سیلی دیگری از دولت اسلامی ایران بر صورت مهاجران افغانی

سیلی دیگری از دولت اسلامی ایران بر صورت مهاجران افغانی

م. ع. بشارت

شرکت دانشجویان افغانی در امتحان کانکور ممنوع است.

جمله که در نخستین صفحه اوراق امتحان کانکور شمولیت در دانشگاه های دولت اسلامی ایران در سال جاری نوشته شده و اعلان صریحی است در برابر حق تحصیل متعلمان مهاجران افغانی در ایران.

باید گفت این اولین بار نیست که سیاست خشونت و ستیز با مهاجران افغانی در ایران طرح و پی گری می شود. بلکه این سیاست، سال ها است که در مورد مهاجران افغانی به انحای مختلف عملی شده و مبتنی بر آن تا کنون هزاران مهاجر افغانی بروز و به خصوص در این چند سال اخیر در بد ترین و سرد ترین فصل سال، از ایران اخراج شده و می شوند.

این دولت همسایه و اسلامی، در سال 1386 تلاش کرد تا از تحصیل کودکان افغانی و حتا ادامه فعالیت مکتب های خصوصی افغانی ها نیز جلوگیری نموده و به این ترتیب هزاران کودک مهاجر را از حق تعلیم و تربیه محروم نموده و محکوم به بی سوادی نماید.

این را می دانیم که برخورداری از حق تحصیل یکی از حقوق ابتدایی بشر است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر به صراحت به آن تأکید شده است. بند 1 ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر تأکید می‌کند:

"هرکس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدود که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد. آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفه ی باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل، به روی همه باز باشد. تا همه بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردد."

از طرفی هم مطابق به قانون مهاجرت، افراد مهاجر به محض پذیرفته شدن درخواست مهاجرت ‌شان، شهروند همان جامعه ی که در آن مهاجرت نموده است محسوب شده و از کلیه حقوق شهروندی آن جامعه برخوردار می شوند.

به همین دلیل ممانعت از تعلمیم و تحصیل مهاجران افغانی در ایران نقض آشکار حقوق بشر و حقوق شهروندی آنان محسوب می‌شود.

گزارش های تأیید شده در این مورد حکایت های جالبی دارد که در حقیقت گویای بازی دولت اسلامی و همسایه ما، ایران، با مهاجران  بیچاره و مجبور افغانی است که سال ها است گرفتار آن بوده و درد می گشند.

گفته می شود در اوایل همان گونه که در شروع گزارش نوشته شده است شرکت متعلمان افغانی در امتحان کانکور به صورت عموم ممنوع شده و حتا دست یابی متعلمان مهاجر به دفترچه  کانکور که از طریق پایگاه های پستی توزیع می شود ممکن نبود واگر گاهی بعضی از این متعلمان هوس دست یابی به این دفتر چه ها را می نمود، باید ده هزار تومان به یکی از این مراکز می پرداخت تا به یک نوت از این کتابچه ها دست می یافت. ولی باز هم نمی دانیم چرا در آخرین روز های امتحان کانکور به تعدادی از این متعلمان اجازه داده شده است که در امتحان کانکور شرکت نمایند.

اما در ادامه بازی های این دولت دوست و اسلامی، کسانی که در امتحان کانکور سال قبل قبول شده اند هنگام ثبت نام به مشکلی دیگری برخورده اند که گویای همان نیت ذهنی و همیشه گی دولت مردان این کشور اسلامی است. نیتی که هدف اصلی آن زجر بیشتر مهاجران بوده و به نحوی تحت فشار قرار دادن آن ها است.

مبتنی بر این بازی تمام کسانی که در امتحان کانکور موفق شده اند مجبور اند تا تمام اسناد و مدارک مهاجرت خانواده اش را به ریاست دانشگاه تسلیم نموده و به این ترتیب خود و خانواده اش را فاقد مدرک نموده و خود به خود زمینه اخراج خود و خانواده اش را از ایران فراهم نماید. از طرفی هم این محصل مجبور است با اخد ویزای تحصیلی از دولت ایران وارد دانشگاه شود. چیزی که از قبل غیر ممکن بوده و در نهایت به معنی ادامه همان سیاست ستیز با مهاجران و محکوم نمودن آنان به بی سوادی و محرومیت از حق تحصیل است.

