضههای جنسی تبدیل گریده اند. میخواهم به عنوان یک عالم دین اشاره به مواردی داشته باشم که امروزه در برخی از جوامع در استناد به دین مقدس اسلام به زنان تحمیل شده و آنان را از حقوق و امتیازات اسلامی و انسانیشان محروم میکند. مواردی که قطعا در اسلام نبوده و ناشی از حاکمیت عرف و عنعنات اجتماعی بوده و به اسلام عزیز نسبت داده میشوند.»
نادیده گرفتن حقوق زنان به معنی زنده بگور کردن آنان است
این عالم دینی محرومیت زنان از حقوق بشریشان را نوعی زنده بگور نمودن آنان دانسته و تأکید نمود در صورتی که جوامع اسلامی به حقوق و امتیازات بشری زنان احترام قایل نشده و آنان را از حقوق بشری شان که شامل حق تعلیم و تربیه، حق صحت، حق ملکیت، حق کار، حق آزادی در ازدواج و ... میگردد، محروم نمایند بدون تردید تمام آنها را زنده بگور نموده است. امام یحیی هندی گفت: «ما در یکی از سورههای مبارک قرآن کریم داریم که به مورد زنده به گور کردن دختران توسط اعراب آن وقت اشاره شده است و دراسلام این کار بشدت منع گردیده و از تبعات عرف وعنعنات خرافی تعریف گردیده است. اگرچه امروز دختران را زنده بگور نمیکنند ولی متأسفانه مواردی است که اگر با دقت مطالعه گردد خیلی با زنده بگور کردن زنان ودختران بی شباهت نیست. مثلا اگر ما زنان و دختران را از حق تعلیم و تربیهی شان دور نگهداریم در حقیقت کاری شبیه زنده بگور کردن آنان را انجام داده ایم. و اگر ما زنان را از داشتن حقوق اقتصادی و اجتماعی شان دور نگهداریم در حقیقت باز هم آنها را زنده بگور نموده ایم. اگر ما از دسترسی زنان به عدالت و حقوق اجتماعیشان جلوگیری میکنیم، در حقیقت باز هم آن ها را زنده بگور نموده ایم. وقتی ما به مردان اجازه میدهیم تا بدون حراسی از عاقبت کاری که انجام میدهند، زنان را لت و کوب نموده و مورد شکنجه قرار دهند در حقیقت کاری نمودیم که به معنی زنده بگور کردن زنان است. قاچاق زنان، به کنیزی گرفتن زنان، ازدواج های اجباری زنان و ازدواج های زیر سن آنان در مجموع از رسوماتی است که وجود آنان در جامعه به معنی زنده بگور کردن زنان به حساب میآیند.» خوشبختانه قرآن کریم به ما که مسلمان و پیرو دین مقدس اسلام هستیم رهنمایی نموده است که چگونه میتوانیم از زنده بگور نمودن زنان دوری نموده و به حقوق و امتیازات اجتماعی آنان احترام داشته باشیم. قرآن مجموعهی از قوانین و دستوراتی را برای ما هدیه داده است که میتواند جایگاه و موقعیت برابر زنان با مردان را نشان داده و حتا ضمانت کند.. چنانچه امام ابوحنیفه گفته است که زنان حق دارند در معاملات اقتصادی مستقلانه عمل کنند. همچنان او گفته است که عقد نکاح نیز معامله است و از این جهت زنان حق دارند تا در عقد نکاح نیز با استقلالیت عمل نموده و خودشان تصمیم بگیرند.» این جمله امام ابوحنیفه تأیید میکند که عقد نکاح بدون اجازه و بدون ارادهی زن که طرف عقد قرار دارد درست نبوده و شرعا مجاز نیست. بنا بر این مهم است تا در عقد ازدواج رضایت زن یا دختری که طرف ازدواج قرار دارد وجود داشته و عقد با اراده و میل او صورت گیرد. در غیر این صورت عقد نادرست بوده و صحت ندارد. امام یحیی هندی سخنانش را در این مورد ادامه داده گفت: «این فرمایش امام ابوحنیه به عنوان یک رهبر دینی یک قاعدهی کلی محسوب میگردد که اسلام به آن تأکید دارد. این حرف، حرف ما یا حرف شما نیست حرف دین است و حرف اسلام. پس باید رعایت گردد. و به زنان اجازه داده شود تا در عقد نکاح، خود شان با اراده خودشان تصمیم بگیرند.» مشاور امور دینی و اسلامی رئیس جمهور اوباما گفت: «همچنان پیامبر گرامی اسلام میفرماید زنان شرکای مردان اند و گفته میشود یکی از دلایل هجرت حضرت پیامبر از مکه به مدینه نیز حقوق زنان بوده است. تمام این مسایل به معنی اهمیت حقوق زنان در اسلام است و نشان میدهد که اسلام به زنان و جایگاه آنان احترام خاصی قایل است. من باور دارم که این گفتهها تنها یک مجموعه از کلمات نیست بلکه یک پالیسی است. یک پالیسی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جهت حمایت و انکشاف حقوق بشری زنان در جوامع اسلامی. باید قبول کنیم که وقتی پیامبر اسلام از شراکت زنان با مردان حرف میزند، این به معنی حقوق مساوی و برابر زنان با مردان است. این برابری تنها در زندگی خانوادگی نه، بلکه در تمام ابعاد و زمینه های زندگی خانوادگی و اجتماعی زنان اعتبار داشته و قابل احترام بوده و حمایت از آن ضروری است. چون حدیثی که گفته است زنان شرکایی مردان است حدیث عام است و کسی حق ندارد او را به عنوان یک حدیث خاص به یک مورد از زندگی خانوادگی یا اجتماعی زنان محدود کند. این به این معنی آن است که در تمام ابعاد زندگی، زنان از حقوق برابر با مردان برخوردار اند.»
احادیث جعلی
امام یحیی امام یکی مسجد در آیالات متحده آمریکا؛ سخنانش را در رابطه به ورود آحادیث و روایتهای جعلی توسط برخی از روایتگران مغرض درمتون دین مقدس اسلام ادامه داده تأیید نمود که برخی از ملا امامان و رهبران دینی به دلایلی که عمدتا شخصی است برخی از گفتههای غیر مستند را به اسلام نسبت داده و تلاش دارند به نحوی زنان جوامع اسلامی را از فعالیتها و کار در محیط اجتماعی دور ساخته و آنان را از حقوق اقتصادی و اجتماعی شان محروم نمایند. به گفتهی امام یحیی هندی این کار به معنی تحریف دین مقدس اسلام بوده و از گناهان بزرگ شمرده میشود. وی گفت: «در برخی از موارد گفتههای توسط برخی از ملا امامها به عنوان حدیث تعریف شده است که اصلا حدیث نیست و احادث جعلی میباشند. مثلا گفته شده است که زن تنها وقتی از خانه اش بیرون میشود که به قبر برود. این گفته حدیث نیست و در حقییقت حدیث جعلی است. همچنان گفته شده است که زنی وقتی پدرش مریض بود خواست به عیادت او برود ولی شوهرش اجازه نداد و او نیز اطاعات نموده و به عیادت نرفت. وقتی پدرش فوت نمود باز هم سر جنازه پدرش نرفت چون شوهرش اجازه نداد و بعدا این زن نزد پیامبر گرامی اسلام آمد و از او در مورد این برخورد شوهر و رفتار خودش پرسید. پیامبر اسلام گفت: کاری که تو کردی درست است یعنی به نحوی تأید نمود که زن بدون اجازه شوهرش حتا حق ندارد به عیادت یا سر جنازه پدرش برود. واضح است که این حدیث دروغ است و جعلی. ولی متأسفانه در مواردی زیادی بیساری از ملا امامها از این مورد به عنوان یک حدیث استناد کرده و بر زنان فشار وارد نموده است. حال آنکه حدیثی وجود دارد که گفته است زنان در تمام مجالس که در مساجد منعقد میگردند میتوانند حضور داشته باشند. این حدیث مبارک نشان میدهد که رفتن زنان به مسجد منوط یا مشروط به اجازه شوهر نیست و این به این معنی که حدیث متذکره در مورد مشروط بودن بیرون رفتن زنان به اجازه شوهر در تمام موارد زندگی، بنیاد شرعی و اسلامی نداشته و عمومیت ندارد. این امام مسجد افزود: «باید گفت در میان مسلمانان جهان تعدادی از افراطیون اسلامی نیز وجوددارند که با برداشت غلط از اسلام، با اصل برابری زنان با مردان مخالف بوده و این واقعیت مهم و اساسی اسلام را رد میکنند. این دسته از مردم تلاش دارند تا بحث برابری زنان با مردان را صبغهی خارجی، غربی و یا آمریکایی داده و آن را مخالف دین مقدس اسلام جلوه دهند. ولی من به عنوان یک عالم دین و یک امام با صدای بلند اعلام میکنم که برابری زن با مرد یک اصل مهم اسلامی و قرآنی است نه یک اصل غربی و آمریکایی.» امام یحیی هندی سخنانش را در این مورد ادامه داده گفت: «من صراحتا اعلام میکنم؛ تا امروز حقوقی را که اسلام برای زنان داده است دنیای غرب داده نتواسته است ولی با این تفاوت که در جوامع اسلامی تمام حقوق که اسلام به زنان داده است، رعایت نمیشود در حالیکه در غرب به حقوق زنان احترام قایل اند. چنانچه امام جماالدین افغانی و امام محمد عبده مصری وقتی از مسافرت از غرب برگشتند هر کدام از این دو عالم بزرگ اسلامی میگفتند: ما با روحیهی که در غرب وجود دارد اسلام را در آنجا دیدیم در حالیکه در جوامع اسلامی فقط مسلمانان است ولی از اسلام خبری نیست. یعنی در جوامع غرب با آنکه مردمش مسلمان نیستند ولی رویه و رفتار شان اسلامی است و عدالت رعایت میگردد در حالیکه در جوامع اسلامی مسلمان زیاد است ولی از رعایت اصول اسلام چندان خبری نیست.» به گفتهی امام یحیی هندی؛ امام یکی از مساجد مهم مسلمانان ایالات متحده آمریکا متاسفانه عدم احترام و رعایت کامل اصول اسلامی در جوامع اسلامی، یک واقعیت است و به عنوان یک چالش جدی در این جوامع به حساب میآید.
مستندات قرآنی برابری زنان و مردان
امام یحیی هندی در جریان صحبتهای خویش در رابطه به برابری حقوق زنان و مردان از دیدگاه قرآن کریم بحث نموده گفت: «در قرآن از زنان و مردان به عنوان دو پدیدهی مساوی باهم یاد شده است و مطابق به نص صریح قرآن هر دوی این پدیده از یک نفس خلق شده و هیچ برتری نسبت به همدیگر ندارند. سوره 51 آیه 49 می گوید: من زوج (زن و مرد) خلق کردم که هر کدام یکدیگر را تکمیل میکنند و ارتباط شان هم با یک دیگر مساوی است و باید مسؤولیتهای شان را در برابر هم، عادلانه انجام دهند. در اسلام تأکید شده است که زن و مرد لباس همدیگراند. این همه آیههای قرآنی میتوانند مساوات و برابری بین زن و مزد را آشکارا نشان داده و هیچ تردیدی را دراین مورد باقی نگذازد. همچنان در قرآن کریم سوره 16 آیه 97 روی مساوات در مکافات برای زنان و مردان تأکید شده است. به این معنی که هیچ تفاوتی بین زن و مرد در کرفتن مکافات اعمال صالح وجود ندارد. مساوات در وقار و حیثیت بین زن و مرد، موردی دیگری است که در قرآنگریم به آن اشاره گردیده است. ایه 4 سوره 24 قرآ کریم در مورد زنانی که مورد تهمت قرار میگیرند میگوید؛ به همان اندازه که تهمت زدن به مردان گناه دارد، تهمت زدن به زنان نیز گناه دارد. در این آیه تأکید نموده است که هم زن و هم مرد از وقار و جایگاه برابر در زندگی اجتماعی و زندگی خانوادگی برخوردار اند. در قرآن کریم به حقوق مساوی زنان و مردان در تعلیم وتربیه، در داشتن مالکیت به تکرار تأکید گردیده است همچنان حدیثی است که میگوید طلب علم برای هر مرد و زن یک وجیبه بوده و فرض است.» به گفته این عالم دین داشتن حق میراث، داشتن حق مهریه، داشتن حق مصؤونیت اجتماعی، داشتن حق ازدواج و آزادی اراده در ازدواج، داشتن حق مساوی در عدالت و محکمه، همه و همه نشان میدهد که زنان و مردم با هم حق مساوی دارند.
