راه طولانی رشد و توسعه‏ی عدالت اجتماعی در افغانستان

راه طولانی رشد و توسعه‏ی عدالت اجتماعی در افغانستان

 

ع. برهان (م.ع.بشارت)

 

درآمد

برای اولین بار طرح "مشاهده و بررسی توسعه‏ی عدالت اجتماعی در کشورها" در سال 1995 میلادی در نشستی در کپنهاگ دانمارک، مطرح شده و سازمان ملل متحد بیستم ماه فبروری را به عنوان روز جهانی عدالت اجتماعی یا روز جهانی مشاهده و بررسی روند توسعه‏ی عدالت اجتماعی در کشورها، نام گذاری نمود[1].

بیستم ماه فبروری در حقیقت روزی است که در آن باید تمام کشورهای دنیا با نگاهی عمیق و بررسی دقیق از روند توسعه‏ی عدالت اجتماعی، میزان بی‏عدالتی‏های اجتماعی را در دایره‏ی حاکمیت‏شان ارزیابی نموده و در تلاش تأمین عدالت در حوزه‏های اقتدار خویش برآیند.

بدون تردید فقر و گرسنگی در رأس تمام بی‏عدالتی‏های اجتماعی قرار داشته و دسترسی تمام مردم به غذای کافی و مناسب، نخستین جزء ترکیبی عدالت اجتماعی به حساب می‏آید.

فقر و گرسنگی، بیکاری و عدم امنیت شغلی، نقض حقوق بشر در مجموع و نقض حقوق بشری زنان و کودکان در دایره محدودتر، عدم موجودیت امنیت، کشتار مردم ملکی و بیگناه در جنگ‏ها، کشت، تولید، مصرف و قاچاق مواد مخدر، بحران محیط زیست و آلودگی‏های آب و هوا و بی‏توجهی حاکمیت موجود نسبت به این خصوص، مشکلات در عرصه‏های آموزش و پروش و تحصیلات عالی، مشکلات در زمینه‏ی ارایه‏ی خدمات صحی، و عدم انکشاف متوازن در سراسر قلمرو یک واحد بین المللی (کشور) در مرحله‏ی اول و در سراسر جهان در مرحله‏ی دوم، عمده ترین موارد عینی عدم موجودیت عدالت اجتماعی در کشورها محسوب شده و هر جا یا کشوری که نتوانسته است در رفع مشکلات متذکره موفق باشد در حقیقت نتوانسته است در روند توسعه‏ی عدالت اجتماعی دست آوزدی داشته باشد.

"دستیابی به حمایت اجتماعی برای همگان" شعار امسال به مناسبت روز جهانی عدالت اجتماعی است که در پیام سرمنشی سازمان ملل متحد؛ اقای بانکی‏مون به آن تأکید گردیده است.

آقای بانکی‏مون در پیام خویش که در 20 فبروری سال جاری به نشر رسیده است، خواستار سراسری شدن عدالت اجتماعی در جهان شده و مردم دنیا را به رعایت و تأمین عدالت اجتماعی دعون نمود.

سرمنشی سازمان ملل متحد در پیامش گفته است: "پیگیری عدالت اجتماعی برای به حد اکثر رساندن توان بالقوه رشد همراه با برابری و کاهش خطر ناآرامی‏های اجتماعی است."

آقای بانکی‏مون می‏گوید: "عدالت اجتماعی بیش از یک امری اخلاقی است. عدالت اجتماعی بنیان ثبات ملی و سعادت جهانی است. فرصت‏های برابر، همبستگی و احترام به حقوق بشر برای گشودن تمامی توان بالقوه تولیدی ملت‏ها و مردم لازم است."

سر منشی سازمان ملل متحد تأکید می کند: "روز جهانی عدالت اجتماعی فراخوانی برای تمامی کشورها است تا اقدامات قاطع برای معنی بخشیدن به ارزش‏های جهانی منزلت انسانی و فرصت‏ها برای همگان را مورد اجرا گذارند."

آقای بانکی‏مون با اشاره به موضوع امسال این روز، یعنی "دستیابی به حمایت اجتماعی برای همگان" گفت این موضوع برای ایجاد جوامع منصفانه تر، فراگیرتر و با برابری بیشتر، حیاتی است[2]."

در کشور ما بحث عدالت اجتماعی یکی مهم‏ترین مباحث اجتماعی روز در محافل نقد و ازریابی توسعه و انکشاف در سطح کشور است. اگرچه پراکنده و غیر منظم ولی هر از گاهی ما شاهد برگزاری محافل و نشست‏های در رابطه به ارزیابی وضعیت حقوق شهروندی که در مرحله نهای موارد عینی عدالت اجتماعی، تعریف می‏شود. بوده و گزارش‏های را در خصوص وضعیت حقوق زنان، وضعیت حقوق کودکان، وضعیت محیط زیست، گرسنگی و فقر، بیکاری و عدم امنیت شغلی، تلفات ملکی، وضعیت تعلیم و تربیه، وضعیت تحصیلات عالی و وضعیت صحی داشته ایم.

در تمام این گزارش‏ها شاید تغییراتی را نسبت به ده سال قبل در جهت مثبت شاهد باشیم ولی حقیقت این است که هر یکی از این گزارش‏ها مشکلاتی جدی را در سطح کشور نشان داده و هنوز ما نتوانسته ایم شاهد وضعیت امیدوار کننده‏ی در روند توسعه‏ی عدالت اجتماعی در کشور باشیم.

هنوز مشکلات جدی در عرصه‏ی‏ حقوق بشر به خصوص حقوق رن و کودک وجود داشته و بحران محیط زیست هر روز جدی‏تر و بدتر شده می‏رود.

مشکل امنیت روز بروز بدتر شده و رقم تلفات افراد ملکی در خشونت جاری بین حکومت و نیروهای بین المللی از یک طرف و مخالفان مسلح دولت از طرف دیگر رو به افزایش گزارش می‏شود.

هنوز تعدادی زیادی از کودکان کشور از رفتن به مکتب محروم بوده و مشکلات جدی در رفتن دختران به مکتب گزارش می‏گردد.

هنوز هم کشت، تولید، مصرف و قاچاق مواد مخدر، به عنوان معضل جدی در کشور وجود داشته و سالیانه تعدادی زیادی از هموطنان ما قربانی اعتیاد به این مواد می‏گردند.

اعتراضات جدی در راستای توسعه و انکشاف متوازن در سطح کشور وجود داشته و هر روز که می‏گذرد از میزان محبوبیت حاکمیت موجود در اذهان عامه به دلیل عدم موفقیت آن در خصوص برنامه‏های انکشافی، کاسته شده و کمتر می‏گردد.

 

تعلیم و تربیه

آخرین گزارش‏های به نشر رسیده از وضعیت تعلیم و تربیه نشان می‏دهند که هنوز تعدادی زیادی از کودکان کشور محروم از برنامه‏های تعلیمی بوده و به مکتب دست رسی ندارند.

"گزارش مقدماتي دولت به کميته حقوق طفل نشان مي‌دهد، نظام فعلي معارف کشور توانسته است که تاكنون 60 درصد کودکانی را که واجد شرايط شموليت به مکتب‌اند، جذب کند. در حالي‌که 40 درصد متباقي کودکان که رقم بيشتر آنان را دختران تشکيل مي‌دهد بنا بر دلايل مختلف ناامني، فقر، تبعيض جنسيتي، دوربودن مکتب، کمبود معلمان (به‌ويژه معلمان زن)، کمبود ساير تسهيلات تعليمي (مانند تعمير مکتب) از نعمت سواد بي‌بهره مانده‌اند[3]."

مطابق آخرین گزارش‏های به نشر رسیده از طرف وزرات امور تعلیم و تربیه کشور تا کنون نزدیگ به 14000 باب مکتب در سطح کشور دارای ساختمان بوده و قابل اسفتاده است این درحالی است که قرار است در سال آینده ساختمان نزدیگ به 1000 هزار باب مکتب دیگر نیز از نو ساخته شده و در دسترس استفاده قرار گیرد مبتنی بر این گزارش هنوز تعدادی نزدیگ به 400000 شاکرد از دست رسی به مکتب به دلیل عدم موجودیت ساختمان با مشکل مواجه اند[4].

کمبود معلم در معارف کشور یکی از مشکلات دیگری است که گزارش منتشره از طرف کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در رابطه به وضعیت تعلیم و تربیه در کشور آورده است:

"يافته‌هاي تحقيق حاضر نيز نشان مي‌دهد که کمبود معلم و نيروي ورزيده در مکتب و نهادهاي آموزشي همچنان به مثابه معضل جدي و مشکل بزرگ در مسير ترقي معارف افغانستان قرار دارد. به پرسشي مبني بر اينکه "آيا در مکتب‌تان به تعداد کافي معلم و کارمند وجود دارد؟ "صرفاً 38.8 درصد پاسخ‌دهندگان جواب مثبت و 55.7 درصد ديگر گفته‌اند که در مکاتب‌شان معلم و کارکنان کافي وجود ندارد و مابقي نيز جواب مشخص نداده‌اند. اين در حالي است که گزارش قبلي، داده‌هاي نسبتاً منفي‌تري نشان مي‌داد. با توجه به يافته‌هاي کنوني، ديده مي‌شود که در قسمت رفع نيازمندي‌ها در اين راستا، اقدامات و کارهاي مثبت صورت گرفته است. ارقام به دست آمده در مورد نياز به معلم و کارمند از 2 نفر الي 34 نفر در نوسان است. موضوع کمبود و نياز مبرم به معلم در گزارش‌هاي مشابه نيز ديده مي‌شود. دسترسي عادلانه اطفال به تعليم و تربيت در افغانستان در مورد اين موضوع چنين يافته‌اي دارد: " از مجموع مسؤولان مکاتب زير پوشش تحقيق41 درصد گفته‌اند که معلمان مکاتب‌شان نسبت به تعداد شاگردان‌شان بسنده نيست. به همين ترتيب از مجموع 25 تن از رؤساي معارف ولايات تنها 20‌درصد گفته‌اند که تعداد معلمان‌شان به‌تناسب تعداد شاگردان‌شان کفايت مي‌کنند و 80 درصد گفته‌اند که کفايت نمي‌کنند[5]."

 

مواد مخدرد

رزع، تولید، مصرف و قاچاق مواد مخدر همچنان به عنوان یکی از مهم‏ترین معضلات در کشور بوده و با گذشت زمان نشانه‏‏های بدتری از میزان این مشکلات در کشور دیده می‏شود. هر روز بر تعدادی مصرف کنندگان این ماده مرگ آور در بین مردم به خصوص جوانان افزوده شده و خانواده‏های بیشتری را به درد و رنج اعتیاد مبتلا می‏کند.

آخرین گزارش سالیانه‏ی وزارت خارجۀ ایالات متحده، در مورد ستراتیژی کنترول بین المللی مواد مخدر به کانگرس  این کشور، نشان می دهد که کشور ما هنوز هم یک تولید کننده و قاچاق کننده‏ی بزرگ مواد مخدر در سطح جهان محسوب می‏گردد.

طبق این گزارش تمویل دهشت افگنان و شورشیان، تطهیر پول، قاچاق پول نقد، سیستم‏های حوالۀ پول و راه‏های دیگری که برای تمویل اعمال جنایت کارانه طرح شده اند، تهدید جدی یی را به امنیت و انکشاف افغانستان متوجه ساخته است.

این گزارش نشان می‏دهد که مساحت مجموعی زمین‏های کشت شده با تریاک در افغانستان، در طول سال 2010، به 123000 هکتار رسیده که نسبت به قبل، کدام فرقی را نشان نمی‏دهد.

از سوی دیگر درین گزارش تخمین شده که سطح تولید تریاک در افغانستان نسبت به سال 2009، چهل و هشت فیصد کاهش را نشان میدهد و علت این کاهش نیز، آفت زدگی کشت رازهای تریاک در مناطق جنوب و غرب کشور خوانده شده است.

گزارش همچنان میرساند که در افغانستان، حدود شش درصد تمام نفوس کشور، در زرع مواد مخدر مشغول اند.

نکتۀ‏ی دیگری که در این گزارش ذکر گردیده اینست که تعداد ولایات عاری از مواد مخدر در سال 2010، همچنان مثل سابق به بیست ولایت محدود باقی‏مانده و نود و هشت درصد زرع کوکنار، در هفت ولایت جنوب و جنوب‏غربی کشور متمرکز می‏باشد[6]."

گزارش‏های به نشر رسیده نشان می‏دهد که نزدیک به یک میلیون و سه صد هزار نفر در سطح کشور معتاد به مواد مخدر می‏باشند که در میان آنها زنان و کودکان نیز قرار دارد[7].

گفتنی است که اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد سه سال قبل استراتژی را با عنوان روش مبارزه با مواد مخدر در کشور طرح ریزی نموده و با کمک نیروهای داخلی و وزارت مبارزه با مواد مخدر در سطح کشور در حال تطبیق است ولی آنگونه که انتظار میرفت این برنامه تاکنون نتیجه محسوسی نداده و هنوز مشکلات جدی در این زمینه وجود دارد. چنانچه در این اواخر "ویکتور ایوانوف، رییس اداره مبارزه با مواد مخدر روسیه نیز گفت ثابت شده است که برنامه مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل متحد در افغانستان از ابتدا بینتیجه بوده است و هیچ دورنمایی ندارد.

ایوانوف گفته است

«این استراتژی ثابت کرده است که به صورت مطلق غیرقابل دوام است و تمرکز باید به محو کامل تولید مواد مخدر در افغانستان باشد[8]

حیات الله احدیار یکی از شش قاضی مژوظف به رسیدگی قضایی به پرونده‏های مواد مخدر در مصاحبه‏ی که در این اواخر با آژانس خبر فرانس پرس نموده است تأکید نمود:

«محکمه ابتدایی مبارزه علیه مواد مخدر در کابل در چهار سال گذشته بیش از 2000 پرونده را در دست داشته است».

او میافزاید: «ما نباید همیشه از زور استفاده کنیم، یا مردم را گرفتار کنیم و به زندان بیندازیم. ما باید کشت بدیل برای دهقانها داشته باشیم.»

آقای احدیار می‏گوید: «چند نفر را باید ما گرفتار و زندانی کنیم؟ شاید هیچ کس در افغانستان باقینماند. همه در زندان خواهند بود».

این قاضی محکمه رسیدگی به جرایم مواد مخدر می‏گوید: «دهقانهای فقیر غالبا وقتی خشخاش کشت میکنند که قاچاقبران خارجی پول پیش پرداخت به آنها میدهند، و یا توسط طالبان ترسانده میشوند».

 به باور آقای احدیار: « تنها کشت جایگزین برای دهقانان کافی نیست. آنها نیاز به سردخانههای صنعتی دارند تا میوهها و سبزیجات خود را در آن ذخیره کنند. آنها همچنین نیاز به ترانسپورت دوامدار برای حمل و نقل محصول شان دارند[9]».

 

خدمات صحتی

مبتنی بر مفاد بند اول ماده 52 قانون اساسی کشور ارایه‏ی خدمات صحی برای شهروندان کشور رایگان بوده و دولت مکلف دانسته شده است تا فرصت‏های مساوی را برای هموطنان در سراسر کشور در این خصوص فراهم نماید. ولی آنچه را که عملا در این مورد متوجه بوده و عینا در سطح کشور داریم بدون شک هنوز مشکلات جدی در این زمینه وجود داشته و علاوه بر کمبود افراد مسکلی و با تجربه صحی در کل، مشکلاتی هم در زمینه‏ی تعداد مراکز صحی در سطح کشور به خصوص در مناطق دور افتاده‏ وجود دارد.

آخرین گزارش حقوق اقتصادی و اجتماعی کمیسیون مشتقل حقوق بشر افغانستان که در سال گذشته به نشر رسیده بود در رابطه به وضعیت عمومی صحی نوشته است:

"در افغانستان مجموعا 62.4% مصاحبه شوندگان نظارت ساحوي به خدمات صحي (دولتي، مؤسسات و خصوصي) دسترسي دارند و حدود 37.6% از مصاحبه شوندگان به هيچ نوع از خدمات صحي (دولتي يا مؤسسات يا خصوصي) دسترسي ندارند. حدود 7.4% مصاحبه شوندگان گفته اند که خدمات صحي دولتي يا موسسه براي فاميل شان موجود نيست و حدود 30.2% آنها گفته اند که خدمات صحي خصوصي براي شان ميسر نيست. فاصله زيادي مراکز صحي (مشکل دسترسي) و کيفيت خراب و تجهيزات و کيفيت و ظرفيت پايين کارمندان صحي از مهمترين مشکلات در دسترسي به صحت تلقي مي شود.»

در بخشی دیگری این گزارش می‏نویسد:

«يافته هاي نظارت ساحوي کميسيون نشان مي دهد که حدود 50% مصاحبه شوندگان اظهار نموده اند که در وقت تولد آخرين طفل شان وابستگان و دوستان شان کمک نمودند و صرف 15.4% آنها داکتر يا پرستار و حدود 14% آنها دايه آموزش ديده را کمک کنند گان در وقت تولد آخرين طفل شان بر شمرده اند. کمبود کارمندان صحي به ويژه کارمندان صحي زن و افزايش ناامني از چالش هاي ديگر دسترسي به حق صحت شمرده مي شود. نا امني فزاينده باعث مسدود شدن تعداد قابل ملاحظه اي از مراکز صحي در مناطق ناامن شده است و در نتيجه تعداد کثيري از مردم از خدمات و تسهيلات صحي محروم شده اند[10]

گزارش‏های وزارت صحت عامه کشور نشان می‏دهد که در تاریخ 10 ماه قوس سال جاری در حدود 636 نفر از کسانی که به بیماری ایدز مبتلا گردیده است در سطح کشور توسط این وزارت ثبت گردیده اند این در حالی است که مقامات این وزارت تأکید می‏کنند که تعداد مبتلایان به این بیماری به مراتب بشتر از آن است که تاکنون به ثبت رسیده اند[11].

هنوز هم از هر شش کودک زیر 5 سال کشور یکی از آنها کاهش يافته است.

به گفته خانم ثریا دلیل سرپرست وزارت امور صحی کشور، «سطح پوشش واکسن اطفال در سال گذشته ميلادي 80 درصد بود. به اين معنا که مراکز صحي در سطح مرکز و ولايات کشور واکسن اطفال و واکسن تيتانوس را براي خانم ها عرضه مي کنند. با اين وجود هم در برخي مناطق سطح پوشش واکسن 50 درصد بوده است»

به گفته خانم دليل، «هنوز 30 درصد نهادهاي صحي در افغانستان به دليل نداشتن نيروي بشري و به خصوص نداشتن کارمندان صحي زن، نمي توانند خدمات لازم صحي را ارايه کنند[12]

در گزارشی دیگری که در کنفرانس مطبوعات مشترکی از سوی وزارت صحت عامه و سازمان جهانی صحت که بتاریخ دوم ماه میزان سال جاری در کابل برگزار شده بود، نشر گردید، سرپرست وزارت صحت عامه گفت:

«علرغم بهبود وضعیت صحی در چند سال اخیر، ارقام مرگ و میر اطفال و مادران نسبت به هر کشور جهان در افغانستان بیشتر است.

خانم دلیل گفت: «تلاش‏های جدی از سوی وزارت صحت عامه آغاز شده است که این مشکلات تا حدودی کاهش یابد. نگرانی ما از مرگ و میر اطفال و مادران بسیار می باشد[13]

مسئله‏ی عدم کنترول دقیق از وضعیت کیفی دواها و عدم کنترول دقیق از ارایه‏ی خدمات صحی توسط شفاخانه‏ها و مراکز صحی خصوصی، با توجه به نرخ بالای این مراکز و ظرفیت ضعیف اقتصادی مردم، از مشکلات دیگری است که می‏توان در زمینه‏ی ارایه‏ی خدمات صحی در سطح کشور بر شمرد.

 

محیط زیست

میزان سلامت محیط زیست یکی از معیارهای ارزیابی میزان رشد و توسعه‏ی‏ عدالت اجتماعی در یک کشور است. بی‏توجهی نسبت به معضل محیط زیست در حقیقت به معنی بی‏توجهی نسبت به عدالت اجتماعی بوده و دولتی که در امر سلامت محیط زیست ناتوان ارزیابی می‏گردد در حقیقت نتوانسته است در تأمیت عدالت اجتماعی در قلمروش موفقیتی داشته باشد.

متأسفانه تحقیقات محیط زیستی در کشور ما نشان می‏دهد که وضعیت محیط زیست در شهرها به خصوص شهر کابل رو به وخامت بوده و عملا به تهدیدی در برابر سلامتی شهروندان این شهر تبدیل گردیده است.

گفته می‏شود اگر وضعیت به همین شکل در شهر کابل پیش برود تا ده سال آینده زندگی در این شهر ممکن نخواهد بود[14].

گفتنی است در این اواخر حکومت با توجه به میزان بالای آلودگی هوا در شهر کابل، علاوه بر روزهای جمعه، روزهای پنجشنبه را نیز تعطیل اعلان نمود. این اقدام بدنبال درخواست ریاست حفظ محیط زیست کشور از کابینه و شخص رئیس جمهور، صورت گرفت. به گفته‏ی رئیس اداره ملی حفاظت از محیط زیست کشور، «وضعیت محیط زیستی در کابل را "رقت بار" می‏باشد که "به دلیل گشت و گذار بیش از حد وسایط، استفاده از مواد سوخت دودافزا در داش‏ها و کارخانه‏های کوچک و تولید زباله در این شهر، هوا به شدت آلوده شده و درصد اکسیجن مورد نیاز در فضای شهر از حد مجاز آن پایین آمده است.

اداره حفاظت از محیط زیست افغانستان هشدار داده است که عدم توجه به این مسئله، می تواند باعت شیوع بیماری های خطرناک در میان ساکنان کابل شود[15]

عدم موجودیت سیستم دفع فاضلاب از سطح شهر و حفر جاه‏های فاضلاب بدون توجه به عایق محافظتی و جلودارنده از نفوذ آن در زیر زمین و در نهایت آلوده ساختن آب‏های زیر زمینی شهر یکی از جدی‏ترین موارد آلودگی محیط زیستی در سطح شهر کابل است که متأسفانه هنوز هیچ توجهی به آن صورت نگرفته و اقدام چندان مهمی از سوی نهادها وارگان‏های مسؤول در این زمینه صورت نگرفته است.

 

عدم امنیت و تلفات افراد ملکی

عدم موجودیت امنیت در نتیجه‏ جنگ‏های دوامدار در کشور و میزان بالای تلفات افراد ملکی و عدم احترام به حقوق افراد غیر دخیل در جنگ‏ها یکی از مشکلات جدی سال‏های اخیر در کشور است.

در اخرین مورد این گونه تلفات کشته شدن 9 کودک در ولسوالی مالوگی ولایت کنر است که توسط بمب باران نیروهای ائتلاف رخ داد.

گفتنی است تنها در یک ماه آخیر در حدود نزدیک به 250 نفر از مردمان ملکی در نتیجه‏ی حملات انتحاری و تروریستی طالبان و بمب باران نیروهای ائتلاف کشته شده اند که نشان می‏دهد در جنگ بین این دو طرف هیچ معیار و اصولی برای محافظت از غیر نظایمان و افراد ملکی در نظر گرفته نمی‏شود.

به گفته قاضی غلام نبی حکاک مشاور و عضو بخش نظارت، ارزیابی و گزارش‏دهی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که در مصاحبه با رادیو آزادی سخن می‏گفت:

«این نیروها در هنگام عملیات‏های خود به زنده گی مردمان ملکی توجه نمی‏کنند.»

آقای حکاک اضافه نمود:

«تلفات افراد ملکی متاسفانه در این اواخر زیاد شده که باعث تشویش و نگرانی برای تمام مردم می‏باشد[16]

داکتر سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که در مراسم "تقبیح خشونت‏های سیستماتیک علیه زنان و گرامی‏داشت از شهادت خانم حمیده برمکی" عضو کمیسیون که در حمله‏ی انتحاری در یکی از فروشگاه‏های شهر کابل همراه با شوهر و چهار فرزندش به شهادت رسید، سخن می‏ گفت اظهار داشت:

«در سال‏های اخیر خشونت علیه زنان در سطخ کشور افزایش یافته و در سال جاری تعداد قربانیان افراد ملکی به خصوص زنان و کودکان به بیشتر از دو برابر در مقایسه به سال گذشته، بلند رفته است.»

داکتر سمر گفت:

«بنا بر آمار جمع آوری شده توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در سال 1388 به تعداد 579 زن در اثر حملات انتحاری و انفجار ماین‏های کنار جاده‏ی کشته و زخمی شده اند. اما این رقم طی 9 ماه سال 1389 به 1138 نفر می‏رسد.»

 

فقر بیکاری و عدم انکشاف متوازن

مبتنی بر گزارش وضعیت حقوق بشر در افغانستان که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به نشر رسیده است، حدود 42% مردم بي‏کار بوده و بالاتر از 36% ديگر در آمد کمتر از پنجاه افغاني در روز دارند.

در این گزارش آمده است:

«دولت در زمينه‏ی ايجاد مشاغل پايدار براي شهروندان، موفقيتي چندان نداشته است. زيرا تا اکنون سياست جامعي براي کاريابي و ايجاد شغل وجود نداشته است.

سازمان ملل متحد در آخرین کنفرانس مطبوعاتی‏اش، (روز شنبه 13 ماه قوس سال جاری) ضمن توضیح نیازمندی‏های شدید کمک رسانی خواستار 678 میلیون دالرجهت کمک های انسانی برای سال 2011 میلادی گردید. در این کنفرانس خانم کاترين براگ معاون دبيرکل سازمان ملل متحد در امورکمک‏هاي انساني، گفت:

در افغانستان 7.4 مليون  انسان گرسنه بوده و با خطر قحطي روبرو است[17]

در رابطه به توسعه و انکشاف متوازن در کشور متأسفانه نشانه‏های وجود دارد که دولت افغانستان نتوانسته است در این زمینه موفقیتی چندانی داشته باشد.

به عنوان نمونه به بخشی از یک نوشته که در "روز نامه افغانستان" در سال گذشته به نشر رسیده است توجه کنید:

«برخی معتقد اند در روند باز سازی‏ها و اجرای پروژه‏های انکشافی افغانستان هر گز اصل عدالت و انصاف رعایت نشده است و این چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. مهم تر اینکه این اتفاق نمی‏تواند بدون طرح و برنامه ریزی مشخص انجام پذیرد.

 از ین رو به اعتقاد این افراد در این زمینه برخی از دستگاها و مسئولان مربوطه کاملا مسئول اند. اما نگارنده بر این باور است که به هر حال چه این گونه ادعا ها را بپذیریم و یا نپذیریم واقعیت آین است که موضوع عدم انکشاف متوازن  در برابر دیدگان ما قرار دارد. میزان پروژه های در حال اجرا و به انجام رسیده در مناطق مختلف کشور هر گز نشان دهنده رعایت اصل اعتدال، توازن و انصاف در این زمینه نیست. بگونه‏ی مثال در برخی از مناطق امن کشور در شمال و مرکز کشور که از بهترین شرائط امنیتی برای انجام و اجرای هر نوع پروژه ها و طرح‏های انکشافی و عمرانی برخوردار بوده است، متاسفانه به دلیل غفلت و یا تغافل مسئولان محترم حکومتی از کمترین میزان توجه در امر بازسازی بهره مند بوده است و وضعیت بازسازی در این مناطق اصلا قابل مقایسه با برخی دیگری از مناطق نا امن کشور نیست. مناطق شمال و شمال شرق کشور نیز در بسیاری موارد وضعیت مشابهی دارد. این در حالی است که دولت کنونی افغانستان از حمایت حد اکثری مردمان این مناطق محروم برخوردار بوده است و برخلاف آنچه که در برخی از مناطق آشوبزده در این سالها جریان داشته است این مردم کوچکترین کارشکنی ها و ایجاد موانع ومشکلات را بر سر راه برقراری صلح وثبات و تسریع در روند جدید شکل گرفته در کشور انجام نداده اند[18]

محمد تقی مناقبی دوست دیگری است که با توجه به بودجه‏ی انکشافی ولایت نوشته است:

«در سال ۱۳۸۸ بودجه انکشافی ولایت دایکندی پانزده میلیون دالر بود، ... در حالی‏که در همین سال بودجه انکشافی ولایت قندهار پانصد و شصت و پنج میلیون دالر و ولایت پکتیا با جمعیتی کمتر از نیم جمعیت ولایت دایکندی چهارصد میلیون دالر بود. در سال جاری در ولایت‏های هرات، و بخشی از ولایت غزنی و برخی دیگر مناطق افغانستان برای اکثر مکاتب، با بودجه وزارت معارف کامپیوتر و لوازم لابراتوار خریداری گردید. در حالی که بالای نود و هفت فیصد مکاتب ولایت دایکندی حتی سقف و اتاق هم ندارد[19]

در کنفرانسی که چند ماه قبل در مزار شریف با اشتراک والیان 12 ولایت شمال و غرب کشور برگزار کردبده بود

والى فارياب، مشکل عمده در راستای توسعه و انکشاف را بيکارى مردم و عدم موجودیت یک برنامه‏ی متوازن و دقیق برای انشکاف ولایت‏های کشور دانسته گفت فارياب از جمله ولايات ناامن است، وجود طالبان آنقدر برای امنيت خطرناک نيست که بيکارى خطرناک است.

 وی افزود پيشنهاد ما اين است که دولت و جامعه جهانى، برنامه‏هاى انکشافى دوامدار را در ولايت‏ها روي دست گيرند تا مردم از مشکل بيکارى نجات يابند.

والى فارياب، يکى از نمونه هاى اين پروژه ها را ايجاد فابريکه ها دانست و علاوه نمود مي‏توان با ايجاد شغل در اینچنین موسسات توليدى، بيکارى را که يکى از عوامل جنگ شمرده مي شود، را نیز ريشه کن ساخت[20]

 

نتیجه

با توجه به مستندات که در متن گزارش آمده است، متأسفانه باید گفت روند رشد و توسعه عدالت اجتماعی در کشور هنوز با مشکلاتی جدی روبرو بوده و دولت افغانستان نتوانسته است دست آورد مهمی را در این زمینه داشته باشد.

بنا براین ایجاب می‏کند تا دولت با طرح و ایجاد برنامه‏های دقیق در عرصه‏ی توسعه و انکشاف عدالت اجتماعی توقع مردمش را در این زمینه برآورده نموده و روند توسعه و انکشاف عدالت اجتماعی در کشور را ضمانت نماید.

همان طور که گفته شد هنوز مشکلات بسیار جدی در زمینه‏های تعلیم و تربیه، مبارزه با مواد مخدر، ارایه‏ی خدمات صحی، سلامت محیط زیست، امنیت، جلوگیری از تلفات افراد ملکی و مبارزه با فقر و بیکاری و انکشاف متوازن در کشور وجود دارد.

 

 

 

 



[1]  ویب سایت شهرگان. پنج‌شنبه، ۲۸ دلو ۱۳۸۹ / ۱۷ فبروری ۲۰۱۱

[2]  http://zatun1.blogsky.com/1389/12/02/post-746

[3]  گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در رابطه به وضعیت تعلیم و تربیه در افغانستان در سال 1388

[4]  رادیو صدای آمریکا بخش دری/ 14/12/1389

[5]  گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در رابطه به وضعیت تعلیم و تربیه در افغانستان در سال 1388

[6]  http://www.voanews.com/dari/search/?c=n

[7]  http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6285744,00.html

[8]  http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6438744,00.html

[9]  http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6424310,00.html

[10]  گزارش وضعيت حقوق اقتصادي و اجتماعي در افغانستان قوس 1388 خورشيدي

[11]  http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6285744,00.html

[12]  http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6393471,00.html

[13]  http://origin-da.azadiradio.org/content/article/2025713.html

[14]  شبکه تلویزیونی "یک" شب جمعه 13/12/1389 برنامه "کابل من".

[15]  http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2010/11/101130_k01_af_weekends.shtml

[16]  http://da.azadiradio.org/content/article/2325623.html

[17]  همین مجله شماره شماره نهم (ماه قوس 1389)

[18]  http://outlookafghanistan.blogsky.com/1388/11/19/post-333

[19]  http://www.hazarapeople.com/fa/?p=3594

[20]  http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=16171

 

یکسال قربانی

یکسال قربانی

از 24 خوت 1357 تا 3 حوت 1358

 

م. ع. بشارت

 

نزدیک به دو هزار نفر قربانی در حادثه‏ی 24 حوت 1357 در شهر هرات، یکی از غم انگیزترین رخدادهای دوران جنگ و خشونت در چهار دهه‏ی اخیر کشور است که در نهایت بیرحمی، توسط حاکمیت وقت، انجام یافته و خانواده‏های زیادی را در سوگ عزیزان‏شان نشاند.

شاید تمام گناهی را که مردم شریف هرات انجام داده بودند این بود که علیه بی‏عدالتی و ظلم حاکمیت زمان که با شعار حمایت از مردم، بر مقدسات و باورهای دینی و ملی‏شان حمله نموده و مردم را بزور به حمایت از خویش وادار می‏نمود، فریادی سر داده و اعتراض نموده بودند.

نخستین حرکت عینی این کشتار بی‏رحمانه از برخورد شدید اداره‏ی محلی در ولسوالی پشتون‏‏زرغون قریه‏ی لیمی ولایت هرات آغاز گردید که در نهم ماه خوت 1357 بدلیل اعتراض مردم محل نسبت به کورس‏های سواد اموزی زنان در این قریه اتفاق افتاد. در این برخورد تعدادی از مردم لت و کوب شدند که در نهایت ذهنیت مخالفت با حاکمیت وقت را در نزد عامه‏ی مردم ولایت هرات تقویت نمود. همچنان این برخورد زمینه‏ی شد تا تعدادی بیشتری از مردم در مخالفت با برنامه‏های حاکمیت وقت برخواسته و اعتراض نمایند. در حقیقت این برخورد به مردم امید داد تا با جرئت بیشتری حرکت نموده و با صدای بلندتر و رساتری اعتراض نمایند. قیام مردم غوریان این ولایت در هجدهم ماه حوت و حرکت مردم زنده جان در روز نزدهم ماه خوت گام‏های بعدی این حرکت بود که در نهایت به شهر کشانده شده و در 24 حوت 1357 قیام خونینی را براه انداخت[1].

مبتنی بر روایت‏های به نشر رسیده از این واقعیت دردناک و تاریخی کشور، در اولین ساعات روز 24 حوت، تعدادی از مردم تلاش خویش را با هدف اعتراض علیه حاکمیت وقت آغاز نموده و با بر آمدن بر سرک‏ها و کوچه‏های شهر،  شعار الله اکبر سر دادند که برخلاف تمام معیار ها و قوانین ملی و بین المللی با برخورد شدید نظامیان حکومتی مواجه گردیدند.