 

كودكان طلاق ،پدر و مادر خود را نمي‌بخشند

 كودكان طلاق ،پدر و مادر خود را نمي‌بخشند

 تهیه: م. ع. بشارت

براستی چقدر سخت است زندگی در خانه ی که خالی از وجود مادر است. و چقدر درد آور است حتا تصور از روزگااری که عاری از محبت پدر و مادر می باشد.

برای کودکی که هنوز بهانه می گیرد تا با گریه های کودکانه اش توجه مادر و پدرش را بخود جلب نموده و هر آن چیزی تازه را در زندگیش برای بازی داشته باشد، این خیلی دشوار خواهد تا درد تنهایی و بی مادری یا بی پدری را تحمل نموده و در آتش طلاق یا جدایی والدینش بسوزد.

او هرگز فراموش نمی کند که والدینش چه ظلمی بزرگی را در برابر او انجام داده و درست در زمانی که به وجود آن ها نیاز داشته است، ترکش نموده و تنهایش گذاشته است.

در بسیاری از این موارد کودکان طلاق نه فقط، تنها گذاشته می شوند بلکه با انواع خشونت و کودک آزاری نیز روبرو می باشند.

تحقیقات و گزارش های که در زمینه کودک آزاری صورت گرفته و به نشر رسیده است، نشان می دهد که اکثر کودکانی که مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند کودکانی اند که به نحوی از محبت پدر و مادر محروم بوده و تحت سر پرستی غیر از والدینش برزگ شده اند. این کودکان یا یتیم شده و یکی از والدینش را  یا هر دوی آن ها را از دست داده اند و یا کودکانی اند که والدینش طلاق شده و زیر سرپرستی دیگران مثل مادر اندر، پدر اندر، خانواده کاکا و یا هم خانواده های دیگری که مسؤولیت سرپرستی آن ها را به عهده می گیردند قرار دارند.

"در حالي كه كودكان عادي كمتر دچار نفرت از والدين خود مي‌شوند 51 درصد كودكان طلاق گناهان پدر خود را نابخشودني مي‌دانند و 38 درصد آن‌ها اشتباهات مادرشان را هرگز نمي‌بخشند.

يافته‌هاي تحقيقاتي اليزابت ماركادت حاكي از آن است كه طلاق داراي آثار زيانباري بر كودكان طلاق است كه معمولاً در مطالعات علوم اجتماعي ناديده گرفته مي‌شود و به حساب نمي‌آيد.

بر اساس اين يافته‌ها طلاق علاوه بر هزينه‌هاي معمولي كه براي جسم و روح كودكان طلاق دارد، داراي آثار زيان‌بارتري است كه معمولاً مورد توجه قرار نمي‌گيرد. 
مارکادت مي‌افزايد: اكثر كودكان طلاق حتماً اگر در ظاهر سالم بمانند و حتي به معضلات اجتماعي و جرايم و جنايات و الكل و... كشيده نشوند شادي و سرزندگي خود را از دست مي‌دهند و به لحاظ جسمي همانند ديگر كودكان نشاط ندارند. 

وی مي‌افزايد: در خانواده‌هاي طبيعي از هر 10 كودك 8 كودك احساس شادي مي‌كنند اما در بچه‌هاي طلاق از هر 10 كودك 4 كودك احساس شادي ندارد. 

يافته‌هاي تحقيقات دكتر ماركادت نشان مي‌دهد كه بچه‌هاي طلاق احساس بي‌اهميت بودن مي‌كنند و فقط يك‌سوم آن‌ها كودك و بچه بودن را چيزي قابل توجه و مهم مي‌دانند. 
علاوه بر اين كودكان طلاق 6 برابر كودكان عادي احساس تنهايي، بي‌كسي و بي‌پشتوانه بودن مي‌كنند و در حالي كه 70 درصد بچه‌هاي عادي كودكي خود را زيبا و سرشار از بازي و شادي مي‌دانند فقط 43 درصد از بچه‌هاي طلاق كودكي خود را دوران بازي و شادي مي‌دانند.
[1]"



[1]  سایت افتاب