نتیجه جمع بندی که توسط این امام مسجد از سحنانش در مورد حقوق زن در اسلام صورت گرفت صراحت جالبی داشت او در این جمع بندی تأکید نمود که اسلام دینی است که زنان و مردان را در یک نگاه به عنوان جامعهی بشری تعریف نموده و هیچ تمایزی بین این دو عضو از یک پیکره قایل نگردیده است. بنا بر این، وظیفه ما مسلمانان است تا قوانین اسلامی را بدرستی رعایت نموده و نگاه مان را به زن به عنوان نیمی از یک پیکره جامعهی بشری، عادلانه و انسانی سازیم. به هر دو جنس یک سان نگرسته و مساوات بین آنها را به عنوان یک وجیبه دینی و اسلامی، قبول کنیم. وی گفت: «من یک امام هستم و از نظر من تمام زنان و مردان در زمینهی حقوق و امتیازات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی باهم مساوی بوده و هیچ تمایزی بین این دو پدیده وجود ندارد. من چهار کودک دارم سه دختر و یک پسر. تمام فرزندان من وقت تولد یک نوع هدیه را دریافت نموده اند و روی هر یکی از این تهفهها نوشته شده است رئیس جمهور اینده آمریکا. من به دخترانم باربار گفته ام که هیچ چیزی مانع آن نمیگردد که شما نتوانید رئیس جمهور شوید.» ما باید بدانیم که اسلام واقعا به زنان احترام قایل بوده و حقوق برابر با مردان برای آنان داده است. حدیثی وجود دارد که میگوید بهترین شما کسانی اند که به خانمش احترام داشته باشد. این حدیث نیز نشان میدهد که اسلام دید بسیار عادلانه نسبت به زنان دارد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/07/18ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
افغانستان با یک میلیون معتاد م. ع. بشارت ضرار احمد مقبل؛ وزیر مبارزه با مواد مخدر که در کنگرهی ملی جوانان در 6 ماه سرطان سال جاری در شهر کابل سخن میگفت اعلان کرد که در حال حاضر یک میلیون معتاد در سراسر افغانستان و جود دارد. وزیر مبارزه با مواد مخدر گفت: «وقتی ما میگوییم یک میلیون معتاد در کشور ما وجود دارد این معتادان یک میلیون خانواده را نشانه گرفته اند که این یک مشکل بسیار جدی است.» بدون تردید این یک میلیون معتاد در حقیقت یک میلیون نفری است که میتوانند یک میلیون مشکل اجتماعی و به خصوص جرایم جنایی را در جامعه افزایش داده و سبب ناامنی در محیط زندگی شان گردند. در حقیقت این یک میلیون معتاد یک میلیون مریض است که نه تنها صحت خودش در خطر قرا ر دارد بلکه برای سلامت جامعه نیز یک تهدید جدی به حساب میآیند. بنا بر این تداوی و نجات آنها جزء مکلفیتهای دولت شمرده شده و مهم است تا دولت و جامعهی جهانی با ایجاد مراکز تداوی به آنها کمک نموده و به نحوی این مشکل عمده را حل کنند. به گفتهی آقای مقبل دولت افغانستان در حال حاضر تنها قادر به تداوی یک درصد از مجموع یک میلیونی مععتادان در کشور بوده و اگر کمکها و معاونتهای دول خارجی ادامه یافته و به دولت افغانستان در این مورد یاری برسانند این فرصت وجود خواهد داشت تا در چهار سال آینده بتوانیم تا حد اکثر 40% از معتادان به مواد مخدر را تحت تداوی قرار داده و درمان کنیم. اما در حال حاضر دولت افغانستان تنها امکانات و فرصت تداوی یک درصد از این مجموعه را در اختیار دارد. به گفتهی آقای مقبل در حال حاضر اعتیاد خطری جدیتر از تروریزم در کشور محسوب میگردد. وی گفت: «مواد مخدر افیونی است که جوانان ما را جذب خودش نموده و متأسفانه جوانان با علاقه ومیل شدید خود به طرف آن میروند که این واقعیت جدی بوده و دردناک محسوب میگردد.» آقای مقبل خطاب به جونان اشتراک کننده در کنکره ملی جونان گفت: «مواد مخدر به خصوص کوکنار مصیبت بسیار بزرگ و مشکل بسیار سخت برای کشور ماست و شماها و هم دورههای شما را نشانه گرفته است. امروز کشورما بدون شک مورد تهدید خطرناکتر از هر چیز دیگر قرار دارد که مواد مخدر است.»
افغانستان همچنان در مرکز دایره سیاه تولید مواد مخدر افغانستان همچنان در مرکز دایرهی سیاه مواد مخدر نقشهی جهان قرار داشته و به عنوان بزرگترین تولید کننده مواد مخدر شناخته میشود. درگزارشی که دراین اواخر(13جورا 1390) از سایت بی بی سی به نشر رسید، موقعیت افغانستان را در دایره سیاه مواد مخدر بررسی نموده و نوشته است: «در نیم قرن گذشته، نام افغانستان به عنوان اصلی ترین مرکز تولید مواد اعتیادآور از نوع مخدرها، همواره در کنار اخبار مربوط به اعتیاد شنیده شده است. افغانستان اکنون در مرکز دایره سیاهی قرار دارد که قطر آن به گستره کره زمین است و بسیاری از والدین تصور می کنند که اگر افغانستان مرکز تولید مواد مخدر نبود، دنیا شاید گلستان میشد.» گزارش بی بی سی میافزاید: «این باوری است که آمارها و از جمله گزارش جدید کمیسیون جهانی سیاستگذاری مقابله با مواد مخدر آن را تایید نمیکند.» در گزارش بخشی از آمار سازمان ملل متحد به نشر رسیده و اذعان گردیده است که بخشی اعظم از مردم جهان به مواد معتاداند که از تولیدات افغانستان نه بلکه در سایر کشورهای جهان تولید میگردد. مبتنی بر این گزارش تنها 30% از معتادان جهان از مواد استفاده میکنند که از مشتقات تریاک شیرهی گرفته شده از کوکنار است. بقیه که 70% را شامل میگردد از مواد که غیر از تریاک است استفاده میکنند. بی بی سی مینویسد: «بنا بر آمار از میان ۲۲۰ میلیون مصرف کننده مواد اعتیاد آور در جهان، بیش از ۱۶۰ میلیون نفر (افزون بر ۷۰ درصد) حشیش و فرآورده های گیاه شاهدانه هندی (کانابیس) استفاده میکنند.» گزارش میافزاید: «بزرگترین مراکز تولید حشیش در جهان کشورهای مراکش و پاراگوئه هستند و استرالیا، آمریکا و کانادا هم بیشترین تعداد مصرف کننده حشیش و گراس را در خود جای داده اند. بنابراین، همانطور که آمارها حکایت می کنند، بیش از ۷۰ درصد از معتادان جهان ماده اعتیادآوری را مصرف می کنند که نه در افغانستان تولید انبوه می شود و نه از این کشور به سایر نقاط جهان صادر می شود. اگرچه در برخی از ولایات افغانستان نظیر بلخ (مزار شریف) یا کشورهایی نظیر روسیه، لبنان، استرالیا، نیوزلند، کانادا و آمریکا هم مقادیر قابل توجهی گراس (ماری جوآنا) و حشیش (بنگ و چرس) تولید می شود، اما هیچکدام از این ممالک به هنگام انتشار اخبار، نامشان به اندازه افغانستان پرآوازه نمیشود.»
راههای حل به نظر میرسد یکی زا مهمترین عوامل گسترش اعتیاد در کشور، موجودیت فرصتهای وسیع کشت و قاچاق مواد مخدر در سطح کشور است. اگرچه ادعا میشود که تعدادی زیادی از معتادان ازمیان جوانانی اند که از مهاجرت در کشورهای ایران و پاکستان برگشته اند. ولی بدون تردید موجودیت زمینههای دست رسی به مواد مخدر در سطح کشور یکی از مهمترین عوامل افزایش این پدیده سیاه در میان جوانان بوده و فراوانی این ماده و فراهم بودن زمینهی دست رسی به آن، این فرصت را ایجاد میکند تا تعدادی بیشتری بدون حراس از عواقب دردناک این پدیده مرگ آور به طرف آن کشیده شوند. محمد کریم خلیلی معاون دوم رئیس جمهور در برنامه که به هدف تجلیل از روز جهانی مبارزه با مواد مخدر در شهر کابل برگزار شده بود، نیز جلوگیری از کشت و قاچاق مواد مخدر را یک امر مهم در مبارزه با پدیده اعتیاد در کشور اعلان نموده و تأکید کرد که اگر عواملی از درون نهادهای دولتی با قاچاقچیان همکاری نکنند، امکان انتقال مواد مخدر به پیمانه بزرگ وجود ندارد. به باور معاون دوم ریاست جمهوری کسانی از میان نهادهای دولتی با قاچاقچیان دست داشته و در انتقال مواد مخدر با آنها همکاری میکنند. آقای خلیلی گفت: «همکاری از درون نهادهای دولتی با قاچاقچیان مواد مخدر واقعیتی است که در همه کشورها و به خصوص کشورهای منطقه وجود دارد ما باورداریم تا همکاری از درون ارگانها و نهادها با باندهای مافیایی نباشد، اصلا بسیار مشکل است که مواد مخدر در سطح کلان منتقل شود.» معاون دوم ریاست جمهوری سخنانش را ادامه داده گفت: «باید تمام کسانی که از عناصر قاچاق به حساب میآیند در هر نهادی که باشند، شناسایی شوند و به پنجه قانون سپرده و جزا داده شوند.» آقای خیلی تأکید نمود که این وظیفه نهادها و مسؤولان پولیس، سارنوالی و محاکم است تا با جدیت تمام در برابر این گونه افراد ایستاده و در پر تو قانون تمام آنهای را که دراین پدیدهی شوم دست دارند محاکمه نموده و مطابق قانون جزا دهند. معاون رئیس جمهور از تمام قضات کشور خواست تا هرگز به کسانی با باند های قاچاق از میان نهادهای دولتی همکاری دارند برائت نداده و حتما تمام آنها را به محاکمه کشانده و جزا دهد. گفتههای آقای خلیلی در حالی ایراد میگردد که از چندین سال به این طرف برخی از گزارشها حاکی از دست داشتن مقامات بلند پایهی حکومتی در قاچاق مواد مخدر است ولی هنوز هیچ یکی از کسانی که در پستهای کلان دولتی همکاری دارند به محاکمه کشانیده نشده است. به گفتهی عبدالقیوم سامر سخنگوی وزارت مبارزه با مواد مخدر، قرار است تا چهار سال آینده مراکز تداوی معتادان در شش زون افغانستان ایجاد شده و بیماران بیشتری را تحت تدوای قرار بدهند سخن گوی وزرات مبارزه با مواد مخدر گفت: «ما میخواهیم در شش زون افغانستان شش باب کلینیک حد اقل دوصد بستردار ایجاد کنیم تا تداوی معتادین به شکل زنجیرهی صورت گیرد. بعد از تداوی معتادان ما با همکاری با وزارت صحت و وزارت کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولین، برای آنها شغل ایجاد میکنیم تا از برگشت به اعتیاد جلوگیری شود.»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/07/18ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
فاریاب و وضعیت حقوق بشر
م. ع. بشارت از چندی به این سو رهبری کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان روند تازهی را آغاز نموده است که در جریان آن به برخی از ولایتهای کشور مسافرت نموده و از نزدیک با مردم و مقامات اداری ولایت، دیدار و گفتگو مینماید. در این دیدارها مشکلات و چالشهای حقوق بشری در سطح ولایت به بررسی گرفته شده و تلاش میگردد تا راه حلهای عینی و عملی، جهت از بین بردن مشکلات پشنهاد گردد. آخرین سفر هیئت رهبری کمیسیون، روز چهار شنبه اول سرطان سال جاری به شهر میمنه مرکز ولایت فاریاب صورت گرفت. در ترکیب این هیئت محترمه داکتر سیما سمر رئیس کمیسیون، محترم مهندس فهیم حکیم معاون کمیسیون، محترم مولوی غلام محمد غریب کمیشنر در کمیسیون و محترم انجنیر ضیا لنگری کمیشنر در کمیسیون بودند. در دیدارها و نشستهای هیئت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که با والی و تعدادی از رؤسا و مسؤولان ادارای ولایت، مسؤولان شورای ولایتی، مسؤولان شورای ولایتی صلح، نمایندگان جامعه مدنی، تعدادی از علما و روشنفکران، رئیس و اعضای موسسهی تحصیلات عالی فاریاب و تعدادی از شهروندان ولایت فاریاب صورت گرفت، موضوعات متعددی در ارتباط به حقوق بشر و مسایل مربوط به آن مطرح شده، چالشهای و مشکلات موجود در این زمینه در سطح ولایت مورد بحث و بررسی قرار گرفت. نا امنی، فقر، خشونت، پایین بودن سطح سواد و آگاهی عامه از حقوق و امتیازات اجتماعی، کمبود امکانات و فرصتهای آموزشی و موجودیت عناصر قانون گریز که عمدتا از سوی جریانها و ارگانهای قدرت مند محلی مورد حمایت قرار میگیرند، از مهمترین و جدیترین مشکلات و چالشهای حقوق بشری در سطح ولایت بودند که در این نشستها مورد بحث قرار گرفت. با تمام اینها مواردی هم وجود دارد که ولایت فاریاب را نسبت به خیلی از ولایتهای دیگر کشور متفاوت جلوه داده و به عنوان دست آوردهای مهم و ارزش مند مردم این ولایت در عرصههای حقوق بشر و جامعه مدنی، محسوب میگردد. در این ولایت فرصتهای نسبتا بهتری برای زنان در زندگی اجتماعی وجود داشته و تعدادی زیادی از خانمها بدون داشتن مشکلات و چالشهای عنعنوی که در خیلی از ولایتهای کشور، مانع فعالیتهای اجتماعی زنان در سطح جامعه میگردد، به کارهای اجتماعی و اداری مصروفیت دارند. جامعهی مدنی و نهادهای فرهنگی دراین ولایت فعالیت گسترده و چشم گیر داشته و مورد حمایت مقامات اداری ولایت نیز قرار دارند. معارف این ولایت با مشکلات امنیتی کمتری روبرو بوده و به گفتهی یکی از فرهنگیان این ولایت در تمام ولسوالیهای ولایت فاریاب مکاتب فعال بوده و با مشکلات امینتی کمتری روبرو میباشد. این دوست فرهنگی اشاره به برخورد طالبان محلی با معارف و مکاتب داشته گفت: «در برخی از ولسوالیها تعدادی از کشانی که خود را وابسته با طالبان میدانند به شکل علنی از معاش معلمان ماهوار دوصد افغانی عشر میگیرند ولی هیچ گاهی مشکلی دیگری برای معلمان و شاگردان مکاتب ایجاد ننموده و حتا معلمان و شاگردان را تشویق به رفتن در مکتب میکنند.» مهمترین موردی که میتواند به عنوان یک دست آورد مهم در زمینهی حقوق بشر دراین ولایت به حساب آید، نشستی است که از سوی مقام ولایت و به ابتکار شخص والی با اشتراک مقامات مسؤول ولایتی و نمایندگان کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و جامعه مدنی در سطح ولایت به صورت ماهوار دایر شده و در آن تمام مشکلات و چالشهای عمده حقوقی و اداری ولایت مورد بحث و بررسی قرارگرفته و راه حلهای مناسب پشنهاد میگردد. به گفته شخص والی در این جلسات تمام مشکلات حقوق بشری که از سوی دفتر ولایتی کمیسیون مستقل حقوق بش رافغانستان در جربان یک ماه مورد بررسی قرار گرفته و به اجرإات عملی ادارات دولتی ارتباط میگیرند مورد بررسی قرار گرفته و از ارگانهای مسؤول پرسش به عمل آمده و نسبت به اجرإات مسؤولانه آنها تذکر داده میشود. عبدلحق شفق والی ولایت فاریاب توضحاتش را در این خصوص ادامه داده گفت« بیشتر از 50% موضوعات مورد بحث جلسه ماهوار ما را قضایای تشکیل میدهند که توسط دفتر ولاتی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در طول ماه جمع آوری میشود.»