این حرکت مردمی و غیر سازمان دهی شده لحظه به لحظه وسیع‏تر شده و با گذشت ساعات اولیه‏ی روز، تعدادی زیادتری به جمعیت اعتراض کننده پیوستند. برخورد بی‏رحمانه و خونین نظامیان وقت که تمام معیارها و قوانین ملی و بین المللی را زیر پا نهاده و بروی مردم بی‏دفاع و ملکی آتش گشود، باعث گردید تا مردمان معترض دست به حمله‏های متقابل علیه مراگز نظامی به کمک بیل و کلنگ و چوب زده و کنترول برخی از قرارگاه‏های نظامی داخل شهری را بدست بگیرند. دراین جریان نظامیان وابسته به حکومت به کمک نیزوی هوایی اعتراض کنندگان را مورد حمله قرار داده و صدها تن از اعتراض کنندگان را به مرمی بستند. فردای این روز دامنیه‏ی اعتراض به محلات نظامی ولایت کشانده شده و در نهایت با پیوستن تعدادی از افسران و سربازان فرقه ‏17 کنترول  این فرقه نیز بدست مردم افتاد. با پیوستن این فرقه به جمعیت اعتراض کننده، خشم حاکمیت وقت جدی‏تر شده و با واکنش شدیدتری نیروی هوایی و زمینی، قیام و اعتراض مردم ولایت هرات را سرکوب نموده و جان تعدادی زیادی از هموطنان ما را گرفت.

روایت جستجوی کودکی که بدنبال جسد پدرش در میان گشته شده‏ها می‏گشت، یکی از اسطوره‏‏های تلخ این قیام خونین است که ویب سایت پرستوی مهاجر آن را به نشر رسانده است.

«روز هاى بعد (از حادثه) زنان و كودكان از اينسوي شهر به آنسوي شهر مي‏رفتند و سرهاى شهدا را بلند مي‏كردند تا عزيزان خود را از بين شهدا پيدا كنند.

فرزند هفت ساله‏ی ملا عبدالرحمن همراه مادرش گريه كنان از تعداد مردمي كه جان به سلامت برده بودند پرسان مي‏كردند تا ملا غبدالرحمن را پيدا كنند. در حصه پل رگينه چند دست و پاى قطع شده مردان كه در اثر فير راكت هليكوپتر دشمن تكه تكه شده بودند به جشم مي‏خورد. فرزند ملا عبدالرحمن پارچه‏هاى قطع شده‏ی اجساد آنان را مي‏ديد و گريه و ناله کنان سراغ پدرش را مي‏گرفت.

غروب غم انگيزى بود و دود و خاك و گرد، شهر هرات را مكدر و تاريك ساخته بود. ناگهان فرزند ملا عبدالرحمن متوجه شهیدى در كنار جوى شد با ترس و لرز پيش رفت و نگاه حسرت بار بر ريش سفيد و خون آلود ‌‌‌پدرش ملا عبدالرحمن انداخت. سر پدر را در آغوش گرفته و با گريه و ناله بوسه بر سروروى خون آلود پدر مي‏زد و قطزات اشك بر دامن رنج آور يتمى اش مي‏لغزيد[2]

ماجرای سوم حوت 1358 کابل، ادامه‏ی چنین برخورد از سوی حاکمیت وقت است که فریادی دادخواهی و اعتراض مردم بیگناه و کسبه‏کار این شهر را که توان تحمل توهین به مقدسات ملی و دینی شان را نداشتند، در گلو خفه نموده و در نهایت بی‏رحمی جان ده‏ها هموطن کابلی ما را بعد از دستگیری و انتقال در پولیگون پل چرخی با زیر خاک نمودن شان، گرفتند. کاری که به هیچ وجه قابل توجیه نبوده و عملا برخلاف قوانین و اصول ملی و بین المللی می‏باشد.

شهروندان کابل نسبت به وضعیت آنزمان کشور با توجه به هجوم نیروهای اتحاد جماهر شوروی سابق و دست اندازی‏های حاکمیت وقت نسبت به مقدسات دینی و ملی شان از دو روز قبل مخالفت آرام خویش را با بستن دکان‏ها و سردادن شعار آلله اکبر در شب هنگام شروع نموده بودند. ولی نیروهای دولتی با استفاده از قدرت و جماق سعی در متقاعد نمودن مردم داشتند که در نهایت همبستگی مردمی در سطح شهر وسعت یافته و شب جمعه 3 خوت 1358 صدای الله اکبر بلندتر و رساتر از بام‏های شهر کابل به گوش می‏رسید.

فردای آن شب تعدادی زیادی از همشهریان کابل بر سرک‏ها ریخته و با فریاد الله اکبر خواستار بیرون شدن نیروهای ارتش سرخ و برخورد عادلانه حاکمیت با مردم کشور گردیدند.

ظاهرا ظرفیت تحمل چنین درخواست ملی از توان حکومت مردان وقت بیرون بود که در نهایت بیرحمی به جان مردم کابل افتاده و با برخورد خونین، دها نفر از هموطنان ما را دستگیر و در نهایت به شهادت زساندند[3].



[1]  http://www.heratonline.com/articles/24hoot.html

[2]  http://www.parastoemohajer.com/tar/538-gheam-tarekhe-v-khvnen-mrdm-shhr-hrat-24-hvt-1357.html

[3]  http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=19432

 

حاکمیت قانون یا قانون‏مداری در افغانستان

حاکمیت قانون یا قانون‏مداری در افغانستان

 

م.ع. بشارت

 

مهم‏ترین عنصر بازدارنده از حاکمیت استبدادی، قانون بوده و میزان حاکمیت آن در یک جامعه نشانه‏ی آشکار از میزان اراده‏ی نظام به رعایت و احترام حقوق سیاسی، افتصادی و اجتماعی شهروندان است.

حاکمیت قانون در مفهوم کلی خود به معنی موجودیت ظرفیت و قابلیت‏های تطبیقی قانون، بدون تفاوت و به شکل یکسان بالای تمام شهروندان اعم از رئیس جمهور و افراد عادی یک جامعه است.

در جامعه‏ی که حاکمیت قانون وجود دارد، برتری قانون نسبت به اراده‏ی حاکم تحقق یافته و جکام آن جامعه حاکمیت را مبتنی بر مجاری قانونی تمثیل میکنند. بنا بر این ظرفیت‏های پذیرش حاکمیت قانون در جاکمیت‏های مردمی بیشتر بوده و حکومت‏های مردم سالار پایندی و تعهد قوی‏تری نسبت به حکومت‏های غیر دموکراتیک یا مردم سالار خواهد داشت.

مجله‏ حقوق بشر به بهانه‏ی 6 دلو روز توشیح قانون اساسی کشور مصاحبه‏ی را با محترم عزیز نوری ماستر حقوق بشر و عضو دفتر نظارت و گزارش‏دهی در کمیسوین مستقل حقوق بشر افغانستان، ترتیب داده است که در آن بحث حاکمیت قانون معطوف به ده سال گذشته را در کشور، مورد بررسی قرار داده است.

 

مجله: تعریف شما از حاکمیت قانون چیست؟

 

نوری: برای درک بهتر حاکمیت قانون لازم است ابتدا مفهوم مشروعیت مورد توجه قرار گیرد.

یکی از پایه های حکومت مشروعیت است. مشروعیت آن بنیادی است که توجیه گر اقتدار و رفتار مبتنی بر امر و نهی حاکمان بر مردم است. به عبارتی مشروعیت آن فلسفه و ایده ای است که موجب می شود مردم از حکومت اطاعت کنند.اشتباه است اگر خیال کنیم تنها زور و قدرت عریان است که باعث اطاعت مردم می شود. شاید در مرحله اول کسانی بر اساس زور و غلبه بر مردم حاکم شوند اما برای دوام حکومتشان لازم است که برای مشروعیت خویش مبنایی بیابند.

در گذشته، مبنای مشروعیت حکومتها مردم نبودند. هاله ای از قداست و بزرگی بر اطراف شاه و حاکم تصور می شد که توجیه گر بزرگی و عظمت او بوده، قدرت فرمانروایی را برای او به ارمغان می آورد. این گونه تصور می شد که فرّه ایزدی و خون و روح خدایی در بدن شاهان و حاکمان وارد شده و در نتیجه مردم باید از این موجود نیمه آسمانی و برتر اطاعت کنند.

بعد از رنسانس در اروپا، مبنای مشروعیت مبتنی بر برتری ذاتی شاهان و حاکمان زیر سوال رفته و این ایده قوّت گرفت که اولاً شاهان از لحاظ ذاتی با دیگر مردم برابرند و ثانیاً این مردم اند که باید خود برای خود تصمیم گرفته و قدرت عزل و نصب حاکم خویش را داشته باشند. برای عملی ساختن این خواسته بود که چارچوبهای شکلی و قانونی گذشته در هم ریخت. دیگر شاه و حاکم یگانه قانونگذار و مجری و پاسبان قانون نبود. قانون توسط نمایندگان مردم و بر اساس خواست و مصالح آنها تدوین شد و حاکم از تخت زرینش پایین کشیده شده و به مجری صرف قانون و در چارچوبهای مشخص تقلیل یافت. قوه قضائیه به وجود آمد تا از اجرای قانون پاسبانی کرده و متخلفان از آن را مجازات کند.

با توجه به نکات ذکر شده می توان گفت حاکمیّت قانون در مرحله اول یعنی آنکه حاکم و فرمانروا مشروعیت امر و نهی و حکومت خویش بر مردم را از قانون اخذ کند. این قانون هم چیزی نیست جز خواست و اراده مردم که از طریق نمایندگانشان در متنی به نام قانون متجلّی شده است. بر این اساس رفتار و عمل حاکمان محدود و مقیّد به چارچوبهای مشخص و از پیش تعیین شده است و وی تنها مجاز به عمل در حدود قانون است.

در مرحله بعد، حاکمیّت قانون به معنی تدوین قوانین توسط نمایندگان مردم و اجرای دقیق و همه گیر این قانون در کشور است. در این مرحله است که تمام رفتارها و مناسبات میان افراد داخل جامعه و میان افراد و حاکمان بر اساس قانونِ ساخته دست مردم صورت می گیرد. قدرتی مافوق قانون و امر و نهی ای بالاتر از آن بر مردم حکومت نمی کند و حاکم تنها وسیله اجرای قانون و در خدمت مردم است نه مافوق و صاحب اختیار آنها. در سایه حاکمیت قانون دیگر مانند گذشته مردم «رعیّت» حاکمان نیستند که تنها مجبور به اطاعت باشند بلکه آنها «شهروند» کشورها بوده و دارای حقوق و تکالیف نسبت به حاکمان  می باشند. در اجتماع نیز قانون حد و ثغور روابط اجتماعی میان مردم را مشخص می کند.در نتیجه مردم در سایه و در حدود قانون آزادند و آداب و رسوم اجتماعی دست و پای آنان را در برآورده کردن خواستهای قانونیشان نمی بندد. این حقیقت را به عنوان آزادی اجتماعی یاد می کنند.انقلاب 1848 فرانسه را بسیاری بیش از آنکه انقلابی سیاسی بدانند، انقلابی اجتماعی می دانند که علیه سنتها و آداب دست و پاگیر اجتماعی که بازمانده دوران فئودالیسم بود دانسته اند که گامی بزرگ در عملی ساختن حاکمیّت قانون در این کشور بود. 

 

مجله: ظرفیت‏ها و پیش‏فرض‏های تحقّق حاکمیّت قانون در یک جامعه چیست؟

 

نوری: به نظرم برای عملی شدن حاکمیت قانون در جامعه، اولین گام از بین رفتن مراجع گوناگون مشروعیت و حل شدن آنها در یک منبع مشروعیت است. امروزه در بسیاری از کشورها چندین مرجع قدرتمند مشروعیت وجود دارند در نتیجه این جوامع را با بحران مشروعیت مواجه کرده و مانع از تطبیق موثر حاکمیّت قانون می شوند. برای مثال در برخی از جوامع بزرگان گروههای قومی یا عقیدتی در میان طیفی از مردم از جایگاهی مشابه حاکم برخوردارند. این افراد مشروعیت خویش را بر اساس مناسبات سنتی مانند خان زاده گی به دست آورده اند. در برخی از کشورهای اسلامی مراجع دینی که مشروعیت را خواست و اراده الهی می دانند دارای قدرت و نفوذ مردمی فراوانی اند و تعدادی از آنها عملاً از قرار دادن مبانی مشروعیت حکومت بر بنیادهایی به غیر از اراده مردم دفاع می کنند. در تاریخ بسیاری از جوامع مقابله این گروه صاحب مشروعیت عملاً سدهای آهنینی در راه اصلاحات برخی از حاکمان اصلاح طلب ایجاد کرده است.

البته باید یاد آور شد که این گام زمان بر بوده و وابستگی شدیدی به دیگر مراحل پیشرفت و توسعه دارد.برای مثال در جوامع با سطح پایین توسعه، مردم سالها اعمال و رفتار و گفتار مراجعی مانند روسای قبایل و مراجع دینی را به عنوان الگوی رفتاری خویش پذیرفته و به نوعی تقلید خو کرده اند. این مراجع اقتدار نیز به اقتدار خود عادت کرده و به راحتی حاضر به از دست دادن موقعیت خویش نیستند. گسترش آموزش و توسعه، به مردم این حقیقت را می فهماند که از اطاعتِ اوامر و نواهی این مراجعِ اقتدار سرپیچی کرده و تنها از امر حکومتی اطاعت کنند که نماینده خواست و اراده آنان باشد.

بعد از حذف مراجع گوناگون مشروعیت در جامعه،گام دوم برای تحقّق حاکمیت قانون قرار دادن مبنای مشروعیت حکومت بر خواست و اراده مردم است.حکومتی که مبنای مشروعیت خویش را بر چیزی غیر از خواست مردم بنا کند نمادی از دوران گذشته و نقطه مقابل حاکمیت قانون است. برای مثال امارت اسلامی طالبان مدعی بود مشروعیت خویش را از خداوند گرفته و نظام سیاسی و حکومتی اش از نظام صدر اسلام الگو گرفته شده است. در نتیجه قوانین و چارچوبهایی که این گروه بر اساس آن رفتار می کرد هیچ همخوانی و هماهنگی با خواست و اراده مردم نداشته و در بسیاری مواقع در نقطه مقابل آن قرار داشت.

گام سوم در تطبیق حاکمیت قانون در جامعه، گنجاندن اراده و خواست مردم در قانون است. هیچ جامعه ای بدون حقوق و قانون نخواهد توانست به حیات خویش ادامه دهد. برای تطبیق حاکمیت قانون هم لازم است تا نمایندگان مردم برای برقراری نظم و امنیت در جامعه قوانین را تصویب و چارچوب حقوقی نظم اجتماعی را به نمایندگی از مردم و برای مردم ایجاد نمایند.

گام چهارم در تطبیق حاکمیت قانون در جامعه، ایجاد سازکارهای پاسدار قانون و اجرای واقعی خواست و اراده مردم است. اجرای گامهای گذشته باعث ایجاد نظامی بر مبنای اراده و خواست مردم خواهد شد اما در این گام از اجرای واقعی آن صیانت می شود. در جهان معاصر بسیاری از نظامهای سیاسی وجود داشته و دارند که ظاهرا مبنای مشروعیت آنها خواست و اراده مردم است. این نظامها سازوکارهای شکلی حاکمیت قانون مانند برگزاری انتخابات و تشکیل پارلمان و ...  را رعایت می کنند اما در واقع از اراده مردم خبری نیست.متاسفانه عدم وجود حکومت شفاف و پاسخگو و مردمی در بسیاری از کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه حقیقتی تلخ و سدی بزرگ در برابر حاکمیّت قانون است.

 

مجله: از نظر شما فرصت‏‏ها و ظرفیت‏های تحقّق حاکمیت قانون در کشور ما، چگونه است؟

 

نوری: متاسفانه افغانستان در راه حاکمیّت موثر قانون راهی طولانی را باید بپیماید. تحقّق حاکمیت قانون در آغاز احتیاج به بستر و زمینه اجتماعی دارد. کشورهایی که امروز قانون بر آنها حاکمیت دارد، در دوره های طولانی و طی اتفاقات و حوادث گوناگون زمینه و شرایط تحقق حاکمیت قانون را برای خویش آماده کرده اند.

در اکثر نقاط افغانستان هنوز سیستم اجتماعی مبتنی بر آداب و رسومی است که عملاً با حاکمیّت قانون در تضادند.برای مثال گفتیم که مبنای حاکمیت قانون پذیرفتن اراده مردم در امر حکومت و اجرای آن طی فرایندهای قانونی است. این موضوع این بستر اجتماعی را ایجاب می کند که مردم به حدی از فردیّت باور داشته باشند. هنوز اکثر مردم افغانستان بیش از آنکه تابع فردیت خویش باشند،از اجتماعی فرمان می برند که در آن زندگی می کنند.خانواده های بزرگ،گروه،قبیله و قوم به افراد هویت می دهند و تصمیم گیریهای آنها را در زندگی تحت الشعاع قرار می دهند. در نتیجه افراد عادت می کنند که تابع اراده جمع باشند تا اراده خویش. این مساله به جریانهای مشروعیت بخش دیگر قدرت می دهد تا در برابر مشروعیت مبتنی بر اراده مردم قد علم کرده، آن را ناکارآمد کنند.

موضوع دیگر طرز تلقی مردم از قانون است. اکثر مردم افغانستان بیش از آنکه قانون را به عنوان ابزاری برای تنظیم مناسبات مردم با یکدیگر و مردم با حکومت بدانند که باید توسط نمایندگان مردم ایجاد شود، عنصری دست و پاگیر می دانند. دلیلش هم آن است که مناسبات میان آنها را سنن و آداب قبیله ای و محلی شکل می دهد تا یک قانون سراسری و عام.

 

مجله: به نظر شما میزان حاکمیت قانون در کشور در چه حدّ و اندازه است؟

 

نوری: با توجه به سخنان گفته شده در مرحله قبل، باید اعتراف کرد که حاکمیت قانون در افغانستان در سطح پایینی است.گفتیم که از لحاظ اجتماعی و روان شناختی هنوز بسترهای ایجاد حاکمیت قانون در میان بسیاری از مردم ایجاد نشده است.حاکمیّت قانون اقتضاء می کند که حاکمان مشروعیت عمل خویش را از اراده مردم بگیرند در حالیکه مردم از این حق خویش آگاهی ندارند. مردم به جای عملی ساختن این حق،اراده خویش را به متولّیان دیگری چون بزرگان قبایلی و دینی می سپارند.

حاکمیّت قانون اقتضاء می کند که قانون توسط نمایندگان مردم تصویب و به صورت سراسری و عام اجرا گردد.حال آنکه سنن و آداب اجتماعی میان اکثر مردم افغانستان به گونه ای است که با متون قانونی همخوانی نداشته و بسیاری مواقع در تضاد است. قانونی وقتی در جامعه ای حاکمیّت می یابد که قانون گفتمان مسلط حقوقی در جامعه باشد نه رسوم و آداب قبیله ای و محلّی.

حاکمیت قانون اقتضاء می کند که قانون با صلابت و اقتدار اجرا شود. در افغانستان حکومت که باید نماینده مردم و تامین کننده امنیت مردم است،از اجرای اصلی ترین وظیفه اش ناتوان است. دولت از یکسو از قبضه مشروعیت سازهای موازی با خویش ناتوان است و از سوی دیگر قدرت پاسبانی از قوانین کشور را ندارد. در نتیجه آنچه از قانون فهمیده می شود نه چارچوب عمل برای افراد جامعه و حکومت،بلکه ابزاری ناکارآمد است که دستاورد اندکی دارد.

 

مجله: از دید شما بهترین راه تحقّق حاکمیت قانون در جامعه چیست ؟

 

نوری: پاسخ به این سوال نیازمند ارائه طرحهایی عملی و راهکارهای اجرائی است. گفتیم که حاکمیت قانون در مرحله نخست نیازمند حدی از توسعه است. یکی از ابزارهای توسعه که در راه حاکمیّت قانون لازم است پرداختن به آموزش جدید است.آموزش و پرورش جدید و همگانی باورهای سنتی مردم را با باورهای جدید جایگزین می کند. باورهای جدید خود باوری را به ارمغان آورده و جهان دید مردم را افزایش می دهد.نتیجه این امر درهم شکستن مبانی سنتی مشروعت است. مردم آموزش دیده از حقوق خویش در انتخاب حاکمان مطلع شده و با انتخاب نماینده، قوانین تامین کننده نظم اجتماع را به وجود می آورند. در نتیجه به قوانینی که خود به وجود آورده اند احترام می گذارند.

استبداد نیز سدی بزرگ در راه حاکمیت قانون است که افغانستان تجربه های تلخی از آن در آستین دارد.برای مقابله با آن تفکیک واقعی قوا ابزاری کار آمد است. در نظامهای دیکتاتور تمام قوا در شخص دیکتاتور خلاصه می شود اما در نظام آزاد هر قوهء مقننه،مجریه و قضائیه در چارچوب مشخصی حرکت کرده و در مقابل مردم مسئول است. در نتیجه از انباشت قدرت در دست یک شخص یا گروه یا قوه جلوگیری می شود.

مطبوعات آزاد هم ابزاری کارآمد برای جلوگیری از نقض قانون و خارج شدن از حدود حاکمیت قانون است. مطبوعات آزاد هم ذره بینی است که بر روی حاکمان خیره شده و اعمال و رفتار آنان را زیر نظر گرفته و به مردم گزارش می دهد. در نتیجه مردم از هرگونه تخطی و عبور حاکمان از حدود قانونیشان با خبر خواهند شد.

 

 

تقبیح خشونت‏های سیستماتیک علیه زنان

تقبیح خشونت‏های سیستماتیک علیه زنان

و

گرامی‏داشت از شهادت خانم حمیده برمکی

ح. احمدی (م.ع.بشارت)

 

ورود

یک حمله‏ی انتحاری و انفجار خونین در یکی از فروشگاه‏های شهر کابل، روز هفتم دلو، جان تعدادی زیادی از هموطنان مظلوم ما را گرفته و باعث شد خانواده‏های زیادی در سوک عزیزان شان نشسته واشک بریزند.

درمیان قربانیان خانم حمیده برمکی استاد دانشگاه کابل و کمشنر بخش حمایت و انکشاف حقوق کودکان در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، همراه با همسرش داکتر یما حقوقمل و چهار فرزندشان نیز قرار داشتند.

در حقیقت این شش نفر تمام اعضای خانواده‏ی بودند که قربانی توحش و جهالت دوشنمنان مردم و ملت افغانستان گردیده و حتا یک نفر از آن‏ها باقی نماندند.

شهادت خانم برمکی ضایعه‏ی بزرگی برای جامعه‏ی علمی و به خصوص حقوقی کشور محسوب گردیده و با رفتن او دانشگاه کابل و جامعه‏ی حقوق بشری کشور، شخص مهمی را از دست دادند.

خانم برمکی در حقیقت یکی از سرمایه‏های جامعه‏ی حقوقی و به خصوص حقوق بشری کشور بوده و در جریان دوره‏های کاری خویش توانست گام‏های بزرگی را برای مردم و کشورش، بردارد.

عوامل بی‏ثباتی در افغانستان و راه‏های حل آن؛ حقوق زن در اسلام و قوانین افغانستان؛ نقش زنان در بازسازی افغانستان؛ حقوق سیاسی زن در اسلام؛ ربا و دلایل حرمت آن؛ ایقاع یا اراده‏ی انفرادی؛ خشونت علیه زن؛ اصطلاحات سیاسی در قانون اساسی و موافقت نامه‏ی بن؛ تعدد زوجات؛ طروق حل مسالمت آمیز منازعات؛ نقش زنان در بازسازی اجتماعی افغانستان و انواع سرقت در تحقیقات جنایی، از جمله اثار علمی است که خانم برمکی در سال‏های اخیر عمرش به جامعه‏ی علمی و حقوقی کشور تقدیم نمود.

خانم برمکی در پست‏‏های مختلف در دانشگاه کابل و دیگر موسسات حقوقی کار نموده و در این اواخر علاوه بر تدریس در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل به عنوان کمیشنر بخش حمایت و انکشاف حقوق کودکان در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ایفای وظیفه می‏نمود.

در گرامی داشت از شهادت خانم برمکی و 5 نفراز اعضای خانواده‏ او همراه با تعدادی از هموطنان ما که در حادثه‏ روز جمعه هفتم دلو سال جاری در شهر کابل جان شان را از دست دادند و همچنان تقبیح خشونت‏های سیستماتیک طالبانی علیه زنان (قتل، اختطاف و سنگسار ) محفلی توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، وزارت امور زنان، ریاست دانشگده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل، مدافعان حقوق بشر، نهادهای جامعه‏ی مدنی و تعدادی از زنان تحصیل کرده در دفتر مرکزی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان برگزار گردید.

در این محفل تعدادی زیادی از فعالان حقوق بشر، شخصیت‏های سیاسی و نهادهای مدافع حقوق زنان اشتراک ورزیده بودند.

دراین محفل تعدادی از شرکت کنندگان صحبت نموده ضمن بزرگداشت  از خانم حمیده برمکی، شهادت او را یک درد فراموش نشدنی برای مردم و جامعه‏ی علمی و حقوقی کشور، توصیف نمودند.

 

حمله به مردم ملکی خلاف شرع مقدس اسلام بوده و جنایت علیه بشریت است

داکتر سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نخستین سخنران محفل گرامی داشت از شهادت خانم برمکی و تقبیح اعمال جنایتکارانه و ضد بشری علیه زنان بود. وی ضمن ابراز تأسف و تأثر از شهادت خانم برمکی همراه با پنج نفر از اعضای خانواده‏اش و تعدادی دیگر از هموطنان ما، انجام هر گونه اعمال تروریستی علیه مردم ملکی را خلاف شریعت مقدس اسلام و ضد انسانی توصیف نموده تأکید کرد که انجام حملات انتحاری نقض صریح موازین حقوق بشری و قوانین بین المللی بشردوستانه است.

رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تأکید نمود:

«متأسفانه حملات انتحاری و انفجار ماین‏های کنارجاده‏ی در کنار سایر خشونت‏های خانوادگی علیه زنان، یکی از عوامل کلیدی تلفات افراد ملکی در افغانستان است که شهروندان بی‏دفاع کشور (زنان و کودکان) را مورد هدف قرار می‏دهد.»

به گفته‏ی داکتر سمر در سال‏های اخیر خشونت علیه زنان در سطخ کشور افزایش یافته و در سال جاری تعداد قربانیان افراد ملکی به خصوص زنان و کودکان به بیشتر از دو برابر در مقایسه به سال گذشته، بلند رفته است.

داکتر سمر گفت:

«بنا بر آمار جمع آوری شده توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در سال 1388 به تعداد 579 زن در اثر حملات انتحاری و انفجار ماین‏های کنار جاده‏ی کشته و زخمی شده اند. اما این رقم طی 9 ماه سال 1389 به 1138 نفر می‏رسد.»

رئیس کمیسوین مستقل حقوق بشر افغانستان گفت که حمله به اهداف ملکی و کشتار مردم بی‏گناه و بی‏دفاع کشور در نتیجه حملات انتحاری و خشونت‏های معمول در جریان چند سال گذشته، از جمله گناهان کبیره بوده و خداوند عاملان آن را نخواهد بخشید. جای تمام کسانی که مرتکب اینگونه اعمال زشت و ناپسند می‏گردند، جهنم بوده و همواره مورد لعن و نفرین خداوند و بندگان صالح او خواهند بود.

خانم داکتر سیما سمر افزود:

«قوانین بین المللی جنگ، تمام افراد درگیر  را از حملات نظامی غیر متناسب که در نتیجه آن به افراد ملکی ضرر رسیده و باعث تلفات آن‏ها گردد، منع نموده و کسانی را که باعث ادامه این گونه خشونت‏ها می‏گردد را غیر قابل بخشش می‏داند.»

رئیس کمیسوین مستقل حقوق بشر افغانستان در سخنرانی خود ضمن غم شریکی با خانواده‏ی‏ خانم برمکی و دیگر شهدای حادثه‏ی انتحاری روز هفتم دلو در شهر کابل، وعده داد تا مجازات کامل عاملان جنایات علیه مردم ملکی، دادخواهی‏شان را ادامه داده و تلاش خواهد نمود تا صلح و عدالت اجتماعی در سراسر کشور، تأمین گردد.

 

شهادت خانم برمکی یک ضایعه جبران ناپذیر برای مردم کشور است

خانم پلوشه کاکر معین وزارت امور زنان که به نمایندگی از این وزارت در محفل تقبیح خشونت‏های سیستماتیک طالبانی علیه زنان و گرامی‏داشت از شهادت خانم حمیده برمکی، سخن می‏گفت ضمن ابراز تأسف شدید از شهادت خانم برمکی گفت:

«نمی‏دانم چگونه می‏توان درد رفتن خانم برمکی را تحمل کرد و چطور می‏توانیم تسلیت بگوییم به مردم کشور، برای کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و دانشگاه کابل. شهادت خانم برمکی، ضایعه‏ی بود  و وجودش برای همه از اهمیت خاصی برخوردار بود. واقعا سخت است و حقیقت این است که کلماتی را نمی‏توان یافت تا این ضایعه‏ی دردناک را بازگو نمود.»

معین وزارت امور زنان شهادت خانم برمکی را به نحوی از دست رفتن سرمایه ملی دانسته گفت:

«بدون شک شهادت خانم برمکی برای ملت ما یک ضایعه بزرگ بوده و در حقیقت خانم برمکی سرمایه‏ی بود که به تمام مردم کشور مربوط می‏شد و اینک متأسفانه آن را از دست دادیم.»

خانم پلوشه ارتکاب این جنایت هولناک را محکوم نموده و اضافه نمود هیچ توجیهی برای کسانی که این گونه جنایت‏ها را مرتکب می‏گردند وجود نخواهد داشت. وی گفت:

«برای ما قابل قبول نخواهد بود که کسانی با هر ادعای، مردم ما را بی‏گناه به قتل برسانند. چرا باید این کار را بکنند؟ چرا فرزندان افغان را بکشند؟ چرا باید کسانی بخواهند سرمایه‏های ملی ما را از بین برده و آینده این کشور را تاریک نمایند؟ بدون شک کاری را که دوشمنان مردم افغانستان با انتحار و اعمال مثل سنگسار انجام می‏دهند ضررش به مردم عادی رسیده و در حقیقت این مردم عادی است که بیشترین قربانی را در این حملات متحمل می‏گردند.»

معین وزارتامور زنان سخنانش را ادامه داده گفت:

«برای ما خانم حمیده برمکی از جایگاهی خاصی برخوردار بود و امیدواریم هرچه زودتر عاملین این فاجعه‏ی دردناک به سزای اعمال‏شان برسند.

می خواهم بگویم ما زنان کشور دیگر نمی‏خواهیم، ظلم و ستم که تا امروز بر ما روا داشته شده است را تحمل نموده و در برابر آن‏ها سکوت نماییم. ما در برابر هر گونه اعمال ناروا خواهیم ایستاد و از دولت و حکومت کشور تقاضا می‏کنیم تا هرچه زودتر عوامل این گونه اعمال غیر انسانی را دستگیر نموده و نابود کند.»

 

دادگاه صحرایی و سنگسار زنان، یکی از بدترین اشکال خشونت علیه آنان است

پلوشه حسن سخنرانی دیگری این محفل بود که در رابطه به وضعیت عمومی زنان در کشور صحبت نموده گفت:

«دوستان عزیز همان‏طوری‏که خانم سمر از تلفات انسان‏های بی‏گناه در اثر حملات خودسر و خودکش، سخن گفت، متأسفانه ما همه امروز نیز در سوگ  یکی از هوطنان عزیز خود یکجا گرد هم آمده ایم.»

خانم حسن سخنانش را ادامه داده گفت:

«در طول 9 سال گذشته ما شاهد اعمال خشونت علیه زنان در کشور بودیم که بد ترین شکل آن را سنگسار خانم ها در نتیجه دایر نمودن محاکم صحرایی، می باشد. در حقیقت این سنگسارها یک فاجعه‏ی دیگری است که زن افغان با آن روبه‏رو بوده و به نام مکتب و مذهب توسط تعدادی از خدا بی‏خبران اجرا می شود و هیچ تطابق با شریعت مقدس اسلام و قوانین ملی، ندارد.»

پلوشه حسن خاطره‏ی را از سال‏های گذشته به نقل گرفته و از رنج طولانی زنان کشور در جریان سال‏های طولانی سخن به میان آورده و داد خواهی نمود. او گفت:

«درست 5 سال قبل بعد از دوره تحصیلم دوباره به کشور برگشتم به این فکر می کردم که افغانستان مترقی و پیشرفته خواهیم داشت. ولی با تأسف که در همان زمان شاهد قتل فجیعانه‏ی یک خانم بنام آمنه که سنگسار گردید بودم. اگرچه این قضیه مورد تقبیح تمام نهادهای مدافع حقوق بشر و جامعه‏ی مدنی قرار گرفت و همه از دولت خواهان پیگری قضیه شده و خواستار دستگیری و مجازات عوامل این فاجعه دردناک گردیدند ولی تا امروز نه تنها کسی به این جرم مجازات نشد بلکه امروز بعد از پنج سال عین قضیه در ولایت کنذر تکرار گردیده و جان یک زوج جوان را گرفت و یک بار دیگر ما را تکان داد. واقعات بادغیس  و غور همه به شکل وحشیانه وبدون کوچک ترین اعتنا به کرامت انسانی و حقوق بشری افراد، عملی گردیده و در تمام این واقعات هیچ اقدامی که نشان بدهد دولت در تلاش تعقیب و گرفتاری عاملان این جنایات است، دیده نشده و متأسفانه فرهنگ معافیت دوام داده می شود.»

خانم پلوشه حسن سخنانش را ادامه داده گفت:

«تکان دهنده تر از همه سکوت ما و در مجموع سکوت مردم کشور است که هیچ گاه نخواسته‏اند تا صدای مطلومیت قربانبان این وقایع را بلند نمایند. عدم اعتراض علمای دین یک واقعیت تلخ در این خصوص می‏باشد.»

خانم پلوشه حسن گفت:

«در اجتماع امروز ما می‏خواهیم علیه تمام آنگونه اعمالی فریاد بکشیم که برخلاف دین مقدس اسلام و قوانین ملی با ادعای کاذب مذهب و دین، جان هموطنان ما را می‏گیرد.»

 

مفهوم سکوت تان را نمی دانیم؟

سوالی که خطاب به حکومت، شورای ملی، شوراي علما و شوراي عالي صلح مطرح شده و سکوت آنان را در برابر خشونت‏های اخیر که زنان و مردم بی‏گناه را هدف قرار داده است، تقبیح می‏کند.

