كودكان طلاق ،پدر و مادر خود را نمي‌بخشند

 تهیه: م. ع. بشارت

براستی چقدر سخت است زندگی در خانه ی که خالی از وجود مادر است. و چقدر درد آور است حتا تصور از روزگااری که عاری از محبت پدر و مادر می باشد.

برای کودکی که هنوز بهانه می گیرد تا با گریه های کودکانه اش توجه مادر و پدرش را بخود جلب نموده و هر آن چیزی تازه را در زندگیش برای بازی داشته باشد، این خیلی دشوار خواهد تا درد تنهایی و بی مادری یا بی پدری را تحمل نموده و در آتش طلاق یا جدایی والدینش بسوزد.

او هرگز فراموش نمی کند که والدینش چه ظلمی بزرگی را در برابر او انجام داده و درست در زمانی که به وجود آن ها نیاز داشته است، ترکش نموده و تنهایش گذاشته است.

در بسیاری از این موارد کودکان طلاق نه فقط، تنها گذاشته می شوند بلکه با انواع خشونت و کودک آزاری نیز روبرو می باشند.

تحقیقات و گزارش های که در زمینه کودک آزاری صورت گرفته و به نشر رسیده است، نشان می دهد که اکثر کودکانی که مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند کودکانی اند که به نحوی از محبت پدر و مادر محروم بوده و تحت سر پرستی غیر از والدینش برزگ شده اند. این کودکان یا یتیم شده و یکی از والدینش را  یا هر دوی آن ها را از دست داده اند و یا کودکانی اند که والدینش طلاق شده و زیر سرپرستی دیگران مثل مادر اندر، پدر اندر، خانواده کاکا و یا هم خانواده های دیگری که مسؤولیت سرپرستی آن ها را به عهده می گیردند قرار دارند.

"در حالي كه كودكان عادي كمتر دچار نفرت از والدين خود مي‌شوند 51 درصد كودكان طلاق گناهان پدر خود را نابخشودني مي‌دانند و 38 درصد آن‌ها اشتباهات مادرشان را هرگز نمي‌بخشند.

يافته‌هاي تحقيقاتي اليزابت ماركادت حاكي از آن است كه طلاق داراي آثار زيانباري بر كودكان طلاق است كه معمولاً در مطالعات علوم اجتماعي ناديده گرفته مي‌شود و به حساب نمي‌آيد.

بر اساس اين يافته‌ها طلاق علاوه بر هزينه‌هاي معمولي كه براي جسم و روح كودكان طلاق دارد، داراي آثار زيان‌بارتري است كه معمولاً مورد توجه قرار نمي‌گيرد. 
مارکادت مي‌افزايد: اكثر كودكان طلاق حتماً اگر در ظاهر سالم بمانند و حتي به معضلات اجتماعي و جرايم و جنايات و الكل و... كشيده نشوند شادي و سرزندگي خود را از دست مي‌دهند و به لحاظ جسمي همانند ديگر كودكان نشاط ندارند. 

وی مي‌افزايد: در خانواده‌هاي طبيعي از هر 10 كودك 8 كودك احساس شادي مي‌كنند اما در بچه‌هاي طلاق از هر 10 كودك 4 كودك احساس شادي ندارد. 

يافته‌هاي تحقيقات دكتر ماركادت نشان مي‌دهد كه بچه‌هاي طلاق احساس بي‌اهميت بودن مي‌كنند و فقط يك‌سوم آن‌ها كودك و بچه بودن را چيزي قابل توجه و مهم مي‌دانند. 
علاوه بر اين كودكان طلاق 6 برابر كودكان عادي احساس تنهايي، بي‌كسي و بي‌پشتوانه بودن مي‌كنند و در حالي كه 70 درصد بچه‌هاي عادي كودكي خود را زيبا و سرشار از بازي و شادي مي‌دانند فقط 43 درصد از بچه‌هاي طلاق كودكي خود را دوران بازي و شادي مي‌دانند.
[1]"



[1]  سایت افتاب