دیدار با رئیس، استادان و دانشجویان موسسهی تحصیلات عالی فاریاب
هیئت رهبری کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، دیداری هم با رئیس، استادان و جمعی از دانشجویان موسسهی تحصیلات عالی فاریاب داشت. در این دیدار خانم داکتر سیما سمر، رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان با قدردانی از فعالیتهای استادان و هیئت اداری موسسهی تحصیلات عالی فاریاب، نقش جوانان را در توسعهی فرهنگ حقوق بشر، حیاتی خوانده و تأکید نمود: «این مهم است که جوانان ما از مفاهم حقوق بشر آگاهی یافته و در توسعه و ترویج فرهنگ حقوق بشری سهیم باشند. جامعهی که جوانانش از حقوق و امتیازات اجتماعیشان آگاهی داشته و نسبت به حقوق و ازادیهای دیگران احترام قایلاند، بدون تردید جامعهی است که در آن مبانی و اصول اخلاقی و انسانی ریشه داشته، عدالت مورد احترام بوده و زمینهها و فرصتهای ایجاد و تداوم یک نظام دموکراتیک فراهم خواهد بود.» رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان سخنانش را ادامه داده گفت: «کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان همواره تلاش نموده است تا فرصتها و شرایط لازم را برای جوانان به خصوص دانشجویان کشور مساعد نماید تا اطلاعات و دانش حقوقی و به خصوص حقوق بشری شان را بالا ببرند. مبتنی بر همین دلیل است که قراردادهای را با برخی از نهادهای تحصیلات عالی در سطح کشور به امضاء رسانده است تا مضمون حقوق بشر بطور متداوم برای دانشجویان، تدریس گردد. بنا بر این میخواهم علاقه مندی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را در ایجاد فرصت تدریس مضمون حقوق بشر در موسسهی تحصیلات عالی فاریاب نیز اعلان نموده و امیدوارم مقدمات عقد قرارداد بین کمیسیون و موسسه تحصیلات عالی فاریاب در این زمینه نیز هرچه زودتر فراهم شده و بزودی شاهد تدریس مضمون حقوق بشر در این موسسه، باشیم.» پوهنمل فیض الله حبیبی، رئیس موسسه تحصلات عالی فاریاب ضمن ابراز قدردانی از حضور هیئت رهبری کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در موسسهی تحصیلات عالی فاریاب، برخی از مشکلات و چالشهای موجود در این موسسه را که بیشتر به کمبود امکانات و مشکلات کدری موسسه ارتباط داشت برشمرده و از برنامههای آینده این موسسه در زمینه توسعه و انکشاف آن سخن گفت. رئیس موسسهی تحصیلات عالی فاریاب گفت: «با توجه به افزایش همه سالهی داؤطلبان تحصیلات عالی و کمبود مراگز تحصیلی در کشور و به خصوص صفحات شمال، ایجاب میکند تا برنامههای جدیتری در راستای توسعهی موسسات تحصیلات عالی روی دست گرفته شده و به این مشکل ببا تمرکز بیشتری پرداخته شود. از چندی به این سو تعدادی زیادی از شهروندان ولسوالیهای چهارگانهی اندخوی اصرار دارند تا یک نمایندگی از دانشگده تعلیم و تربیهی موسسهی تحصیلات عالی فاریاب در این منطقه نیز ایجاد گردد، ما این موضوع را به همکاری مقامات ولایتی تا حدودی پیش بردیم ولی نظر به هدابت رهبری وزارت تحصیلات عالی در شرایط فعلی این کار به آیندهها موکول گردید. که امید وارم با توجه به نیازمندی جدی که دراین زمینه وجود دارد مقامات مسؤول نیز این قضیه را جدی بگیرند.» آقای حبیبی در رابطه به ظرفیتهای پذیرش دانشجو در موسسهی تحصیلات عالی فاریاب توضح داده گفت: «در سال جاری این موسسه در حدود 1350 نفر محصل جدید پذیرش داشته و این مجموعه با توجه به امکانات ما یک رقم کلان به حساب میآید. من معلومات دقیق دارم و میدانم که خیلی از مراکز تحصیلات عالی در سطح کشور با آنکه ظرفیت و فرصتهای بهتری را نسبت به ما، دارند ولی میزان پذیرش دنشجو در آنها کمتر از ما بوده است.» رئیس موسسهی تحصلات عالی فاریاب افزود: «موسسهی تحصیلات عالی فاریاب در حال انکشاف جدی بوده و ما در حال ساختن تعمیرهای جدیدی هستیم که در محل دیگری در جایکه برای احداث دانشگاه فاریاب در نظر گرفته شده است. امیدواریم بعد از رفتن به آن محل فرصتهای بهتری برای دانشجویان عزیر این موسسه فراهم گردد.» هیئت رهبری کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ادامه دیدارش از موسسهی تحصیلات عالی فاریاب به دو صنف از صنوف درسی این موسسه سر زده و از نزدیک با دانشجویان این موسسه صحبت نمود. یکی از دانشجویان پرسشی را در مورد اهداف سفر هیئت رهبری کمیسیون در ولایت فاریاب مطرح نمود که داکتر سمر رئیس کمیسیون، آشنایی با مشکلات و چالشهای حقوق بشری مردم این ولایت را یکی از اهداف سفرش عنوان نموده تأکید ورزید: «شما دانشجویان عزیز در حقیقت سرمایههای معنوی این ملت بوده و امیدوارم با تمام توان تان تلاش کنید تا با غنی سازی ذهنی و علمی تان شخصیتهای مهمی برای کشوتان در آینده بوده و با تواناییها و قابلیتهای فنی و تخصصی، مشکلات این کشور را از بین ببرید. تلاش کنید در مطالعات خود دانش و فهم حقوقی تان را بالا برده و از حقوق و آزادیهای اجتماعی خود و هموطنان تان به خوبی دفاع و پاسداری نمایید. ما باید بدانیم که تنها وقتی یک جامعه به سعادت و خوشبختی دست خواهد یافت که از لحاظ علمی و فرهنگی به مراتب بالا، دست یافته باشد. پس تلاش کنید و درس بخوانید تا مردم و جامعهی خود را به رفاه و خوشبختی هدایت کنید.» بخشی دیگری از برنامههای هیئت رهبری کمیسیون دیدار از زندان ولایت فاریاب بود که در این دیدار به زندان زنانه ولایت فاریاب رفته و از نزدیک سخنان برخی از زندانیهای این زندان را شنیدند. بیشتر زندانیها از کندی طی مراحل دوسیههایشان شکایت داشته و برخی هم از فیصلههای غیر عادلانه محاکم شکایت نموده و خواهان توجه کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در تأمین عدالت برای خودشان بودند. در این دیدار برخی از کارمندان بخش نظارت و بررسی دفتر ولایتی فاریاب کمیسیون نیز حضور داشتند که علاوه بر توضیحات در مورد دوسیههای افراد زندانی، وعده دادند تا بطور جدی و بلا وقفه از جریان فیصلهی محکمه و رسیدگی به دوسیههای زندانیان، نظارت نمایند.
بخشی از دیدار هیئت رهبری کمیسیون با مردم و مسؤولان اداری ولایت فاریاب، اشتراک در محفل سخنرانی بود که در آن والی و برخی از مقامات و شخصیتهای ولایتی همراه با داکتر سیما سمر، رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، سخنرانی نموده و وضعیت حقوق بشری در این ولایت را مورد بررسی قرار دادند.