فعالان حقوق بشر و نهادهای مدنی زنان این موضوع را در اعلامیه‏ی که به مناسبت شهادت یکی از فعالان حقوق بشر و استاد دانشگاه کابل، خانم حمیده برمکی و سنگسار یک زوج جوان در ولایت کندز که تصاویر آن اخیرا از طریق برخی از تلویزیون‏های خصوصی به نشر رسید، صادر نموده است تذکر داده و نفرت و انزجار شان را نسبت به اعمال تروریستی و خشونت آمیز علیه مردم ملکی و به خصوص زنان و کودکان ابراز نموده هشدار می‏دهد که دستآوردهای زنان در طول ده سال گذشته، هم اکنون در معرض نابودی قرار دارد. در بخشی از این اعلامیه می‏خوانیم:

«از دید ما انجام حملات انتحاری و دایر کردن محاکم صحرایی به بهانه‏ی دفاع از دین و وطن نشانه‏ی تحجر و جاهلیت بوده و ما آنرا شدیداً تقبیح می‏نماییم. این واقعات یادآور و تکرار اعمال خشن و غیر انسانی بوده و خاطرات تکان دهنده و تلخ گذشته را در اذهان مردمان این مرز و بوم زنده کرده است.

دهه‏ی گذشته‏ی تاریخ کشور با تمام کاستی‏ها،  سال‏های پر از امید برای مردم به‏ویژه زنان افغانستان بود. در نخستین سال‏های این دهه ما شاهد تحولات مثبت در راستای اعتلا و آزادی زنان از بند اسارت، تعصب و افراط‏گرایی بودیم. این تحولات صفحه‏ی جدید از تاریخ را برای زنان باز کرد و با جرآت می‏توان گفت که حکومت نوپا و دموکراتیک افغانستان به خاستگاه آرمان‏های برابری خواهانه و عدالت جنسیتی  زنان خسته از حکمروایی تحجر  و زن ستیزی، مبدل شد. این تحولات، آبروی از دست رفته افغانستان را در سطح بین المللی دوباره احیا کرد. اما با دریغ که در سال‏های اخیر، این امیدها و دستآوردها دستخوش نابسامانی و عقبگرد گردیده که فجایع انسانی چون ترور، سنگسار و تبعیض جنسیتی را به بار آورده است.»

در اعلامیه نسبت به سوء استفاده از دین اخطار داده شده و بنیادگرایی و افراطیت خطری جدی در برابر صلح خواهی و تأمین عدالت در کشور، عنوان گردیده است. همچنان اعلامیه تأکید می‏کند که در تمام تحولات سیاسی-نظامی در کشور نخستین قربانی زنان و کودکان بوده و بیشترین آسیب را در تمام دوره‏های تاریخی آنان متحمل گردیده است.

فعالان حقوق بشر و نهادهای مدنی زنان در اعلامیه‏ی شان تأکید می‏کنند که در شرایط فعلی بیشتر از هر زمانی کشور نیازمند حاکمیت قانون بوده و ایجاب می‏کند تا به قانون اساسی کشور و سایر قوانین ملی احترام گذاشته شود.

به باور مدافعان حقوق بشر و نهادهای مدنی زنان بخش عمده‏ی از مشکلات در کشور ناشی از عدم حاکمیت قانون بوده و روند معمول حاکمیت عرف و عنعنات که در مخالفت با قانون اساسی کشور قرار دارند به وخامت اوضاع افزوده است.

اعلامیه‏ی‏ فعالان حقوق بشر و نهادهای مدنی زنان می‏افزاید، ادامه جنگ و خشونت فرصت‏ها و زمنیه‏های حاکمیت قانون را از بین برده و شرایط را به‏وجود آورده است که به حقوق بشر و زندگی شهروندان کمتر احترام شده و روند کشتار افراد ملکی و غیر نظامی در کشور به یک تعامل عادی تبدیل گردد. چیزی که بدون شک یکی از بدترین و جدی‏ترین اشکال خشونت علیه مردم در کشور به حساب می‏آید.

فعالان حقوق بشر و نهادهای مدنی زنان در اعلامیه‏ی 12 دلو به مناسبت شهادت خانم برمکی در حمله انتحاری 7دلو در کابل و سنگسار یک زوج جوان در ولایت کندز از مبارزه‏ی طولانی زنان در راستای تأمین دموکراسی و توسعه‏ی حقوق بشر در کشور، سخن گفته و سهم زنان در انتخابات سال‏های گذشته را تعیین کننده توصیف نموده است. این اعلامیه حاکمیت موجود را به نحوی مدیون اشتراک فعالانه زنان در انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات پارلمانی دانسته و بنا بر این دولت و هیئت حاکمه را مکلف به پاسداری از دست آوردهای سال‏های اخیر جامعه زنان در کشور، می‏داند. در بخشی از اعلامیه امده است:

« ما برای استقرار و استمرار حکومت دموکراتیک در افغانستان سال‏ها مبارزه کرده و هزینه‏های زیادی را پرداخته‏ایم. در انتخابات دهه‏ی اخیر، زنان بی‏شماری، کیلومترها راه را با پای پیاده طی نمودند تا خود را به پای صندوق‏های رأی برسانند. زنان زیادی به خاطر فعالیت‏ها و مبارزات برابری خواهانه کشته شده‏اند. امروز شما رییس جمهور و هیئت حاکمه‏ی افغانستان موظفید به عنوان نمایندگان منتخب مردم، از حقوق آن‏ها پاسداری کنید و نه تنها در راستای تامین امنیت، صلح و رفاه این مردم به منتهای درجه تلاش نمایید بلکه باید در مورد وقایع‏ای که حاکمیت قانون و نهادهای سه گانه را زیر سئوال می‏برد ، نیز پاسخگو باشید. آیا وقوع چنین فجایعی شما هیئت حاکمه را که با رای ما مسئولیت و پاسداری قانون اساسی کشور و صیانت از جان و مال ملت را به عهده دارید، به وحشت نمی‏اندازد؟»

این اعلامیه، قانون اساسی را مظهر خواسته‏ها و آرمان های زنان و جامعه‏ی حقوق بشری در کشور دانسته و با تأکید از دولت می‏خواهد تا با رعایت قانون اساسی، از رسمیت بخشیدن به قوانین عرفی و مخالف قانون اساسی جلو گیری نموده، با روند قدرت گرفتن نهادهای غیر قانونی در موازی با نهادهای قانونی در کشور، مبارزه نموده، با عاملان جنایت‏های شبیه حملات انتحاری روز هفتم دلو در کابل و سنگسار یک زوج جوان در ولایت کندز، برخورد جدی نموده، با عاملان جنایت علیه زنان برخورد قاطع داشته و در مبارزه با فرهنگ معافیت، تلاش نماید.

اعلامیه با جملاتی خطاب به مقامات هیئت حاکمه و شورای علما می‏نویسد:

« ما منتظر پاسخ و عملکرد راسخ و سریع جناب‏عالیان در این زمینه هستیم. دراخیر باید گفت که مااز آنعده علمای دین که اعمال چون سنگسار، ترور و انتحار را تقبیح نموده اند اظهار سپاس نموده اما سکوت شورای علما، وزارت حج و اوقاف و پارلمان کشور را در این راستا، شدید انتقاد می‏کنیم.»

ارزگان در هاله‏ی از ترس و محرومیت

ارزگان در هاله‏ی از ترس و محرومیت

اروزګان ولايت ته د افغانستان د بشري حقونو د خپلواك كمېسيون د پلاوي د سفر رپوټ

 

خزان ثاقب (م.ع. بشارت و خ. خلیل)

ورود

دیدار با مردم و مقامات اداری ولایت ارزگان به هدف دریافت وضعیت حقوق بشر در این ولایت، بخشی مهمی از برنامه‏ی سفر هیئت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، شامل داکتر سیما سمر رئیس کمیسیون، مولوی غلام محمد غریب عضو کمیسیون و احمد نادر نادری عضو و سخن‏گوی کمیسیون، به شمار می‏رفت.

در این دیدار که روز سه شنبه چهاردهم ماه جدی در مقر ولایت ارزگان برگزار شده بود والی ولایت، تعدادی زیاد از شخصیتها و بزرگان قومی، جمعی از رئسا و مقامات اداری ولایت، اعضای جامعه مدنی و تعدادی معدودی از خانم‏ها شرکت نموده بودند.

تمامی سخنرانیها و صحبت‏های این دیدار به بررسی وضعیت عمومی حقوق بشر در ولایت ارزگان پرداخته و چالش‏های جدی سر راه آن را از وضعیت خراب معارف گرفته تا بدی امنیت و مشکلات عمومی مردم مثل فقر و محرومیتهای جدی حقوقی بر می‏شمرد. توقعات مردم این ولایت از دولت مرکزی و جامعه‏جهانی در جهت بهبود وضعیت زندگی مردم این ولایت، بحثی دیگری بود که مورد تأکید تمامی سخنرانان قرار داشت.

مجله حقوق بشر بدلیل اهمیت این صحبت‏ها و به هدف انعکاس دقیق وضعیت از زبان مردم و مقامات ولایتی ارزگان، سعی نموده است تا تمام صحبت‏ها و سخنرانی‏ها را بدون دست اندازی به ترتیب به نشر رسانده و به این صورت هموطنان عزیز و خوانندگان محترم خویش را در جریان وضعیت قرار دهد.

 

متن سخنرانی محمد عمر شیرزاد والی ولایت ارزگان؛

زه د اروزګان  ولايت د خلكو او په ناست مجلس كې د حاضرو خويندو او ورونو په  نماينده ګۍ درنو ميلمنو ته ښه راغلاست وايم.

زموږ د مالوماتو له مخي دوه كاله كېږي چې د بشري حقونو د خپلواك كمېسيون دفتر په اروزګان ولايت كې فعاليت پيل كړى دى، موږ ددوى د هڅو او فعاليتونو درناوى او ورسره همكاري كوو. اميد لرو چې دا به د اورزګان ولايت د خلكو د بشري وضعيت په اړه څيړنې او ارزيابي وكړي.

 كه په ټولنه كې د بشر حقوق تامين او دغه حقونو ته درناوى موجود وي، نو په هغې ټولنه كې به هميشه خوشالي او خوشبختي وي، ظلم او جبر به نه وي هلته به عدالت او انصاف وي.

له دې امله موږ د بشر حقوقو ته درناوى لرو او په دې اړه ژمن يو چې په افغانستان او په ځانګړي ډول په اورزګان ولايت كې د بشر حقوق تامين  او رعايت شي.

د بشري حقونو د رعايت له پاره ځينو بنسټي كارونو ته اړتيا شته، هغه دا چې څنګه په يوې ټولنې كې بشري حقونه تامينداى شي چې حق حقدار ته وركول شي او عدالت او انصاف راشي؟

 زه په دې اړه  يو څو ټكو ته اشاره كوم.

اول دا چې كه په كومه ټولنه كې علم او پوهه نه وي، په داسې يوه ټولنه كې ډيره مشكله ده چې د بشر حقوق تامين شي. دا په ټول افغانستان او په ځانګړي ډول په اروزګان ولايت كې يوه اساسي ستونزه ده. دلته د پوهې او دانش كچه ډيره ټيټه ده. په دې دوه دري اونيو كې چې موږ كومو ولسواليو ته سفر كړى او هلته مو له خلكو سره له نژدي كتلي دي، په اكثرو ولسواليو كې زموږ معارف په ډير ټيټ حالت كې دى. زموږ په نظر كه د اروزګان ولايت د پوهې او علم سطحه لوړه نه شي، نو ډير اميد بايد ونه لرو چې دلته دې د بشر حقونه رعايت شي. موږ نړيوالې ټولنې او د افغانستان دولت نه دا هيله  لرو چې زموږ سره دې د علم او پوهې د كچې په لوړولو كې مرسته  او همكاري وكړي. همدارنګه مو له محترمې رييسې صاحبې نه دا خواهيش دى چې له موږ سره همغږي شي او دوى هم په نړيوالې ټولنې او دافغانستان په حكومت غږ وكړي چې له موږ سره په دې اړه مرسته وكړي.

 يوه بله خبره چې هغه هم د بشر حقوق تر سيوري لاندې راولي هغه د امنيت موضوع ده.  كه څه هم په دې وروستيو كې د اروزګان په ولايت كې امنيت مخ په ښه كېدو دى، خو تر هغو چې په ټول اروزګان كې امنيت ټينګ نه شي، بيا به هم موږ له دغو ستونزو سره مخ يو.

درېيمه موضوع ، دا ده چې د اروزګان په ولايت كې زموږ اكثره اداري پرسونل كم دى، څارنوالۍ او محكمه چې ددې ولايت اساس جوړوي تر اوسه په كې د پرسونل له ستونزو سره مخ يو، له دولت نه مو هيله ده چې زموږ څارنوالي او محكمه راته جوړه كړي.

بله د نشه يې توكيو د كښت او قاچاق موضوع ده، له دې وروسته بايد موږ متوجه اوسيږي  كه له يوې خوا د مخدره توكيو كښت له منځه وړو،  بايد په مقابل كې يې نړيواله ټولنه او حكومت موږ ته د معيشت بديلونه راكړي، موږ بايد له بزګرانو سره داسې همكاري وكړو چې ددوى مخ له دغه كښت نه بلې خوا ته واوړي.

دغه ولايت ته له ډيرو كلونو رهيسي پاملرنه،  نه ده شوې.  زموږ غږ په نړيوالو او حكومت دا دى چې ددې ولايت خلك هم لكه د نورو ولايتونو په څير خوشاله اباده او سوكاله ژوند ولرو، په دې اړه به موږ د بشري حقونو د خپلواك كمېسيون رييـسې صاحبې ته ډاډ وركړو چې موږ په دې عقيده لرو چې د بشر حقوق دې په دې ولايت كې تامين شي او ددې له پاره هلي ځلي كوو چې حق حقدار ته ورسيږي، او لكه د نورو ولايتونو په څير سوكاله او خوشاله ژوند ولري. 

زه له ناستو سپين ږيرو، مشرانو او دادارو له رييسانو څخه هيله كوم، چې په ګډه باندې په دې ولايت كې د بشر د حقوقو د تامين په لارو چارو به غور او هلي ځلي كوو. ځكه دا يوازي د يو    كس دنده نه ده دا دټولو دنده ده چې په يو اتفاق سره ددې له پاره كار وكړو.

 

د اروزګان ولايت د حج او اوقافو رييس الحاج مولوي حمدالله وينا

تر هرڅه وړاندې د ډاكټر صاحبې راتګ ته ښه راغلاست وايم، دا يو داسې قدم بولو  چې الله ج به ددوى په قدم اخيستو سره د بشر د حقوقو ريښتني مانا ددوى په راتګ سره رامنځته كړي. موږ خو د غرو خلك يو خو وايو چې خداى به ددوى په راتګ به الله تعالي زموږ بشري حقونه تامين كړي. او له خدايه ددغه حقونو  تامين غواړو. زه د اروزګان ولايت د ټولو علماوو په استازيتوب  اول خپل والي او دويم جناب ډاكټر صاحبې سره  ژمنه كوم چې ددوى وظيفه بشري حقونه دي او هغه څه چې الله تعالي په قران كې د بشر حق ګڼلى دى موږ به هغه حقوق بشر  د منبر په سر هرځاى كې وايو.  د مثال په توګه هغه رسم او رواج د جاهيلت چې په افغانانو كې دود دى لكه د كونډې نه وركول، او په اجبار ودونه، او په بدو كې د لوڼو او خويندو وركول او همدارنګه هغه ظلم او ستم چې ميړه يې په خپل كور كې كوي، دا موږ د اسلام له نګاه نه او د عدلي دين له لحاظه خپل ولس ته بيان كړې ده.  چې وروره!  دا ښځه زما او ستا دكور باداره ده، دا حره ده په دې ستا د كور خدمت كول په تا نارواه دي،  تر هغو چې دا په دې راضي نه شي، په ښځې باندې د پخلنګ حق ميړه نه لري، د اشپزۍ حق پرې نه لري، الله مهربان وايې كه د ميندو خوښه وه چې خپلو اولادونو ته تى ورنه كړي، په دوى دا ګناه نشته، دوى خودمختاره دي كه چيري ښځې خپل اولاد ته د تي وركولو څخه ډډه وكړه په ميړه لازمه ده چې بله داعي و خپل كوچني ته ونيسي، نو په دې لحاظ وايم چې د كمېسيون له راتګ سره به موږ د دوى همكار وو او همكار به يو. زه له خپل ولس نه يوه هيله لرم چې الله مهربان فرمايي: زما مسلمو بنده ګانوتاسو عدل كوى عدل نژدي تقوا او پرهيزګارى ته دى.

موږ له دولت نه غواړو چې د خپل ولس سر او مال وساتي، او موږ ته عدالت رامنځته كړي، هغه ستونزي چې د عدالت پر وړاندې پرتې دي هغه ستونزي دې هواري كړي. موږ له خپل دولت غواړو چې تر هرڅه اول دې هغه امن موږ ته راولي چې الله ج په خپل قران كې ويلي دي چې الله اهل مكه خلاص كړي دي او معاف كړي يې دي له ويري د دښمن،  دا هغه غوښتنې دي چې ولس يې لري، بشري حقونه الله تعالي په دين د اسلام كې مراعت كړي دي. او هغه څه چې تجاوز په حقوق د بشر وشي هغه ته يې جزا ټاكلې ده، زموږ غوښتنه دا ده چې جزا هم عين حقوق د بشر دى. دهغه متضرر حق بايد وركول شي بايد د دواړو حق رعايت شي كه يو څوك قتل وكړي په قاتل شل كاله حبس راوځي، دا دهغه متضرر چې ورور يې ور وژلى وو دهغه حق وو او خپل حق وركول شو، زموږ ارزو له والي صيب او د عدلي ارګانو څخه دا ده چې د اروزګان د ولس  ټولې ناخوالي چې والي صيب تا خپله په ولسواليو كې وليدې، هغه څه چې د بيا رغاونې په اړه له موږ سره نه دي شوې موږ يې له حكومت نه غواړو. په اخر كې بيا هم وايم چې له والي صيب او د حقوق بشر له دفتر چې دلته دى او هم له رييسه صاحبې سره ژمنه كوو چې موږ د بشري حقونو په اړه ورسره همكاري كوو.

 

د اورزګان ولايت د ښاري محكمې رييس قاضي عبدالواحد وينا

تر ټولو دمخه د بشري حقونو د خپلوا كمېسيون مشرتابه ته چې اروزګان ولايت ته يې تشريف راوړى هركلى وايم، هيله ده چې له دې سره د بشر حقونو ته توجه زياته شي، زه د عدلي او قضايې ارګانونو په استازيتوب غواړم د بشري حقونو په ارتباط چې څه شوي تاسو پرې خبر كړم.

د بشر د حقونو نړيواله اعلاميه چې په ۱۹۴۸كال كې د يوې مسودې په ترڅ كې تصويب شوه،  همدارنګه هغه ټول نړيوال تړونونه، ميثاقونه، لكه د نژادي توپير د له منځه وړولو نړيوال تړون ، د سياسي او اقتصادي حقونو نړيوال تړون د ښځو پر وړاندې د هر ډول تبعيض د له منځه وړولو نړيوال تړون، د بشري حقونو نړيواله اسلامي اعلاميه، د معلوليت لرونكو وګړو نړيوال تړون او همدارنګه هغه نړيوال تړونونو او معاهدې چې چې افغانستان لاسليك او تصويب كړي دي،  د افغانستان په حقوقو كې هم شاميليږي. كه څه هم دا ژمنې او تړونونونه غړي هيوادونه مكلفوي چې تر څو په هغو كې د ذكر شويو حكمونو پيروي وكړي، خو محكمې او دولتي ارګانونه، يوازي هغه مهال ددې ژمنو تابع ګرځي چې ملي شورا په ۲۰۰۴كال كې د اساسي قانون د۹۰يمې مادې په پنځمې فقرې سره سم تاييد كړي دي. ددې له پاره چې نړيوال تړونونه او معاهدې په افغانستان كې په ښه توګه پلي شي، نو د افغانستان اسلامي دولت د افغانستان د اساسي قانون د 58مادي سره سم په په هيواد كې د بشري وضعيت د څارنې له پاره د بشري حقونو خپلواك كمېسيون جوړ شو چې هرڅوك كولاى شي د خپلو بشري حقونو د نقض په صورت كې دغه كمېسيون ته شكايت وكړي او كمېسيون حق لري چې دغه شكايت اړوندو قانوني مراجعو ته واستوي او دهغو له حقونو څخه دفاع وكړي د پورته مطالبو سره سم د اروزګان ولايت له ټولو عدلي او قضايې مسولانو څخه زما هيله داده چې  داساسي قانون او د ټولو نافذه قوانينو او د بشري حقونو د نړيوالې اعلاميې او د ټولو نړيوالو معاهدو په رڼا كې چې دافغانستان اسلامي جمهوريت تاييد كړي دي د عادلانه محاكمې د موازينو  دمدني او سياسي حقونو او نړيوالو ميثاقونو پر بنسټ خپلې دندې پر مخ يوسي او ټول ملي او نړيوال قوانين مراعت او پلي كړي. او د بشري حقونو درناوى وكړي . ټول قاضيان بايد په هرډول شرايطو كې خپله بي طرفي وساتي.

غواړم هغه ستونزي چې د ترينكوټ  اوسيدونكي د مجرمانو او تورنو په ګډون ورسره لاس او ګريوان دي د يو وړانديز په توګه راغليو ميلمنو ته وړاندې كړم.

0-               داروزګان په ولايت كې د مدافع وكيل نه شتون، ددې لامل شوى چې زموږ يو شمېر تورن او مجرمان محاكمو ته رسيده ګي نه شي كولاى او له ګڼو ستونزو سره مخ دي،كه يو تورن وغواړي په ځان د لګيدلو تورنو له پاره دفاعيه جوړه كړي مجبور دى كابل ته لاړ شي.

1-               د توقيفي ماشومانو له پاره د توقيف خانو نه درلودل، يو شمېر ماشومان د قتل او نورو تورونو باندې متهم دي چې په محبس كې له لويانو سره يو ځاى ساتل كېږي. دا دافغانستان د اساسي حقوقو يو خلاف عمل دى. په دې اړه د بشري حقونو د كمېسيون له لارې د چارواكو پاملرنه غواړو.

2-               همدارنګه هغه ماشومان چې دمحكمې له خوا په حجز محكوم شوي دي دهغو له پاره په محبس كې تربيوي مركز نشته، د بېلګې په توګه يو هلك چې د اتو كالو دى او په حجز محكوم شوى دى د قانون له مخي بايد دا ماشوم په وړكتون او تربيتي موسسه كې  خپل ټاكل شوى حجز تير كړي ياني تر اتلس كلنۍ پورې ددوى د روزنې او ساتلو له پاره هيڅ ډول مركز د اروزګان په ولايت كې نشته.

3-               داروزګان په ولايت كې عدلي طب نشته، كه چيري يو ماشوم تورن شي او د تابعيت تذكره ونه لري په دې كې د طب عدلي نظر دمحكمې له پاره شرط دى. د عدلي طب د نشتوالي له امله زموږ ځيني حكمونه ډير ځنډيدلي دي. د بېلګې په توګه زموږ په زندان كې يو كس چې په قتل تورن دى نهه مياشتې كېږي چې په اړه يې فيصله نه ده شوې پرته له حكمه په زندان كې د كس له ساتلو سره ښكاره خبره ده چې د هغه بشري حقونه تر پښو لاندې كېږي. دا يوه ډيره لويه ستونزه ده، كه چيري متهم د عدلي طب له پاره كندهار او يا كابل ته انتقالو په لار كې امنيتي ستونزي لرو او په يو كال كې زموږ يو بندي نه شي انتقاليدلى.

دا ټول هغه قانوني مشكلات وو چې ما بيان كړل او په دې اړه د اجرااتو غوښتونكي يو، د دولت پاليسي او سياست دا دى چې په ټولو سيمو او ولايتونو كې بايد متوازن انكشاف راشي خو دلته عملا داسې كوم څه نه ترسترګو كېږي.

 

 د اروزګان ولايت يو قومي مشر حاجي عبدالظاهر اكا وينا

زه هيله لرم چې ددغو درنو ميلمنو په راتګ سره زموږ د خلكو بشري حقونو ته پاملرنه زياته شي، خبري خو ډيرې دي لكه والي صيب چې وويل لويه ستونزه د پوهې او علم ده چې په دې كې بايد ډيره توجه وشي.

هغه خاليګاوې چې لرو، تاسو ته مالومه ده چې ددې ولايت خلك ډير مظلوم او غريب  خلك دي، نورو ولايتونو ته چې لاړ شو افسوس كوو چې دا زموږ لا څه ډول ولايت دى. د نورو ولسوالۍ ګاني زموږ له ولايت سره برابرې دي.  كه زموږ غږ لوړو مقاماتو ته ورسيږي چې زموږ خلك هم حق لري حقوق لري او ددې ملت يوه برخه ده نو ښه به وي.

دې خلكو قربانۍ وركړي دي د جهاد په كلونو كې د اروزګان خلك په اول صف كې ولاړ وو، د كمونستانو په وخت كې چې اولين ولايت فتح شو اروزګان وو، د ټولو خبرو لنډيز مې دا دى چې زموږ بشري حقونو د دوو ډلو له خوا تر پښو لاندې شوى دى.  يو د خارجيانو له خوا زموږ خلك بي عزته كېږي، له دولت نه مو هيله داده چې دا بهرني ځواكونه دې خپلسري تلاشۍ او ځورنې بس كړي. بله ډله د ملاصاحب ډله ده چې كه بازار كې په لاس ورشم نو په دانس مې پرې كوي.

بله خبره د دولت ده، موږ په دولت كې هم ستونزه لرو، له والي صيب نه مو هيله ده چې موږ خو رعيت يو، موږ خو غريب خلك يو او په هغه غره كې زما كور دى  كه زه بازار ته راشم او كومه خبره وكړم، ماښام طالب راته ولاړ دى چې هرڅه يې راسره وكړل هغه به كوي. والي صيب زموږ امنيت په تاسو فرض دى او بايد زموږ امنيت ټينګ شي.

 

متن سخنرانی داکتر نگاره؛

داکتر نگاره زنی ازبکستانیالاصل که بدنبال ازدواج با یکی از هموطنان ما یازده سال قبل به افغانستان آمده و سالهای طولانی است که به عنوان پزشک به مردم محروم ولایت ارزگان خدمت میکند.

نگاره در این نشست به نمایندگی از زنان ولایت سخن میگوید. او که هنوز نمیتواند با زبانهای ملی ما به خوبی حرف بزند، جملات دریاش را با لهجه و ساختار خاصی بیان نموده و درد و رنج زنان و دختران و در مجموع مردم محروم اررگان را شکوه مینماید.

به گفتهی داکتر نگاره شاید دفاتر زیادی در مرکز ولایت ارزگان وجود داشته باشد که مدعیاند برای مردم این ولایت کار میکنند. ولی با تأسف که بخش اعظم این دفاتر آنگونه که توقع میرود به مسؤولیتها و مکلفیتهای شان صادقانه عمل ننموده و عمدتا حضور سمبولیک خودشان را به هدف جذب کمکها در جهت منافع خصوصی شان حفظ نموده است.

خانم نگاره میکوید:

«ما همه خبر داریم که ارزگان در میان 24 ولایت کشور عقب مانده بوده و محروم است همه میداینم که مردم این جا در ترس زندگی میکنند و مشکلات واقعا جدی دارند. من اصالتا از ازبکستانم و سالهای طولانی است که در این ولایت زندگی نموده و کار میکنم. حالا من جزء این مردمم و درک میکنم که گذشت زندگی این مردم چقدر سخت و ناملایم است.

باید بگویم در تمام ولایت مشکلات کمک رسانی در زمینه صحت به حصوص برای زنان جدی بوده و به عنوان نمونه در مرکز ولایت تنها یک زن پزشک وجود دارد که او منم. منظقهی با تقریبا 60000 حمعیت تنها یک پزشک زن دارد واین خود میرساند که ما چقدر مشکل داریم.»

داکتر نگاره از مشکلات حقوقی زنان نیز میگوید. به باور او پروژههای که در زمنیه کمک رسانی به زنان در این ولایت فعالیت دارند در مجموع نتوانستهاند مؤثر باشند. او میگوید:

«گفته میشود میلیونها دالر برای کمک به زنان این ولایت داده میشود و پروژههای هم میآید و اعلان میکند که در فلان مورد برای زنان کار میکنند. ولی چند ماهی میکذرد و بدون این که نتیجهی آن به چشم بخورد از بین رفته و میگویند پروژه تمام شد و دیگر بودجهی در این زمینه وجود ندارد. ما بار ها شاهد بودیم که پروژههای در زمینهی تولید آچار یا مربا شروع بکار نموده است ولی بعد از چند ماه پروژه ختم شده و زنان بیچاره دوباره برمیگردند به همان جایی که بودهاند.»

به باورخانم نگاره زنان و دختران ولایت ارزگان عمدتا از نعمت سواد محروم بوده و کمتر فرصت دارند تا به مکتب رفته و درس بخوانند. او میگوید:

«زنان این ولایت بیسواد ترین بوده و هیچ توجه در این زمینه وجود ندارد اکسر مکاتب دخترانه تعطیل بوده و دختران از رفتن به آن منع میشوند.»

خانم نگاره سخنانش را در این مورد ادامه داده میگوید:

«من باور دارم که دختران و پسران ارزگان از لحاط تواناییهای یادگیری و استعداد بهترین اند اما مشکل در این جا است که هرگز به تعلیم وتربیهی آن ها توجه نشده است.»

داکتر نگاره از مشاهداتش در جریان چند سال طبابت در ارزگان، با عقده سخن گفته میگوید:

«من زنانی را که مریض اند و در شفاخانه میآیند میبینم که حتا یک چپلق به پا نداشته و لباس کهنه اش عمق فقر ومحرومیت را نشان میدهد. زنانی برای ولادت میآیند ولی توانایی خرید یک متر رخت را ندارند تا بچه اش را با آن بیپیچانند. این واقعا درد آور است و قلب هر ادمی را میلرزاند.»

نگاره در کنار گیله از حمایتهای دولت و جامعهی جهانی از این ولایت، نسبت به حمایتهای مردم و خانوادهها نیز اعتراض داشته میگوید:

«کوتاهیهای هم وجود دارد که بیشتر ناشی از مشکلات بیسوادی و مسایل مثل آن است. مثلا در این ولایت اندک فرصتی برای دختران و زنان وجود دارد که بیایند کورسهای نرسنگ یا قابلگی را بخوانند ولی متأسفانه از طرف خانوادهها کمتر حمایت شده و آنها نمیخواهند دخترانشان یا زنانشان را در این برنامهها بفرستند.»

به باور داکتر نگاره مردم کمتر به حقوق و امتیازات زندگی اجتماعی آگاهی داشته و متأسفانه برنامههای خاصی نیز در این مورد وجود نداشته است تا مردم بیشتر به حقوق و امتیازات زندگی اجتماعیشان آگاهی یابند. او میگوید:

«سطح پایین آگاهی مردم از حقوق شان باعث شده تا مردم نسبت به مسایل مثل تعلیم و تربیه به خصوص تعلیم وتربیه دختران و زنان، کمتر توجه نموده و نسبت به آن با مسؤولیت کمتری برخورد نمایند.»

داکتر نگاره میگوید:

در ولایت ارزگان هنوز مکانی حمایتی برای زنان که جای برای زندگی ندارند وجود نداشته و زنانی که خانههای شان را حتا در اثر بمباردمان از دست میدهند هیچ جای برای زندگی ندارند. من خودم زنی را میشناسم که در یک شب پنج فرزندش را در اثر بمبباران از دست داد و خانه اش تخریب شد این زن هیچ حامی نداشته و واقعا بدون جای مانده بود. میخواهم بگویم زنانی مثل این زن که من میشناسم بدون شک به حمایت نیاز داشته و ایجاب میکند تا مرکزی وجودداشته باشد که از آنها حمایت کند. زنانی با مشکلات حقوقی به دلیل نداشتن جای امن، بیشتر متضرر شده و گاهی آسیبهای جدی را متقبل میگردند. مهم است که جای مثل یک شلتر وجود داشته باشد تا از این زنان حمایت کند. ما کودکانی را دیدهایم که به دلیل عدم موجودیت امکانات صحی و حمایتهای اجتماعی از بین میروند. و این درد بزرگی است برای ما و برای تمام مردم افغانستان.»

خانم نگاره از مشکلات بیسوادی با تأکید یاد نمود میگوید:

«کودکان این ولایت بدلایل مختلف از سواد محروم اند و روزشان را به توشله بازی میگزرانند. وهیچ کسی هم نیست تا از آنها حمایت کند. ایکاش میتوانستیم مکاتب را فعال نگاه داشته و کمک کنیم تا کودکان پراگنده و سرگردان در کوچه، به مکتب بروند.»

داکتر نگاره از خاطرهی تلخی بیسوادی مردم این ولایت یاد نموده میگوید:

مردی را که مشکل چشم داشت توصیه نمودم تا به داکتر چشم مراجعه کند ولی وقتی برگشت متوجه شدم که هرگز به داکتر چشم نرفته است زیرا به دلیل نداشتن سواد قادر به خواندن لوحه داکتر نبوده و پیش روی دروازه آرایشگاه منتظر داکتر بوده است که هرگز نیامده. او حتا به دلیل شرم از افشای بیسوادیاش جرئت ننموده است تا از کسی دیگری ادرس را بپرسد.»

به باور داکتر نگاره علاوه بر توجه جدی نسبت به معارف این ولایت، مهم است تا پروژههای دوام دار مثل دست دوزی، پشم ریسی و قالین بافی که زمینههای خوبی برای اجرا دارد نیز به هدف ایجاد بهبودی در وضعیت زندگی زنان این ولایت اجرا گردد.

 

د اروزګان ولايت يو قومي مشر حاجي دور محمد اخند وينا

موږ ټولو علماوو ته بشري حقوق د كتاب او حديث له مخي مالوم دي، او خلكو ته هم مالوم دي، كه فعاليت وشي او دلته يې موقع برابره شي دا به ډيره ښه خبره وي او هركلۍ يې كوو. موږ د والي صيب نه هيله ده چې زموږ د ((تري)) د خلكو له پاره كارونه پيدا كړي او علماوو ته مدرسې او ښوونځي جوړ كړي.

كه چيري  يو څوك په كور كې د ماښام ډوډۍ ولري نو دهغه بشري حقوق په ځاى دى، كه چيري په يو كور كې پريشاني او غم وي دا حقوق په خپله پايماله كېږي كه يو څوك سواد ولري بشري حقوق به يې په ځاى وي خو كه بيسواده وي نو بشري حقوقوباندې نه پوهيږي.