متن سخنرانی عبدالحق شفق والی ولایت فاریاب:
«ضمن ابراز قدردانی از تشریف آوری جناب داکتر سمر، رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و هئیت معیتی شان، میخواهم بگویم واقعا خوشحالم که امروز شما را در ولایت فاریاب و در کنار مردم مسلمان و وطن دوست این ولایت میبینم. خوشحالم که این جایید و به درد دلهای مردم کوش میدهید. امروز بر رغم چالشها و موانع که به شکل پیدا و پنهان خلق شده و مردم افغانستان را از دست یابی به اهداف که آرزوهای تاریخیشان است محروم میسازد، خوشبختانه پیشرفتهای خوبی نیز صورت گرفته است. ما از کمبودها و نارساییهای که هننوز هم مردم شریف کشور را در گوشه گوشهی این کشور و به خصوص مردم شریف فاریاب را رنج میدهد نمیتوانیم چشم پوشی واغماز کنیم. ولی آنچه که به عنوان یک واقعیت انکار نا پذیر است، دست یابی به بخش از آرزوهای مردم است که طی ده سال گذشته در نتیجهی تلاش دولت مردان و مردم این کشور به خصوص نظارت دقیق، هوشمندانه و خرد مندانهی کمیسیون مستقل حقوق بشرافغانستان بدست آید که توانسته است نزاکتها، دغدغهها و ناهنجاریهای اجتماعی را با دقت در مرکز و روستاها و ولسوالیهای این مملکت شناسایی کند و به خواطر رفع آن نارساییها تذکرات جدی، دوام دار و مستمرشان را به مقامات مسول داشته باشند تا مشکلات مردم همه روزه کاهش پیدا کند. یکی از این ناهنجاری ها در تمام ابعاد زنگی مردم، نا امنی است. در نا امنی هر گونه بیمسؤولیتی قابل انجام است. از قبیل تعرض به حق دیگران، قتل، راهزنی، سلب آرامش ورفاه مردم، عدم رعایت قانون، عدم تطبیق قانون و سایر مسایل و نارزشیهای که یک جامعه از آنها متألم و متأثر میگردد. اینها در سایه نا امنی صورت میگیرد. اما چی کسانی در این کشور این نا امنی را به وجود میآورند؟ کسانی که در حقیقت خواهان آسایش، ترقی و تحول بنیادی دراین مملکت نیستند. یقینا این کسان در داخل مرزهای ما نیستند. در خارج از این مملکتاند. اما بعضیهای ما نیز یک سادگی دارند که اگر دشمن یا بدخواهان این ملت و کشور نمیخواهند ما آرام باشیم بعضی از سادههای ما این گب را میپذیرند و به اسیاب آن دشمنان، آب میآندازند تا چرخش زندگی ساده این مردم را بطی بسازند. و این افراد چهار گروب اند. البته هدف من در این مورد ولایت فاریاب است. 1- طالبانی که ارتباط به شبکههای تروریستی و بین المللی دارند. که تعدا شان بسیار محدود و کم است؛ 2- رهزنان و سارقین حرفوی، که در پرتو قانون و نظام و حاکمیت نظام، چانس خود را از دست میدهند.این مردم از فرصت سود برده و ریش مانده و چشمهای خودشان را سرمه نموده و بنام طالب کار خودش را انجام میدهند؛ 3- قانون گریزان و کسانی که تحت تعقیب عدلی و پولیس قرار دارند. مثلا قاتل اند یا متجاوز به عنف اند یا غاصب اند و یا قرضدار اند؛ 4- یک تعداد افراد فقیر که از این گروب شاید در محبس میمینه هم در قید باشند . کسانی که به خواطر فقر حاضر شده اند برای یک صد دالر، بروند جایی و ماین بگذارند. ما میگوییم در چوکات پروسهی صلح، مسکل این سه گروپ اخیر با یک سلسه تعدیلات، قابل حل است. ولی تیم اول نیاز به یک مذکاره و تفاهم سیاسی قوی داخلی و بین المللی دارد. به نظر من این سه گروپ آخر کسانی اند که بدلیل سادگی و به هدف فرار از جزای جرمی که مرتکب شده اند. میروند به آسیاب دشمن، آب میریزند. چاره چیست؟! باید بگویم در این مورد بحث بسیار وسیع و تخنیکی وجود دارد که ایجاب نمیکند در این فرصت کوتاه مطرح شود ولی باید اقرار کنیم که ماهم ضعف داشتته ایم. من باور دارم روی این مشکل که یک ضعف به حساب میآید باید یک فکر اساسی شده و در سطح ملی مورد بررسی قرار گیرد. من فکر میکنم ساحهی فعالیتهای صلح جویانه از یکمداری به چندمداری توسعه یابد تا مطمئینتر به سمتی برویم که آن سمت آرزوی ملت بوده و کشور را به آرامش میرساند. یقینا این امر از دسترس ما دور نیست و ما اگر اراده کنیم میتوانیم به آن دست یابیم. در آخر میخواهم از زحمات تمام همکاران کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به خصوص همکارانی که در دفتر ولایتی این کمیسیون در ولایت فاریاب فعالیت دارند، صمیمانه سپاسگذاری نموده و باید اقرار کنم رهنمودهای این دوستان و تلاششان برای انعکاس ضعف و مشکلات دولت در این ولایت به هدف اصلاح واقعا برای ما مهم بوده و قابل قدر است. من باور دارم که آدمها کمتر ضعف خود را دیده و به آن اعتراف میکند. پس مهم است تا کسانی باشند که ضعف آنها را تذکر داده و کمک کنند تا او مشکلاتش را اصلاح کند و کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در این ولایت دقیقا همین موقعیت را دارد که همیشه مشکلات و ضعفهای ما را کوشزد نموده و ما را کمک میکند تا در تلاش رفع مشکل باشیم. ولی باید بگویم رفع تمام مشکلات نیازمندی زمان طولانی بوده و مشکلات این مردم نیاز به توجه و تعمق بیشتر دارد. یکبار دیگر میخواهم از مردم ولایت فاریاب در حضور شما به خواطر احترام که به قانون دارند و به خواطر کمک شان به روند توسعه و پیشرفت ولایت، اظهار سپاس و قدردانی کنیم که با تمام تلاش زحمت میکشند و کار میکنند.»
والی فاریاب علاوه بر سخنرانی که در این محفل داشت، سخنانی دیگری را نیز در جریان نشست با هیئت رهبری کمیسیون در دفتر کارش ابراز نمود که به نظر من مهم است که مردم و خوانندگان عزیز در جریان آنها نیز قرار بگیرند: « باید بگویم مردم ولایت فاریاب مثل بسیاری از ولایتهای کشور مشکلات زیادی را در زندگیشان داشته و رنجهای عمیقی را تحمل نموده اند. فاریاب فقط سه سال است که بخشی از سرکهایش قیر ریزی شده و از پنج سال به این سو مرکز و برخی از مناطق دیگر در این ولایت به شکل محدود، صاحب برق گردیده است. میخواهم بگویم مردم ولایت فاریاب فقط دراین اواخر توانسته شاهد توسعه و انکشاف در زندگی اجتماعی و شهریشان باشد. ولی باید اقرار کرد هنوز مشکلات زیادی وجود دارد و هنوز مردم این ولایت نیازمند جدی کمک و همیاری دولت و جامعهی جهانی است. باورکنید مردم ولایت فاریاب علاقه مندی خاصی به قانونمداری و ارزشهای انسانی دارند که از نظر من این حس و باور مردم ولایت فاریاب قابل تقدیر میباشد. من با اطمینان گفته میتوانم مردم این ولایت به تمام دستآوردهای نظام کاملا باور داشته و با علاقه مندی خاصی از آنها حمایت و پاسداری میکنند. من باور دارم که مأسفانه با تمام علاقه مندی این مردم هنوز دولت نتوانسته است نیازمندیهای جدی این مردم را رفع و آنگونه که باید کار کند نکرده است. ولی باید اقرار کرد که هنوز ما مشکلات جدی داریم و باید قبول کنیم که به وقت بیشتری نیاز است تا به تمام مشکلات مردم رسیدگی شده و شرایط ایجاد گردد که واقعا لایق مردم شریف و مسلمان کشور ما است. ما میدانیم که یکی از مشکلات جدی مردم، بیکاری است و باید با تأسف اقرار کنیم که هنوز نتوانسته ایم نسل جوان خود را آنگونه که باید و شاید حمایت کنیم. باید بپذیریم وقتی کار وجود نداشته باشد، مردم و به خصوص جوانان کشور ناچار است به هدف تأمین خود و خانوادهیشان به هرکاری دست بزند. ما میدانیم وقتی جوان این کشور بیکار باشد و از طرفی هم به پول و تأمینات زندگیاش محتاج، ناچار است دست به کاری بزند که شاید درست نباشد. جوانی را که ما نمیتوانیم برایش کار پیدا کنیم، مجبور است برای خودش کار پیدا کند حتا اگر این کار در صفوف طالبان باشد.»
متن سخنرانی محترم الحاج رحمت الله ترکستانی رئیس شورای ولایتی فاریاب
سخنران بعدی این مراسم جناب الحاج رحمت الله ترکستانی رئیس شورای ولایتی فاریاب بود. وی گفت: «خیلی خوشحالم که امروز شاهد حضور هیئت بلند پایهی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت فاریاب بوده و میخواهم به نمایندگی از مردم و به خصوص شورای ولایتی فاریاب مقدم شما عزیزان را گرامی داشته و خوش آمدید عرض کنم. اصولا وظایق عمدهی وکلای محترم شورای ولایتی را حمایت از تطبیق قانون نافذهی کشور در جامعه و همکاری با ارگانهای دولتی، به منظور بهبود وضعیت زندگی شهروندان تشکیل میدهد. گفتنی است که وظایف اساسی و بنیادی شورای ولایتی من حیث یک نهاد منتخب و مردمی در تشکیل دولت و به عنوان یک ارگان نظار کننده قانون با اهداف و مقاصد انسانی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان مشترک و یکسان میباشد بنا بر این مسؤولان و کارمندان دفتر ولایتی این کمیسیون در ولایت فاریاب با وکلای محترم شورای ولایتی همیشه با تفاهم و حسن نیت در هماهنگی کامل قرار داشته و فعالیتهای مشترک و قانونی خود را در راستای نظارت و حمایت از حقوق بشری شهروندان و تطبیق قانون نافذهی کشور به نفع مردم عزیز ولایت فاریاب یکجا انجام داده و انجام میدهند. به این دلیل به جناب داکتر سمر؛ رئیس کمیسیون و دوستان همراهش وعده میدهیم تا همیشه در کنار هم بوده و هر دو نهاد (شورای ولایتی فاریاب و دفتر ولایتی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در این ولایت) یکجا و دوشادوش هم برای تحقق و توسعهی حقوق بشر تلاش خواهیم کرد. »
متن سخنرانی مولوی اسدلله جمالی رئیس شورای صلح ولایت فاریاب
مولوی اسدلله جمالی رئیس شورای صلح ولایت فاریاب سخنران دیگری از برنامه بود که گفت: «ما مشکلات و چالشهای مهم ولایت فاریاب را از جناب عبدالحق شفق والی ولایت شنیدیم. محترمه داکتر صاحب خانم سیماسمر! به شما که در رأس کمیسیون مستقل حقوق بشر در سطح کشور قرار دارید با ید بگویم: مردم آزاده، سربلند و همیشه قانون پذیر ولایت فاریاب الحمدلله برای تطبیق قانون مدام در کنار دولت قرار داشته و به خاطر تأمین امنیت و بر قراری صلح از هیچ کونه سعی و تلاش دریغ نوزیدهاند. حقوق بشر موضوعی است که هزار و چهارصد سال قبل در قانون اسلام و در کتاب خدا، کتاب که به آن ایمان آورده و داریم، آمده و تذکر یافته است. بنا بر این باید گفت هر کسی که از حقوق بشر حمایت نموده و آن را رعایت میکند در حقیقت از همین دستور الهی حمایت نموده و تابعیت میکند. خداوند در قرآن کریم میفرماید: {به تحقیق که ما بنی آدم را اکرام کردیم} بنا بر این باید افتخار کنیم که خداوند از میان تمام موجودات نعمت کرامت و بزرگی را تنها به بنی آدم داده و فقط بنی آدم را اکرام کرده است. با توجه به این دستور آلهی باید گفت ادامهی حرمت گذاری به بنی آدم درزندگی اجتماعیشان بیشتر مربوط میشود به خود بشر. این که آنها چقدر این دستور الهی را احترام نموده و به بنی آدم که خود اوست چقدر احترام و حرمت میگذارد مربوط خود ما است. ما میدانیم که قانون الهی برای همیشه و تا آخر زندگی بشریت و تا آخر هستی در سراسر دنیا حاکم بوده و تمام انسانها به خصوص جوامع اسلامی، مکلف به رعایت آن بوده و است. قانون الهی حیثیت جهانی داشته و محدود به سرزمین خاص یا کشور خاصی نیست. واقعا جالب است که خداوند بزرگ با تمام تواناییها و قدرتش میفرماید ما بنی آدم را اکرام کردیم. به نظر من این عظمت انسان است که خداوند تعالی و بزرگ به آن این همه شإن و حرمت داده است. پس بجا و مهم خواهد بود که ما انسانها نیز بتأسی از دستور و هدابت خداوندی به انسانها حرمت گذاشته و احترام و اکرام کنیم. این درحالی است که در مواردی متإسفانه دوشمنان اسلام با اهداف خاصی به اسلام تهمت زده و تلاش میکنند تا اسلام عزیز را مخالف حقوق بشر جلوه داده و بدنام کنند. آنها خبر ندارند که اسلام میگوید به بشر جنازه بخوانید، اسلام میگوید که بالای قبر انسان نباید پا گذاشت چون به بشر بی احترامی خواهد شد، اسلام میگوید که باید برای رفتاگان خود خیرات کنیم تا به آنها احترام گردد، اسلام میگوید صدقه بده تا بشریت با مشکل مواجه نشود، اسلام میگوید نباید اجازه بدهید تا همسایگان تان گرسنه بوده و تو سیر بخوابی، پیروان دین مقدس اسلام آنچنان به انسان حرمت قایل اند که تمام مردگان خویش را با شأن و منزلت و تشریفات خاصی در حالی که توسط صدها و حتا هزارها نفر تشییع میشوند، دفن میکنند. به شانههای شان بلند نموده و با انداختن رختهای قیمتی و زیبا حرمت گذاری به جنازه را انجام میدهند و به نظر من این گونه برخورد از سوی اسلام و پیروان این دین مقدس به معنی احترام کامل به انسان و بشریت است که بدون تردید در خیلی از جوامع، فرهنگها و ادیان دیگر نذیر آن را نداریم. در اسلام نه تنها به بشر بلکه به حیوانات و تمامی پدیدههای هستی احترام لازم است. به هیچ وجه درست نیست که حتا به یک حیوان بیاحترامی گردد. یا مورد ظلم قرار گیرد. و به نظر من این یکی از زیبایی دین مقدس اسلام است که با تمام مهربانی حتا اجازه نمیدهد که به حیوانات ظلم روا داشته شود چه رسد به انسان که بدون تزدید مورد حمایت و احترام دین مقدس اسلام بوده و است. باید بگوییم در خیلی از موارد دیده شده است که بینی انسان را میبرند، گوش انسان را میبرند و حتا سینههای انسان چاک شده و بدنش شکافته و قطعه قطعه میگردد. ولی دین مقدس اسلام حتا اجازه نمیدهد اسخوان اسنان به فروش برسد. واین به معنی احترام به انسان است. اما در مورد ولایت فاریاب و مشکلات که در زمینهی حقوق بشر در این ولایت وجود دارد. باید بگویم بسیاری از مشکلات ناشی از عوامل مثل بیکاری و پایین بودن سطح سواد مردم در مجموع و جوان در ساحهی محدود ترش بوده و است. بیکاری باعث میگردد تا تعدادی از جوانان ما به صفوف طالبان پیوسته و مشکل خلق کنند. تعدادی هم معتاد شده و به موجودات بیکارهی تبدیل گردند. ما میدانیم تعدادی زیادی از جوانان ما بیکاراند در حالیکه برخی از آنها سواد هم دارند ممکن تا درجه لسانس یا عمدتا تا درجه دبلوم درس خوانده باشند ولی باز هم بیکار اند و سرگردان و این خود باعث میگردد تا تعدادی زیادی از آنها به افراد مشکل ساز برای امنیت جامعه تبدیل گردند. بنا بر این باید گفت دولت مکلف است برای جوانان ما به خصوص جوانان تحصیل گرده ما فرصتها و زمینههای کار فراهم نماید. و اجازه بدهند این جوانان برای ملت و مرم خود خدمت کنند. جای تأسف است که پسران و دختران تحصیل کردهی ما مدتهای طولانی را دنبال کار سرگدانند ولی موفق نمیشوند کار پیدا کنند. برای ما درد آور است که در مواردی جوانان ما که تا صنف دوازدهم درس خوانده اند از برخی از ادارت رانده میشوند که تا صنف چهارده یا مثلا شانزدهم درس نخواندهاند. باید سوال کنیم اگر این جوانان از ادارات زانده شوند چکار باید بکنند تا نان خود و خانوادهاش را پیدا کنند؟ باید تلاش کنیم تا تمام جوانان ما فرصت کارو مصروفیتهای سالم داشته و زمینهکار برایشان ایجاد گردد. تنها دراین صورت است که میتوانیم به بخش اعظم از مشکلات رسیدگی نموده و حل کنیم. اگر میخواهیم در کشور صلح و امنیت حاکم گردد ضرور است تا برای جوانان ما زمینههای کار و مصروفیت ایجاد گردد.»
متن سخنرانی خانم شریفه عظیمی رئیس امور زنان ولایت فاریاب
خانم شریفه عظیمی رئیس امور زنان ولایت فاریاب نیز دراین برنامه سخنرانی نموده گفت: «جا دارد که از کار و فعالیت فراگیر و سراسری کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در سطح کشور و به خصوص فعالیت دلسوزانهی کارمندان این کمیسیون در دفتر ولایتی فاریاب اظهار سپاس و قدردانی کنیم. باید گفت حمایت از حقوق بشر، دفاع از حقوق بشر، وظیفهی فرد، فرد مسلمان و متدیین است. در مورد وضعیت حقوق بشر در ولایت فاریاب باید اقرار کنیم که اگرچه کارهای مؤثر و مثمری تا امروز در این ولایت در نتیجهی تلاشهای متداوم دفتر ولایتی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان انجام یافته است. ولی هنوز هم مشکلاتی وجود دارد که باید مورد توجه بوده و از بین بروند. با تأیید از سخنان جناب والی و همچنان رئیس شورای صلح ولایت فاریاب، باید بگویم بیکاری و عدم آگاهی مردم از قانون و حقوق بشر، باعث نا امنی گردیده و مشکل آفرین بوده است. مشکلاتی که باعث نقض حقوق بشر گردیده است. مردم ما با وجود این که توانسته اند نسبت به برخی از مسایل آگاهی پیدا کنند ولی هنوز شاهد مشکلاتی مثل خشونت و نقض حقوق بشر در سطح ولایت میباشند. که امیدواریم باتلاش و همت همگانی، تمامی مشکلات از بین رفته و تمام افراد جامعه، حقوق و آزادیهای همدیگر را رعایت و احترام کنند.»
متن سخنرانی محترمه الحاج ثریا احدی مدیر لیسهی ستاره
سخنران بعدی برنامه خانم الحاج ثریا احدی مدیر لیسهی ستاره بود که به نمایندگی از جامعهی مدنی ولایت فاریاب سخنرانی نمود. خانم احدی گفت: «جای بسیار خوشی و شکر گذاری است که از ایجاد اداره موقت تا امروز ولایت فاریاب دست آوردهای بسیار بزرگی را در عرصههای بازسازی، خدمات صحی و معارف داشته است. باید گفت این همه دست آورد در نتیجهی تلاش صادقانه و مسؤولانهی والی محترم ولایت و رؤسای محترم دوایر و ارگانهای دولتی و غیر دولتی بدست آمده است. که جا دارد در این جا از تلاش و همکاری والی محترم ولایت در زمینهی تأمین امنیت زنان دراین ولایت و همچنان ایجاد فرصتهای خوب که برای زنان و دختران ولایت فاریاب در زمینههای تعلیمی و فعالیتهای اجتماعی فراهم نموده است، قدرانی و تشکر کنیم. امروز الحمدالله زنان و دختران ولایت فاریاب بدون ترس و وحشت میتوانند به مکتب رفته و درس بخوانند. میتوانند بدون حراس بکارش رفته و برای مردمش تلاش کنند. همچنان از کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که همواره تلاش میکنند تا مشکلات زنان کشور را حل نموده و به آنها کمک کند. تشکر میکنم. ما همواره در جریان فعالیتها و تلاشهای این کمیسیون از طریق رسانهها قرار داریم و برای ما جای خوشی است که زنان کشور ما حامی مثل کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان داشته و دارند. ما متوجه هستیم که دفتر ولایتی این کمیسیون در ولایت فاریاب چگونه تلاش میکند. برای ما و مردم ما کار و فعالیت میکند. زحمات این کمیسیون واقعا قابل قدر است. ما میدانیم کارمندان این دفتر با تمام مشکلات که وجود دارد در سراسر ولایت سفر نموده و از وضعیت حقوق بشر نظارت میکنند. به همین دلیل است که من باور دارم ولایت فاریاب در سطح کشور الحمدالله از لحاظ رعایت حقوق بشر در صدر قرار دارد. امیدواریم که همیشه تلاشها ادامه داشته و با وحدت و همدلی بیشتر از پیش تلاش کنیم تا حقوق بشر در جامعه ما نهادینه گردد.
متن سخنرانی داکتر سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان
خانم داکتر سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان آخرین سخنران این برنامه بود که ضمن قدردانی از همکاریهای مردم و مسؤولان ولایت فاریاب برای رسیدن به وضعیت بهتر حقوق بشری، سخنانی را ایراد نموده گفت: «واقعا خوشحالم که در میان شما مردم فرهنگ دوست و علم پرور فاریاب قرار داشته و از نزدیک با وضعیت حقوق بشری مردم شریف این ولایت آشنا میشویم. دوستان عزیز! همان گونه که شما نیز میدنید کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان درسال 1381 مبتنی بر تعهدات بن و ایجاب شرایط و وضعیت حقوق بشر در کشور ایجاد گردید. ما میدانیم که سالهای طولانی جنگ و خشونت در کشور مشکلات واقعا جدی را در رابطه به حقوق بشری شهروندان کشور بوجود آورده بود. به همین دلیل شرکت کنندگان کنفرانس بن به هدف جلوگیری از دامنهی رو به توسعه نقض حقوق بشر در کشور کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را پیش بینی و در موافقت نامه بن به عنوان یکی از برنامههای عملی کشور تعریف نمود. باید گفت ایجاد کمیسیونهای ملی حقوق بشر مبتنی بر فیصله سازمان ملل متحد (اصول نامه پاریس) در هر کشور صورت گرفته و این به این معنی است.خارج از اصول این فیصله ایجاد کمیسیونهای حقوق بشر از جایگاه حقوقی بین الملل برخوردار نخواهد بود. باید بگویم کمیسیون های ملی حقوق بشر جزء ساختار یا تشکیلات دولتی بوده ولی به شکل مستقل عمل میکند. به این معنی که کمیسیون حقوق بشر جزء متمم حاکمیت بوده ولی در عمل کردش تحت اراده و برنامههای دولت نخواهد بود. به همین دلیل گفته میتوانیم که کمیسیون حقوق بشر به عنوان یک نهاد متمم با نظارت کننده بر وضعیت حقوق بشر و عمل کرد دولت بوده و هرگز نمیتوانیم از آن به عنوان اپوزیسیون نام ببریم. بلکه کمیسیون حقوق بشر در کنار دولت و همراه با دولت ولی ناضر بر عمل کرد دولت و وضعیت حقوق بشر در سطح ملی خواهد بود. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در پنج محور مشخص فعالیت دارد.
1- تعلیم و تربیه: کمیسیون با وزارت معارف کشور از نزدیک روی برنامهها و نصاب تعلمی همکاری نموده و تلاش صورت گرفته است تا نصاب تعلمی کشور را از وازه ها و مفاهم خشن مثل تفنگ، کلاشینگوف، و ... پاک سازی نموده و به واژهها و مفاهم که بیشتر در توسعه فرهنگ و روابط انسانی و بشر دوستانه و عادلانه نقش دارند تبدیل نماید. ما با پولیس ملی و اردوی ملی کشور از طریق اکادمی پولیس و مراکز آموزشی اردو همکاری نزدیک داشته و تلاش میکنیم تا تمام سربازان و افراد وابسته به پولیس ملی کشور از حقوق وامتیازات اجتماعی شهروندان آگاهی لازم را بدست آورده و هرگز به خود اجازه ندهند تا بدون موجب باعث آزار و اذیت شهروندان کشور گردند. ما با مراکز آموزشی و احصیلی کشور از نزدیگ در اربتاط قرار داشته و با تعدادی زا داشنگاههای کشور قرارداد آموزش حقوق بشر را داریم. ما تلاش می کنیم تا حقوق بشر در سطح کشور نهادینه شده و تمام شهروندان به حقوق بشری خود دست یافته و همچنان به حقوق بشری دیگران احترام داشته باشند.
2- حمایت و انکشاف حقوق زنان: ما میدانیم در دین مقدس اسلام تمام انسانها مساوری و برابر آفریده شده است. مبتنی بر نص سریح قرآن کریم هیچ فردی بر فرد دیگری برتری ندارد مگر به تقوا. تقوا تنها چیزی است که کسی را بر کسی دیگری محترم میشمارد. بدون تردید تقوا تنها به عبادت خلاصه نشده و در فرد متقی کسی است که در کنار عبادت خداوند برزگ به حقوق و آزادیهای دیرگان احترام داشته و حق کسی را نخورد، خشونت نکند، مال دیگران را غصب نکند، حق بشر زنان و کودکان را رعیات نموده و از موارد مثل ازدواج اجباری و بد دادن و مسایل شبیه آن جلوگری کند. ما تلاش میکنیم تا برابری در عدالت در جامعه توسعه یافته و حقوق بشری تمام شهروندان کشور اعاده گردد. ما میخواهیم تا زنان کشور به تعلیم و تربیه دست رسی داشته و حقوق اساسی آنها رعایت گردد. به حقوقی مثل حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق اشتغال و حق کار و مصروفیتهای اجتماعی را داشته باشند. ما میخواهیم زنان جامعه ما مورد حمایت جدی نظام بوده از طرف حاکمیت موجود در راستای دست رسی به حقوق و امتیازات اجتماعی شان حمایت گردد. ما میدانیم هیچ جامعهی در هیچ جای دنیا به پیشرفت نایل نواهد مگر این که زنان آن جامعه از حقوق و امتیازات اجتماعی برابر با مردان برخوردار نباشد.
3- حمایت و انکشاف حقوق کودکان: بخشی دیگری از فعالیتهای کیمسیون به حمایت وانکشاف حقوق کودکان ارتباط دارد. باید گفت افغانستان کنوانسیون بین المللی حقوق کودکان را امضا نموده است و بنا بر این مکلف به تطبیق آن در سطح کشور است. به عنوان نمونه ما چندی قبل گزارشی را از وضعیت کودکان کار در سطح کشور تهیه نموده و تحقیقاتی را انجام دادیم تا بدانیم که چه تعداد از کودکان کار میکنند؟ چرا کار میکنند؟ معمولا به چه نوعی از کارها مصروف اند؟ دلیل اصلی که بکار کشیده شده میشوند چه میتواند باشد. ما این گزارش را تهیه نموده و با پشنهادات مشخص به حکومت، پارلمان و جامعه جهانی به نشر رساندیم.