كه يو كس عالم او يا معلم شي هغه د بشر حقوق پيژندلى شي، د بشر د حقونو مانا داده چې بايد يو سړى ظلم ونه كړي. بشري حقوق په دې مانا دي چې يو كس دې په خپله ښځه په خپلې وريندار او لور او پر بل چا ظلم نه كوي دا كار د شريعت خلاف خبره نه ده. دا حقوق شرعي شى دى. زموږ هيله د والي صيب نه دا ده چې د خلكو له پاره كارونه پيدا كړي او دامنيت په ټينګيدو كې كوشش وكړي. كه ښوونځيو ته پام  واړول شي د بشر حقوق په خپله خوندي كېږي.

 

حاجي علي محمد خوشال د اروزګان ولايت د راډيو تلويزيون مسوول وينا

د بشر د حقونو نړيواله اعلاميه، دملګرو ملتونو د عمومي اسامبلې له خوا د ۱۹۴۸كال د ډسمبر په لسمه نيټه تصويب شوه ، دغه اعلاميه ديرش مادي لري چې د دنيا ددونيم سوه ژبو څخه په پښتو او دري هم ترجمه شوې ده. د بشري حقونو نړيواله اعلاميه د هغو نورو نړيوالو تړونونو له پاره چې له هغې وروسته تصويب شوي دي يو بنيا د جوړ كړى دى او هغه اساسي اصول په كې ځاى كړل شوي دي چې د نورو بشري حقونو د سندونو او اعلاميو له پاره يې د يو الهام او لارښود حيثيت پيدا كړى دى. په اعلاميه كې انساني كرامت ته درناوى شوى او بشري حقونه لكه د قانون پر وړاندې د برابرۍ حق، د بيان آزادي له تبعيد څخه د خلاصون حق د محاكمې په جريان كې د قانوني ضمانتونو او قانوني پړاوونو د څيړلو حق او ځيني نورې بنيادي، اقتصادي او ټولنيزي آزادۍ په كې ذكر شوي دي، دا اعلاميه اوس د ۱۹۲هيوادونو له خوا د يو رسمي سند په توګه منل شوې ده. ددغې اعلاميې نه وروسته تر دې مهاله د سلو په شاوخوا كې د بشري حقونوسندونه او بنسټي اصول دملګرو ملتونو له خوا تصويب شوي دي. ددغو اصولو مجموعي د نړيوال قانون سيستم جوړ كړى دى. چې اجراات يې دهغې د غړو دولتونو پورې اړه لري.

ددې نړيوال قانون او سيستم اجزاوي په دوه برخو ويشل شوي چې يوه برخه يې نړيوال تړونونه او بله برخه يې اعلاميې او اصول دي. چې د نړۍ اتيا هيوادونو له هغې جملې څخه څلور او يا زيات تړونونه لاسليك كړي دي. دغه سندونه يو قانوني چوكاټ جوړوي چې له مخي يې هيوادونه له خپلو خلكو سره اړيكي تنظيموي، افغانستان هم د بشري حقونو دغه لاندې ميثاقونه لاسليك كړي دي.

دمدني او سياسي حقونو تړون، ښځو پر وړاندې د ټولو تبعضونو د له منځه وړولو نړيوال تړون، دماشومانو د حقونو نړيوال تړون، دافغانستان دولت د بشري حقونو اوه مهم تړونونه لاسليك كړي دي له دې امله دافغانستان اساسي قانون اوومه ماده حكومت پر دې باندې مكلف كړى دى چې دولت د ملګروملتو د منشور، دبين الدول د معاهدو د نړېوالو ميثاقونو چې افغانستان دهغو سره تړاو لري، او د بشري حقوقو د نړيوالې اعلاميې رعايت كوي. له دې امله په موږ ټولو لازمه ده چې د بشر د حقونو د پورته معاهداتو رعايت وكړو.

خو په ډير افسوس سره چې د اروزګان ولايت خلك دهغو حقونو څخه چې دوى يې بايد دافغانستان د نورو ولايتونو له خلكو سره په مساوي توګه ولري ورنه بي برخې دي.

۱: د تعليم په برخه كې د مسلكي معلمانو او په معيارونو باندې د پوره ښوونځيو نه درولودل ددې لامل شوي دي چې د اروزګانيان د كانكور په ازموينو كې يو يا دوه كسه كاميابيږي. دا هم د زموږ د ځوانانو يو حق تلفي ده.

۲: دكابل په ګډون په ډيرو ولايتونو كې معلولانو ته ځمكې وركول شوي  او يا هم د هغو له توان سره سم كارونه ورته پيدا شوي دي.  چې له امله يې يوه ګوله ډوډۍ پيدا كولاى شي، خو په اروزګان كې دا سې كوم څه نه دي شوي.

۳: د بيان ازادي، د اروزګان په ولايت كې كه له ښځو او يا بل هر چا سره كوم ناوړه چلند كېږي هغه خپل غږ نه شي پورته كولاى. كه چيري څوك داسې كار وكړي هغه ته نور زيان رسيږي. د بېلګې په ډول كه يوه ښځه له تعليم څخه بي برخې كېږي يا هغه په اجباري ډول واده كېږي يا يوه شپاړس كلنه نجلۍ اويا كلن ته وركول كېږي د اروزګان په ولايت كې دا نشته چې يوه ښځه ووايې چې دا كار زه نه كوم. كه چيري دا خبره وكړي نو هغه له ګواښ سره مخ كېږي.

۳: د ښځو د زده كړو او دهغو د ژوند د سمون حق تر ګواښ لاندې دى

۴: په كوچنيانو باندې درانده كارونه كول او په كوچنيانو باندې دمخدره موادو راټولول. كله چې د ترياكو وخت را ورسيږي هيڅ كوچنى تعليم ته نه ځي هغو ګرده د ترياكو په راټولولو بخت وي.

۵:د كډوالو ستونزي، موږ او تاسې د ارزوګان په ولايت كې د كډوالو په حال ځان خبر كړى دى؟ ځواب نه دى.

۶: د كوچيانو له تعليم ستونزي په اروزګان كې كوچيانو ته تعليم كومه خبره نشته.

۷:د ژوند حق:  زموږ ځيني خلك په ځينو سيمو كې په داسې ډول وژل كېږي چې هغو بايد مړه نه شي. ياني ددې حق څوك نه لري چې هغه بايد مړشي خو هغه وژل كېږي.

۸: دمامورانو حقوق: زموږ ماموران كه څه هم له څلويښتو كسانو نه كه دري څلور كسه حاضري وركوي، خو بيا هم موږ منطقوي معاش نه لرو. امتيازات نه لرو، دناروغۍ تاديات نه لرو، كه څلريشت ساعته كارهم وكړو بخششي نه لرو، خو بيا هم په ماپسي څارنوال راځي او نور ټول كارونه راڅخه غواړي خو د اروزګانيانو مامورانو په كارونو څوك ځان نه خبروي.

په محبسونو كې د بنديانو حقوق، بنديانو ته په نورو ولايتونو كې تعليم او تربيه وركول كېږي او دوى د روزنې حق لري، دحمام حق لري، دنظافت د مراعتولو حق لري خو زموږ په محبسونو كې بنديانو له دغو حقونو څخه ټول محروم دي. دې ولايت كې د ښځو او كوچنيانو له پاره ځانګړى محبس نشته زموږ هيله داده چې زموږ دا خبري كه سل په سلو كې نه وي پنځو په سلو كې د بشري حقونو دمسوولانو له خوا چارواكو ته واورول شي.

 

د اروزګان ولايت يو قومي مشر سركاتب حاجي محمدشاه وينا

په اساسي قانون كې يوه ماده چې وايي دولت مكلف دى چې د هرفرد ساتنه وكړي، زموږ په سيمه كې دا ماده برعكس شوې ده، ياني خلك اوس مكلف كېږي چې د دولت ساتنه وكړي. بل ځاى په اساسي قانون كې يوه ماده ده وايې هيڅوك حق نه لري چې د قاضي له حكم پرته د يو چا په كور ورننوځي، خو زموږ په سيمه كې خارجيان تر قاضي زيات صلاحيت لري. هر كور ته بي اجازي ننوځي او كورنه تلاشي كېږي ښځې ماشومان مو ژړيږي خو دا پوښتنه چا ونه كړه چې ته د چا په امر كورو ته ننوځي او دا حقوق پايماله كوي، صندقونه او دروازي ماتوي خو چا ورته ونه ويل چې په دې كې خو دښمن نه دى پټ شوى. د كور سامانونه وړل كېږي په دې اساس ويلاى شم چې زموږ په ولايت كې د بشر حقوق بلكل تر پښو لاندې دي.

داسې ورځ نه شته چې هلته دې په كوم كور كې تلاشي ونه شي. دا خويندي او ماشومان چې ژاړي دا خپلې خويندي او ماشومان وګڼۍ.په محبسونو كې بنديان پراته دې چا ورنه پوښتنه نه ده كړې چې په څه شي او دڅه له پاره بندي يې. د بشر حقوق دې ته وايې؟ زما هيله ده چې د بشر د حقونومسولان زموږ غږ تر هرځايه ورسوي.

د معارف په اړه درته ووايم چې، زما يو زوى له دولسمه خلاص شوى دى، يوه رقعه نه شي ليكلى. كله مې چې دهغه اطلاع نامه وليده ټول عمر حاضر وو، حال دا چې زه شاهد يم چې پرته د امتحان له ورځي نور يوه ورځ هم ښوونځي ته نه دى تللى.

 

 د اروزګان ولايت قومي مشر حاجې احمد شاه خان وينا

خبري خو ډيرې وشوې، زه به هم د خپل ولس په استازيتوب يو څو خبري وكړم، دلته وويل شول كه چيرته علم او تعليم وي هلته د بشر حقوق نه نقض كېږي. خو زه ګورم د بشر حقوق د دواړو ډلو چې يو طرف ځانته  روښان فكران واي او بله خوا ځان ته عالمان وايې ددوى له خوا د بشر حقوق تر پښو لاندې كېږي. د حقوقو د ترپښو كېدل د زورور كار دى،  نو غريب سړى به ځه وكولاى شي. حق تلفي خو هغه كسان كوي چې قدرت، ټوپك او چوكۍ يې په لاس كې وي. په دې نهو كلونو كې خو زموږ نه په ياديږي چې څوك دې راغلى وي او له ولس نه يې پوښتنه كړي وي چې تاسو څه ستونزه لرى. دلته خلك راځي زموږ له خولو خبري باسي، موږ غږوي سبا ته هغه زموږ خپله خبره زموږ له پاره يو غر يو سوك او ګزار ورنه جوړيږي. زموږ كسان څو ځلي ددغو ستونزو  د حل له پار كابل كې وزارتونو اوسفارتونو ته تللي دي او له هغو نه مو خپل حقوق غوښتنې.

 حقوق دوه ډوله دي يو مادي او بل معنوي دي، مادي حقوق خو تاسو وينى چې سړكونه مو څومره خراب دي. معنوي حقوق مو هم ګورى چې دلته كوم پوهنتون نه لرو دلته د علماوو كومه مدرسه  نه شته چې دا شاګردان پرې راټول شي. موږ له دې دواړو حقوقو نه محروم يو. دوه كاله كېږي چې دلته د حقوق بشر دفتر جوړ شوى دى دوى دې ووايې چې په دې موده كې دوى د چا كور ته تللي چې ووايې له تاسره كوم ظلم شوى دى. هو ښايې والي صيب پر قوماندان او قوماندان په هغه بل خبر وي خو موږ بيا له هيڅ شي خبر نه يو تاسو د هغه سوالګرو ښځو چې په يوه او بله دروازه كې دريږي دهغو حقوق پر ځاى كړى.

دهغو ښځوچې ميړونه يې په مياشتومياشتو ورك دي، د هغو د حقوقو چا پوښتنه كړې ده. هغه انسانان چې په چړو وهل كېږي او ترسهار همداسې پروت وي دهغه پوښتنه هيچا نه ده كړي، چې دا چا او ولي ووژل شو، دې به هم مور اوخور درلوده. د ولايت په دروازه كې انسانان په تبر وهل كېږي او وژل كېږي. هلته يې مړى پروت وي او انسانان له كور پسي راځي او مړۍ يې وړي ددې چا پوښتنه كړې ده؟ دا چې موږ وايو چې له موږ نه څه مه غواړى موږ نه ابادي درڅخه غواړو نه د بشرحقوق درنه غواړو، دغه ژوند هم راباندې مه خرابوى چې دا اوس يې لرو.

 

دافغانستان د بشر د حقونو د خپلواك كمېسيون مشرې ډاكټرې سيما سمر وينا،

موږ او تاسو ټول په يوې اسلامي ټولنه كې ژوند كوو.

ددې ټولنې تر ټولو لوى افختار دا دى چې په يو عادل او مهربانه خداى عقيده لري  او دهغه رحمته اللعالمين  پيغمبر پيروان دي چې خلكو ته يې شريعت، رحمت او نيكمرغي راوړي ده.

دايو داسې  پيغمبر دى  چې له رحمت، مهربانۍ او عاطفې نه ډك دى.

 او موږ په دې افتخار كوو چې د يو داسې دين پيروان يو، چې د هغې اساس پر عدل او انصاف كېښودل شوى دى. د ديندارو خلكو لويه وظيفه دا ده چې له ظلم او ستم نه لري واوسيږي.

 د دغه دين لوى شعار د ټولو انسانانو برابري ده، فرق نه كوي كه هغه د هر رنګ، نژدا، قوم او طبقې پورې ارتباط ولري.

خو اساسي پوښتنه دلته دا ده چې زموږ اسلامي ټولنه په عمل كې تر كومې اندازې اسلامي او انساني ده، په دې ټولنه كې تر كومې اندازې سوله او سوكالي حاكميت لري. ايا دلته د انسانانو حقوق خصوصا په ټولنه كې د ضعيفه  كسانو، ښځو ، ماشومانو، معلولانو او فقيرانو د حقونو رعايت ته پام كېږي؟

د اسلامي نظام هدف د يوې الهي او معنوي ټولنې رامنځ ته كول دي. د اسلام پيغمبر(ص) د اسلام د ټولنيز نظام د جوړيدو پر مهال په ډيرو دلايلو سره د جاهليت د زماني نظام بي ارزښته وګڼه او هغه يې له منځه يوړ  ورپسي يې دهغو عادتونه، آداب،. دودونه او ارزښتونه الهي ارزښتونو ته په پام سره بدل كړل. او يوه بېله الهي ټولنه چې له نورو سره يې فرق درلود رامنځ ته كړه. چې په هغه كې مسلمانانو په برابره توګه د وړوڼو په شان ژوند كاوه.

د اسلام له نظره نړيواله ټولنه داسې نه ده چې هلته دې نژاد، ژبه او جغرافيايي  سرحدونه موجود وي، بلكې دهغې دروازي د ټولو انسانانو پر وړاندې پرته له جنسيت، رنګ او ژبې څخه خلاصي دي.

اسلام او له نژادي او طبقاتي توپيرونو سره مبارزه:

د ټولو قبيله يي دودونو، افتخاراتو او د سيمې له آدابو او رسومو خلاف د اسلام د ظهور په كلونو كې دا سې رواج موجود وو چې خلكو به په پيسو، قبيلې، ژبې، رنګ او نژاد په سر له نورو ځان اوچت حسابوو او په دې شيانو به يې افتخار كاوه، خو اسلام په دې ټولو باندې د بطلان كرښه راكاږله او په رسمي توګه يې دداسې ناوړه عقايد په ضد پاڅون او قيام وكړ. سره له دې چې اسلام انسانان د د خلقت د سازمان، ظاهري څيري، لياقت، استعداد او له روحي پلوه متفاوت بولي خو دغه تفاوتونه او توپيرونه يې پر نورو باندې امتياز او برتري نه ده ګڼلى او ټول انسانان يې د مكلفيتونو او حقوقو له لحاظ برابر بللي دي.

هغه مساوات چې اسلام د افرادو ترمنځ ورته قايل دى په دري ډوله دي:

۱ د انسانيت په اصل كې مساوات۲-  په حقونو او مسووليتونو كې مساوات۳- په عدالت او د قوانينو په اجرا كې مساوات.

اسلام په دې باور دى چې د ټولو موجوداتو او انسانانو خالق يو دى. او له دې پرته بل خالق نشته.

((ستاسو خداى، يوازينى خداى دى، نشته بل خداى مګر هغه چې بخښونكى او مهربان دى)) د بقرې سوره ۱۶۳ايت

اسلام په دې عقيده دى چې ټول انسانان هغه كه د هر نژاد او رنګ ولري له يو پلار او مور نه پيدا شوي دي او سره برابر دي او ټولو ته د بني ادمانو خطاب كېږي.

زموږ ګران پيغمبر حضرت محمد (ص) ددې لپاره چې ظالمانه كړنې، طبقاتي اختلافونه او نژادي تبعض له منځه يوسي خپله د ترور لور زينب يې زيد چې يو آزاد شوى غلام وو ورته په نكاح كړه. همدارنګه يې زيد او اسامه يې د اسلامي لښكرو د مشرانو په توګه له روميانو سره جګړې ته وليږل او تور بلال چې مخكي يو غلام وو دمسلمانانو د موذن په توګه وټاكه.

په اسلامي ټولنه كې د حاكم او خلكو ترمنځ د متقابلو حقونو په اړه د خداى تعالي په خپل كتاب او د پيغبر (ص) په اسلامي ټولنه كې كولاى شو دغه مواردو ته اشاره وكړو.

۱- د عدالت پلي كول، په اسلامي ټولنه كې بايد له هر فرد سره منصفانه او عادلانه چلند وشي او له تعصب نه دي ډډه وشي. په اسلامي ټولنه كې دې مسووليتونه او منصبونه بايد د عادل حاكم له خوا منصفانه او د ټولنې د نفوسو ته په كتو دې په متناسبه توګه وويشل شي. په ټولنه كې بايد هيڅ يوه ډله او كوم خاص قشر له نورو لوړتيا ونه لري.

۲- له خلكوسره مشوره: په يوې اسلامي ټولنه كې د هيواد د چارو د پرمخ بيولو له پاره بايد له خلكو سره مشورې وكړي. د ټولنې عمومي افكارو ته وخت وركړي چې د اسلامي ټولنې د مسايلو په اړه خپل نظريات او پيشنهادونه وړاندې كړي او ومنل شي.

۳ ولسي توب: په يوې اسلامي ټولنه كې بايد حاكم د تړلو دروازو سياست ونه چلوي، چې منزوي او ګوښۍ كس وواسيږي. حاكم بايد د خلكو په څير د هغو په خوا كې او دهغو په منځ كې وي چې ټولنه ستړي، له تبعيض او طبقاتي توپير سره مخ نه شي.

۴- له خلكو سره مهرابانه او عاطفي چلند: خداى پاك د پيغمبر برياليتوب دهغه په مهربانۍ او عاطفي چلن كې ګوري. چې له دې لارې يې پيروان په ځان راټول كړي دي. حاكم بايد په يوې اسلامي ټولنه كې د پيغمبر له دغه خصوصياتو پيروي وكړي.

0-        د قانون حاكميت: د حاكميت په شمول ټول خلك يوازي د قانون په چوكاټ كې له خپلو صلاحيتونو كار اخيستلى شي. د قانون نه دې دمعافيت فرهنګ له منځه يوړول شي.

په كورنيو كې د ا فراد و حقوق:

د پيغمبر(ص) په زمانه كې د كورنيو غړيو به پيغمبر او قران پاك د تعليماتو په رڼا كې د يو بل حقونو پيژندل او په كورنۍ كې به يې د هر چا حقونه درك كول او هغې ته به پايبند وو، د پلار او مور حقونه به يې د هغو اطاعت ګاڼه تر هغو چې به د خداى اوامرو سره په ټكر كې نه وو نو د خپلو والدينو اطاعت به يې كاوه.

د پيغبر او قران د لارښونو سره سم اولادونه بايد د پلار او مور په خدمت كې له صبر نه كار واخلي، او دهغو احساساتو ته درناوى وكړي د يو ښه ژوند لرل، د ښه نوم درلود، اسلامي روزنه، استوكنځي درلودل، د خوراك او پوښاك لرل، حلال رزق ، ګټورې زده كړې، عادلانه چلند، مهرباني له ناوړه عادتونو نه ځان ساتل او نورو ډيرو شيانو ته اشاره كېداى شي.

د زوجينو متقابل حقونه:

اسلام د بشري ټولنې د لارښونې له پاره چې نارينه او ښځې په كې شاملې دي هر يوه ته يې خاص حقوق وركړي دي چې ټول كولاى شو په انساني چلند كې خلاصه كړو.

اسلام د ښځو پر وړاندې هر ډول ناانساني چلند سره مخالفت لري. په قران پاك كې د نارينه وو سره د ډيرو ښځو نومونه هم راغلي او دهغو نه په درناوي يادونه شوې ده

دابايد په ياد ورلرو چې د نن ورځي نجونې د سبار ورځي ميندې دي مورګانو ته درناوي واجب دى ښځې هم د نارينه په څير د زده كړې حق لري او حق لري چې په سياسي، ټولنيزو او اقتصادي چارو كې برخه واخلي.

د اسلام له نظره كه يو څوك له هر رنګ او نژاد پورې اړه ولري له يو مور او پلار نه زيږيدلي دي او سره ورونه دي .

په قران پاك كې د انسانانو د مساوي توب او برابرۍ په اړه ډير جالبه عبارات راغلي دي چې په نورو اسماني كتابونو كې يې سارۍ نشته.

 

يا ايها الناس انا خلقنا كم من ذكر وانثي و جعلنا كم شعوبا” و قبائل لتعارفوا . ان اكرمكم عندالله اتقاكم . ( حجرات ، 13 )

و در آيه 1 ازسوره نساء آمده است :

يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا” كثيرا” و نساء”

دا ډول اياتونه چې د هغې مخاطب انسان دى، او په هغه كې د انسان د اصل او نسب وحدت ته اشاره شوې ده، ددې ښودنه كوي چې د اسلام له نظره انسانيت يو ګډ مفهوم دى چې د ځمكي د كرې ټول اوسيدونكي هغه كه مخكي دي او كه وروسته سره برابر دي.

په اسلامي حقوقو كې ټول خلك له حقوقي پلوه سره په مسووليتونو او مكلفيتونو كې برابر دي. ان ښځې او نر چې په ځينو استثنايي مسايلو كې سره فرق لري، په بله ژبه له حقوقي پلوه ښځې او نارينه چې چې نابرابرۍ له اصل نه جدا خبره ده چې دا استثنا په ډيرو كلكو منطقي دلايلو باندې ولاړه ده چې له صريح او استثنايې برخو كې د ښځو او نارينه مساويتوب څخه په اسلام كې انكار نه شي كېداى.

باید بدانیم که هر شهروند یک کشور به همان میزانی که حق دارد، مسؤولیت نیز دارد.

من با شما موافقم که تأمین امنیت از مکلفیتهای دولت است. ولی باید بدانیم که دولت به تنهایی قادر به انجام این کار نیست و مهم است تا ما نیز به عنوان یک شهروند که از آب و خاک این سرزمین سود میبریم با دولت خود همکاری نموده و در تأمین امنیت سهم بگیریم.

می خواهم تمام مردم در تأمین امنیت سهم داشته و هرگز به کسانی که باعث تدوام نا امنی در منظقه میشوند، جای ندهند. این کار ما باعث خواهد شد تا به شکل شایستهی با دولت در تأمین امنیت همکاری نموده و به دیگران فرصت ندهیم تا بیایند و خانههای ما را تلاشی کنند.

مهم است تا مردم محل با فرستادن فرزندانشان به مکتب و همچنان به صفوف پولیس و اردوی ملی در تأمین امنیت با دولت همکاری نمایند.

موضوع دوم سهم گیری مردم در مبارزه با بیعدالتی است. وقتی میبینیم که یک هموطن ما مورد بیعدالتی قرار میگیرد، نباید خاموش بوده و بگذاریم وضعیت همچنان ادامه یابد. در چنین شرایطی ما وظیفه داریم تا حد اقل صدایمان را برای تأمین عدالت بلند نموده و از ادامه ظلم به نحوی که قانون به ما اجازه میدهند مثل مراجعه به مراکز عدلی و قضایی و یا هم نهادها مداقع حقوق بشر، جلوگیری نماییم.

باید بدانیم که مبارزه علیه فساد اداری و فرهنگ معافیت جزء مکلفیتهای هر یکی از ما و شما است. عدم حمایت از کسانی که ملوس به جنایتهای جنگی و نقض حقوق بشر است، خود یکی از راه های مبارزه با بیعدالتی است.

مهمترین موضوعی که میخواهم با تأکید یاد آوری کنم این است که دوستان، پدران و برادران عزیز! شما میدانید که داکتر نگاره یک زن ازبکستانی است که بعد از ازدواج با یکی از هموطنان شما، اینک بیشتر از ده سال است که به شما خدمت میکند. باید بدانیم که هر کسی نگاره نمیشود تا بیاید و به ما و شما درچنین وضعیت بد، خدمت کند. میخواهم بگویم چرا ما خود، دختران و پسرانمان را به مکتب نفرستیم تا داکتر شوند و زنان و مردان ما را تداوی کنند؟ میخواهم تمام خانوادههای عزیز درک کنند که آیندهی فرزندانشان نه تنها برای خود آنها بلکه برای تمام مردم کشور میتواند مهم بوده و مفید باشد. اگر ما فرزندان خود را اجازه تدهیم درس بخوانند، تحصیل کنند و داکتر شوند، پس منتظر کی خواهیم بود تا زنان و مادران ما را که مریض میشوند تداوی کنند؟

مهم است تا امنیت تمام مکاتب را تأمین نموده و اجازه ندهیم هیچ کسی در این مسیر مشکل ایجاد کند. باید درک کنیم که مکتب هیچ وقت کسی را کافر نمیکند نه تنها کافر میکند بلکه کمک میکند تا از دین، معرفت و شناخت بیشتر داشته و ایمان قویتری داشته باشد. پس نباید اجازه دهیم فرزندان ما بیسواد مانده و نتوانند قرآن گریم بخوانند.

موضوع دیگری که میخواهم بگویم در رابطه به اشارهی یکی از برادران است که شاید از فعالیتهای دفتر کمیسیون حقوق بشر رضایت کامل ندارد. میخواهم بگویم برادر عزیز! ما ادعا نمیکنیم که دفتر و فعالیتهای دفتر ما هرگز مشکل نداشته و ندارد. باید بگویم که با توجه به این که کار ما در این ولایت تازه شروع گردیده است طبیعی خواهد بود که با مشکلاتی نیز روبروخواهد بود. ولی باید بگویم که ما نیاز مند کمک یکایک شما بوده و آرزو داریم تا کارمندان ما را در روند کاریشان همکاری و همیاری نمایید.

باید بگویم مبتنی بر قانون اساسی و قوانین عادی کمیسیون مستقل حقوق بشر، یک نهاد نظارتی بوده و صلاحیت اجرایی ندارد. صلاحیتهای اجرایی جزء صلاحیتهای ارگانهای عدلی و قضایی دولت است. بنا بر این اگر توقعی هم از کمیسیون در خصوص وجود داشته باشد، باید درک کنیم که در دایره صلاحیتهای کمیسیون نمیباشد. به عنوان مثال کمیسیون صلاحیت ندارد تا عملا غم نان و جای کودکان و بیوه زنان را بخورند بلکه مسؤولیت ما بلند بردن صدای آنها میباشد تا دولت و جامعهی جهانی وادار به اقدام عملی گردد. من به عنوان رئیس کمیسیون وعده میدهم تا تمام مشکلاتی را که شما عنوان نمودید، مسؤولانه به مرکز انتقال داده و به ارگانها و نهادهای مسؤول رسما مکتوب نماییم و تقاضا کنیم که به تمام آنها رسیدگی نمایند.

موضوعی دیگری را که یکی از دوستان در رابطه به شکنجه در دستگاههای پولیس مطرح نمود باید بگویم کمیسیون هیچ وقت طرفدار شکنجه نبوده و همیشه علیه آن صدایش را بلند نموده است. البته باید فرق گذاشت بین شکنجه و جزا در مورد جزا که از طرف محکمهی با صلاحیت برای مجرمان حکم میشود، باید دانست که تطبیق آن عین عدالت بوده و باید عملی گردد. ولی شکنجه از لحاظ شرعی و قانونی مجاز نبوده و نباید کسی شکنجه گردد.

در رابطه به تلاشیهای شبانهی خانهها، باید بگویم؛ موضع کمیسیون در این خصوص همیشه واضح بوده و اگر شما هم گزارشهای ما را بخوانید میدانید که ما همیشه علیه این کار سخت موضع گرفته و خواهیش نمودهایم که تمام نیروهای نظامی نباید به این کار دست زده و با تلاشیهای شبانهی خانههای مردم، زنان و کودکان را بترسانند.

با تشکر از تمام شما و با تدکر این مطلب که هیچ جامعهی نتوانسته است به خوشبختی و رفاه دست باید، مگر اینکه به زنان شان سهم داده باشد تا در فعالیتهای اجتماعی شرکت نمایند. میخواهم شما نیز همیشه این موضوع را بیاد داشته و به دختران و زنانتان علاوه بر اجازهی مکتب رفتن، اعتماد کنید تا دوشادوش شما در فعالیتهای اجتماعی، سهم بگیرند.

 

مولوي غلام محمد غريب دکميسيون عضو وينا

د اسلام دين كې ډيرې ښيګڼې شته او له ښيګڼو سره راغلى دى، الله تعالي په قران كريم كې وايې چې ما په خپل لاس بشر جوړ كړى دى او په ځمكه كې مې د خپل نظام د چلولو واكمن ګرځولى دى. هغه صفتونه او كمالات چې الله تعالي انسان ته وركړي په نور مخلوق يې دې لورولي. له دې سره دوى ته يو لړ مسووليتونه او مكلفيتونه د بشر او د خپل خالق پر وړاندې د رسولانو او او خپلو كتابونو له لارې راليږل شوي دي.

بشر هغه وخت د خير او سعادت ټولنه جوړولى شي چې خپل دغه وجايب او مكلفيتونه چې د الله او ټولنې پر وړاندې يې لري دا ټول وپيژني او په دويم پړاوو كې دغه ټول لومړى په ځان، كورنۍ، كلي ښار او هيواد كې پلي كړي. دهغه مبارك ايت له  مخي چې تلاوت كړل بايد اول د خداى حق وپيژندل شي، د خداى سره د خداى په صفتونو كې شريك مه نيسئ او دا حق درست ادا كړى.

دوېيم، نن چې ټول بشر د مادي توپيرونه سره سره چې بېلابېل رنګونه او قبيلې دي او يا په عقيده او فكر كې ديو بل مخالف دي خو له دې ټولو سره په يوه خبره كې اتفاق لري چې عدالت يو صفت دى چې له هغې نه په ژوند كې چاره نشته او په عدالت باندې دوست او دښمن دواړه قانع دي.

خو الله تعالي يوازي په دې هم اكتفا نه ده كړي چې دمومن بنده دنده يوازي د عدالت پيژندل دي، له دې سربيره به احسان كوي، ياني  ته مكلف يې چې لومړى له مور او پلار سره دا احسان وكړي. دويم ستا قريبان لكه ورور او خور اكا او ترور دي. له دوى سره په ژپه، په چلند، په ناسته ولاړه ، په ستونزو كې احسان. له دې ها خوا له يتيمانو سره مرسته اواحسان ډير ضرور دى. له عدالت نه علاوه له بيوزله او ګاونډي سره احسان په كار دى. له خپلې ميرمنې سره احسان په كار دى چې لومړى ملګرى دې دى. كه تعليم نه لري د تعليم زمينه ورته برابره كړه. كه له حقوقو سره اشنايې نه لري له هغو سره يې اشنا كړه. بلاخره هر هغه څوك چې ستا تر امر او قوماندې لاندې وي حتا حيواناتو سره هم احسان په كار دى.

پغمبر اكرم(ص) فرمايې  اى مشره! ته د خپل لاس لاندې كسانو ته سهوليتونه برابروه. اسلام عدالت فرض ګرځولى دى خو له دې سره يې انسانان په دې هم مكلف كړي دي چې احسان به هم كوى. د عدالت لنډه مانا دا ده چې د خداى د حقوقو پيژندل او دهغه سرته رسول د بنده ګانو حقوق پيژندل او دهغه سرته رسولو ته عدالت وايي.

دا كار په علم كېداى شي، كله چې علم زده كړي عدالت اودغه حقوق پيژندلى شي.

نن سبا چې بشر له كومو ستونزو سره لاس او ګريوان دى لامل يې بي علمي ده، ددې ستونزو د حل لومړى كار د تعليمي ادارو موجوديت دي. د بي علمۍ په ناوړه عواقبو ټول پوهيږو.

ريس جمهور به په تيرو نهو كلونو كې دوه يا دري واري دلته راغلى وي، ښايې اداري چارواكي، سپين ږيري او علما به هم ورغلي وي. دغه متوازن انكشاف چې ګورو له كابل سره به يې نه مقايسه كوو، له يو بل ولايت سره به يې مقايسه كړو نو موږ خونه شو ويلاى چې په دغه عدالت د ريس صيب او يا وزير صيب سر نه حلاصيږي ټول په دې پوهيږي نو اوس بله داسې مرجعه كومه ده چې موږ ورشو څودغه عدالت دلته مراعت شي. خارجيان په دې نامه راغلي دي چې له دې مظلوم ولس نه دفاع وكړي وينه تويول بند شي اوس زموږ په ټول ولس كې چې ماښام كور ته ننوځي نر او ښځه په امن كې نه دي. ښه نو بله مرجعه كومه ده چې موږ ورته شكايت وكړو.

دلته د عدالت په اړه بله خبره داده چې كومو شاګرادانو ته كمپيوټر ايښى او نورو اسانتياوې لري او له ښوونځي فارغيږي نو دا بيا د اروزګان له هغه ځوان سره چې سمې زده كړې يې نه دي كړي شرايط يې خراب دي له دې نه تمه كېږي چې دا به له هغه سره په يو ميز كېښنې او يو ډول امتحان به وركوي. كه داسې ونه شي بيا وايې دا تبعيض دى. كه په لنډو يې ووايو كه چيري تعليم نه وي زموږ حقوق به همداسې پايمال وي هغه څوك به ډير متضرره وي چې كمزورى وي. 