4- نظارت و بررسی قضایایی نقض حقوق بشر: ما بیاد داریم که در سالهای اول بعد از شکست طالبان وضعیت بسیار بدی در زندانهای کشور حاکم بود. تعدادی زیادی زا مردم به زندان انداخته شده بوند که حتا جرمی را مرتکب نشده بودند. شکنجه به نحو جدی مراکز سلب ازادی وجود داشت. ما متوجه بودیم کسانی که قتل نموده بوند با آنهای که مثلا جرمش یک سرقت کوچک بود یجا در یک محل زندانی بودند. همچنان مواردی زیاد وجود داشت که کودکان نیز در یک اتاق با بزرگ سالان محبوس بودند. با برنامههای که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان با وزارت عدلیه و پولیس ملی داشت امروز بخشی اعظم از مشکلات در مراکز سلب ازادی به نحوی حل شده و شکنجه مجرمان و توقیف شدهها طرفدار چندانی ندارد. باید بگویم بعضا وقتی ما از عدم شکنجه حرف میزنیم خیلیها فکر میکنند که ما از دادن جزا به مجرم جلوگیری میکنیم در حالیکه این موضوع کاملا نادرست است. ما همیشه طرفدار تطبیق جزا بوده و تنها از شکنجه اعتراض میکنیم. چون شکنجه غیر قانونی بوده و جزء جزا نمیباشد. در حالیکه عدم تطبیق جزا به نحوی قانون گریزی بوده و بخشی از فرهنگ معافیت محسوب میگردد که ما سخت مخالف آن هستیم. ما باور داریم که دان جزا به مجرم عین عدالت و حتمی میباشد. بنا بر این ما تلاش میکنیم تا عدالت در تمام موارد و قضایا در نظر گرفته شده و قانون تطبیق گردد. نظارت بر این وضعیت بخشی از کارهای ما است که مسؤولیت آن را بخش نظارت و بررسی قضایایی نقض حقوق بشر به عهده دارد. کمیسیون در این زمینه بخش جداگانه را ایجاد نموده است که کارش بررسی واقعات تلفات افراد ملکی است. دراین بخش تمام واقعات که منجر به تلفات ملکی میگردند اعم از موارد که عامل آن طالبان باشد یا مواردی که در نتیجه عملیان ناتو و نیروی های پولیس یا اردوی ملی بوجود آمده باشد. ما گزارشی در دراین مورد به نظر رساندیم که بدون تردید یکی از دقیقترین گزراشها در مرود تلفات افرا ملکی است. چون گزارش ما عاری از هر گونه گرایش و ثلیقههای شخصی و فردی تهیه گردیده است.
5- عدالت انتقالی: کمیسیون در این رابطه مسؤولیتهای خود را که راه اندازی مشوره ملی در برخورد با عاملان جرایم جنگی در کشور بود انجام داده و در سال 2005 گزارش خودش را به ریاست جمهوری کشور تسلیم نمود. کمیسیون دیدگاهش را در این مورد بار بار واضحا بیان نموده و تأکید دارد که هدف از عدالت انتقالی این نیست که باید تمام کسانی که مرتکب جرایم جنگی گردیده اند مجازات شده و جزا ببینند. بلکه هدف دراین برنامه دریافت راه حل مناسب که حقوق قربانیان نیز در آن در نظر گرفته شده باشد، برای رسیدن به آشتی ملی دوام دار است. آشتی که بتواند ما را به صلح دایمی رسانده و مشکلات را در کشور از بین ببرد. میخواهم بگویم این خوب است که کسانی که در جریان سالهیا قبل مرتکب جرایم جنگی شده به دلیل رسیدن به آشتی ملی عفو شوند ولی به شرطی که این شخص به گناهانش اعتراف نموده و از انجام آن پشیمان بوده و از قربانیان عذر خواهی کنند. در غیر این مطمئینا منطقی نخواهد بود که مجرمان بدون این که حتا اعتراف به کناهش کند بخشیده شوند. زیرا این کار باعث سلب اعتماد مردم از حاکمیت و نظام گردیده و در نتیجه به مشکلات کشور افزوده خواهد شد.
در آخر باید گفت: کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان برای مردم کشور است و دروازه او همیشه بروی تمام مردم کشور بازبوده و در خدمت مردم قرار دارد. میحواهم تمام مردم با ما همکاری نموده و در تأمین حقوق بشر در سطح کشور ما را یاری کند.»
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/07/18ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
هرگز فراموش نمیکنیم
گزارشی از کنفرانس خبری هیئت مشترک کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، نهاد همبستگی دادخواهی زنان افغنستان و وزارت حج و اوقاف که به ولایتهای شمال شرق کشور به هدف بررسی وضعیت عمومی زنان و کودکان به خصوص بررسی قضیهی تجاوز شش مرد بر یک دختر 13 ساله در ولایت تخار، سفر نموده بودند.
م. ع. بشارت
با گذشت نزدیک به دو ماه از جنایت هولناکی تجاوز شش مرد که برخی از آن ها یونیفورم پولیس بتن داشتند بر دختر 13 سالهی که در خانواده فقیری در یکی از قریه های ولایت تخار زندگی میکرد، هیئتی مشترکی بتاریخ 2 ماه جوزا سال جاری از سوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، نهاد همیستگی دادخواهی زنان افغانستان و وزارت حج و اوقاف به هدف حمایت از قربانی، درک جریان تعقیب قضیه از سوی ادارههای مسؤول (پولیس، سارنوالی و قضا) و درک وضعیت عمومی زنان و دختران در ولایتهای شمال شرق کشور، به ولایت تخار و کندز، سفر نمود. این هیئت شش نفری علاوه بر ملاقات با مقامات اداری و امنیتی این ولایتها نشستهای را با نهادهای جامعهی مدنی و فعالان حقوق بشر نیز داشته است. دیدار با قربانی و اعضای خانواده او نیز بخشی از این سفر بوده است. داکتر ثریا صبحرنگ کمشنر کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و عضو این هیئت بعد از بازگشت در کنفرانس مطبوعاتی که بتاریخ 8 ماه جوزا در دفتر ساحوی کابل کمیسیون برگزار شده بود گفت: «هدف اصلی هیئت اعلان حمایت از کودک قربانی بوده و میخواستیم به او و خانوادهاش بفهمانیم که در دادخواهی تنها نبوده بلکه نهادهای فعال حقوق بشر و جامعهی مدنی و همچنان دولت افغانستان، با او همراه بوده و از هیچ کاری برای به محکمه کشاندن و جزا دادن مجرمان دریغ نخواهند ورزید. در ضمن ما خواستیم بدانیم جریان تعقیب و محاکمهی مجرمان این جنایت هولناک تا کجا پیش رفته و همچنان به نحوی خواستیم بدانیم که آیا ارگانهای مسؤول، قضیه متذکره را تحت تعقیب قرار داده اند یا نه؟ و اگر تعقیب نموده اند تا کجا پیش رفته است. این کار را به این دلیل کردیم تا به همه به خصوص دولت و مقامات مسؤول بفهمانیم که ما این جنایت هولناک را فراموش ننموده و تا آخرش تعقیب خواهیم نمود. تا زمانی که اطمینان پیدا کنیم که جنایتکاران به سزای اعمال شوم شان رسیده باشند.» کمشنر حقوق بشر افزود: «بررسی وضعیت عمومی زنان و کودکان در ولایتهای شمال شرق کشور بخش دیگری از اهداف این هیئت بود که تلاش گردید تا تصویر تازه و دقیق تری را از وضعیت عمومی زنان و کودکان در این ولایتها ارایه نماید. باید گفت ما در این سفر متوجه وضعیت بد زنان و دختران این ولایتها شده و فهمیدیم که وضعیت روز بروز بدتر شده و محدودیتهای بیشتری در برابر زنان و به خصوص فعالیتهای اجتماعی آنان بوجود میآید. ما متوجه شدیم که تعدادی زیادی از خانمها به دلیل تهدید و عدم امنیت لازم در منطقه دست از کار و فعالیتهای اجتماعی برداشته و هم اکنون خانه نشین گردیده اند. به عنوان نمونه در یکی از رادیوهای محلی در ولایت تخار که قبلا 12 زن کار مینمودند در شرایط فعلی تنها دو زن مصروف فعالیت اند. یعنی ده نفر دیگر مشخصا به دلیل عدم موجودیت امنیت و بعضا مخالفت خانوادهها، دست از کار کشیده و خانه نشین گردیده اند. تنها در چند ماه گذشته 13 مورد تجاوز جنسی و 9 مورد قتل درخصوص کودکان این دو ولایت (تخار و کندز) برای ما گزارش شده است که این امر در ذات خود، نگران کننده است.» خانم صبحرنگ اضافه کرد: «برخی از مشکلات به خصوص مشکلات نا امنی آنگونه که ما از صحبتهای مردم متوجه شدیم ارتباط میگیرد به قوتهای نازه بوجود که تحت نام اربکی در محلات و قریهها فعالیت میکنند. الیته اطلاعات دقیق و واضحی در این خصوص وجود نداشت ولی ما تلاش می کنیم تا از نقش این نهاد تازه بوجود آمده و مشکلات را که میتواند بوجود آورد، تحقیقی را انجام داده و انشاالله بزودی در دسترس مردم قرار خواهیم داد.» پلوشه حسن فعال حقوق زن و عضو این هیئت سخنران دیگری این کنفرانش خبری بود که ضمن اعلان همدردی جامعه زنان کشور با قربانی، اطمینان داد که هرگز اجازه نخواهد داد تا این قضیه وحشت ناک به فراموشی سپرده شده و بعد از مدتی از خاطره ها پاک شود. خانم پلوشه حسن گفت: «ما با تمام نیرو جریان تعقیب و محاکمهی عاملان تجاوز بر این دختر قربانی را پیگیری نموده و ادارات مسؤول را وادار خواهیم نمود تا با تمام تلاش و قدرت قضیه را دقیق و عادلانه تعقیب نمایند. ما میخواهیم دست جنایت کاران در هر موقعیت اجتماعی که هستند کوتا شده و به هر ترتیبی که ممکن است مجازات گردند.» خانم حسن ادامه داد: «نگرانی های جدی در میان مردم از حاکمیت فرهنگ معافیت در کشور وجود دارد که متأسفانه برخورد غیر مسؤولاتهی مقامات امینتی، عدلی و قضایی در مواردی شبیه این قضیه، این ذهنیت را در میان مردم تقویت نموده و اعتماد لازم بین دستگاه حاکم و مردم را زیر سؤال برده است.» این فعال حقوق زن تأیید نمود که در صحبتهای هیئت با مقامات اداری و امنیتی ولایتهای تخار و کندز این موضوع مطرح شده و تمام مسؤولان ولایتی تأیید نموده و وعده دادند که با جدیت تمام قضیه را تحت تعقیب داشته و خواهد داشت. به گفتهی خانم پلوشه مقامات پولیس و مسؤولان عدلی و قضایی این ولایتها اطمینان دادند تا به هر شکل ممکن تمام کسانی را که به خشونت علیه زنان و کودکان دست میزنند، مجازات نموده و به شدت مورد بازخواست قرار دهند. خانم پلوشه حسن اظهار نمود: «در صحبتهای هیئت با مقامات این دو ولایت راههای حل مشکلات نیز مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهاد شد تا خانههای امن در این دو ولایت ایجاد شده و به این ترتیب به کسانی که قربانی چنین جنایات ضدانسانی میگردند کمک صورت گیرد.» اگرچه هیئت متذکره معلومات دقیقی در مورد جریان تعقیب قضیه تجاوز به این دختر 13 ساله را نداد ولی تأیید نمودند که مقامات ولایتی وعده داده اند که بزودی مردم کشور شاهد دستگیری و محاکمهی مجرمان این جنایت هولناک خواهند بود. یکی از نگرانیهای هیئت در رابطه به وضعیت عمومی زنان و کودکان ولایتهای شمال شرق کشور، شکایتی برخی از خانوادهها از نحوهی آموزش دختران در مدارس دینی در این ولایتها بود. به گفتهی خانم پلوشه حسن عضو این هیئت برخی از اعضای خانوادههای ولایتهای تخار و کندز از نحوهی فعالیت این مدارس انقاد نموده و تأیید میکنند که دختران شان بعد از مدتی که در این مدارس درس میخوانند به افراد متفاوت تبدیل شده و از والدین شان در مسایل اجتماعی و روابط انتقاد میکنند. خانم حسن گفت: «برخی از مردم شکایت داشتند که دختران شان بعد از رفتن به این مدارس به خصوص مدرسهی تخارستان در ولایت کندز از پدر و مادر شان انتقاد نموده و احترام لازم به والدین را نادیده میگیرند. به حرف مادر و پدر شان گوش نمیدهند و صراحتا میگویند که شما مسلمان نیستین. این خانوادهها نگرانی شان را در مورد دختران شان که از شاگردان این مدارس دینی اند ابراز داشته و میگفتند که دختران شان به انزوا رفته و حتا ممکن است به جریانهای تندرو و افراطی شورشی پیوسته و در برنامههای مخرب امنیت شرکت کنند. برنامههای مثل انتحار و ...» به باور خانم حسن دولت و به خصوص وزارت معارف باید به این مورد توجه جدی نموده و نظارت متداوم و دقیق از برنامه های تعلیمی و آموزشی این مدارس انجام دهد. خانم پلوشه حسن گفت: «با توجه به این که جامعه و مردم ما الحمدالله مشلمان است باید تصریح کنیم که آموزش مسایل دینی از ضروریات جامعهی ما است ولی باید به کسانی که از فرصتها سود جوی نموده و باعث میگردند جوانان ما قربانی افراطیت گروه های شورشی گردند این اجازه را ندهیم که یکبار دیگر جریان طالبانیزم در کشور ما ریشه گرفته و بر مشکلات کشور بی افزاید.» |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/07/18ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
محیط زیست
م. ن. کاوه (م. ع. بشارت)
درآمد آلودگی هوا و بحث محیط زیست در شهرهای کشور به خصوص شهر کابل در شرایط کنونی یکی از مباحث جدی و قابل تأمل برای سیاست گذاران و پالیسی سازان ملی بوده و با توجه به وخامت گزارش شده از وضعیت محیط زیست در کشور به خصوص شهر کابل، نیاز است تا تدابیر جدیتری در راستای تأمین محیط زیست سالم و عاری از آلودگی، روی دست گرفته شود. در این گزارش که در نتیجهی مصاحبه با داکتر محمد خالد نسیمی؛ رییس دفتر ادارهی ملی حفاظت محیط زیست جمهوری اسلامی افغانستان، تهیه گردیده است، سعی شده تا ضمن دادن تصویر کلی از وضعیت محیط زیست در کشور و به خصوص شهر کابل، البته در حد که ظرفیت این گزارش کوتاه ایجاب میکند، مشکلات و چالشهای جدی سر راه، بر شمرده شده و راه حلهای ممکن برای رسیدن به یک محیط سالم زندگی، پیشنهاد گردد. بیایان زایی و توسعه این پدیده در کشور، با توجه به دوام خشک سالیهای پیاپی، جنگ و در نهایت عدم مسؤولیت پذیری مردم در حفظ و نگهداشت جنگلات، موضوعی دیگری است که به مناسبت روز جهانی بیابان زدایی (17 ماه جون) به دلیل ارتباطش با محیط زیست، تا حد امکان در این گزارش مورد توجه قرار گرفته است. طرح مباحث در این گزارش بدلیل مستند بودن آن به صحبتهای آقای داکتر نسیمی به صورت پرسش و پاسخ بوده و به همین دلیل تلاش گردیده است تا تمام صحبت های رئیس دفتر اداره ملی حفاظت محیط زیست، بدون تغییر درج این گزارش گردد.