 

9 سال تلاش برای تأمین حقوق بشر

9 سال تلاش برای تأمین حقوق بشر

 

محمد آسوده

 

نزدیک به ده سال از تلاشی میگذرد که دولت و برخی از نهاد‏های ملی با همکاری جامعه‏ی جهانی به هدف تأمین حقوق بشر و ایجاد فضای که در آن به حقوق و آزادی‏های شهروندی در کشور احترام گذاشته شود و هر افغان مورد احترام باشد، آغاز کرده است. تلاشی که با ایجاد اداره موقت و شکست حاکمیت اداره‏ی طالبان آغاز و بررغم چالش‏های زیادی، تا امروز ادامه داشته است.

این‏که نتیجه‏ و دستآوزد عینی این تلاش تقریبا ده‏ ساله چه بوده و چه تغییری در زندگی مردم به خصوص در رابطه به وضعیت حقوق بشری آن‏ها به‏‏وجود آمده است؟ موضوعی است که سعی گردیده مبتنی بر توان در این گزارش مورد  ارزیابی و بحث قرار گیرد.

بررسی‏ها و گزارش‏‏های به نشر رسیده توسط نهادها و سازمان‏های فعال ومدافع حقوق بشر، نگرانی‏های جدی و فزاینده‏ی را در رابطه به وضعیت حقوق بشر در کشور، نشان داده و نسبت به بدتر شدن وضعیت حقوق بشری، هوشدار می‏دهند.

بیکاری و فقر گسترده، درآمد پایین خانواده‏ها همراه با گسترش روز افزون ناامنی و خشونت‏های مسلحانه که همه روزه باعث کشته و زخمی شدن تعدادی از افراد ملکی می‏گردد، جزء مهم‏ترین نگرانی‏های اند که در این گزارش‏ها انعکاس می‏یابند.

عدم مصئونیت‏های حقوقی در پیوند با مشکلات و ضعف در دستگاه عدلی و قضایی کشور، تصویب قانون عفو و عدم تحقق "برنامه‏ی عمل دولت در رابطه به صلح مصالحه و عدالت در کشور"، مشکلات در زمینه خدمات تعلیمی-تربیتی و صحی، موارد دیگری است که در مجموع تعریف ناگواری را از وضعیت حقوق بشر در کشور، عنوان می‏کنند.

 

بیکاری فقر و گرسنگی

 مبتنی بر ماده 48 قانون اساسی کشور، دسترسي به کار و درآمد مناسب حق هر شهروند افغان است. گزارش وضعیت حقوق اقتصادی و اجتماعی در افغانستان که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به نشر رسیده است وضعیت بیکاری در کشور را 42% نشان داده است در بخشی از این گزارش می‏خوانیم:

«حدود 42% مردم بي‏کار مي‏باشند و بالاتر از 36% ديگر در آمد کمتر از پنجاه افغاني در روز دارند. دولت در زمينه‏ی ايجاد مشاغل پايدار براي شهروندان، موفقيتي چندان نداشته است. زيرا تا اکنون سياست جامعي براي کاريابي و ايجاد شغل وجود نداشته است[1].

سازمان ملل متحد در آخرین کنفرانس مطبوعاتی‏اش، (روز شنبه 13 ماه قوس سال جاری) ضمن توضیح نیازمندی‏های شدید کمک رسانی خواستار 678 میلیون دالرجهت کمک های انسانی برای سال 2011 میلادی گردید. در این کنفرانس خانم کاترين براگ معاون دبيرکل سازمان ملل متحد در امورکمک‏هاي انساني، گفت:

در افغانستان 7.4 مليون  انسان گرسنه بوده و با خطر قحطي روبرو است.»

به گفته‏ی معاون سازمان ملل متحد در امور کمک رسانی، میليون‏ها انسان ديگر درافغانستان به کمک‏هاي غذايي خارجي متکي بوده و ازهرپنج کودک يکي از آن‏ها پيش از رسيدن به سن 5 سالگي مي‏ميرد.

 خانم براگ که درعين زمان معاون دبيرکل سازمان ملل متحد درامور هم‏آهنگ‏سازي کمک‏هاي عاجل مي‏باشد، طي يک اعلاميه، زيرعنوان درخواست سال2011 گفته است:

«باوجود پيشرفت دربرخي ساحات، ولی بدلیل دوام منازعه و جنگ در کشور و مشکلات و فاجعه‏های پی‏هم طبيعي که برمردم این کشور نازل مي‏شود،  کمک‏هاي بيشتري  براي نجات زندگي  انسان‏ها لازم است[2]

دوام فقر و گرسانگی در کشور باعث گردیده که تعداد زیادی از زنان جامعهی ما بدلیل عدم برخورداری از غذای کافی و کمبود عناصر غذایی مورد نیاز بدن، به خصوص در دروان بارداری، نوزادانی با مشکلات ذهنی و بینایی را بهدنیا بیاورند.

سالیانه تعداد زیاد از نوزادان به دلیل ابتلا به سوء تغذیه میمیرند و تعدادی هم به بیماریهایی که عدم برخورداری از تغذیه سالم باعث گسترش این گونه بیماریها میگردد، مبتلا شده و جان میدهند.

بهگفتهی خانم نادره حیات معین وزارت صحت عامه، تعداد زیادی از کودکان زیر پنج سال از سوء تغذیه رنج میبرند. بررسیها مشخص میکند که 54% کودکان به سوء تغذیه مزمن و 5 تا 7 درصد دیگر به سوء تغذیه حاد دچارند[3].

 

تلفات ملکی

 تحقیقات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان میدهد که در هفت ماه اول سال 2010 تلفات افراد ملکی در نتیجه‏ی ادامه‏ی خشونت‏های مسلحانه 5.5%  افزایش داشته و به 1325 نفر می‏رسد در حالی‏که این رقم در هفت ماه اول سال 2009 به 1252 نفر می‏رسید. در بخشی از گزارش کمیسیون می‏خوانیم:

« تحقیقات نشان می‏دهد که روند صعودی تلفات ملکی در هر سال بعد از سال 2001 همچنان ادامه دارد و افراد ملکی بصورت روز افزون قربانی منازعه‏های مسلحانه جاری در کشور می‏شوند. گزارش موجود نشان دهنده افزایش 5.5% تلفات ملکی نسبت به همین مدت در سال 2009 میلادی می‏باشد که مایه‏ی نگرانی کمیسیون مستقل حقوق بشر و سایر نهادهای حقوق بشری در کشور شده است. در هفت ماه اول سال 2009 میلادی حدود 1252 فرد ملکی در جریان منازعه‏های مسلحانه در کشور جان داده بودند ولی این رقم در سال 2010 میلادی به 1325 نفر می‏رسد.»

 

خدمات صحی

دوکتور ثریا دلیل سرپرست وزارت صحت عامه در کنفرانس مطبوعاتی مشترکی که با پیترگراف نماینده‏ی سازمان صحی جهان و پیتر کرولی نماینده‏ی اداره یونسیف برای افغانستان، در چهارم ماه میران سال جاری داشتند، گفت:

«فغانستان در سال‏های آینده برای این‏که به اهداف انکشافی در بخش صحت برسد، نیاز به سرمایه گزاری، کوشش و توجه بیشتر دارد. در مباحث که در اجلاس جهانی شهر نیویارک (اواخر ماه سنبله سال جاری) مطرح گردید، خاطر نشان شد که مصارف سکتور صحت عامه بالای هر فرد در افغانستان به 10.9$ می‏رسد در حالی‏که در کشورهای مشابه، برای هر فرد سالانه 15 تا 30 دالر امریکایی در قسمت صحت یک نفر اختصاص داده می‏شود»

جدی‏ترین چالش‏های موجود در زمینه‏ی‏ عرضه‏ی خدمات صحی کمبود کارمندان و پرسنل امور صحی است. به گفته‏ی سرپرست وزارت صحت عامه، مشکلات و چالش‌های فراراه کار آن وزارت توزیع نامتوازن کارمندان صحی بین مرکز و ولایات و همچنان شهرها و روستاها بوده و کمبود کارمندان اناث در سطح کشور یکی از مهم‏ترین معضلات به حساب می‏آید. محدودیت در منابع مالی، عوامل اجتماعی و اقتصادی تاثیرگذار بالای صحت به شمول فقر، بی‌سوادی، مهاجرت‌ها، مواد مخدر، محیط زیست و غیره از چالش‌های عمده‏ی دیگری است که وزارت صحت عامه و در نهایت امور صحی کشور، با آن‏ها مواجه می‌باشد[4].

 

مرگ‏و‏میر مادران و کودکان

آخرین آمار به نشر رسیده توسط وزارت صحت عامه‏ی کشور، نشان می‏دهد که میزان مرگ‏و‏میر مادران و کودکان در جریان نه سال گذشته نسبتا کمتر شده است.

داکتر ثریا دلیل سرپرست وزارت صحت عامه کشور که در کنفرانس مطبوعاتی متذکره سخن می‏گفت، اظهار داشت: میزان مرگ‏و‏میر مادران و کودکان در سال‏های اخیر کمتر شده و سیر نزولی داشته است. خانم دلیل در این کنفرانس مطبوعاتی گفت:

«در افغانستان 8 یا 9 سال قبل از هر 4 کودک زیر سن 5 سال، 1 کودک از بین می‏رفت، اما امروز از هر 6 کودک زیر سن 5 سال، یک کودک از بین میرود و یا به عبارت دیگر، 9 سال قبل 257 کودک در هر یک هزار ولادت زنده از بین می‏رفت ولی اکنون این رقم به 161 کودک در یک هزار، کاهش یافته است.

سرپرست وزارت صحت عامه یکی ازعوامل کاهش میزان مرگ‏ومیر کودکان را در افغانستان، توسعه‏ی سطح پوشش پروگرام واکسین‏ها عنوان نموده گفت که 9 سال قبل پوشش واکسین دیفتری، سرفه، تیتانوس و زردی در افغانستان در حدود 40% بود، اما فعلا پوشش این واکسین ها در کشور به 80% رسیده است.

دوکتور دلیل اضافه کرد؛ 9 سال قبل 15% کودکان بطور مکمل واکسین خود را گرفته می‏توانستند، ولی امروز 33% کودکان بصورت مکمل واکسین می‏شوند.

در عین حال یک گزارش كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان که در رابطه به وضعیت حقوق بشری کودکان به نشر رسیده است وضعیت صحی کودکان را نگران کننده توصیف نموده می‏‏نویسد:

« يافته‏هاي كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان می‏دهد كه کودکان افغانستان در صورت مصاب‏شدن به امراض با مشکلات جدی روبه‏رو هستند. مشكلاتی  مثل هزينه‏ی گزاف تداوي، دوري فاصله راه به مراكزصحي، نبود و کمبود كارمند صحی اناثیه، كيفيت پايين خدمات و امكانات صحی، و كمبود دوا.»

سرپرست وزارت صحت عامه در رابطه به کاهش میزان مرگ‏ومیر مادران می‏گوید:

«8 یا 9 سال قبل میزان مرگ‏ومیر مادران 1600 مادر در هر صد هزار ولادت زنده بود ولی ارقام جدید که در اجلاس جهانی سازمان ملل در نیوراک به نشر رسید، این رقم را 1400 در هر صد هزار ولادت زنده نشان می‏دهد. به عبارت دیگر در 9 سال قبل، از هر 9 مادر یک مادر معروض به خطر مرگ بود ولی اکنون از هر 11 مادر یکی از آن‏ها با خطر مرگ روبه‏رو است[5]

 

تعلیم و تربیه

ماده 43 قانون اساسی کشور حق دسترسی به تعلیم و تربیه و تحصیلات عالی را تا درجه لسانس به صورت رایگان برا ی تمام شهروندان کشور، پیش بینی نموده است. ولی با توجه به مشکلات موجود به خصوص مشکل نا امنی و خشونت‏های مسلحانه، نزدیک به پنج میلیون کودک از حق دسترسی به تعلیم و تربیه محروم بوده و فرصت درس خواندن را ندارند. یک تحقیق کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که با عنوان "وضعیت حقوق کودکان در افغانستان " (حمل- سنبله‏ی 1389) به نشر رسیده است، نشان مي‏دهند:

«حدود 78.9% از کودکان، به مكتب مي روند. حدود 12.5% دیگر اصلا مكتب نرفته است و 8.7% ديگر مكتب را ترك نموده و فعلا مكتب نمي‏روند ومتاسفانه بيشتر اين کودکان مكتب را در دوره ابتدائيه ترك می‏نمایند. آمار نشان مي‏دهد كه ازميان کودکان كه مكتب مي‏روند اكثريت مطلق آن‏ها (96.8%) به مكاتب رسمي دولتي مي‏روند وبقيه يا به مكاتب غير رسمي، (خانگي و يا مدارس ديني) آموزش مي‏بينند. اين ارقام در مقايسه با گزارش وضعيت کودکان در افغانستان (سال 2007 و2008) قريب به 5% افزايش در رقم کودکان كه مكتب مي‏روند، و كاهش 4% در رقم كساني‏كه اصلا مكتب نرفته است، و 1% كاهش در رقم كساني‏كه فعلا مكتب نمي‏روند، را نشان مي‏دهد.

حضور کودکان در مكاتب نيز ارتباط نزديك با كيفيت تعليم وتربيه دارد، تحقیقات کمیسیون نشان داده است که 80% از کودکان به صورت منظم به مكتب حاضر مي‏شوند، 20%  آن‏ها كه بيشتراوقات يا بعضي اوقات در مكتب حاضر مي شوند. 7.4% این کودکان مهمترين  دليل براي عدم حضور یا حضور نامنظم‏شان در مكتب را، نبود كتاب و تجهيزات درسي عنوان می‏کنند، 4.7% دوري راه (فاصله زياد) مكتب و خانه و 4.2% نبود معلم و 3% دیگر شرايط بد مكتب را به عنوان دلیل کارشان تذکر داده‏اند[6]

همچنان گزارش وضعیت حقوق اقتصادی و اجتماعی در افغانستان که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تهیه گردیده است در رابطه به این موضوع می‏نویسد:

«بر اساس آمار دولت در سال 1387 خورشيدي تعداد مجموع شاگردان تعليمات عمومي از 5.7 ميليون به 6.2 ميليون شاگرد افزايش يافته است. اين در حالي است که حدود 46% کودکان از دسترسي به معارف محروم اند که مجموعا 5300000 کودک مي‏شوند و اين رقم حدود 7% کودکان بيرون از مکتب در جهان را تشکيل مي‏دهد. درسال 1387 تعداد 35.5% شاگردان را دختران تشکيل مي‏داد. ولی در سال 1387 خورشيدي تعدادي از مکاتب در مناطق ناامن مسدود يا حريق گرديد. ولي در مجموع 481 مکتب تا هنوز هم مسدود است که در نتيجه تقريبا 300000 کودک از رفتن به مکتب محروم شده اند. به نقل از آمار وزارت معارف حدود 11000 مکتب در سراسر کشور وجود دارد ولي با آنهم 44% مکاتب هنوز هم تعمير قابل استفاده ندارند[7]

 

خشونت‏های خانوادگی

قربانی خشونتهای خانوادگی میتواند از میان کسانی باشد که به عنوان عضو در یک خانوده زندگی میکنند. مثل زن، شوهر، کودکان، پدر، مادر، برادر و خواهر.

تحقیقات و تجارب کشورها ثابت نموده است که خشونت‌های خانوادگی محدود به گروه خاص، نژاد یا حدود جغرافیایی مشخصی نبوده و می‌تواند برای هر فردی با هر نژاد، سن، جنسیت، مذهب و وضعیت اقتصادی و اجتماعی، اتفاق بیافتد.

اگرچه در افغانستان هنوز تحقیقات دقیق و سراسری در این زمنیه صورت نگرفته است تا جزئیات مربوط به شاخصهای فردی مثل نژاد، سن، جنس، مذهب و وضعیت اقتصادی و اجتماعی را نشان بدهد.

ولی یک تحقیق آماری که در سال 2005 ، در ایالات متحده امریکا صورت گرفته است نشان میدهد که 1181 زن و 329 مرد در یک سال توسط همسر یا شریک زندگیشان کشته شدهاند. آمری که نشان داد تعداد زنان که مورد خشونت شوهران‏شان قرار گرفته و به قتل میرسند تقریبا 3.5  برابر بیشتر از شوهرانی‏اند که مورد خشونت زنان خود در خانواده قرار گرفته و به قتل می‏رسند. این تحقیق نشان داده است که 90% از کسانی که در نتیجه خشونت‏های خانوادگی مجروح میگردند، زنان بوده و 80% از کسانی که عامل خشونتهای خانوادگی شدید بوده اند، مردان خانواده اند.

تحقیقی را که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در اواخر سال 1387 از وضعیت زنان در کشور انجام داده و به نشر رسانده است، نشان میدهد که زنان در جامعهی ما بیشتر از هر گروه اجتماعی دیگر با مشکلات و چالشهای جدی روبه‏‏رو بوده و از خشونتهای خانوادگی رنج میبرند. در بخشی از این تحقیق آمده است:

«زنان در افغانستان يکي از محروم ترين و آسيب پذيرترين افراد جامعه بوده، نماد رنج، ظلم و حقارت محسوب ميشوند. ... هميشه مورد تحقير، شکنجه و انواع خشونتها قرار گرفته و تفکر مرد سالارانه، محيط خانه و اجتماع را براي آنها به محيط دشواری مبدل ساخته است.»

این تحقیق نشان میدهد که: «زنان، همه روزه، با ازدواجهاي اجباري، ازدواجهاي زير سن، بد دادن و حتا فروش مواجه اند. هنوز زنان در اکثر خانوادهها، مورد انواع تبعيض و خشونت قرار ميگيرند. سالانه، دهها مورد خشونت، مانند طلاق، قتل، لت‏وکوب، تحقير، توهين و تجاوز جنسي عليه زنان به ثبت مي‏رسد.»

مبتنی بر نتایج این تحقیق 80% از قربانیان خشونتهای خانوادگی را زنان تشکیل میدهند.

مهم‏ترین گام برداشته شده در مسیر مبارزه با خشونت‏های خانوادگی تا هنوز، تصویب "قانون منع خشونت علیه زنان" است که در سال گذشته(10 اسد 1388) بعد از تصویب مجلس نمایندگان و توشیح رئیس جمهور در جریده‏ رسمی به نشر رسید. این قانون فرصت‏های بهتری را در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان ایجاد و مستنداتی را پیش بینی نموده است که می‏توان مبتنی بر آن برنامه‏های جدی‏تری را در برخورد با موارد خشونت علیه زنان روی دست گرفت.

 

دسترسی به حقوق سیاسی و مدنی

بررسی‏های به نشر رسیده از وضعیت حقوق سیاسی و مدنی که عمدتا شامل چهار حق (حق آزادی بیان، حق آزادی گشت و گذار، حق آزادی اجتماعات و حق آزادی تشکیل انجمن ها) و  سه اصل (اصل عدم تهدید، اصل عدم تبعیض و اصل عدم جانبداری)  می‏باشند، نشان می‏دهد که وضعیت حقوق سیاسی و مدنی شهروندان تا حدودی بهبود یافته و فرصت‏های بهتری برای دسترسی شهروندان به آن فراهم شده است. فرصت‏های مثل انتخابات، ( حق رأی دادن و رأی گرفتن) سهم گیری در حاکمیت و دسترسی به آزادی‏ در عرصه مطبوعات و فرهنگ.

ما می‏دانیم که در شرایط فعلی جمعیت‏ها و نهادهای متعددی در کشور وجود دارد که به فعالیت‏های سیاسی و مدنی مصروف‏اند. ولی فراموش نباید کرد که وضعیت موجود، فقط می‏تواند  بهبودی نسبی وضعیت را در مقایسه با سال‏های جنگ قدرت بین احزاب نظامی و دوره طالبان نشان بی‏‏دهد در حالی‏که در مقایسه با وضعیت مطلوب عصر کنونی، طبیعی است که مشکلات و چالش‏های جدی وجود دارد که نیازمند تأمل و توجه بیشتر خواهد بود.

 

نتیجه

با توجه به بررسی‏های که از وضعیت حقوق بشر در سال‏های گذشته و سال روان صورت گرفته است دیده می‏شود که بررغم نه سال تلاش در جهت بهبودی وضعیت حقوق بشر در کشور، هنوز هم مشکلات و چالش‏های زیادی در این زمینه وجود داشته و کارهای زیادی است که باید انجام گردد.

بیکاری، فقر و گرسنگی، میزان رو به افزایش تلفات افراد ملکی در نتیجه‏ی ادامه جنگ و خشونت‏های مسلحانه، مشکلات در زمینه خدمات صحی و تعلیم و تربیه، خشونت‏های خانواده و مشکلات موجود در زمینه دسترسی به حقوق سیاسی و مدنی، از مهم‏ترین چالش‏های بر سر راه حقوق بشر در کشور است که امید واریم با توجه و برنامه ریزی دقیق و مطابق با واقعیت‏های کشور، حل شده و سال‏های آینده را با وضعیت بهتری در پیش داشته باشیم.



[1]  گزارش حقوق اقتصادی و اجتماعی در افغانستان (1388) از نشران کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

[2]  وب سایت دویچه وله 14 ماه قوس 1389

[3]  همین مجله، شماره پنجم 1389 (ماه اسد)

[4]  روزنامه‏ی راه نجات 2 نوامبر 2010

[5]  خبر گزاری صدای افغان 5 میزان 1389

[6]  گزراش وضعیت حقوق کودکان (1389) از نشران کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

[7]  گزراش وضعیت حقوق اقتصادی و اجمتاعی در افغانستان (1388) از نشرات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

سیمینار جندر و حقوق بشر

سیمینار جندر و حقوق بشر

م. ع. بشارت

"جندر و حقوق بشر" عنوان سیمیناری بود که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان طی  شش روز از تاریخ 9 تا 15 ماه قوس در دفتر مرکزی این کمیسیون با اشتراک تعدادی از فعالان حقوق زن و مسؤولان و معاونان بخش حمایت و انکشاف حقوق زنان در کمیسیون، برگزار نموده بود. بگفته‏ی خانم لطیفه سلطانی؛ هماهنگ کننده‏ی فعالیت‏های بخش حمایت از حقوق زنان در کمیسیون، سیمینار متذکره ادامه‏ی سیمیناری ده روزه‏ی بوده است که از بیست‏ونهم ماه عقرب تا نهم ماه قوس در ولایت بامیان با اشتراک تعدادی از فعالان حقوق بشر و به خصوص حقوق زنان برگزار گردیده بود.

خانم سلطانی می‏گوید:

واقعیت‏های جامعه‏ی زن در کشور، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را بر آن داشت تا ظرفیت‏های علمی و مسلکی فعالان حقوق بشر و حقوق زنان را در سطح کشور، تقویت نموده و با برگزاری برنامه‏های متعدد در قالب سیمینار، کارگاه‏های آموزشی و جلسات علمی، این فرصت را فراهم نماید.

به باور خانم سالطانی زنان در جامعه‏ی افغانی قربانی عرف و عنعنات ناپسند گردیده و با گذشت نزدیک به ده سال از سقوط اداره‏ی طالبان، هنوز هم سایه‏ی باورهای تبعیض و خشونت علیه زنان دامنه دار بوده و همه روزه تعدادی از زنان جامعه‏، قربانی آن می‏گردند.

هماهنگ کننده‏ برنامه‏های بخش حمایت و انکشاف حقوق زنان در کمیسیون، معتقد است که زنان در جامعه‏ی افغانی نه تنها قربانی خشونت و تبعیض علیه خودشان در خانه و جامعه می‏گردند بلکه تا امروز نتوانسته‏ایم شاهد اراده قوی و بنیادی از طرف حاکمیت موجود نسبت به واقعیت‏های جامعه‏زن در کشور باشیم.

خانم لطیفه سلطانی می‏گوید:

«هنوز به زنان آنگونه که ایجاب می‏کند فرصت فعالیت داده نشده و باورمندی به توانایی‏های آنان در مدیریت‏های کلان در سطح کشور، کمتر وجود دارد. به آنچه که در رابطه به حقوق بشری و فرصت‏های مساوی زنان با مردان در سطح جامعه گفته می‏شود، کمتر عمل شده و تبعیض علیه زنان همچنان به شکل برجسته‏ی در تمام بخش‏های زندگی خانوادگی و اجتماعی آنان وجود دارد.»

در رابطه به موضوعات مورد بحث در سیمینار جندر و حقوق بشر، خانم سلطانی می‏گوید:

«جنسیت و مفاهیم مرتبط به آن، این که جنسیت چیست و هدف از تساوی جنسیتی چه می‏تواند باشد؟ خشونت مبتنی بر جنسیت، خشونت خانوادگی،نقش جنسیت در تصمیم‏گیری‏های مربوط به خانواده، نقش تساوی جنسیتی در دسترسی به عدالت، نقش تساوی جنسیتی در دستری به تأمینات اجتماعی،عوامل اساسی عدم تساوی جنسیتی، موانع سنتی در مسیر تساوی جنسیتی، شیوه‏های کاهش عدم تساوی جنسیتی و مساعدت‏های قضایی در رابطه به خشونت‏های خانوادگی، تمامی موضوعاتی را شکل می‏داد که در این سیمینار درکنار توضیح برنامه‏های کمیسیون در رابطه به حقوق زنان و در یک دایره کلی‏تر، حقوق بشر، مورد بحث قرار گرفتند.

دکتور شهلا اعزازی نویسنده و فعال حقوق زنان در ایران و خانم هنگامه انوری از فعالان حقوق بشر در کشور، کسانی بودند که مباحث متذکره را مورد بحث قرار داده و پیرامون آن سخنرانی نمودند. نظارت از حقوق بشر و شیوه‏های دقیق نظارت همراه با شاخص‏های نظارت بحث دیگری بود که در کنار این موضعات ضمن یک کارگاه آموزشی با اشتراک شرکت کنندگان حاضر سیمینار مورد بررسی قرار گرفت.

نمایشگاه عکس حقوق بشر

نمایشگاه عکس حقوق بشر

به مناسبت دهم دسامبر؛ روز جهانی حقوق بشر و روز ملی قربانیان نقض حقوق بشر

م. ع. بشارت

 

می خواهم همه دست به دست هم داده و با صدای بلند شعار امسال روز جهانی حقوق بشر را که خواسته است با صدای بلند بگوییم؛ تبعیض بس است! را تکرار نموده و برای همیسه به فرهنگ تبعیض و خشونت در کشور، پایان دهیم.

این بخشی از سخنان خانم دوکتور سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانتستان است که در مراسم افتتاحیه‏ی "نمایشگاه عکس حقوق بشر" که توسط کمیسیون در ورودی ساختمان دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل از تاریخ 20 تا 23 ما قوس برگزار گردیده بود.

دوکتور سمر با توضیح کوتاه از وضعیت حقوق بشر در کشور سخنانش را ادامه داده گفت:

«توقع ما به عنوان کسانی که برای حقوق بشر مبارزه می‏کنیم این است که فرهنگ حقوق بشر در کشور نهادینه شود و مردم از تخطی‏های حقوق بشر محفوظ باشند. کرامت انسانی تمام شهروندان افغانی احترام شده و عدالت اجتماعی در کشور تأمین گردد.

ما باور داریم که تلاش برای تأمین حقوق بشر در سطح ملی، تنها کار یا مسؤولیت یک نهاد یا یک شخص نیست بلکه این کار به عنوان یک مسؤولیت همگانی برای تمام شهروندان کشور به خصوص کسانی که فرصت‏ها و ظرفیت‏های بهتری را در این زمینه دارند، بوده و مهم است تا همه دست به دست هم داده و در انعکاس واقعیت‏های حقوق بشر در کشور، با یکدیگر همکاری کنیم. در این میان رسانه‏ها مسؤولیت‏های جدی‏تری را به عهده دارند. زیرا فعالیت آن‏ها در انعکاس واقعیت‏های حقوق بشری در سطح کشور، باعث خواهد شد تا معلومات عمومی در رابطه به حقوق بشر در سطح جامعه بالا رفته و باور احترام به آن در اذهان عامه، بیشتر گردد.

دکتور سمر در پاسخ به سوالی که در رابطه به بلند رفتن آمار خشونت علیه زنان و نقض حقوق بشر در سطح کشور مطرح گردید، توضیح داده گفت:

به نظر می‏رسد دلیل اصلی بلند رفتن آمار خشونت علیه زنان در سطح کشور، رشد و توسعه‏ی فرصت‏های دسترسی رسانه‏ها و نهاد‏های حمایت کننده حقوق بشر در سطح کشور به موارد نقض حقوق بشر است. می‏خواهم بگویم که شاید تغییر چندانی در میزان خشونت علیه زنان در خانواده و اجتماع وارد نشده باشد ولی فرصت‏های دسرسی به ثبت موارد خشونت علیه زنان و نقض حقوق بشر، باعث گردیده تا موارد بیشتری از نقض حقوق بشر آشکار گردیده و ثبت گردد. در نتیجه آمار خشونت علیه زنان و نقض حقوق بشر بالا برود.

ما در گذشته‏ها موارد مثل تجاوز‏های جنسی را کمتر می‏شنیدیم و این دقیقا به این دلیل بود که خانواده به دلایل ناموسی و آبروی خانواده، کمتر حاضر می‏شدند این چنین موارد را انعکاس دهند. در حالی‏که در شرایط کنونی روحیه مخفی نگهداشتن این گونه موارد در میان خانواده‏ها کمتر شده و تقریبا بخش عمده‏ی از قضایای ناگوار تجاوز، توسط رسانه‏ها و نهادهای حقوق بشری انعکاس داده و ثبت می‏گردد.

رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ادامه‏ی سخنانش افزود:

«مسلم است که کاهش یا کمتر شدن روحیه‏ی مخفی نگهداشتن جرایم مثل تجاوز به زنان و کودکان، یک قدم به پیش است ولی هنور باید گفت که دسترسی به تمام قضایایی نقض حقوق بشری و ثبت آن در سطح کشور، یک رویا بوده و عملا ممکن نخواهد بود. هنوز مشکلاتی زیادی وجود دارد که بتوانیم به تمام قضایای نقض حقوق بشری، رسیده و ثبت کنیم. بنا بر این گفته می‏توانیم که موارد نقض حقوق بشر احتمالا از این که تا هنوز گزارش داده شده است نیز بیشتر خواهد بود. به نظر می‏رسد هنوز مواردی که هیچ وقت شناسایی نشده و ثبت نگردیده است کم نبوده و متأسفانه رقم درشتی را به خود اختصاص داده است.»

خانم دوکتور سمر حاکمیت فرهنگ معافیت در کشور را یکی از مهم‏ترین عوامل تداوم و گسترش نقض حقوق بشر دانسته می‏گوید:

«حاکمیت فرهنگ معافیت باعث خواهد شد تا جرئت کسانی که به تخطی‏ها و جرایم نقض حقوق بشری دست می‏زنند، بیشتر شده و با خیال آسوده‏تر عمل کنند. در حالی‏که اگر چند مورد از کسانی که متهم به نقض حقوق بشر می‏باشند محاکمه‏ی عادلانه شده و مجازات گردند، بدون شک جرئت چنین افراد نسبت به کارهای ضد حقوق بشری کمتر شده و در نتیجه میزان یا موارد نقض حقوق بشر کاهش خواهد یافت.»

در این نمایشگاه 30 اثر هنری به نمایش گذاشته شده بود که هر کدام گویای وضعیت خاصی از حقوق بشری افراد جامعه‏ی ما بوده و به نحوی بخشی از مشکلات را در این زمینه انعکاس می‏داد.

محمد ضیا فروغ محصل سال چهارم دانشکده‏ی هنرهای زیبای دانشگاه هرات، هنرمند جوانی است که تمام این 30 اثر هنری را به نقش گرفته و با الهام از واقعیت‏های عینی جامعه‏ی ما، تصویر نموده است.

آقای فروغ هدف از کارش را انتقال صدای مردم رنج دیده به گوش مسؤولان کشور و جامعه جهانی عنوان نموده و با قدر دانی از کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، کارش را تصویری از دردها و آلام مردم کشور نام می‏نهد.

 آقای فروغ وعده داد تا در آینده اثار بیشتر و بهتری را از وضعیت حقوق بشر به حقوق وضعیت حقوق بشری زنان کشور، نصویر نماید.

مکتب سازی برای آینده سازان

مکتب سازی برای آینده سازان

هزینهی شخصی نزدیگ به یک میلیون دالر برای ساخت مکتب

مصاحبه با الحاج غلامحسن روشن؛ خیر مکتب ساز

ناصر سامع (م.ع. بشارت)

دو سال قبل، در یکی از روزهای سرد خزانی، کودکانی را می‏دیدم که با گام‏های لرزان و کوچک خویش، امتداد کوچه‏ی را می‏دویدند که مملو از گل‏ولای ناشی از سرازیر شدن آب، آبروها بود. میزان گل‏ولای در این منطقه آنچنان زیاد به نظر می رسید که با عبور هر موتر به حرکت امده و برداشتن قدم برای عابرین را بامشکل مواجه می‏نمود.

نزدیک یکی از این کودکان می‏ایستم در حالی‏که با پایین کشیدن شیشه‏ی موترم سرمای بیرون را کاملا حس می‏کنم می پرسم؛ جان کاکا! ده ای خنکی و لای کجا می‏روین؟ دختر خردسالی که گونه‏ها و دست‏هایش از شدت سرما سرخ شده بود، لرزیده و بریده بریده می‏گوید؛ «مکتب! مکتب می‏رویم کاکا جان!» می‏پرسم؛ مکتب تان کجاست؟ خسته و ناراضی از ادامه‏ی سوال‏هایم در حالی‏که براهش در میان گل ولای ادامه می‏دهد، با اشاره‏ی دست به دور دست‏ها می‏گوید: «آنجا!» اندکی تأمل نموده و ادامه می‏دهد: «دور است!» دیدن این صحنه مرا سخت متأثر نموده و کودکانی را تصور می‏کنم که همراه با او کوچه‏های مملو از گل‏ولای را عبور نموده و فاصله‏های طولانی مسیر خانه تا مکتب را که بعدا فهمیدم حویلی به کرایه گرفته شده‏ در یکی از این کوچه‏ها بود، می‏پیمایند. و آنگاه در حالی‏که تمام بدن‏شان را سرمای سرد خزانی در برگرفته است با لباس‏های خش و پوشیده از گل‏ولای کوچه، به‏درس‏های معلمان‏شان، گوش می‏دهند.

دوباره حرکت می‏کنم و به دروازه‏ی باغی می‏رسم که چند سال پیش خریداری نموده بودم. آنروز را نتوانستم آرام بوده و دمی هم از فکر کودکانی که در کوچه دیده بودم خودم را رهایی بخشم. تا این‏که با خودم عهد بستم تا قطعه زمینی را که در بخش ورودی باغم برای بنای یک سرای تجاری در نظر داشتم به مکتبی اختصاص دهم که با امکانات شخصی خودم بنا خواهد شد.

من این مکتب را با هزینه‏ی شخصی خودم ساختم و سال گذشته در اختیار وزارت معارف کشور نهادم تا کودکانی را کمک کرده باشم که روزی با عبور شان از کوچه‏های سرد و گل‏آلود، متأثرم نموده بودند.

بخشی از سخنان حاجی غلام حسن روشن؛ یکی از تجارت پیشه‏های کشور که به گفته‏ی‏ خودش در جریان سه سال گذشته نزدیک به یک میلیون دالر آمریکایی از دارایی خویش را وقف معارف کشور نموده و تا اکنون سه باب مکتب (یک باب لیسه، یک باب مکتب متوسطه و یک باب مکتب خانه یا مدرسه‏ی دینی برای آموزش قرآن کریم به کودکان کشور) اعمار نموده است.

اولین مکتب را در ولایت بلخ می‏سازد. "لیسه‏ی حاجی غلام‏حسن روشن" با دو هزار متر مربع زمین، دوازه صنف درسی و چهار اطاق اداری. دومین مکتب او مدرسه‏ی دینی است که با عنوان "مولا علی" و ظرفیت پذیرش دوصد شاگرد در یک زمان در منطقه‏‏ی شهدای صالحین در شهر کابل بنا شده است. "مکتب متوسطه‏ی حاجی غلام‏حسن روشن" در منطقه‏ی‏ چهار قلعه‏ی چهاردهی (قریه‏ی عباس قلی) در شهر کابل، سومین مکتبی است که این تجارت پیشه با احساس کشور در جریان سه سال گذشته برای کودکان این کشور از هزینه‏ی‏ شخصی خودش بنا نموده و در اختیار وزارت معارف کشور قرار داده است.

بدون تردید کار آقای روشن قابل قدر و گام بزرگی است در راستای تقویت و توسعه‏ی معارف کشور آنهم در شرایطی که بیشتر از پنج میلیون کودک کشور مطابق به گزارش رسمی وزارت معارف به دلایل مختلف که یکی از آن‏ها نبود یا کمبود مکتب، عنوان گردیده است، از تعلیم و تربیه، محروم بوده و سالانه صدها مکتب در نتیجه ادامه‏‏ی خشونت‏های مسلحانه به آتش کشیده می‏شود[1]. در حقیقت بودن آقای روشن و کسانی که همراه با آقای روشن با امکانات و هزینه‏های شخصی شان معارف کشور را کمک نموده و برای کودکان سرگردان و در غذاب این سرزمین فرصت‏های تعلیم و تربیه را فراهم می‏کنند پاسخ واضحی است برای کسانی که در نهایت جهل و بی‏خبری از مسؤولیت‏های ملی و دینی شان دست به آتش‏زدن مکتب زده و کودکان‏شان را از تعلیم وتربیه محروم می‏کنند.

به گفته‏ی مدیر مکتب متوسطه‏ی حاجی غلام‏حسن روشن، تا دو سال قبل یعنی پیش از ساخت این مکتب، کودکان این منطقه در یک حویلی کرایی که توسط وزارت معارف به کرایه گرفته شده بود، در حالی‏که با مشکلات جدی جای روبرو بودند، درس می‏خواندند. ولی با اعمار این مکتب توسط آقای روشن نزدیک به دو هزار کودک که شاگردان این مکتب شمرده می‏شوند، ادرس مشخصی برای رفتن به مکتب یافته و اعتماد لازم برای ادامه‏ی درس‏های شان را بدست آورده اند. اگرچه این مکتب نیاز مند کمک‏های بیشتر بوده و ایجاب می کند تا با توجه به کمیت شاگردان توسعه‏ی بیشتری یابد. اما حقیقت این است که مردم این محل و تمام شاگردان این مکتب نام حاجی غلام‏حسن روشن را همیشه بیاد داشته و هرگزخدمات او را در عرصه‏ی معارف کشور فراموش نخواهد کرد.

مبتنی بر گزارش‏های منتشره از طرف وزارت معارف کشور، در شرایط فعلی نزدیک به یازده هزار باب مکتب در سراسر کشور وجود دارد که 44% این تعداد، هنوز هم تعمیر مناسب و قابل استفاده را ندارند. این رقم وخامت جدی را در وضعیت معارف کشور آشکار ساخته و نیازمندی شدیدی را نسبت به اقدامات مشابه کار آقای روشن نشان می‏دهد.

به نظر می‏رسد اگر دیگر هموطنان ما که فرصت‏های مالی لازم را در اختیار دارند با تأمل به مسؤولیت‏ها و مکلفیت‏های ملی و دینی‏شان نسبت به آینده‏ی کودکان این کشور، همت نموده و مثل آقای روشن مکتب بسازند، دیری نخواهد گذشت که کودکان ما فرصت‏های لازم و بهتری را برای ادامه تعلیم و تربیه‏شان در اختیار داشته و دیگر هیچ کودکی از نبود یا کمبود مکتب رنج ببرد.

یقینا کسان زیادی به خصوص در جامعه‏ی تجارت پیشه‏ی کشور وجود دارند که بیشتر از آقای روشن فرصت‏ها و امکنات مالی این کا را دارند ولی هنوز نتوانسته اند سعادت کار آقای روشن را نصیب شده و موفق به آغاز کار بزرگی چون اعمار مکتب، گردند. در چنین شرایطی تقاضای ما و تمام کودکان این سرزمین از تمام کسانی که در سطح ملی توان لازم این کار را دارند، این خواهد بود که با درک مسؤولیت‏های ملی و شرعی‏شان هرگز در اقدام به چنین کار بزرگ تعلل ننموده و نام و شخصیت خویش را در پیو.ند با فرهنگ معارف پروری در تاریخ کشور، جاودانه سازند.



[1]  گزارش وضعیت حقوق اقتصادی و اجتماعی در افغانستان (1388) از نشرات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

قربانیان کوچک

قربانیان کوچک

بررسی کوتاهی از وضعیت کودکان در کشور

م. ع.  بشارت

ورود

باگذشت نزدیک به یک دهه تلاش برای بهبود وضعیت کودکان در کشور، هنوزهم سالیانه کودکان زیادی قربانی خشونتهای مثل جنگ، تجاوز و روابط ناسالم اجتماعی میگردند. هنوزهم دهها هزار کودک این سرزمین شبها را گرسنه خوابیده و تعدادی زیادی نیز به دلیل مشکلات و نارسائیهای خدمات اجتماعی و صحی، جان عزیز شان را از دست میدهند. امروزه موجودیت دهها هزار کودک کار و نانآور کوچک از آوارگان کوچهها و سرکهای شهرها در هیئت اسپندی یا تکدی گران خورد سال گرفته تا کودکان گم شده در انبوه تارهای کارگاههای قالی بافی و سیاه چردهگان کارگاههای تعمیراتی موتر و دکانهای آهنگری و حلبی سازی، آنچنان مرسوم و متعارف گردیده است که حتا سوالی در اذهان عامه بهوجود نیامده و به عنوان یک رسم معمول و قابل قبول برای همه پذیرفته شده است. موجودیت کودکان در دستگاههای ساختمان سازی، نوعی کمک به پیشرفت کار تلقی شده و هیچ کسی را به سوالی که در برابر محرومیت از درس و تعلیم آنان وجود دارد، متوجه ننموده و نمیرساند. بررسیها و تحقیقات نهادهای مدافع حقوق کودکان نشان میدهد که هنوز هم مواردی زیادی از تخطی در دستگاههای عدلی و قضایی و برخورد پولیس با آنان وجود داشته است. مواردی که شامل توقیف غیر قانونی کودکان توسط پولیس و زندانی نمودن و محکومیت آنان توسط دستگاهای عدلی و قضایی کشور بر خلاف معیارها و اصولی که قوانین ملی و بین المللی ایجاب میکند، میگردد.

حمیده برمکی کمیشنر مسؤول بخش حمایت وانکشاف حقوق کودکان در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، آماری را مبتنی بر گزارشهای نظارت سراسری این کمیسیون بر وضعیت عمومی کودکان کشور از شش ماه اول سال جاری ارایه نموده است که نشان میدهد کودکان با مشکلات جدی روبرو بوده و در شش ماه اول سال جاری رقم خشونت علیه کودکان نگران کننده بهنظر میرسد.

در مصاحبهی که با ایشان در این رابطه داشتم، خانم برمکی گفت:

«کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تنها در ششماه اول سال جاری (حمل-سنبله) در حدود 177 مورد تخطی از حقوق بشری کودکان را ثبت نموده است.

27.7%  (49 مورد) این لیست مربوط به تجاوز جنسی بر کودکان و سوء استفاده جنسی از آنها میگردد. 10.17% (18 مورد) آن شامل ازدواج اجباری و قبل از وقت میگردد. 2.8% (5مورد) نامزدی اجباری، 1.7% (3مورد) زنا، 7.3% (13مورد) فرار از منزل، 4.5% (8 مورد) قتل، 2.3% (4 مورد) اختطاف، 13.0% (23 مورد) خشونت، 6.2% (11 مورد) شکنجه و لت و کوب، 0.6% (1 مورد) قاچاق، 3.4% (6 مورد) بد دادن، 0.6% (1 مورد) فروش، 1.1% (2 مورد) خودکشی، 6.8% (12 مورد) جرایم عادی و 11.9% (21 مورد) دیگر قضایایی که عمدتا شامل کودکان متهم به تخلفات میگردند، ارقامی است که در جمع بندی کلی از 177 مورد شکایت ثبت شده در کمیسیون مستقل حقوق بشر در رابطه به نقض حقوق بشر کودکان، مورد بررسی قرار گرفته و تفکیک گردیده است.»

 

مصئونیتهای امنیتی کودکان

یک کزارش تحقیقاتی که توسط موسسه "کيير دويچلند- لوکسمبورگ" با عنوان "تعيين اولويتهاي حقوقي حفاظت ازکودکان آسيب ديده درمنازعهی مسلحانهی افغانستان" در 14 جون 2010 به نشر رسیده است، نشان میدهد که تنها در سال 2009 نزدیک به یکهزار کودک در سراسر کشور قربانی خشونتهای جنگی گردیده اند. داکتر انتون مارکميلر، رئيس عمومی اجرايي  موسسه "کي يردويچلند- لوکسمبورگ" در مصاحبهی که با سایت دویچه وله در رابطه به این گزارش انجام داده گفته است: 

«سال 2009 ميلادي، بيش از هزار کودک در اثر حملههای هوايي، سوء قصدهاي انتحاري  وماينهايي که درزمين جاسازي شده اند، جان باخته اند.»

ساندرا بولینگ عضو این موسسه در مصاحبهی جداگانه با ویب سایت دویچه وله در مورد وضعیت کودکان در کشور با تأیید سخنان داکتر میلر افزوده است:

«نیم بیشتر از کل رقم مهاجران داخلی را نیز کودکان تشکیل میدهند که بنابر حملهها و ادامهی درگیریها و نا آرامیها مجبور به ترک خانههایشان شده اند.» درهمين سال درسطح جهاني بيشترين حملهها برموسسات آموزشي افغانستان صورت گرفته است. علاوه براين هزاران کودک قرباني کاراجباري ، تجاوز وخشونتهاي جنسي، ازدواجهاي اجباري و استخدام به حيث کودکان سرباز شده اند.»

مارک ميلردراین مصاحبه میافزاید: «سابقهی غم انگيزي ايجاد شده است. کودکان قربانيان بيگناه جنگهااند، آنها نميتوانند ازخود دفاع کنند.»

 آقای ميلرميگويد:«تازمانيکه درافغانستان ازهرچهار کودک يکي آن ميميرد، تازمانيکه کودکان ازترس اينکه مبادا مورد حمله قرار گيرند، به مکتب نميروند نميتوان ازتلاشهاي صلح موفقيت آميز سخن به ميان آورد.

براي اين منظور بايد مرتکبان خشونتها به دادگاه کشانده شوند تا صلح دوامدار تضمين شود.»

در ادامهی مصاحبه وب سایت دویچه وله مینویسد:

«کي ير؛ درماه نوامبر سال گذشته همراه با بانک جهانی گزارشي را زيرعنوان "آموزش زيربمباردمان. حمله برموسسات تعليمي در افغانستان" انتشار داد. دراين گزارش آمده است که درسال 2008 قريب 670 حمله برموسسات تعليمي صورت گرفته است. درهيچ نقطه جهان به مکتب رفتن به ويژه براي دوشيزگان مانند افغانستان خطرناک نيست.»

گزارش نظارت کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان بر تلفات ملکی در سال جاری نشان میدهد که در هفتماه اول سال جاری میلادی 1325 نفر در سراسر کشور قربانی حملات نظامی گردیده اند که 217 نفر آنان را کودکان تشکیل میدهند. رقمی در حدود 16.37% کل قربانیان.

 

تعلیم وترببه

 خانم برمکی وضعیت حقوق بشری کودکان را در کشور نگران کننده خوانده میگوید:

«تعدادی زیادی از کودکان در کشور ما نمیتوانند از حق تعلیم و تربیه که قانون اساسی کشور آن را تسجیل نموده است استفاده نموده و بهدلیلهای مختلف که مهمترین آنها جنگ و عدم موجودیت امنیت در کشور است  از این حق محروم گردیده اند. کودکانی زیادی در کشور مورد خشونت و بیتوجهی قرار داشته و از مشکلات صحی، تغذیه، تجاوز، اختطاف، قاچاق، ازدواحهای اجباری و زیر سن قانونی و... رنج میبرند »

کمیشنر مسؤول بخش حمایت و انکشاف حقوق کودکان سخنانش را معطوف به وضعیت تعلیم و تربیه کودکان در کشور ادامه میدهد::

«ماده چهل و سوم  قانون اساسي کشور، دولت را مكلف به تأمین زمينههای آموزش و پرورش نموده و مکلف به ایجاد فرصتهای دسترسي شهروندان به آموزش و پرورش و تحصيلات عالي نموده است[1].

ماده سيزدهم ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نیز آموزش و پرورش را جزء حقوق بشری افراد دانسته و دولتهای عضو را که افغانستان جزء این کشورها است مکلف به تأمین شرایط و زمینههای تحقق این حق نموده است.»

حسین نصرت، هماهنگ کنندهی بخش حمایت و انکشاف حقوق کودکان در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان رقم کودکان محروم از حق آموزش و پروش را قابل توجه خوانده میگوید:

« يافتههاي نظارت ساحوي كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان بر وضعیت حقوق بشری کودکان، نشان ميدهد حدود 78.9% کودکان كه با آنها مصاحبه صورت گرفته است، به مكتب ميروند. حدود 12.5%  دیگر اصلا مكتب نرفته است و 8.7% ديگر مكتب را ترك نموده و فعلا مكتب نميروند که متاسفانه بيشتر اين کودکان مكتب را در دوره ابتدائيه، ترك نمودهاند. ازميان کودکان كه مكتب ميروند اكثريت مطلق آنها (96.8%) به مكتبهای رسمي دولتي ميروند وبقيه مصاحبه شوندگان گفتهاند يا به مكتبهای غير رسمي، خانگي و يا مدارس ديني آموزش ميبينند. اين ارقام در مقايسه با گزارش وضعيت کودکان در افغانستان (سال 2007 و2008) قريب به 5% افزايش در رقم کودکان كه مكتب ميروند، و كاهش 4% درصدي در رقم كسانيكه اصلا مكتب نرفته است، و 1% كاهش دیگر را در رقم كسانيكه فعلا مكتب نميروند، را نشان ميدهد.»

اقای نصرت ادامه میدهد:

«حضور کودکان در مكتبها نير ارتباط نزديك با كيفيت آموزش و پرورش دارد، از ميان کودکان كه مصاحبه شدهاند 80% آنها گفتهاند به صورت منظم به مكتب حاضر ميشوند، 20%  دیگر از مصاحبه شوندگان گفتهاند كه بيشتراوقات در مكتب حاضر ميشوند. ولی گاهی هم غیر حاضری میکنند. مهمترين  دليلهای عدم حضور منظم این شاگردان در مکتب، نبود كتاب و تجهيزات درسي، (7.4%)، دوري راه (فاصله زياد) مكتب و خانه (4.7%) نبود معلم (4.2%) و شرايط بد مكتب (3%) ذگر گردیده است.

به باور آقای نصرت از جمله مسايل بسيارمهم در عرصه تعليم و تربيه تدريس كودكان به زبانهاي مادري است این اصل در قانون اساسی نيزمورد حمایت است. اقای نصرت ادامه میدهد:

«يافتههاي نظارت ساحوي بخش حمایت و انکشاف حقوق کودکان كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان، نشان ميدهد كه حدود 14% کودکان با مشكل دریافت آموزش با زبان غیر مادری روبهروبوده اند.»

آخرین بررسیها نشان میدهد که نزدیک به پنج میلیون کودک در سراسر کشور به تعلیم وتربیه دسترستی ندارند که بیشتر این کودکان در مناطق ناامن سکونت دارند.

 

صحت و مراقبتهای صحی:

به باور خانم برمکی دسترسی عادلانه و مبتنی بر قانون کودکان به صحت یکی از مشکلات عمده در بحث فرصتهای بهره مندی از حقوق بشری کودکان کشور است. وی میگوید:

«حق دسترسي به بهترين سطح ممكن صحت از جمله حقوق اساسي هر انسان است. ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تمام کشورهای عضوش را به اتخاذ تدابیری كه منجر به كاهش مرگ و مير کودکان گردیده و رشد سالم آنها را ببار بیاورد، نموده و تأکید میکند پيشگيري از بيماريها و ايجاد شرايط مناسب براي تامين كمكهاي صحي.از مکلفیتهای اولی دولتهای عضو است. ماده 52 قانون اساسي کشور نیز دولت را مكلف به خدمات صحي رايگان براي همه شهروندان مینماید. بنا براین این حق کودک است تا به خدمات صحی مناسب و ممکن دسترسی داشته باشند.»

 

تغذیه سالم

حق دسترسی به تغذیه سالم بحثی دیگری است که متأسفانه با توجه مشکلات موجود دراین زمینه کودکان بیشترین و جدیترین صدمات را در این زمینه متحمل خواهد شد.

نادره حیات معین وزارت صحت عامه در بررسی از وضعیت تغذیه باشیر مادر در کشور میگوید:

«تحقیقات و بررسیها در کشور، نشان میدهد که رقم زیادی از کودکان زیر پنج سال از سوء تغذیه، رنج میبرند. در این بررسی مشخص شده است که 54% کودکان به سوء تغذیه مزمن و 5 تا 7 درصد دیگر به سوء تغذیه حاد دچارند.

خانم نادره حیات عوامل این مشکل در کشور را اینگونه برمیشمارد:

«ناامنیها و فقر گسترده از مهمترین عامل این مشکل بهحساب میآید. در حالیکه مسایل مثل عدم آگاهی عامه از روشها، اصول و اهمیت تغذیه، بهخصوص تغذیه با شیرمادر و برخورد سلیقهی مادران در مورد تغذیه نوزادان، نیز تأثیرات خودشان را دارند[2]

حسین نصرت هماهنگ کنندهی برنامههای بخش حمایت وانکشاف حقوق کودکان در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان با تأیید مشکلات در زمنیه دسترسی کودکان به غذا در کشور میگوید:

«آنچه در حق غذا مهم است كميت و كيفيت غذا است، يافتههاي نظارت ساحوي حقوق کودکان كميسيون نشان ميدهد كه اكثريت (99%) از مصاحبه شوندگان اظهار داشتهاند كه روز سه مرتبه غذا ميخورند؛ اما تعداد اندك بودهاند  كه غذاي كافي نداشتند و يا كمتر از سه مرتبه در روز دسترسي به غذا داشتهاند. اين رقم در مقايسه با يافتههاي نظارت ساحوي در سال 2007 و 2008 افزايش يك درصدي دررقم کودکانی كه سه مرتبه در روز به غذا دسترسي دارند را ميرساند. اما نميتوان اين افزايش را بهبود قابل ملاحظه در زمينهی دسترسي به غذاي مناسب و مقوي عنوان كرد.»

 

نتیجه:

نتیجه این بررسی کوتا نشان میدهد که وضعیت کودکان در کشور نگران کننده بوده و حقوق بشری آنان با خطرات جدی مواجه است. موجودیت جنگ دوامدار رقم تلفات کودکان را نسبت به سالهای قبل افزایش داده و محدودیتهای جدی در برابر تعلیم و تربیه کودکان بهوجود آمده است. هنوز نزدیک به پنج میلیون کودک از رفتن به مکتب محروم بوده و بیشتر از نیمی از کودکان کشور به غذای کافی دسترسی نداشته و از سوء تغذیه مزمن رنج میبرند. آمار تجاوز جنسی  برکودکان نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته و تنها در شش ماه اول سال جاری 49ذ مورد آن توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ثبت گردیده است. این درحالی است که این رقم در سال گذشته 63 مورد در تمام سال گزارش گردیده بود. که امید واریم دولت با توجه وتمرکز بیشتر در این زمینه مشکلات کودکان کشور از بین رفته و روزی برسد که کودکان کشور ما نیز مثل تمام کودکان جهان از فرصتهای بهتر زندگی برخوردار گردد.



[1]  تعليم حق تمام اتباع افغانستان است كه تا درجه ليسانس در مؤسسات تعليمي به صورت رايگان از طرف دولت تامين مي گردد. دولت مكلف است به منظور تعميم متوازن معارف در تمام افغانستان، تامين تعليمات متوسطه اجباري، پروگرام مؤثر طرح وتطبيق نمايد و زمينه تدريس زبان هاي مادري را در مناطقي كه به آنها تكلم مي كنند فراهم كند.( در ماده چهل و سوم قانون اساسي)

 

[2]  همین مجله شماره پنجم ماه اسد.

از پارلمان تا پارلمان

از پارلمان تا پارلمان

 

محمد رفیق راهی (م. ع. بشارت)

 

ورود

یکی از مهمترین و اساسیترین فرایند اندیشهی احترام به حقوق و آزادیهای فردی، موجودیت نظام دموکراتیک یا مردم سالار است که مهمترین نیروی بازدارنده و مانع در برابر خودکامگیهای حاکمیت به شمار میرود.

پارلمان به عنوان مهمترین فرصت عینی نفوذ و سهمگیری تمام شهروندان یک کشور، در قدرت که توسط نمایندگان آنان عملی میگردد، بدون تردید مهمترین ویژگی یک نظام مردمی و دموکراتیک بوده و عمدهترین نهادی است که میتواند به نمایندگی از مردم، مسؤولیتهای قانونگذاری، نظارت برعملکرد حکومت و تصویب بودجه را انجام دهد.

پارلمان نهاد واسطه بین مردم و حاکمیت محسوب گردیده و صلاحیت نظارت بر توزیع عادلانهی بودجه در سطح کشور را دارد.

پارلمان صلاحیت دارد تا آزادیها و ارزشهای حقوقی افراد را در قالب قوانینی که تصویب میکند در نظر داشته و ضمانت بخشد.

پارلمان یگانه فرصت عینی و ممکنی است که میتواند به نمایندگی از مردم، نظارت عملی و دقیقی را نسیت به عملکرد حکومت داشته و مشکلات موجود در این زمینه را مورد بازخواست قرار دهد.

این روزها شاهد آخرین روزهای دورهی سیزدهم پارلمانی در کشور بوده و با سپری نمودن انتخابات پارلمانی دورهی چهاردهم در 27 سنبله سال جاری، پارلمان چهاردهم را پیش رو داریم.

در گزارشی که میخوانید سعی گردیده تا تصویری کلی از کارکردها و مشکلات پارلمان دور سیزدهم کشور ارایه شده و به دستآوردها و کوتاهیهای که این پارلمان در دورهی کاریش داشته است، اشاره گردد. همچنان دیدگاههای موجود در رابطه به انتخابات پارلمانی دور چهاردهم در 27 سنبله سال جاری و چشم اندازهای ممکن در رابطه به پارلمان چهاردهم، نیز از مباحث است که در این گزارش با دو نفر از فعالان سیاسی- اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است. خانم فوزیه کوفی نمایندهی مردم ولایت بدخشان در پارلمان سیزدهم و کاندیدای برنده اعلان شده در لیست ابتدایی انتخابات پارلمان چهاردهم و داکتر جعفر مهدوی کاندیدای برنده اعلان شده در لیست ابتدایی این انتخابات از ولایت کابل.

 

دستآوردها و مشکلات پارلمان سیزدهم

در این که پارلمان دور سیزدهم به عنوان اولین پارلمان که اعضای آن با رأی مستقیم مردم و خارج از فشار مستقیم حاکمیت، ایجاد شده بود شکی وجود نداشته و در حقیقت اولین تجربهی دموکراسی در تاریخ سیاسی کشور محسوب میگردد. این پارلمان با آنکه مشکلاتی را در دورهی کاریاش داشت به نتایجی نیز دست یافته است که درنوع خود قابل مقایسه با هیچ یکی از دورههای پارلمانی گذشته نیست. قوانین زیادی در جریان این دورهی پارلمانی به تصویب رسید که عمدتا در نوع خودش عالی بوده و به استثنای چند مورد که شامل قانون عفو، قانون احوال شخصیه اهل تشیع و قانون مطبوعات میگردد، تمام قوانین تصویب شده مورد قبول و استقبال عامهی مردم کشور قرار گرفتند. استیضاح و سلب اعتماد تعدادی از وزرا و مقامات بلند پایهی حکومتی همراه با رد صلاحیت کاندید وزیران در چند دوره، موارد دیگری است میتواند نمایندگی مثبت اعضای پارلمان دور سیزدهم را نشان داده و گامی مهمی در تاریخ پارلمانی کشور به شمار آید.

خانم فوزیه کوفی عضو پارلمان سیزدهم در رابطه به موفقیتها و مشکلات این دور از پارلمان میگوید:

«پارلمان دور سیزدهم هرچند یک دستآورد خوب بود چون ما افراد واشخاصی را زیر این سقف داشتیم که در گذشتهها با همدیگر میجنگیدند و از سلاح استفاده میکردند و خشونت میگردند ولی امروز اکسر آنها با استفاده از حق مدنی که بلند کردن کارت است، باهم دیگر مقابله میکنند. کسانی بودند که سالهای طولانی میجنگیدند تا حضور زنان را در جامعه و فعالیتهای اجتماعی رد کنند ولی امروز همین افراد در کنار زنان نشسته و به سخنان آنها گوش میدهند که ممکن در بسیاری از موارد، قویتر و دقیقتر از صحبتهای باشد که این افراد میتوانند داشته باشند.

بنا بر این گفته میتوانیم که پارلمان سیزدهم میتواند به عنوان یک دستآورد مهم بهحساب آید. ولی طبیعتا در چند عرصه کارهای شد که باید نمیشد یا کارهای که باید میشد، نشد. از جمله در عرصه نظارت از فعالیتهای دولت که شامل موضوعات حقوق بشر، پیشگیری از مسایلی مثل فساد اداری، حاکمیت قانون، ضعف حکومت در قسمت عرضهی خدمات اجتماعی. که متأسفانه در این زمینهها نقش پارلمان ضعیف بود. این ضعف هم عوامل داخل پارلمانی و هم عوامل بیرون پارلمانی داشت.

در قسمت ساختن قوانین باید بگویم که قوانین ساخته شده تا حد زیادی قناعت بخش است. میتوانیم بگوییم که در تمام قوانین دید جنسیتی نقش خودش را داشته و تفکیک بین مرد و زن در مکلفیتها و صلاحیتها صورت گرفته است.

مثلا در قانون محابس و توقیف خانهها که در این قانون بسیاری از چیزهای که در گذشتهها دررابطه به زنان پیش بینی نشده بود پارلمان سیزدهم در قانون جدید محابس آن را پیش بینی نموده است. به همین ترتیب تقریبا اگثر قوانین تصویب شده دید جنسیتی خودش را با توجه به طبع و ظرفیتهای مردان و زنان در جامعه، داشته است.»

خانم گوفی دلیل این امر را در حضور 68 خانم در این دور از پارلمان دانسته و تأکید نمود که دقیقا تلاشهای این تعداد از اعضای پارلمان و تعدادی از چهرههای مدنی از جمع برادران عضو پارلمان بودند، که سبب شد تا این دیدگاه در تمام قوانین تصویب شده رعایت گردد.

در ادامه این بحث خانم کوفی اضافه نمود:

«طبعاً در کنار این قوانین قوانینی هم تصویب شد که بحث حقوق مدنی و شهروندی را که قانون اساسی کشور تسجیل نموده است نادیده میگیرند. قانون معافیت از جرایم جنگی چندین دههی گذشته و قانون احوال شخصیه اهل تشیع قبل از اصلاح از این جمله بودند که بعدها خوشبختانه با تلاش تعدادی از شخصیتها و نهادهای مدافع حقوق زنان، در مورد قانون احوال شخصیه اهل تشیع اصلاحاتی مفیدی بهوجود آمد.»  

به گفتهی خانم کوفی: «مشکل عمدهی که در تصویب قانون عفو وجود دارد در مرحلهی اول این است که در این قانون مسئلهی حقالعبد نادیده گرفته شده است که مطابق قوانین جزایی کشور مسئله بخشش یا تقاضای حکم مجازات در رابطه به حقالعبدی از صلاحیتهای خود فرد بوده و اوست که صلاحیت دارد مجرم را ببخشد یا تقاضای مجازات برایش کند. ولی در قانون عفو این مورد نادیده گرفته شده و پارلمان سیزدهم آن را نادیده گرفته و از طرف خود تمام کسانی را که در جریان سالهای متمادی، نسبت به مردم کشور جفا نموده و حقش را نقض نموده است مورد عفو قرار داد.»

خانم کوفی ادامه میدهد:

«در نقش نمایندگی به نظر من وکلا تا حد زیادی تلاش نمودند تا ازمردم خود نمایندگی کنند. و مشکلات آن ها را انعکاس دهند. این مشکلات در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مسایل امنیتی، حقوق بشر و عدم تطبیق قانون بودند. که تاحد زیادی در رابطه به این موارد، برخورد نمایندگان مردم خوب بود. حتا در بعضی از موارد نمایندگان مردم تلاش کردند تا تعدادی از اعضای کابینه حکومت را سلب اعتماد نمایند. مثلا وزیر امور مهاجران و وزیر امور خارجه مشخصا در رابطه به جریان اخراج کتلوی مهاجران از ایران سلب اعتماد شدند. اگرچه تصویب پارلمان در خصوص این قضیه کمتر مورد حمایت حکومت قرار گرفت ولی با کاری که پارلمان کشور به دلیل نادیده گرفتن حقوق بشری مهاجران توسط دولت ایران و بیتفاوتی حکومت نسبت به این مورد، انجام داد مسؤولیت خودش را ادا نمود.»

خانم کوفی دلیل عدم حمایت کامل حکومت از این فیصله پارلمان را تداخل وظیفوی دو قوهی اجرائیه و مقننه دانسته میگوید:

«اگرچه گفته میشود نظام حاکم در کشور مطابق به تیوریها، نظام ریاستی واحد متمرکز است که تمام فعالیتهای دولت از مرکز اداره شده و به ولایتها صلاحیت کمتری داده میشود ولی قانون اساسی کشور تعریف دیگری از نظام داده است که مبتنی بر آن نظام حاکم ما نوعی نظام مختلط به نظر میرسد. در نظام تعریف شده توسط قانون اساسی، بخشی از صلاحیتها به پارلمان و بخشی دیگری به رئیس جمهور به عنوان رئیس قوهی مجریه، داده شده است. دراین تعریف رئیس جمهور رئیس قوهی اجرائیه بوده و پارلمان به نحوی در تقابل با حکومت وجود دارد. در نتیجه این تقابل بود که نقش نمایندگی و نظارتی پارلمان در مواردی نادیده گرفته میشد. البته مسکلاتی هم در داخل پارلمان وجود داشت. مثلا پارلمان سیزدهم قادر به این نشد تا گروپهای پارلمانی داشته باشند. نمایندگان مردم هر کدام در برخورد با قضایا به تنهایی تصمیم میگرفتند و در نتیجه پارلمان پراکنده نگهداشته شده و هیچ وقت فرصتی پیش نیامد تا تصامیم گروپی گرفته شود. به همین دلیل توقعات مردم از پارلمان کمتر بر آروده شد که امید وارم پارلمان آینده با درک این مشکل، موفقیتهای بیشتری را در این زمینه داشته باشد.»

در رابطه به قوانینی که مغایر با خواست اکسریت مردم کشور به تصویب رسید مثل قانون عفو و این که چه دلیلی وجود داشت تا شخصیتهای مدافع حقوق بشر در داخل پارلمان و نهادهای مدنی و مدافع حقوق بشر در کشور نتوانست مؤثر واقع شده و کاری را از پیش ببرد. خانم کوفی میگوید:

«به نظر من در پارلمان کشور بسیاری از مسایل که میتواند مربوط به زندگی عادی مردم کشور باشد میتواند رنگ سیاسی گرفته و بزرگ نمایی گردد. در مواردی هم قضایا بگونهی است که  فرصت برای تبارز فهم دینی بعضی افراد فراهم شده و از مسایل به شکل خاصی نتیجه گری میگردد. کسانی اند که واقعیتهای عینی و روز مرهی جامعه را با گرایشهای دینی و مکتبی نسبت داده و تنها به خودش صلاحیت ابراز نظر را میدهند. اگر فرضا کسانی باشند که نظرات مغایر با این دیدگاه داشته باشند بهسادگی تاپه خورده و به جریان سیاسی یا انتخاب شبیه این جریانها، منسوب میگردد. به همین دلیل ابراز نظر برای بعضیها سنگین تمام شده و مشکلات بهوجود میآورد. ما میدانیم که همه مسلمان بوده و در جامعهی زندگی میکنیم که 95% آن مسلمان است. بنا بر این طبیعی خواهد بود که هر شهروند کشور شناخت نسبی و لازم را از دین و مسایل دینی داشته باشند. ولی در میان مردم کسانی هستند که خودش را بیشتر مسؤول احساس کرده و فکر میکنند تنها آنان است که راهرو این راه بوده و صلاحیت ابراز نظر دارند. این فکر به نظر من درست نیست و فکر میکنم در پاسداری از دین و مسایل دینی تمام مسلمانان نقش مساوی دارد. هیچ کسی از دیگری در این مورد برتری ندارد. به همین دلیل است که گاهی اگر دیده شده کسانی دیگری غیر از این افراد در مسایل دینی ابراز نظر می کنند بسیار بهسادگی از طرف چنین افرادی صدمه میبینند. این خود در ذاتش یک خطر بزرگ است. البته باید گفت خوشبختی که در این زمینه وجود دارد این است که فهم مردم ما روز بهروز بهتر شده و به حدی رسیده است که نمیشود از این به بعد با این ادرس بین مردم تجارت کرد.»