سوال: نتیجهی آخرین تحقیقات ادارهی ملی حفاظت محیط زیست از وضعیت محیط زیست در کشور و به خصوص شهر کابل چیست؟
جواب: تحقیقات ادارهی ملی حفاظت محیط زیست مبین این حقیقت است که متاسفانه وضعیت محیط زیست در کشور و به خصوص هوایی شهر کابل از کیفیت خوب و لازم بر خوردار نیست، کیفیت خوب محیط زیست و به خصوص شهرهای مثل شهر کابل مستلزم همکاری تمام همشهریان و تمام وزارتها و ادارات دولتی جمهوری اسلامی افغانستان است. همچنان به منظور تحقیقات علمی و دقیق و تثبیت میزان دقیق کیفیت هوا، اداره ملی حفاظت محیط زیست چهار پایه دستگاه تثبیت کیفیت هوا را خریداری نموده که انشاالله عنقریب به بهره برداری سپرده خواهد شد و بعد از نصب و مونتاژ دستگاههای مذکور میتوان به صورت علمی و دقیق میزان آلودگیهای هوا را مشخص و در خدمت مردم افغانستان قرار خواهیم داد. این دستگاهها در چهار نقطه مزدحم شهر کابل نصب خواهد شد و میزان آلودگی و کیفیت هوا را مشخص خواهد کرد.
سوال: مهمترین کارهای را که تا کنون در راستای بهبود وضعیت محیط زیست انجام داده اید چیست؟
جواب: مهمترین کارهای که در راستای بهبود وضعیت محیط زیست انجام داده شده است، عبارتاند از: 1- طی مراحل قانون محیط زیست برای تصویب؛ 2- طی مراحل مقررهی ارزیابی اثرات محیط زیستی؛ 3- طی مراحل مقررهی کاهش و جلوگیری آلودگی هوا؛ 4- طی مراحل مقررهی جلوگیری از تخریب لایه اوزون؛ 5- مسوده سازی استندرد کیفیت هوا و انتشارات وسایط نقلیه و سایر استندردها و پالسیها. همچنان اداره ملی حفاظت از محیط زیست در بخش آگاهی عامه دیدگاههای خودش را داشته و کارهای را نیز در این زمینه انجام داده است. دیدگاههای این اداره شامل موارد آتی میگردد: - تعلیمات محیط زیستی شامل پروسۀی شناسائی ارزشها و توضیح مفاهیم به منظور رشد مهارتها و طرح مسایل مورد نیاز جهت دانستن روابط میان انسان، فرهنگ و محیط زیست فزیکی و بیالوژیکی میگردد. - تعلیمات محیط زیستی یک دورنمای کلی را بوجود میآورد. - تعلیمات محیط زیستی این حقیقت را بر ملا میسازد که محیط زیست طبیعی و محیط زیست ساخت انسان باهم ارتباط تنگاتنگ دارد. - تعلیمات محیط زیستی باید محیط زیست را در کل در نظر گرفته و باید یک روند مادام العمری و متداوم را که از مرحله قبل از مکتب آغاز و در تمامی مراحل تعلیم و تربیه و تحصیلات عالی ادامه دارد، شامل گردد. - تعلیم و تربیه محیط زیستی باید تمامی موضوعات و مفردات عمدۀ محیط زیستی را از سطح قریهها گرفته تا ولسوالیها، ولایاتها و مرکز به بحث گیرد. - در تعلیم و تربیه محیط زیستی باید شیوههای مختلف آموزشی استفاده گردد تا مردم در مورد کلیهی ابعاد محیط زیستی بیاموزند و بیاموزانند. باید گفت تعلیمات محیط زیستی یکی از مسائل و ابتکارات جدید درافغانستان میباشد و فصل هفتم ماده شصت و پنجم فقره سوم قانون محیط زیست که در سال 1385 نافذ گردیده است در مورد چنین مینگارد: «ادارهی ملی حفاظت محیط زیست مکلف است به منظور آگاهی عامه، تبلیغات، و تعلیمات مبنی برارزش منابع طبیعی، ضرورت استفاده دوامدار و تحفظ آنها، تأثیرات آن بالای صحت انسان و محیط زیست به شمول جلوگیری، کنترول آلودگی و شیوههای بهبود آن با وزارتها و ادارات ذیربط مرکزی و محلی بطور همآهنگ کارنماید.» همچنان مادهی شصت پنجم قانون محیط زیست در مشوره و همکاری با وزارتها و ادارات ذیربط و مراجع علمی و تخصصی در موارد ذیل تشریک مساعی مینماید: - شامل ساختن مضامین تنظیم و حفاظت منابع طبیعی، بهبود سلامت محیط زیست، جلوگیری ازآلودگی، درنصاب تعلیمی مکاتب وپوهنتونها؛ - طرح و تهیه پروگرامهای تربیوی برای کارکنان فنی و مسلکی منابع طبیعی و رشتههای علوم طبیعی و اجتماعی، بانظرداشت اولویت نیازمندیهای مندرج برنامهی ملی تنوع حیات و برنامه عمل مطابق حکم مادهء سی و نهم این قانون؛ - طرح پروگرامهای تربیوی برای کارکنان فنی و مسلکی درچهارچوب مضامین حفاظت محیط زیست و رشته های علوم طبیعی و اجتماعی؛ - طرح و تطبیق برنامههای آموزشی و آگاهی جهت تطبیق احکام این قانون و مقررات و طرزالعمل های مربوط به آن. بادرنظرداشت احکام فوق، تعلیمات محیطی و آگاهی عامه درین بخش خصوصأ در شرایط احیای مجدد و انکشاف یک امرضروری است. این پروگرام مفکورهها و فعالیتهای خاص را برای واحدهای مختلف محیط زیست به شمول نوعیت آب، آلودگی هوا، حفظ الصحه، حفظ الصحه شخصی و اجتماعی، فرش نباتی، احیای مجدد جنگلات، عناصر عضوی و بی ثبات، و بسیاری موضوعات دیگر، مطرح مینماید. روی این ملحوظ، طرح پروگرام های تعلیمات محیطی و آگاهی عامه که شامل تدویر سمینارها، ورکشاپ ها، و کمپاین های آموزشی درسطح مرکز و ولایات میگردد، یکی از اولویتها میباشد. علاوه برآن، تعلیمات محیطی و آگاهی عامه یکی از مسائل کلیدی دربسیج ساختن و اتحاد مردم ازطریق علمای دینی، مبلغین و کارکنان اجتماعی است. تدریس جلوگیری از آلودگی هوا و تعمیم مفاهیم حفظ الصحه درساحات شهری و دهات میتواند درامرساختار و تأمین صلح نیز کمک همه جانبه نماید. بصورت عموم تعلیمات محیط زیستی بدودسته عمدهی ذیل طبقه بندی میگردد: 1- سیستم رسمی تعلیمات محیط زیستی؛ 2- سیستم غیر رسمی تعلیمات محیط زیستی. سیستم رسمی تعلیمات محیطی به بخشهای مهم ذیل تقسیم میگردد: - تعلیمات محیط زیستی درسیستم نصاب تعلیمی مکاتب؛ - تعلیمات محیط زیستی درسیستم نصاب تعلیمی پوهنتونها؛ - تعلیمات محیط زیستی درسیستم نصاب تعلیمی نهادهای خصوصی.
- پروگرام ها و کمپاینهای تعلیمات محیط زیستی و آگاهی عامه به سطح ملی؛ - تدویر ورکشاپ ها، سیمینارها، کورسهای کوتاه مدت آموزشی و کنفرانسهای محیط زیستی؛ - ترویج فرهنگ محیط ریستی و تنویر اذهان عامه از طریق رسانههای اطلاع رسانی جمعی که شامل رادیو تلویزیون، اوراق تبلیغاتی، بروشور، ماهنامه، مجله، پوستر و کتابهای محیط زیستی میگردد.
اجرأات: در قسمت اجرأات باید گفت: خوشبختانه اداره ملی حفاظت محیط زیست به همکاری سازمانهای ملی و بین المللی خصوصآ پروژهی تنوع حیات برای اداره ملی حفاظت محیط زیستBSP/NEPA-USAID پروگرام های وسیع تعلیمات محیط زیستی و آگاهی عامه را از بدو تاسیس تا حال تحت اجراء قرار داده است. ماده 65 قانون محیط زیست حکم مینماید که موسسات تحصیلات عالی و مکاتب در نصاب تعلیمی خویش موضوعات ومضامین محیط زیستی را بگنجانند، بدینوسیله اداره ملی حفاظت محیط زیست به اساس ماده فوق قانون محیط زیست واستراتیژی ملی محیط زیستی در قسمت گنجانیدن مضامین و موضوعات محیط زیستی با وزارتهای محترم معارف و تحصیلات عالی همکاری نموده که گزارش از این فعالیت ها در جملات ذیل خلاصه میگردد. در بخش وزارت تحصيلات عالي و مسلکی موضوعات و مفردات مهم محيط زيستي چون بيوسفير، ايكالوژي، ايكوسيستم، آلودگي هوا، دوران مواد در طبيعت، منابع آلودگي آب و هوا، منابع طبيعي، منابع مصنوعي، كثافات و غيره موضوعات و مفاهيم در ديپارتمنتهاي استخراج معادن، مواد مفيده جامد پوهنحي جيولوجي معدن، پوهنتون پوليتخنيك و ديپارتمنتهاي ساختمانهاي صنعتي و مدني، مهندسي و سركسازي پوهنځي ساختماني، تدريس ميگردد. همچنان در چوكات پوهنحي ساختماني پوهنتون پوليتخنيك ديپارتمنت آبرساني، انجنيري و محيط زيست نيز موضوعات محيط زيستي تدريس ميگردد؛ موضوعات محیطی زیستی در نصاب تعلیمی بعضی از فاکولتههای پوهنتون کابل نیز گنجانیده شده است که شامل پوهنځی زراعت، تعلیم و تربیه، وترنری، ساینس و علوم اجتماعی میباشد و فعلآ فاکولتههای متذکره مضمون محیط زیست را من حیث مضمون مستقل در صنفها تدریس مینمایند همچنان بعضی ازموضوعات محیط زیستی در پوهنتون طب کابل نیز تدریس میگردد؛ پوهنځی ادبیات پوهنتون بلخ مضمون محیط زیست را در نصاب تعلیمی خویش گنجانیده است که فعلآ تدریس میگردد؛ دیپارتمنت بیالوژی ریاست انستیتوت ولایت پروان مضمونی را بنام حفظ محیط زیست در نصاب تعلیمی خود گنجایده است و عملآ تدریس میگردد؛ پوهنځی زراعت پوهنتون هرات مضمون تحت عنوان (ضرورت حفظ محیط زیست) را در نصاب درسی صنوف سوم شامل نموده است و تدریس آن ادامه دارد؛ در پوهنځی طب پوهنتون هرات مضمون بنام صحت محیطی که البته تمام موضوعات محیط زیستی در آن گنجانیده است تدریس میگردد؛ در پوهنځی حقوق پوهنتون هرات مضمون تحت عنوان حقوق محیط زیست در بخش مضامین اختیاری اضافه شده است و در سمستر دوم این پوهنځی تدریس میگردد؛ در پوهنځی ساینس پوهنتون هرات در دیپارتمنتهای کیمیا و بیالوژی و دیپارتمنت ریاضی و فزیک برای یک سمستر مضمون تحت عنوان محیط زیست تدریس میگردد؛ همچنان در سایر پوهنځیهای پوهنتون هرات موضوعات و مطالب مفید پیرامون محیط زیست تدریس میشود؛
در بخش وزارت معارف مفاهيم و مفردات محيط زيستي از صنف اول الي ششم مکاتب که قبلآ در نظر گرفته شده بود تاليف و در تمام مكاتب كشور توزيع گرديده است؛ به اساس ستراتيژي ملي محيط زيست، پلان عمل 4 ساله جهت گنجانیدن موضوعات و مفردات محیط زیستی از صنف 6-12 نصاب تعلیمی مکاتب کشور تهیه و از طرف وزارت معارف منظور گردید که مطابق آن وزارت معارف مکلف است تا در 4 ساله آینده موضوعات محیط زیستی را در صنوف متذکره گنجانیده و از تطبیق آن به اداره ملی حفاظت محیط زیست گزارش ارایه بدارند؛ به اساس پلان عمل که بین وزارت معارف و ادارهی ملی حفاظت محیط زیست در قسمت گنجانیدن موضوعات و مفاهیم محیط زیست در نصاب تعلیمی مکاتب کشور ساخته شده است. وزارت معارف کتابهای جدید را که تالیف گردیده است جهت نظر خواهی به این اداره و ولایات کشور فرستاد که نهایی گردیده و در آینده نزدیک طبع و نشر میگردد. باید گفت در کتب جدید موضوعات و مفاهیم محیط زیست در مضامین علوم طبیعی (بیالوژی ، کیمیا)، علوم اجتماعی ( جغرافیه ، تاریخ )، علوم دینی (فقه حنفی و فقه جعفری) و زبانهای اول (پشتو،دری) وزبان انگلیسی از صنوف 7 - 9 گنجانیده شده است؛ همچنان كتب صنف دهم، يازدهم و دوازدهم تحت كار قرار دارد كه موضوعات مهم محيط زيستي در آنها در نظر گرفته شده است؛ علاوتآ مفاهيم و موضوعات محيط زيستي به زبانهاي (ازبكي ،پاميري ،و شغناني) از صنف اول الي نهم مکاتب نیزدرنظر گرفته شده است؛ به اساس درخواست و پيشنهاد رياست انكشاف نصاب و تاليف كتب درسی وزارت معارف، بيشتر از هزارها رسالهي محيط زيستي، كتاب محيط زيستي، مجله، بروشور، پوستر و معلومات، محيط زيستي از موسسات مختلف موجود دركشور جمع آوري و به ديپارتمنتهاي مختلف رياست متذكره توزيع گرديده است تا در تسریع بخشیدن پروسه گنجانیدن موضوعات محیط زیستی در نصاب تعلیمی کمک نماید؛ همچنان تعداد زیادی ازكتابهاي محيط زيستي، مجله، بروشور، پوستر و معلومات محيط زيستي برای دیپارتمنت جدیدالتاسیس محیط زیست و مبارزه با حوادث طبیعی پوهنتون کابل توزیع گردیده و همکاری های تخنیکی در قسمت انکشاف کریکولم آن دیپارتمنت صورت خواهد گرفت؛ تحکیم ارتباطات قوی و مؤثر بین ادارهی ملی حفاظت محیط زیست و ریاست تالیف و ترجمه وزارت معارف و پوهنتونهای کشورجهت همکاری بیشتر درگنجانیدن موضوعات محیط زیستی در نصاب تعلیمی مکاتب و پوهنتونها ادامه دارد.