یکی از اتفاقهای این دور از پارلمان، واکنش شدید اعضای مجلس نمایندگان در برابر یکی از اعضا و در نهایت محروم ساختن او از عضویت این مجلس بود. خانم کوفی دلیل این اقدام اعضای پارلمان سیزدهم را در رفتار شخصی اعضا دانسته، میگوید:

«من فکر می کنم که در بک مورد مشخص که در پارلمان گذشته اتفاق افتاد، بیشتر برخورد شخص تأثیر گذار بوده است زیرا ماکسانی دیگری را در پارلمان داشتیم و داریم که بالای بسیاری از ارزشها ایستاده شدند، دفاع نمودند، بحث کردند و تابو شکنی نمودند اما همچنان در پارلمان بودند. نه تنها به عنوان یک عضو بلکه به عنوان یک عضو مورد احترام نیز بودند. صدای این افراد همیشه رسا بود و تعدادشان نیز زیاد بود.»

خانم کوفی  در رابطه به استنادهای حقوقی و قانونی این کار میگوید:

«به نظر من هیچ کسی این حق را ندارد که کسی دیگری را از نمایندگی مردم در پارلمان محروم کند ولی خوب است که ما همیشه در اظهارات خود مسؤولانه عمل نموده و بدانیم که در موقفی نیستیم که هرچه دل ما بخواهد و به آدرس هرکسی که خواستیم، بگوییم. ما مخالف آزادی عمل و عقیده نیستیم ولی باید بدانیم که در ابراز نظرهای خود اصل و مقرره را رعایت کنیم. نمیشه هرچه را که خواستیم بگوییم و هرکاری را که بلد بودیم، انجام دهیم. بدون این که تبعات مفنی آن را فکر نموده باشیم.»

داکتر جعفر مهدوی کاندیدای برنده اعلان شده در لیست ابتدایی انتخابات پارلمانی دور چهاردهم، پارلمان دور سیزده را ضعیف تعریف نموده میگوید:

«در ارتباط به عمل کرد پارلمان گذشته واقعیت این است که این پارلمان علاوه بر موفقیتهای که داشته، ضعفهای بسیار کلانی را نیز داشته است.

از دید من پارلمان گذشته اولین پارلمانی است در طول تاریخ پارلمانی از طریق یک انتخابات آزاد و ملی، بدون اعمال نفوذ حلقات دولت و آحاد قدرت در کشور، بهوجود آمد و نفس وجود این نهاد به عنوان یکی از بخشهای مهم دستگاه حاکمیت که مسؤول مستقیم تدوین و تهیه مواد حقوقی و تعیین کننده پالیسیهای کلان در زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردم کشور است، یک دست آورد مهم و تاریخی برای عبور از تاریخ سیاسی گذشته در جهت رسیدن به وضعیت سیاسی جدیدی که بتوانیم در آن به صلح و ثبات دست یابیم،  به حساب میآید.

اما به عنوان اولین تجربه ما میتوانیم بگویم که متأسفانه پارلمان گذشته با ضعفها ومشکلاتی بسیار جدی مواجه بود. به عنوان مثال اگر ما وظایف عمدهی پارلمان را در سه حوزهی تدوین مواد قانونی، نمایندگی از طرف مردم یا تمثیل مطالبات آنها و نظارت بر عملکرد حکومت، خلاصه کنیم، به باور من در هرسهای این حوزهها مشکلات جدی وجود اشته است.

در ارتباط با تدوین مواد حقوقی و قانونی به دلیل پایین بودن سطح سواد اکثریت از اعضای پارلمان سیزدهم متأسفانه باید گفت که سطح درک از مسایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در پارلمان بسیار ضعیف بوده و به همین دلیل نتوانست دستآوردهای کلان و خوبی را داشته باشد و تعدادی از قوانین را که تصویب نمود دارای مشکلات بسیار جدی است یکی از قوانین قانون انتخابات است که مشکلات بسیار جدی دارد. قانون عفو نیز مشکلات خاص خودش را به خصوص از لحاظ حقالعبدی دارد.

در رابطه به تمثیل از مطالبات موکلان نیز مشکلاتی وجود داشت. ما شاهد بودیم که وکلا یا نمایندگان مردم کمتر در جهت خواستهها و توقعات موکلانشان، فعال بودند. بیشتر وکلا وقتی که وارد خانهملت شدند به قولها و وعدههای که به مردم داده بودند متأسفانه کمتر عمل نمودند و رابطهیشان را با موکلانشان قطع کردند.

تا جای که خواستهها و مطالبات پارلمان کشور در مواردی از خواستهها و مطالبات مردم فاصلههای جدی گرفت.

مواردی هم وجود داشت که پارلمان سیزدهم اسیر یک سلسله باندبازیها و معاملهگریهای سیاسی گردید که با منافع مردم و آحاد جامعه، نمیتوانست سازگار باشد.

درامر نظارت بر عملکرد حکومت متأسفانه نیز مشکلاتی وجود داشت که هم دستگاه حکومت کوشش میکرد تا بجای اصلاح اداره و شفاف ساختن فعالیتهای دستگاه حکومتی از وجود افراد و عناصر غیر متخصص و ناسالم در پارلمان استفاده نموده، بروکراسی فاسد و کهنهی حکومت را تقویت بخشیده و در رابطه به عملکردش بیتوجه برخورد نماید. و هم تعدادی در داخل پارلمان بودند که به عنوان اپوزیسیون در پارلمان عمل نموده و بدون شناخت جدی و عمیق از جایگاه خودشان تلاش مینمودند تا متناسب با خواستهها و عقدههای ذهنی خودشان در جهت تصفیه حسابهای باندی و جناحی عمل کنند. ما میدانیم که اپوزیسیون در هر نظامی به عنوان یک منتقد قانونمند و سالم، بخشی از آن نظام به حساب میآید. اما در کشور ما اپوزیسیون بگونهی عمل میکند که به نظر میرسد در صدد براندازی نظام میباشد. متأسفانه دولت هم نتوانست فضای را ایجاد کند که در درون آن، هم طرفداران دولت و هم مخالفان دولت بتواند بحث خودشان را مطرح نموده و آزادانه نقد نمایند. همیشه دولت کوشش نمود تا از راههای غیر قانونی با داشتن تعدادی از اعضای پارلمان در کنار خودش، خواستهها و آرزوهایش را عملی نماید. همچنان از این طرف اپوزیسیون نیز تلاش نمود تا کارکردها و دستآوردهای مثبت حکومت را نیز انکار کند.»

 

رابطه بین پارلمان و حکومت

رابطه بین حکومت و پارلمان بحث دیگری است که مبتنی بر باورهای عینی هرکز نوانیست شکل درست و قانونی خود را گرفته و با ملاحظهی تفکیک قوا عملی گردد.

خانم کوفی با دید غیر رضایت مندانه از این رابطه میگوید:

«پارلمان سیزدهم تا آخر نتوانست جایگاه و موقعیت اصلی خود را در رابطه به حکومت بدست بیاورد. به همین دلیل مواردی وجود دارد که حکومت نسبت به فیصلههای پارلمان بیتوجه بوده و به آن عمل ننمود. مورد سلب اعتماد از وزیر امور خارجهی پشین توسط پارلمان و عدم حمایت حکومت از این تصمیم، یکی از نمونههای چگونگی رابطه بین پارلمان و حکومت است.»

خانم کوفی دلیل این کار را در عدم موجودیت فراکسیونهای پارلمانی تعریف نموده و تلاشهای بیرونی به هدف پراگنده نگهداشتن پارلمان کشور را مقصر دانسته، میگوید:

« در داخل پارلمان نبود یک سیستم حزبی باعث شده بود تا ما پارلمانی را داشته باشیم که نتواند نقش نظارتی خود را در رابطه با حکومت درست انجام دهد، بدلیل این که در وقت انتخابات مردم کشور از احزاب سیاسی نظامی گذشته با توجه به کارهای که در جریان تقریبا سه دهه تجربه نموده بودند، حمایت ننمودند و همچنان سیستم رأی واحد غیر قابل انتقال در وقت انتخابات که باعث میشود تا نمایندگان مردم خودش را مستقیم و بدون موجودیت کتلههای حزبی و گروپی نمایندهی مردم دانسته و مسؤولیتش را تنها در رابطه با مردم تعریف میکنند. باعث شدند تا گروپهای پارلمانی ایجاد نشده و سیستم حزبی در داخل پارلمان شکل نگیرد. همچنان باید گفت که متأسفانه تلاش آنچنانیای که باید در داخل پارلمان در جهت تشکیل فراکسیونهای پارلمانی میشد، نشد. اگر گاهی تلاشهای محدودی هم وجود داشت عوامل بیرونی که حکومت میتواند یکی از آنها باشد، مانع آن شد تا به ثمر برسد.»

نفوذ حکومت در پارلمان بحثی دیگری است که گاهی به ادرس پارلمان سیزدهم گفته میشود. نظر خانم کوفی را در این زمینه پرسیدم وی گفت:

« من بااین مسئله موافق نیستم. در این شک نیست که حکومت تلاش زیادی کرد تا پارلمان را به یک پارلمان بلی گو و خاموش تبدیل کند ولی فراموش نباید کرد که قویترین چهرهها و شخصیتها در پارلمان حضور داشتند که آزادانه ایستاد شدند و از ارزشهای ملی و مردمی دفاع نمودند و خطر را پذیرفتند. کسانی بودند که بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی را با قبول ریسک یا خطر مطرح نمود. مسایلی که در تاریخ افغانستان بیثابقه بودند. طرح مسایل ملی و مسایل کلانی که در پارلمان سیزدهم صورت گرفت به نظر من با توجه به تاریخ پارلمان در کشور از مهمترین کارهای بوده که به نظر پارلمان سیزدهم را به عنوان یکی از قویترین پارلمانها در تاریخ پارلمانی کشور معرفی میکند. ولی در این شکی نیست که حکومت و حتا حلقات سیاسی بیرون از حکومت تلاش نمود تا ما نتوانیم یک پارلمان کاملا مستقل و قوی را داشته باشیم. با آن هم کارهای دو سال آخیر پارلمان که نمونهی عینی آن در 17 نفر از اعضای معرفی شده کابینه اخیر میباشد، یک کار واقعا عظیمی است که بیاد تاریخ خواهد ماند. کاری که بدون سازماندهی قبلی انجام شده و بیان گر استقلالیت فکری وکلا محسوب میگردد.

 

نقش پارلمان در تقویت ظرفیتهای وحدت ملی

پارلمان یکی از ظرفیتهای مهم تقویت مبانی و فرصتهای وحدت ملی در هر نظام و کشوری محسوب میگردد. اینکه پارلمان دور سیزدهم چقدر توانسته است در این زمینه موفق عمل کند، به نظر خانم کوفی مشکلات زیادی وجود داشته که باعث گردیده تا پارلمان دور سیزدهم هیچ موفقیتی را در این راستاه نداشته و در مواردی حتا باعث شده است که مشکل بیشتر گردد. خانم کوفی ادامه میدهد:

«پارلمان افغانستان در پیوند با ذهنیتها و باورهای منفی قومی، مذهبی و زبانی که در روابط بین مردم کشور در جریان سالهای جنگ و خشونت ببار آمده بود نه تنها کار مهمی در راستای از بین بردن این باور ها نتوانست بلکه در مواردی باعث شد تا ذهنیتهای این چنینی در روابط بین مردم کشور جدیتر شده و مردم بیشتر تحریک گردند.

خانم کوفی تأکید نمود:

«متأسفانه این یک واقعیت است که تصمیمگیریها در پارلمان سیزدهم مبتنی بر منافع قومی، مذهبی، زبانی و حتا منطقه و لایت صورت میگرفت و یکی از عوامل عمدهی این واقعیت تلخ برمیگردد به دورهی که حکومت موقت جایش را به حکومت انتقالی داد. در این حکومت کابینه با معیار قومی و مذهبی شکل گرفته و به نحوی مرز بین اقوام و مذاهب برجسته شد. همچنان عوامل تاریخی نیز وجود دارد که باعث شده تا چنین ذهنیتی در پارلمان سیزدهم وجود داشته باشد.

موضوع عدالت اجتماعی و برخوردهای غیر عادلانه حاکمیتهای گذشته ریشه در تاریخ این کشور دارد.

همچنان عوامل هم در جریان هشتسال گذشته وجود داشته که این مسئله را قوت بخشید. در داخل پارلمان معیار شخصیت و انسان مدار که در آن قضاوتها مبتنی بر تخصص و شایستگی باشد بوجود نیامد. معیارهای سیاست در پارلمان کشور، بیشتر مسایل قومی شخصی و سمتی بود. یکی از عوامل که در برخورد با حکومت پارلمان نمیتوانست موفق باشد همین مسئله بود. چون از طرف حکومت هم این مسئله مهم جلوه داده میشد. در تعیین کابیه و تقسیم بندی های وزارت خانهها به اقوام که متأسفانه عمدتا ضعیفترین افراد برگزیده میشد، این امر کاملا مشهود به نظر میرسید.

مثلا وقتی کابینه به پارلمان معرفی میشد اشخاص معرفی شده بیشتر از همه در میان اعضای پارلمان به کسانی امیدوار بود که از لحاظ قومی به آنهای وابستگی داشتند. و تعامل اعضای پارلمان نیز در مواردی این واقعیت را تقویت مینمود.

به نظر من آنچه را که ما امروز در پارلمان کشور در رابطه به اختلافات قومی تجربه میکنیم اول ریشه در تاریخ کشور دارد و بعدا متأثر از عوامل بیرون از پارلمان است. ما میدانیم که در داخل اجتماع نیز این مسئله وجود دارد که ممکن با بیشتر شدن آگاهی مردم این مشکل کمتر گردد ولی در حال حاضر متأسفانه این مسئله در جامعه ما وجود داشته و وکلای که از میان همین اجتماع آمده خواهی نخواهی در بعضی موارداین مسائله را بروز داده و تمثیل میکنند.

البته نباید نادیده گرفت که بعضاً کسانی هم وجود دارد که دوام حضورش را در اجتماع وابسطه به ذهنیتهای این چنینی میدانند. می خواهند رهبر قوم خود باشند تا بزرگ ملت افغانستان. که متأسفانه موجودیت این گونه باورها برای آیندهی کشور خطرات جدی را بدنبال خواهد داشت.»

خانم کوفی شکل گیری احزاب فراقومی و اندیشه محور را مهمترین راه مبارزه با این باور خطرناک میداند.

داکتر مهدوی دیدگاهش در رابطه به این موضع این گونه شروع میکند:

«متاسفانه در کشورما در طول دورههای گذشته جریانها و نهادهای سیاسی دقیقا در مسیر شکافهای اجتماعی بهوجود آمده و شکل گرفتهاند. ما شاهد بودیم که احزاب سیاسی نظامی که در دورههای مقاومت بهوجود آمدند اگرجه داعیه واحدی که جهاد بود، داشتند. ولی تمام این احزاب مشخصا از کتلههای قومی و مذهبی خاصی نشئت میگرفتند.

بعد از نشست بن و سالهای بعد از آن نیز این روند وجود داشته و متأسفانه پارلمان دوره سیزدهم نیز نتوانست خارج از این روند عمل کند.

بنا براین تمام جناح بندیها چه در داخل پارلمان و چه در بیرون از آن خارج از این روحیه نبوده و در قالب همان اندیشه و باور شکل گرفته اند. این واقعیت باعث شد تا پارلمان کشور نیز نتوانست شکل ملی و مدنی که منافع کلان ملت و کشور ایجاب مینمود را به خود بگیرد.

به نظر این روند روی حقوق شهروندی احاد مردم تأثیر داشته و بدون تردید در جامعهی که حقوق شهروندی در آن رعایت نمیشود، طبیعی خواهد بود که مناسبات در آن جامعه نیز مناسبات ملی، مدنی و دموکراتیک نخواهد بود و نتیجتا جناح بندیها نیز قالب خاص خودش را که بیشتر بستر قومی، نژادی و مذهبی را دارد خواهد داشت.

 

تصویب بودجه و پارلمان سیزدهم

توزیع بودجه ملی به خصوص بودجههای انکشافی یکی از موارد است که در سالهای گذشته نتوانسته عادلانه و واقعبینانه باشد. مواردی دیده شده است که یکی از ولایتهای کشور با آنکه به دلایل مختلف مثل مشکلات امنیتی و غیره ظرفیت کمتری برای پذیرش بودجه را دارد ولی بودجهی بیشتری به آن تخصیص داده شده است در حالیکه ولایتهای هم بوده است که با ظرفیتهای بهتر و مناسبتری برای پذیرش بودجه سهم بسیار اندکی را بدست آورده است. در رابطه به این موضوع ازخانم کوفی به عنوان یکی از نمایندگان پارلمان سیزدهم پرسیدم. خانم کوفی گفت:

«متأسفانه در جریان چهار سال گذشته توزیع بودجه عادلانه نبوده و همان گونه که گفتید نمونههای زیادی وجود دارد که یکی از ولایتها با آنکه ظرفیت کمتری برای پذیرش بودجه را داشته باشد از سهم عمده و ولایتی دیگری که فرصتهای مناسبتری را دشته است بودجهی کمتری دریافت نموده است که به معنی بیتوجهی و نادیده گرفتن مردم این ولایت است. ولی پارلمان سیزدهم تلاش نموده است تا همیشه مسئلهی انکشاف متوازن را دنبال نماید. تأکید بر این بوده است که بودجه باید به اساس نیاز، نفوس، مساحت جغرافیایی و اولویتهای مردم اختصاص داده شود.

علاوه بر این پارلمان کشور از حکومت خواسته بود تا بودجه را به صورت جداگانه به اساس سهمیهی مشخص ولایتها پیشنهاد نماید. تا حد اقل با این اساس سهمیهی ولایتها مشخص بوده و تا حدودی ضمانتهای اجرایی توزیع عادلانهی بودجه بهوجود آید. اگرچه متآسفانه دیده شده که حتا بودجههای اختصاص یافته نیز در مواردی به مصرف نمیرسید.

علاوه بر این ما میدانیم که تا امروز فقط 20% از بودجه توسط دولت به مصرف میرسد در حالیکه 80% دیگر این بودجه از طریق سازمانها و نهادهای غیر دولتی به مصرف میرسد. بنا بر این نقش این نهادها و سازمانها نیز در توزیع غیر عادلانهی بودجه مهم است.

از طرف دیگر در سالهای اول، پارلمان سیزدهم اصلا صلاحیت ابراز نظر در مورد بودجه را نداشت و هر پیشنهاد ما در رابطه با بودجه با این استدلال که مثلا برخلاف پالیسی بانک جهانی یا صندوق وجهی پول است، رد میشد ولی با تلاش بیشتر این مشکل رفع گردید اما هنوز پارلمان کشور نقش مهمی در توزیع بودجه ندارد.»

 

انتخابات و پارلمان چهاردهم

نهایتاً پارلمان سیزدهم کشور باتمام کارها، دست آوردها و مشکلات خودش کم کم به پایان کارش نزدیگ شده و چند روزی بعد جایش را به پارلمان چهاردهم که در نتیجه انتخابات 27 سنبله 1389 در حال شکل گرفتن است خواهد داد. از خانم کوفی در رابطه به نحوهی عملکرد و فعالیت دو کمیسیون مستقل انتخابات و سمع شکایتهای انتخاباتی، پرسیدم که در پاسخ گفت:

«عملکرد کمیسیون مستقل انتخابات در مقایسه با سالهای قبل طبعا تفاوت داشت. تقلب ساختاری از طرف کمیسیون سازماندهی نشده بود. تنها چند موردی بود که کمیسیون میتوانست جلوش را بگیرد، یکی از این موارد عدم ارسال برگههای رأی به قدر کافی در محلات رأی دهی بود که باعث شد در بعضی از مناطق تعدادی زیادی از شهروندان ما از حق رأی محروم گردد. مثلا در برخی از مناطق بدلیل نا امنی برگههای رأی کمتر فرستاده شده بود که به همین دلیل و به هدف ایجاد توازن و جبران، در مناطق امن نیز برگههای رأیدهی کمتر فرستاده شده بود. که البته میشد با دقت بیشتراز طرف کمیسیون جلوگیری گردد.

البته بعضی مشکلات دیگری هم وجود داشت که به نظر من برمیکرده به قانون انتخابات که امیدوارم در پارلمان بعدی با توجه به درک بیشتر از مشکلات و چالشها، قانون انتخابات اصلاح شده و مشکلاتش رفع گردد.

به نظر من تقلب و تخطیهای انتخاباتی بیشتر از طرف خود کاندیداها بوده و کمیسیون در این گونه موارد نقش کمتری داشته است.

اما در مورد کار کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی باید گفت کار این کمیسیون برمیگردد به چگونگی تشکیلاش چون اعضای این کمیسیون از یک دست معرفی شده و توسط رئیس جمهور معرفی شده اند، میتواند متأثر از نظرات رئیس جمهور باشد. در گذشته خوبی و تفاوت این کمیسیون این بود که اعضای آن توسط نهادها معرفی میشد. نه از طرف یک فرد که در مورد کمیسیون فعلی واقعیت دارد.

به نظر من تا امروز عمل کرد کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی چندان شفاف نبوده و بهتر بود تا قبل از اعلان فیصلههای این کمیسیون مشکلات موجود در قضیه با خود کاندیداهای که شکایت مربوط به او میگرد، در میان گذاشته شده و نظر او نیز در رابطه به قضیه پرسیده شود.

ولی تا حال تصمیم گیریهای کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی سری بوده و مردم از چگونگی میکانیزم عمل این کمیسیون خبر نمیشوند. ما میخواهیم عدالت تطبیق گردد و تطبیق آن باید شفاف باشد.»

از پارلمان چهاردهم با توجه به اعلان نتایج انتخابات پارلمانی 1389 میپرسم. خانم کوفی پیش بینیهایش را از پارلمان چهاردهم این گونه توضیح میدهد:

«من نسبت به پارلمان آینده خوشبینم. ما تجاربی را در دور سیزدهم بدست آوردیم که میتواند درک تازه و عینیتری را نسبت به واقعیتهای اجتماعی و شناخت بهتری را از نقاط ضعف و قوت اعضای پارلمان ببار آورذ.

نزدیگ به 60% اعضای پارلمان چهرههای جدید است که میتوانند با طرح و اندیشه جدید وارد پارلمان گردند و مسیر بهتری را برای رشد و تقویت بنیههای دموکراسی در جامعه ما ایجاد نمایند.

اگر چه مشکلاتی هم است که میتواند نگرانیهای را ایجاد کند مثلا تقابل منفی دو قوهی مقننه و مجریه و در نهایت تداخل قوا یکی از مشکلات جدی فرا راه پارلمان آینده است. مشکلی که امیدوارم حل گردد. به نظر من تا زمانی که سیستم یا نظام حاکمیت در کشور سیستم یا نظام حزبی نشده و ما صدر اعظم نداشته باشیم این مشکل همچنان باقی خواهد بود.

اگر با در نظر داشت افرادی که در اعلان نتایج مقدماتی برندهی انتخابات 1389 گردیده اند، پیش بینی کنیم خوشبینیهای جدی وجود دارد. ما متوجه هستیم که در پارلمان آینده تعدادی زیادی از برندهها را جوانان تشکیل میدهند. واین امر میتواند نوید اندیشههای جوان و متفاوت در پارلمان آینده باشد. از طرفی هم ما میدانیم که جامعه در حال تغییر است و امروزه مردم و ملتی را که ما داریم با مردم و ملتی یازده سال قبل متفاوت است و نسبت به مسایل قضاوت بهتر و دقیقتری دارند. رشد فکری و قضاوت درست مردم را در انتخابات اخیر دیدیم و متوجه شدیم که عمدتا مردم قضاوت خوبتری را نسبت به کسانی که خود را کاندید نموده بودند دارند. بنا بر این این امیدواری وجود دارد که پارلمان آینده ظرفیتهای بهتری داشته و نسبت به گذشته بهتر عمل خواهد کرد.

همچنان ما میدانیم که با گذشت زمان نیازمندیهای ملی نیز افزایش یافته و مردم کشور توقع بیشتری از نمایندگانشان خواهند داشت. این امر میتواند شرایطی را ایجاد کند که نمایندگان ملت بیشتر از پیش در تلاش ایجاد تغییر و اصلاحات اساسی و بنیادی بوده و جدی تر عمل کند.

داکتر جعفر مهدوی نظرش را در رابطه به انتخابات پارلمانی 1389 و پارلمان آینده اینگونه اظهار داشت:

«انتخابات پارلمانی 1389 نسبت به موارد مشابه در کذشته تفاوت و امتیازات خودش را داشت. به نظر من این انتخابات یک برنامه موفق بود. با توجه به این که برگزاری یک انتخابات صددرصد شفاف و خالی ازتقلب در هیچ جای دنیا ممکن نیست و با توجه به واقعیت جامعهی ما، برگزاری این انتخابات یکی از دستآوردهای مهم به حساب میآید. باید قبول کنیم که ما در انتخاباتهای گذشته با چالشها و مشکلات جدی و سطح بالای از تقلب مواجه بودیم ولی انتخابات آخر تا حد زیادی استقلال خودش را از نفوذ حکومت و حلقات سیاسی نشان داد.

البته مشکلاتی هم وجود داشته و در موارد تخطی های انتخاباتی هم بوده ولی در یک نگاه کلی انتخابات پارلمانی 1389 یک حرکت مثبت و امیدی برای تداوم رفتارها و نهاد های دموکراتیک در کشور است.

در رابطه به پارلمان آینده هنوز پیش از وقت خواهد بود که بتوانیم در موردش حرف بزنیم ولی به نظر من با توجه به این که تعداد بالاتر از نیمی کسانی که در اعلان نتایج مقدماتی انتخابات، برنده اعلان شده اند، چهرههای تازه و جوان به نظر میرسند، میتواند نوید خوبی بوده و امید وارکننده باشد. امیدوارم با توجه به تجارب گذشته بتوانیم پارلمانی موفقی را داشته باشیم.

به نظر من یک ماه اول شروع بکار پارلمان میتواند تمام آینده چهارسالهی این پارلمان را رقم زند.اگر در یک ماه اول بتواند موفقانه عمل نموده و فراکسیون های پارلمانی به شکلی ایجاد گردد که در راستا تداوم چالشهای گذشته نباشد و مسیر جدید را در برابر مردم کشور بگذارد، این امیدواری وجود دارد که پارلمان آینده در تمام دوره زمانی خود بتواند موفق باشد. به همین ترتیب اگر احساس نمودیم که جناح بندیهای و زدوبندهای پارلمانی همچنان در راستای شکافهای سیاسی و اجتماعی گذشته باشد به نظر من نمیتوانیم تصور کنیم که پارلمان آینده بتواند بهتر از دوره قبلی عمل نموده و موفقیت چندانی را داشته باشد.

 

روز جهانی غذا و وضعیت تغذیه در افغانستان

روز جهانی غذا و وضعیت تغذیه در افغانستان

 

م. ع. بشارت

 

مقدمه:

با تمام کارهای که تا امروز در زمینههای مبارزه با فقر، توسعه اقتصادی، بلند بردن سطح سواد و آگاهی عمومی و صحت به هدف تأمین مصئونیت غذایی، انجام یافته است هنوز هم تعدادی قریب به 20% از مردم جهان، رقمی در حدود 925 میلیون نفر به خصوص در کشورهای رو به توسعه به غذای کافی دسترسی نداشته و از گرسنگی مزمن رنج میبرند این در حالی است که در سال جاری سازمان غذا و زراعت ملل متحد گفته است که در 15 سال گذشته میزان کسانی که به غذای کافی دسترسی نداشته اند از یک میلیارد به 925 میلیون نفر کاهش یافته و دلیل آن بهبودی  دروضع اقتصادی و کاهش قیمت مواد غذایی در جهان است.[1]

در افغانستان نیز گزارشهای تأیید شده نشان میدهد که تقریبا 42% از مردم زیر خط فقر بسر برده و در نهایت از داشتن غذای کافی برای خوردن محروماند[2].

تعداد زیادی از زنان جامعهی ما بدلیل عدم برخورداری از غذای کافی و کمبور عناصر غذایی مورد نیاز بدن، به خصوص در دروان بارداری، نوزادانی با مشکلات ذهنی و بینایی را بهدنیا میاورند.

سالیانه تعداد زیاد از نوزادان به دلیل ابتلا به سوء تغذیه میمیرند و تعدادی هم به بیماریهایی که عدم برخورداری از تغذیه سالم باعث گسترش این گونه بیماریها میگردد، مبتلا شده و جان میدهند.

بهگفتهی خانم نادره حیات معین وزارت صحت عامه، تعداد زیادی از کودکان زیر پنج سال از سوء تغذیه، رنج میبرند. بررسیها مشخص میکند که 54% کودکان به سوء تغذیه مزمن و 5 تا 7 درصد دیگر به سوء تغذیه حاد دچارند[3].

مطالعات پزشکی ثابت نموده است که بدن یک فرد بهطور اوسط در یک شبانهروز حدود 2100 کيلو کالري نیاز دارد. برخورداری از این ميزان کالري که از غذاهای مورد مصرف روزانه خانوادهها بهدست میآید بستگي تام به ميزان درامد و توانايي مالي افراد خانواده دارد. گفته ميشود که تقریبا 61% خانوادهها در کشور  پايين تر از حداقل معيار تغذيه (nutrition) انرژي مصرف ميکنند.

مسلم است که ميزان برخورداری از غذای خوب و سالم، بسته به درآمد و وضعیت اقتصادی هر خانواده است که در جای خود فرصتها و زمینههای خاص خودش را نیازدارد. اشتغال یا فرصتهای کاری، نخستین و مهمترین زمینه برای تقویت وضعیت اقتصادی یک خانواده محسوب میگردد. چیزی که متأسفانه مردم افغانستان با مشکلات زیادی در این زمینه مواجه است. مبتنی بر دريافتهاي تیم نظارت ساحوي کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان 42% از مردم کشور بیکار به حساب میآیند. در بخشی از این تحقیق کمیسیون میخوانیم:

« 57% از مجموع کلي مصاحبه شوندگان گفته اند که کار ميکنند و 42% آنها اظهار نمودند که کار نميکنند. از ميان 57% کساني که گفته اند کار ميکنند، 63.6% اظهار نمودهاند که درآمد روزانه آنها کمتر از 50 افغاني (معادل يک دالر) ميباشد که اين افراد 36.4% کل مصاحبه شوندگان را تشکيل ميدهند. هم چنان حدود 33.6% آنها گفته اند که بيشتر از 50 افغاني (معادل يک دالر) روزانه درآمد دارند. از مجموع مصاحبه شوندگان حدود 36% آنها گفته اند که روزانه کمتر از 50 افغاني درآمد دارند و 19.2% مجموع مصاحبه شوندگان گفته اند که بالاتر از 50 افغاني درآمد دارند. حدود 42% از مصاحبه شوندگاني که پاسخ نداده اند، به دليل احتمالي درامد غير قانوني يا عدم درآمد مايل به دادن پاسخ نبوده اند.»

این در حالی است که مادهی هفتم قانون اساسی، دولت افغانستان را به رعایت و تطبیق تمام اسناد (اعلامیهها، کنوانسیونها، پروتکولها و میثاقها) بین المللی مینماید که به آنها پیوسته است. میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یکی از این اسناد است که دولت افغانستان در سال 1983 میلادی به آن پیوسته و مکلف به رعایت مواد و اصول این میثاق است.

در مادهی یازدهم میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میخوانیم:

«كشورهاي طرف اين ميثاق حق هركس را به داشتن سطح زندگي كافي براي خود و خانواده اش شامل خوراك، پوشاك و مسكن كافي همچنين بهبود مداوم شرايط زندگي به رسميت ميشناسند. کشورهای طرف اين ميثاق به منظور تأمين و تحقق اين حق تدابير مقتضی اتخاذ خواهند کرد و از اين لحاظ اهميت اساسی همکاری بين المللی بر اساس رضايت آزاد را اذعان (قبول) دارند.

كشور هاي طرف اين ميثاق با اذعان به حق اساسي هركس به اين كه از گرسنگي فارغ باشد، منفرداً و از طريق همكاري بين المللي تدابير لازم از جمله برنامه هاي مشخصي به قرار ذيل اتخاذ خواهند كرد:

الف) بهبود روشهاي توليد وحفظ وتوزيع خواروبار با استفاده كامل از معلومات فني و علمي با اشاعهی اصول آموزش تغذيه و با توسعه يا اصلاح نظام زراعتي به نحوي كه حد اكثر توسعه موثر و استفاده از منابع طبيعي را تامين نمايند.

ب) تامين و توزيع منصفانه ذخاير (منابع) خواروبار جهان برحسب نیازمندی با توجه به مسايل (مبتلابه) كشور هاي صادر كننده و وارد كننده خواروبار (غذا).»

همچنان مادهی چهاردهم قانون اساسی مکلفیتهای مشخصی را در رابطه به انکشاف زراعت و مالداری, بهبود شرايط اقتصادی, اجتماعی و معيشتی دهقانان و مالداران و اسکان و بهبود زندگی کوچيان, در حدود بنيهء مالی دولت, تدکر داده و مکلف به طرح و تطبیق برنامههای مؤثر در این زمینه نموده است. ونیز این ماده قانون اساسی به دولت وظیفه میدهد تا به منظور تهيهی مسکن و توزيع ملکيتهای عامه برای اتباع مستحق, مطابق به احکام قانون و در حدود امکانات مالی, تدابير لازم اتخاذ نمايد.  

اینکه دولت افغانستان چه تعریفی از وضعیت تغذیه درکشور دارد و چه کارهای تا امروز به هدف تأمین مصئونیت غذای انجام داده است، در مصاحبهی میخوانیم که با محترم مجیدالله قرار سخنگوی وزارت زراعت، آبیاری و مالداری انجام یافته است. وی در رابطه به وضعیت عمومی تغذیه در کشور میگوید:

«باید اقرار کرد که تا هنوز سرمایه گذاری مهمی در زمینههای بنیادی که بتواند وابستگی ما را از منابع طبیعی مثل بارندگیها کمتر نماید انجام نشده و هنوز هم بارندگی به عنوان یک عنصر تعیین کننده در ایجاد مصئونیتهای غذای در کشور به حساب میآید. هنوز مشکلات زیادی در زمینه تغذیه وجود داشته و کارهای زیر بنایی کمتری انجام یافته است. ولی وزرات امور زراعت، آبیاری و مالداری پروژههای را طرح نموده و در حال تطبیق است که میتواند زمینههای آبیاری مزارع و کشتزارها را به صورت که خیلی وابسته به بارندگی نباشد آماده نموده است. تا امروز به غیر از برنامههای موقتی و کوتاه مدت شامل توزیع آرد یا گندم و سایر مواد غذایی برای افراد مستحق و فقیر توسط WFP و برخی از نهادهای معاونتی دیگر، کار مهم و زیر بنایی در این زمینه انجام نیافته است تا بتوانیم به مصئونیت غذایی در کشور دست پیدا کنیم. ولی دولت افغانستان همان گونه که گفته شد در تلاش است تا فرصت زیربنایی تغذیه سالم در کشور را فراهم نموده و مشکلات موجود در این زمینه را از بین ببرد.»