به اساس پیشنهادات پوهنتون کابل و پوهنتون بلخ، مفردات جامع و غنی محیط زیستی جهت گنجانیدن آن در نصاب تعلیمی پوهنتونها توسط اداره ملی حفاظت محیط زیست تهیه و ترتیب گردد. بنابرین در نظر است تا نیل به هدف فوق اجراات ذیل در آینده صورت گیرد: تهیه و انکشاف طرح و مقدمه مفردات محیط زیستی برای پوهنتونهای کشور؛ انکشاف همکاریها و همآهنگی با متخصصان ملی و بین المللی، استادان پوهنتونها و اکادمی علوم؛ تدویر ورکشاپ سه روزه جهت انکشاف مفردات محیط زیستی برای پوهنتونها؛ تهیه و ارسال کتابها و مواد محیط زیستی به دیپارتمنتهای ریاست انکشاف نصاب تعلیمی وزارت معارف و پوهنتونهای کشور؛ پروسه گنجانیدن مفردات محیط زیستی در نصاب تعلیمی صنوف 9 - 12 مکاتب کشور.
سوال: به نظر شما چه کارهای دیگری باید انجام شود تا وضعیت محیط زیست بهتر شده و خطر آلودگی هوا کمتر گردد
جواب:. - در استراتیژی انکشاف ملی افغانستان اولویت به محیط زیست داده شود؛ - تمام وزارت خانهها ملزم به تطبیق مواد قانون محیط زیست و سایر مقررات ادارهی ملی حفاظت محیط زیست شوند؛ - فرهنگ مجازات کسانی که محکوم به تخطیهای محیط زیستی میگردد،عملی گردد؛ - کسانیکه با محیط زیست به صورت بیرحمانه رفتار میکنند بر خورد جدی صورت گیرد؛ - همکاری و همآهنگی بین تمام نهادهای دولتی در بخش محیط زیست ایجاد گردد؛ - در صورتیکه سرکها به صورت درست اسفالت گردد از میزان آلودگیها به صورت درست کاهش به عمل میآید که متأسفانه این کار به کندی روبه پیشرفت است و امید وارم وزارتهای ذیربط در این زمینه همکاری جدی نمایند؛ - همکاری مردم در حفظ محیط زیست جلب گردد؛ - رسانهها در پخش مسایل محیط زیستی و آگاهی مردم از مسایل محیط زیستی و مضررات محیط زیست ناسالم آگاهی دهند؛ - در پروژههای انکشافی و زیربنایی مسایل محیط زیستی جداً مد نظر گرفته شود؛ - موسسات بین المللی و سفارت ها از سوخت غیر مجاز استفاده ننمایند؛ - از تخریب منابع طبیعی و پوشش سبز و قطع بی رحمانه جنگلات جلوگیری به عمل آید؛ - از سوختاندن موبلایل سوخته، تیل بی کیفیت تایر های کهنه در حمامهای، نانواییها و سایر مراکز جلوگیری گردد. - از ورود عراده جات دودزا بداخل شهر جداً جلوگیری به عمل آید.
سوال: تا امروز کدام یکی از نهادهای همکار بیشترین همکاری را با اداره شما داشته و نقش خودش را در بهبود وضعیت محیط زیست ایفا نموده است؟
جواب: تمام ادارات دولتی و غیر دولتی در راستای داشتن محیط زیست سالم از دیدگاه اسلامی و بشری مسوولیت دارند اینکه کدام یکی از این نهادها کارهای شان را در این زمینه خوب انجام داده اند و یا خیر این را میگذاریم به قضاوت مردم افغانستان.
سوال: شما نقش مردم را در تأمین محیط زیست سالم چطور ارزیابی می کنید؟
جواب: نقش مردم در حفظ محیط زیست فوق العاده مهم و اساسی است زیرا بدون همکاری مردم اصلاً بعید است که ما محیط زیست سالم داشته باشیم. همکاری مردم از محل زیست شان شروع تا پاکی و صفایی، غرص نهال، ایجاد ساحات سبز، جلوگیری از قطع درختان، نگهداری آبهای زیر زمینی در مجموع میتواند در پاک نگهداشتن هوا مؤثر باشد.
سوال: گفته میشود آبهای زیر زمینی شهر کابل رو به فاسد شدن است. به نظر شما این موضوع تا چه اندازه مهم بوده و چه کارهای را میتوانیم برای بهبود آن انجام دهیم؟
جواب: این موضوع بیشتر به شرکت کانالیزسیون و آبرسانی افغان تعلق داشته و اما اداره ملی حفاظت محیط زیست از آلوده شدن آبهای زیر زمینی در سطح شهر کابل نگران است.
سوال: بیابان زایی در کشور با توجه به مشکلات موجود مثل خشک سالی، جنگ و عدم برخورد مسؤولانه مردم با جنگلات در حال افزایش است. به نظر شما چه کاری را باید انجام داد تا جلو توسعهی بیایان زایی را در کشور بگیریم؟
جواب: برنامههای مشترک در این مورد اداره ملی حفاظت محیط زیست با وزارت محترم زراعت، آبیاری و مالداری دارد که این برنامه از طریق برنامه انکشافی ملل متحد تمویل میگردد، که آن عبارت از شریک ساختن مردم در مدیریت منابع طبیعی است و یکی از چالش عمده و جدی که فرا راه این اداره قرار دارد قطع بیرحمانه جنگلات در تمام نقاط کشور است در صورت که در این مورد توجه جدی معطوف نگردد ما انتظار آیندهی چندان خوبی را نباید داشته باشیم.
سوال: اگر خلاصه بگویید، مهم ترین مشکلات محیط زیست در کشور چه بوده و ضروری ترین کاری را که به هدف جلوگری از بیشتر شدن این مشکل انجام دهیم در شرایط فعلی چیست؟
جواب: مشکلات محیط زیستی عمده عبارت از 1.عدم آگاهی مردم از مسایل مربوط به محیط زیست؛ 2.مشکلات سه دهه جنگ؛ 3.مشکلات امنیتی؛ 4.نبود همکاری لازم بین وزارتهای دولتی و اداره ملی حفاظت محیط زیست؛ 5.استفاده از تیل بیکیفیت؛ 6. استفاده از مواد سوخت غیر مجاز؛ 7.خامه بودن اکثر جاده؛ 8.نبود همآهنگی لازم بین ادارات مختلف دولتی در راستای برنامههای انکشافی شهری؛ 9.نبود سیستم ریسایکل در شهر؛ 10.نبود سیستم درست کانالیزسیون درست شهری؛ بر عکس این مشکلات راه های حل موجود است در صورتیکه به آنها پرداخته شود مشکلات حل خواهد شد.
نتیجه: از صحبتهای آقای داکتر نسیمی؛ رئیس دفتر ادارهی ملی حفاظت از محیط زیست مشخص گردید که این اداره کارهای مهمی را در راستای فرهنگ سازی در جامعه انجام داده و برنامههای جالبی را در زمینه آموزش و یا به تعبیر خود ایشان تعلیمات محیط زیستی، با همکاری وزارتهای معارف و تحصیلات عالی کشور، تطبیق نموده است. همچنان آقای نسیمی تأیید نمود که وضعیت محیط زیست در کشور و به خصوص شهر کابل نگران کننده بوده و از کیفیت خوبی برخوردار نیست. بدتر از همه این که به گفتهی آقای داکتر نسیمی منابع آلاینده محیط زیست هنوز کتنرول نشده و همچنان به آلودگی هوا در شهر کابل روز بروز میافزاید. هنوز اقدامی مؤثری در زمینهی رفع مشکلات فاصلاب به عنوان یکی از آلایندههای عمده در شهر کابل صورت نگرفته و شهر همچنان غرق در گرد و غبار فضولات شهری قرار دارد. هنوز از کیفیت تیل مصرفی اطمینان داده نشده و بررغم تمام وعده وعیدهای که از سوی دولت در این زمینه داده شده است هنوز تیل بیکیفیت در تانگ تبلها و مراکز فروس تیل وجود دارد. حفر چاههای جذبی فاضلآب، بدون عایق یا روکشهای جلو دارنده از نفوذ مواد آلاینده به آبهای زیر زمینی همچنان در تمام مناطق شهری ادامه دارد. هنوز باشندگان شهر کابل از موجودیت دهها هزار تن کثافت شهری در سطح شهر رنج برده و شاروالی کابل با تام تلاشی که انجام میدهد، قادر به کنترول این وضعیت نمیباشد. بنا بر این باید گفت شهروندان شهر کابل در کنار این که از ادارهی ملی حفاظت محیط زیست به خاطر کارهای مهمی که در راستای فرهنگ سازی و آموزش روشهای حفاظت از محیط زیست شهری تا رسیدن به یک شهر سالم و پاک، انجام داده است قدردانی نموده و توقع دارند تا به مشکلات روز افزون محیط زیستی این شهر بیشتر توجه گردیده و روشها و برنامههای عملی در راستای پایین آوردن میزان آلودگی هوا و خرابی وضعیت محیط زیست، طرح و تطبیق گردد. میخواهیم بگویم ما نیازمند یک اقدام عملی و فوری در این زمینه هستیم که بیشتر از این به مشکلات افزوده نشده و حق برخورداری از صحت و محیط سالم زندگی برای شهروندان کشور به خصوص باشندگان شهر کابل ضمانت گردد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1390/07/18ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد عظیم بشارت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وبلاكي كه از آن باز ديد مي كنيد، يكي از صفحاتي است كه هميشه در تلاش انعكاس واقعيت هايي از نقض حقوق بشر در افغانستان بوده و توسط محمد عطيم "بشارت" نوشته و مديريت ميشود.
محمد عظيم "بشارت" داراي لسانس حقوق و علوم سياسي بوده و از شش سال به اين طرف در كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان، مسووليت گزارشگري حقوق بشر را دارد. |
| پیوندها |
|
فصل چهارم كلو پاترا كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان روز نامه هشت صبح راهزندگي لیلی آرزو کانون وبلاک نویسان افغانستان خیابان های سرگردان دلتنگی هزاره پیوند شباهنگ |
|
RSS
|