 

زراعت و آبیاری:

محصولات زراعتی و برنامههای توسعهای آن در سراسر کشور یکی از مهم ترین و اساسی ترین عنصر در تأمین مواد غذایی کافی در سطح کشور خواهد بود. به هر اندازه که تولید مواد غذایی در داخل کشور ضمانت شده باشد به همان میزان موضوع تغذیهی سالم نیز ضمانت خودش را خواهد داشت. مجیدالله قرار از کارهای که تا کنون توسط وزرات امور زراعت، آبیاری و مالداری انجام شده است صحبت نموده میگوید:

«وضعیت امروز تولید و تهیه مواد غذایی درکشور ما وابستگی تام به بارندگیها داشته و به همین دلیل در سال گذشته ما توانستیم به نحوی در زمینهی تأمین کندم در کشور به خود کفایی برسیم.

جمعیت امروزی کشور ما نیاز مند حد اقل 2/5 میلیون متریک تن کندم یا آرد است که در سال 2007 ما نیاز مند وارد نمودن تقریبا دو میلیون متریک تن کندم از خارج کشور بودیم ولی در سال گذشته بدلیل بارندگیهای زیاد میزان تولید گندم به پنج میلیون متریک تن بالا رفته و نیاز اندگی به تورید وجود داشت. در سال جاری نیز با آن که نسبت به سال 2009 محصولات زراعتی ما کمتر شده است ولی نسبت به سالهای قبل در حدود 11% افزایش تولید در محصولات گندم داشته ایم که به 5/4 میلیون متریک تن گندم خواهد رسید بنا براین فقط به هشتصد هزار متریک تن کندم نیاز داریم که از خارج کشور وارد نماییم.

ما در سال 2007 فقط یک میلیون هکتار زمین را زیر کشت گندم داشتیم ولی این میزان در سال 2009 به سه میلیون رسید. که در جای خود نوعی رشد را نشان میدهد.»

البته باید گفت؛ گندم تنها عنصری نیست که در تغذیه کامل یا سالم مورد نیاز باشد. طبیعی است که در کنار گندم مواد مثل حبوبات، کوشت، میوه، آب سالم و صحی و سایر مواد غذایی از موارد دیگری است که موجودیت آنها در رژیم غذایی سالم و کامل حتمی و قطعی است. آقای قرار در رابطه به نیازمندی مردم به سایر مواد غذای غیر از گندم میگوید:

«هدف اصلی دولت افغنستان و به خصوص وزارت امور زراعت، آبیاری و مالداری این است تا مصئونیت غذایی در کشور بهوجود آمده و مردم و خانودهها از لحاظ تغذیه سالم مشکل نداشته باشد. که از گندم فقط به عنوان یک عنصر مهم یاد آروی شده است. ما برنامههای مشخصی را در رابطه به تهیهی سایر مواد غذایی داریم. و شرکتهای خصوصی بیشترین نقش را در این زمینهها به عهده دارند.

به همین دلیل اولین و مهمترین کار عملی ما برنامه زیری در زمینه آبیاری و آبرسانی امور زراعتی در کشور است. ما تلاش نمودیم تا تمام کشورها و نهادهای حمایت کننده را متقاعد سازیم که در این زمینه با ما همکاری داشته و سرمایهگذرای نمایند. تا بتوانیم بدون آسیب پذیری از خشک سالیها که متأسفانه در کشور ما زیاد دیده شده است مواد غذای مورد نیاز خود را تأمین نموده و به نحوی به مصئونیت غذایی دست یابیم.

این موضوع در کنفرانس کابل با جدیت مطرح شد و تلاش صورت گرفت تا حمایت مالی لازم را در این زمینه با خود داشته باشیم.»

آقای قرار سخنان خود رادر رابطه به تکمیل پروزههای آبیاری در کشور ادامه داده میگوید:

«تاهنوز کار مطالعاتی یکصد بند تکمیل شده و تعدای هم تا امروز دیزاین شده است. و ما امیدواریم تا آخر سال بتوانیم کار تعدادی از این بندها آبی را به هدف آبیاری زمینهای زراعتی آغاز نماییم.»

سخنگوی وزارت امور زراعت، آبیاری و مالداری میگوید:

«در سال جاری ما برنامهی را در زمینه ترویج زراعت خشکه یا للمی نیز داشتیم که بدون تردید با توجه به محدودیتهای جدی دسترسی به آب، مهم و اساسی خواهد بود.»

 

حمایت از دهقانان:

حمایت از دهقانان برنامهی دیگری است که وزارت امور زراعت،آبیاری و مالداری کشور برنامههای خاصی را در این زمینه روی دست دارد. در این برنامهها کوشش شده تا با توزیع تخمهای اصلاح شده و کود کیمیاوی بین دهقانان، سطح تولید محصولات زراعتی بالا رفته و در نهایت به برنامههای مصئونیت غذایی توسعه داده شود. اقای قرار در رابطه به این موضوع میگوید:

«ما برنامههای مشخصی را در زمینهی حمایت دهقانان با توزیع تخم اصلاح شده و کود کیمیاوی داشته ایم که در سالهای آخر مورد توجه وزارت امور زراعت، آبیاری و مالداری است. در سال گذشته ما توانستیم در حدود سی هزار متریک تن تخم اصلاح شده و نود هزار متریک تن کود کیمیاوی برای دهقانان توزیع نماییم.»

خریداری محصولات زراعتی دهقانان و ذخیره سازی آن در سیلوها توسط دولت برنامهی دیگری است که به گفتهی آقای قرار به هدف حمایت و تشویق دهقانان کشور انجام یافته است. او میگوید:

«در سال گذشته ما توانستیم در حدود هفتاد هزار متریک تن کندم از دهقانان خریداری نموده و در سیلوها ذخیره نماییم. کاری که میتواند در ذات خود روی مصئونیتهای غذایی تأثرگذار باشد.»

 

مالداری:

رشد مالداری در کشور بخشی دیگری از برنامههای دولت است که یکی از اهداف مهم آن کمک به برنامهی مصئونیت غذای است. سخنگوی وزارت زراعت، آبیاری و مالداری در این زمینه میگوید:

«ما می دانیم که در سالهای جنگ میزان مالداری در کشور به نصف کاهش پیدا کرده و برنامههای خدماتی در این بخش کاملا از بین رفته بود. در جریان نه سال گذشته ما توانستیم کارهای مهمی را دراین زمینه انجام دهیم تا بتوانیم به شکل مؤثرتری مصئونیت غذایی را در کشور بهوجود آوریم.

ما فارمهای مالداری را به کمک بخش خصوصی ایجاد نموده و مراکز صحی حیوانی که تعداد آنها به 700 مرکز در سراسر کشور میرسد ایجاد نمودیم.»

 

باغداری:

توسعهی باغداری و وفور میوهها در بازار و کشور، عنصر دیگری است که دسترسی مردم به مواد ویتامینی را بیشتر نموده و کمک مهمی در جهت مصئونیت غذایی خواهد بود. فعالیتهای انجام شده در این زمینه توسط دولت بیشتر معطوف به توسعه باغداری و ترویج درختهای که محصولات بهتر دارند بوده است. اقای مجیدالله قرار در این زمینه میگوید:

«در بخش باغداری در دو سال گذشته ما توانستیم در حدود دو هزار هکتار (هشت هزار جریب) زمین را به باغ تبدیل کنیم که در جای خود کمک بزرگی است برای دهقانان. و از این طریق علاوه بر این که میتوانیم کمک مهمی در تکمیل نمودن عناصر تغذیه نماییم زمینه صادرات میوه را در خارج از کشور نیز فراهم نماییم که در نهایت قدرت خرید دهقانان بالا رفته و تغذیهی بهتر خانوادهها را بهدنبال خواهد داشت.»

اقای قرار ادامه میدهد:

« وزارات زراعت، آبیاری و مالداری برنامههای مشخصی را در رابطه به تحقیقات علمی در مورد غنامندی مواد غذایی داشته و تلاش میکند تا از کشت و تولید مواد بیکیفیت که از غنامندی غذایی کمتری برخوردار است جلو گیری نموده و به جای آن از توسعه و ترویج تولیدات زراعتی حمایت شود که از غنامندی کامل غذایی برخوردار اند. ما برنامههای جدی را دراین زمینه درایم و تلاش بر این است تا کشت محصولاتی ترویج و تبلیغ گردد که از غنامندی بهتری در زمینه مواد غذایی برخوردار باشد مثلا سویابین یکی از محصولات است که کار ها تحقیقاتی آن جریان دارد تا بتوانیم محصول غنی و سالم را داشته باشیم. در این برنامهها سازمان مواد غذایی ملل متحد (FAO) نیز ما را کمک نموده و می کند.»

 

توزیع عادلانهی مواد غذایی در سطح کشور:

توزیع مواد غذای در سراسر کشور موردی دیگری است که میتواند مشکلات جدی را در روند تغذیه سالم و کامل ایجاد نماید. محصولات زراعتی تابع آب و هوا وشرایط خاصی است که نمیتوان تمام محصولات را در هرجای کشور داشته باشیم. بنا براین موجودیت فرصتهای ترانسپورتی و سهولتهای انتقال مواد غذایی از جایی به جایی دیگر برنامهی است که سهم عمده را در تغذیه سالم خواهد داشت. مهم است تا محصولاتی زراعتی در تمام نقاط کشور به شکل مساویانه و عادلانه توزیع شده و زمینه دسترتی تمام مردم کشور به مواد غذای در هر جای کشور فراهم گردد. سخنگوی وزارت امور زراعت، آبیاری و مالداری کشور در رابطه به این موضوع میگوید:

«ما برنامههای توزیع در مناطق دور دست را به شکل کاملا جدی مطرح نموده و از دولت درخواست نمودهایم تا ما را کمک نموده و فرصت توزیع مواد غذایی را در تمام نقاط کشور فراهم نماید. یکی از موارد سرک سازی است که بار بار با دولت و وزارت فواعد عامه در این مورد صحبت شده تا سهولتهای لازم در این زمینه را فراهم نماید.

در کل ما برنامهی مشخصی را داریم که مبتنی بر آن تلاش شده تا فرصت توزیع عادلانه و مساویانه مواد غذایی در سراسر کشور میسر شده و زمینههای دسترسی به محصولات زراعتی در تمام مناطق کشور فراهم گردد.»

 

نتیجه:

در نتیجه با توجه به واقعیتهای عینی جامعه و مشکلاتی که دامنگیر مردم در زمینه ی تغذیه سالم بوده و صحبت جناب مجیدالله قرار سخنگوی وزارت محترم زراعت، آبیاری و مالداری کشور، گفته میتوانیم که هنوز مشکلات جدی در زمینه تغذیه سالم در کشور وجود داشته و مردم از فرصتهای کمتری دسترسی به غذا برخوردارند.

دولت افغانستان با توجه به مکلفیتهای قانونی که دارد برنامههای را روی دست گرفته و تلاش میکند تا مشکل تغذیه در کشور را به شکل بنیادی حل نماید ولی هنوز تمام برنامههای در مراحل ابتدایی قرار داشته و در دراز مدت به نتایج بهتری خواهیم رسید.

سازمانها و نهادهای معاونتی با توجه به برنامههای کوتاه مدت که دارند هنوز نتوانستهاند کار مؤثری را در این زمینه انجام دهند و عمدتا به توزیع مواد غذایی به شکل مقطعی و کوتاه مدت با توجه به نیازمندیهای شدید اکتفا نمودهاند. هنوز نتوانسته اند کاری بنیادی و اساسی را دراین زمینه انجام دهند. کاری که علاوه بر ایجاد فرصت های درآمد بیشتر برای خانوادهها، فرصتهای زیربنایی را در زمینه تولید مواد غذایی در کشور فراهم نماید.

 

 

 

 



[1]  http://www.voanews.com/dari/news/World-Hunger-Decline-102884759.html

 و ماده  سوم اعلامیهی رم (دسامبر 1992)

[2]  سازمان همکاري و توسعهی اقتصادي (OECD)، سروي نظارت بر تطبيق اعلاميه پاريس 2008

[3]  همین مجله، شماره پنجم 1389 (ماه اسد)

انتخابات پارلمانی 1389

انتخابات پارلمانی 1389

 

محمد رفیق راهی (م. ع. بشارت)

 

هنوز چند روزی از آغاز کمپاین (تبلیغات) انتخابات پارلمانی 1389 (دوم سرطان) نگذشته بود که گزارشهای متعددی در رابطه به تخلفهای انتخاباتی، شامل تخلف از مقررات تبلیغات، چاپ غیر قانونی و تقلبی کارت و ارواق انتخاباتی در خارج از کشور و استفاده از امکانات دولتی به نفع برخی از کاندیداها به نشر رسیده و اعتراضهای را به بار آورد.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان یکی از نهادهای بود که با نظارت دقیق و پیگیر تحولات انتخاباتی، طی اولین ماه شروع تبلیغات انتخاباتی، نخستین گزارش حقوق سیاسی خودش را با عنوان «گزارش نظارت از حقوق سیاسی در جریان دور دوم انتخابات پارلمانی» به نشر رساند. همچنان دومین گزارش این کمیسیون بتاریخ 15 سنبله یعنی چند روز قبل از انتخابات به نشر رسید. موارد امنیتی و تأثیرات آن بر روند تبلیغات انتخاباتی، کمبود مراکز توزیع کارت رأی دهی، سوء استفاده از امکانات دولتی به نفع برخی از کاندیداها، چاپ و خرید و فروش کارتهای تقلبی رأیدهی، از مهمترین نگرانیهای این کمیسیون بود که در این دو گزارش، انعکاس یافته بودند.

در بخشی از دومین گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، میخوانیم:

« یافته‌های کمیسیون نشان می‌دهد که افزایش ناامنی در بسیاری از ولایتها، جدی‌ترین نگرانی در قبال برگزاری انتخابات 27 سنبله محسوب می‌شود. از شروع مبارزات انتخاباتی تا اکنون، سه تن از نامزدها در جریان مبارزات انتخاباتی به قتل رسیده و 36 تن (یک نفر از نامزدان، 28 نفر از کارمندان کمیسیون مستقل انتخابات و 7 نفر از اعضای ستاد انتخاباتی نامزدان) اختطاف شده‌اند. در طول این مدت 46 تن زخمی و 29 تن کشته شده‌اند که این افراد نیز به‌نحو مستقیم یا غیر مستقیم با انتخابات و مبارزات انتخاباتی ارتباط داشته‌اند. در بسیاری از مناطق، مخالفان مسلح دولت با پخش شبنامه‌ها مردم را تهدید کرده‌اند که در انتخابات شرکت نکنند.»

تهدیدهای امنیتی دراین مقطع از انتخابات بگونهی محسوس و ملموس مشاهده شده و در بسیاری از ولایتهای جنوب و جنوب شرق و همچنان برخی از ولایتهای غربی کشور، تبلیغات یا کمپاین انتخاباتی با تفاوت زیادی نسبت به سایر ولایتهای کشور، جریان داشت. در این ولایتها ماه اول کمپاین با هراس و ترس از بروز مشکلات امنیتی ادامه یافته و کمتر کسانی از میان کاندیداهای زن، جرئت تصب پوستر و بلبوردهای تبلیغاتیشان را نموده و با هراس و ترس برنامههای تبلیغاتی شان را برگزارمینمودند.

مشارکت زنان به عنوان کاندیدا در انتخابات پارلمانی 1389 بحث دیگری بود که تعدادی از نهادها و سازمانهای مدافع حقوق زن در رابطه به آن واکنش نشان داده و اظهار نظر نموده بودند.

برخی از این نهادها موجودیت نام 406 تن از زنان در میان 2337  کاندیدا که 17.37%  کل کاندیداها را تشکیل میدهد، استقبال نموده و آن را نشانه رشد و انکشاف حقوق زنان در کشور عنوان نمودهاند. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز در این مورد واکنش نشان داده و در نخستین گزارش نظارت از حقوق سیاسی در جریان دومین انتخابات پارلمانی، مینویسد:

«مشارکت زنان در این پروسه ملی، نسبتاً خوب بوده اما بطور قناعت بخش یا متناسب با نفوس زنان نیست.»

عدم اطمینان از وضعیت امنیت شخصی کاندیداهای زن، مشکلات ناشی از عدم آگاهی از نحوه کمپاین (تبلیغات) سطح پایین آگاهی زنان و فقدان ابزارهای مناسب وعدم موجودیت فضای مناسب در متن جامعه به منظور فعالیتهای سیاسی و اجتماعی، از مهمترین عوامل عدم اشتراک بیشتر زنان در انتخابات به عنوان کاندیدا، مطرح گردیده است.

برنامهی توزیع کارت رأیدهی که از ماه جوزای سال جاری توسط کمیسیون مستقل انتخابات آغاز گردیده بود، نتوانست در پاسخدهی به نیازمندی مردم موفق باشد و در روزهای آخر اعتراضاتی را از سوی مردم ببار آورد. تعدادی زیادی از هموطنان ما نتوانست بدلیل عدم ظرفیت کامل این برنامه در سراسر کشور کارت رأیدهی بدست آورده و موفق به شرکت در انتخابات گردند. اگر چه این برنامه تا آخرین روزهای برگزاری انتخابات تمدید شده و ادامه یافت ولی باز هم شکایتهای متعددی از سوی مردم در رابطه به این موضوع از طریق رسانهها مطرح میشد.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در نخستین کزارش نظارت بر حقوق سیاسی در دومین انتخابات پارلمانی کشور، مینویسد:

« فعالیت تیمهای موظف توزیع کارت رایدهی که از تاریخ 22 جوزا آغاز بکار نموده اند، بسیار بطی به پیش میرود و کمیت آنان پاسخگو به تعداد متقاضیانی نیست که به منظور اشتراک در انتخابات پیش روی میخواهند کارت رایدهی بدست آورند.»

بسته شدن بیش از 938 مرکز رأی‌دهی که 2448 محل رأی‌دهی در آن وجود داشت در 25 ولایت کشور یکی از نگرانیهای دیگری بود که در مواردی اعتراض و نارضایتیهای مردم را بدنبال داشت. دلیلی که از سوی کمیسیون مستقل انتخابات در توجیه این کار ارایه شده بود، ناامنی و نگرانیهای گستردهی بود که میتوانست خطر ناک باشند.

مهمترین بخش این برنامه که اعتراضهای تعدادی را بدنبال داشت مسدود شدن تعدادی زیادی از مراکز رأیدهی در ولایتها و مناطقی بودند که خطر جدی امنیتی در آنها وجود نداشت. مثلا 170 مرکز در ولایت دایکندی و تعدادی هم در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی و تعدادی زیادی هم در ولایتهای بدخشان، فاریاب و برخی از ولایتهای دیگر کشور، بدلیل امنیتی مسدود اعلان گردید که آشکارا از امنترین مناطق کشور محسوب میگردند.

طبیعی است که مسدود شدن تعدادی زیادی از مراکز رأیدهی در سطح کشور میزان اشتراک رأیدهندکان را پایین آورده و تعدادی از شهروندان ما را از حق دادن رأی محروم مینماید.

 

27 سنبله؛ روز انتخابات پارلمانی

انتخابات در 27 سنبله روزی که قبلا از سوی کمیسیون مستقل انتخابات، تعیین شده بود برگزار گردید و در این روز از 17.5 میلیون شهروند که کارت شرکت در انتخابات را قبلا بدست آورده بودند، تنها حدود 4.3 میلیون نفر شرکت نموده و به کاندیداهای مورد اعتماد خویش رأی دادند. آماریکه به تاریخ ٣٠ سنبله سال روان، از سوی کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان به نشر رسید، نشان میدهد که٤٣٣٢٨٧١ تن از واجدان شرايط رأيدهى درانتخابات ولسى جرگه ٢٧سنبله 1389 اشتراک کرده بودند، این در حالی است که مطابق اعلان قبلی کمیسیون انتخابات، در انتخابات پارلمانی 1384 بیشتر از شش میلیون نفر و در انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٨٣ نزدیک به 8.5 ميلیون نفر اشتراک ورزیده بودند. با این تفاوت که تعداد کسانی که در این سالها موفق به دریافت کارت رأیدهی گردیده بودند در حدود  12 میلیون نفر میرسید. بنا بر این گفته میتوانیم که در انتخابات پارلمانی 1389 از 17.5 میلیون نفر واجد شرایط رأیدهی فقط 24.5% آنان در انتخابات شرکت نموده بودند ولی در انتخابات پارلمانی 1384 از تقریبا 12 میلیون نفر واجد شرایط رأیدهی 50% آنان در انتخابات شرکت نموده بودند.

مبتنی بر گفتههای اقای احمد ضیا ضیا، رئیس دفتر ولایتی کمیسیون انتخابات در ولایت کابل، از تقریبا 1400000 نفر که کارت رأیدهی بدست آورده بونند، تنها 400000 نفر آنان در انتخابات پارلمانی 1389 شرکت نموده بوند. اقای ضیا عدم اعتماد مردم نسبت به کارکردها و موثریت فعالیتهای نمایندگان پارلمان و مسایل مثل هراس مردم از مشکلات امنیتی را از مهمترین عوامل عدم استقبال گستردهی مردم پایتخت در انتخابات پارلمانی امسال، میداند.

ترس از عملیات انتحاری و یورش گروههای مخالف دولت و تروریستی بر مراکز انتخاباتی، عدم اعتماد مردم نسبت به کارکردها و موثریت فعالیتهای نمایندگان پارلمان و عدم اعتماد به شفافیت و عمل کرد درست کمیسیون انتخابات از مهم ترین عوامل عدم شرکت گستردهی مردم کشور در انتخابات سال جاری است که توسط کارشناسان و تحلیل گران مسایل اجتماعی و سیاسی در رسانهها مطرح گردیدند.

همچنان بسته شدن تعداد نزیک به یک هزار مرکز رأیدهی در سراسر کشور عامل دیگری است که توانست در میزان اشتراک مردم در انتخابات تأثیر گزار باشد.

باید گفت میزان اشتراک رأی دهندگان در سطح کشور متناسب به وضعیت امنیت ولایتها و در دایرهی کوچکتر متناسب به وضعیت امیتنی ولسوالیها و حتا مراکز رأیدهی متفاوت بوده است. بنا بر این در تمام ولایتهای که احتمال خطر وجود داشت استقبال کمتری از طرف مردم صورت گرفته است. همچنان در سطح یک ولایت کسانی بیشتر از انتخابات استقبال نموده اند که در ولسوالیها و مناطق امنتری زندگی مینمودند.

بنا بر این، مواردی در روز انتخابات گزارش شده بود که نشان میداد در بعضی از مراکز رأیدهی تمام اوراق رأیدهی تا حوالی ظهر تمام شده و تعدادی زیادی از مردم در صفوف طولانی، منتظر اوراق رأیدهی بودند در حالیکه در برخی از مراکز دیگر تا آخرین لحظات روز انتخابات، کمتر از پنجصد نفر مراجعه نموده بودند.

نمونهی جالب و قابل توجه این واقعیت در ناحیهی اول شهر کابل کاملا محسوس به نظر میرسید.

در مرکز رأیدهی حسینیه چنداول اوراق رأیدهی تا حوالی ظهر کاملا تمام شده بود در حالی که در مرکز لیسه عالی عاشقان و عارفان که دو محل زنانه و سه محل رأیدهی مردانه داشت فقط 182 نفر (123 نفر مرد و 59 نفر زن) در انتخابات شرکت نموده بودند.

نمونهی دیگری از این واقعیت را در ولایت غزنی متوجه بودیم. مطابق گزارشهای تأیید شده توسط کمیسیون مستقل انتخابات در تمام ولسوالیهای امن این ولایت تمام اوراق رأیدهی تا اوایل ظهر تمام شده بودند در حالیکه استقبال مردم از انتخابات در ولسوالیهای نا امن بهشکل کاملا محسوسی کمتر بوده است.

 

مشکالت امنیتی روز انتخابات

بررغم تأکیدهای مقامهای وزرات خانههای امور داخله، دفاع و ریاست امنیت ملی که پایین بودن میزان واقعات امنیتی را خلاف تصور و پیش بینیهای شان اعلان نمودند، این روز خالی از واقعات امنیتی نبوده و متأسفانه تعدادی زیادی از هموطنان ما قربانی حملات و خشونتهای گروههای مخالف دولت و ترورستی گردیدند. اقای معنوی رئیس کمیسیون مستقل انتخابات در کنفرانس مطبوعاتی که روز 28 سنبله در این رابطه داشت اعلان نمود:

« گزارش های تایید نشدهی به او رسیده است که حاکی از کشته شدن ۲۱ رای دهنده و زخمی شدن ۴۶ رای دهنده دیگر است.»

وبسایت فارسی بی بی سی گزارشی از این کنفرانس را به نشر رساند که بخشی از آن شامل مطالب زیر است:

«رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان گفته است که اجساد سه کارمند ربوده شده این کمیسیون در شمال افغانستان پیدا شده و سیزده کارمند دیگر زخمی شده اند.... فضل احمد معنوی، رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان، در یک نشست خبری گفت که این سه کارمند کمیسیون انتخابات در ولسوالی چمتال در ولایت بلخ ربوده شده بودند.

آقای معنوی گفت که سیزده کارمند دیگر که زخمی هستند، در اثر حملات شورشیان در مناطق مختلف افغانستان در حوادث جداگانه زخمی شده اند.

او افزود که گزارشهای تایید نشده ای هم به او رسیده که حاکی از کشته شدن ۲۱ رای دهنده و زخمی شدن ۴۶ رای دهنده دیگر است.

آقای معنوی همچنین افزود که در روز برگزاری انتخابات ۹۳ مرکز رای گیری در سراسر کشور مورد حمله شورشیان قرار گرفته است. به گفتهی او، شورشیان به ۱۱ کاروان حامل وسایل انتخاباتی هم حمله کردند.

این در حالی است که روز شنبه مقامهای امنیتی افغان و نیروهای ناتو اعلام کردند که دست کم ۱۱ غیرنظامی، سه مامور پلیس و دهها شورشی در روز برگزاری انتخابات کشته شده اند.

رئیس کمیسیون انتخابات در بخشی از سخنان خود گفت که از ۵۸۱۶ مرکز رای گیری که قرار بود در روز برگزاری انتخابات باز باشد، ۵۳۵۵ مرکز به روی رای دهندگان باز بوده است.

به گفته آقای معنوی، ۳۰۴ مرکز رای گیری عمدتا در مناطق جنوبی و شرقی کشور به دلیل تهدیدهای امنیتی بسته بوده و از ۱۵۷ مرکز دیگر هنوز گزارش دقیقی در دست نیست.

این در حالی است که پیش از برگزاری انتخابات اعلام شده بود که ۱۰۱۹ مرکز دیگر به دلیل تهدیدهای بالای امنیتی باز نخواهد شد.»

 

تخطیها و نارساییهای گسترده در انتخابات

نهادهای ناظر و رسانهها گزارشهای متعددی از موارد گستردهی تخطی و تقلب در انتخابات ارایه نموده و بهنشر رساند. یکی از نهادهای ناظر بنیاد آزاد و عادلانه انتخابات افغانستان (فیفا) است که با نشر نتایج مقدماتی ارزیابی خود از انتخابات پارلمانی افغانستان دو روز بعد از انتخابات، گفت: میزان تخطی ها در جریان  انتخابات "گسترده" گزارش شده است. این بنیاد، از انتخابات پارلمانی 1389 با هفت هزار ناظر در سراسر کشور نظارت نموده است.

نارساییهای کمیسیون مستقل انتخابات مورد دیگری بود که توسط این نهاد اعلان شده بود در بخشی از اظهارت این نهاد امده بود:

«حدود یکهزار و پانصد مرکز رأیدهی در روز انتخابات با تاخیر گشایش یافته و نیز در مواردی، رنگ انگشت رای دهندگان که برای جلوگیری از رایدهی دوباره افراد استفاده میشود، از انگشتهای رای دهندگان به سادگی پاک شده است.»

در یافتهای این نهاد نشان میداد که در جریان انتخابات حدود 2000 مورد تخطی و تقلب در 34  ولایت کشور توسط ناظرین این نهاد به سبت رسیده است. استفاده از زور، برخوردهای خشن با رأی دهندگان از سوی قدرت مندان و افراد مسلح، رأی دادن افراد زیر سن قانونی، رأی دادن مردان به نمایندگی از زنان، رأی دادن مکرر یک نفر و پر کردن غیرقانونی صندوقها به نفع کاندیداهای مشخص واستفاده از کارتهای جعلی از عمده ترین موارد این تخطیها بودند که توسط این نهاد ثبت شده بود.

سوء مدیریت، اتهامی بود که توسط تعدادی از کاندیداها نسبت به کمیسیون مستقل انتخابات در یک نشست مطبوعاتی مطرح نمودند.

این نامزدان که عنوان "مجمع مستقل کاندیداهای مجلس نمایندگان در کابل" را به خود داشتند، کمیسیون مستقل انتخابات را متهم نمودند که عمدا بینظمی را در جریان انتخابات راه اندازی نموده است. به گفته این نامزدان کمیسیون مستقل انتخابات در تبانی با شماری از نامزدها و دولت به طور عمدی دست به این بینظمی زده است.

کمبود برگههای رایدهی در برخی از مراکز رایدهی و بسته ماندن تعدادی از مراکز دیگر در مناطق آرام از مهمترین نمونهها و دلایل بینظمی در انتخابات بوده که توسط این مجمع اعلان گردید

«نجلا انجیلا، رئیس مجمع نامزدهای معترض کابل گفت که کمیسیون مستقل انتخابات با افراد متقلب در انجام تقلب دست دارد.

خانم انجیلا گفت: کارهای کارمندان کمیسیون مستقل انتخابات در سایتهای انتخاباتی برنامه ریزی شده بود و تقلبهایی که صورت گرفته، نشان دهنده این است که آنها با تقلب کاران صد درصد دست دارند. تقلبهایی که در بیرون صورت گرفته به داخل کمیسیون میرود و کمیسیون مسائل تقلبی را روی صحنه میآورد و میگوید که این اشخاص برنده هستند[1]

این در حالی است که کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی و کمیسیون مستقل انتخابات در تمام مصاحبههای مطبوعاتی خودشان با تأکید وعده سپرده اند تا با تمام توان از تخلفها و تقلبهای انتخاباتی جلوگیری نموده و به تمام شکایتهای انتخاباتی با درستی و دقت برخورد نمایند. ضیا رفعت عضو و سخنگوی کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی در مصاحبه مطبوعاتی که روز  یک شنبه 18 میزان داشت خبر از دریافت بیش از 4000 شکایت انتخاباتی داده و وعده سپرد که به تمام شکایتهای انتخاباتی رسیدگی خواهد شد. وی تأکید نمود هیچ قضیهی بدون رسیدگی نخواهد ماند و حق هیچ کسی ضایع نخواهد شد. اقای رفعت افزود بیش از 400 کاندیدا به تقلب انتخاباتی متهم هستند که در صورت اثبات اتهام از انتخابات محروم شده و به ارگانهای عدلی و قضایی معرفی خواهند شد. سخنگوی کمیسیون ادامه داد:

«بيش از چهار هزار شکايت از تقلب و تخطيهای انتخاباتي توسط کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی دریافت شده و بيش از دو هزار مورد اين شکايتها جدي است که در صورت اثبات، ميتواند بر نتيجه آرا تاثير بگذارد. 4169 شکايت در دفاتر مرکزي و ولايتي کمبسیون سمع شکايتهاي انتخاتي ثبث و از اين شمار چهار هزار يعني 96 درصد شکايتها اولويت بندي شده است. در نتيجه اين اولويت بندي معلوم شده است که بيش 2213 شکايت يعني 55 درصد شکايات در اولويت الف قرار دارند و تا اکنون در مورد 376 شکايت فيصله صادر شده است.»  

اعتراض علیه تخطی و تقلب در انتخابات

بدنبال تخطیها و تقلبهای که در روز برگزاری انتخابات، گزارش گردید، تعدادی از کاندیداها در برخی از ولایتهای کشور دست به اعتراض زده و با راه اندازی تظاهرات و برگزاری محافل اعتراضی نارضایتیشان از روند برگزاری انتخابات، اعلان نمودند.

تعدادی از کاندیداهای ولایت غور در نشستی مطبوعایت که برگزار نموده بودند از تقلب بالاتر از کسترده در انتخابات پارلمانی در این ولایت سخن گفته و تأکید داشتند که کمیسیون مستقل انتخابات و کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی باید از تقلب، جلو گیری نمایند. یکی از این نامزدان معترض در مصاحبهی با رادیو آزادی گفت:

«دو راه است یکی این که انتخابات دوباره برگزار شود، قوماندان سالار ها و زورمندانی که همیشه ظلم کرده اند نام این ها از لست حذف شود. راه دیگر این است که انتخابات هیچ نباشد و رییس دولت به صورت انتصابی افراد را انتخاب کند.»

گردهمآیی اعتراض آمیز تعدادی از کاندیداهای ولایت کندز، مورد دیگری از این نوع اعتراضها بود که روز پنجشنبه هشتم میزان در شهر کابل بهراه انداخته شده بود. دراین گردهمآیی کاندیداهای معترض خواهان رسیدگی به شکایتهای شان از جانب مقامات مسوول شدند. معترضان تأکید داشتند که تقلبهای گسترده و سازمان یافتهی در این ولایت در روز انتخابات صورت گرفته است. به اذعان آنها مقامات دولتی در امور انتخابات مداخله کرده بودند و صندوقها به وسیلهی افراد پر شده است.

معین مرستیال یکی از نامزدان انتخابات ولسی جرگهء ولایت کندز در مصاحبه با رادیو آزادی اظهار داشت:

« انتخابات آزاد نبود، اکثریت مردم کندز یا در اسارت تهدید طالبان قرار داشتند و یا در گروگان اربکیهای حکومت محلی. انتخابات عمومی نبود. بخاطر که اشتراک کننده گان در کندز زیاده از ده درصد مجموع واجدان شرایط رایدهی نبودند. همچنان سری نبود. بخاطر که نه تنها قوماندانان و تفنگداران کاندیدها، فورمههای رایدهی را خود شان نشانی میکردند، بلکه کاندیدها نیز مصروف خانه پری فورمهها بودند.»

در این گردهمآیی کاندیداهای معترض ولایت کندر تأکید نمودن که آنها 123 شکایت کتبی و 300 شکایت شفاهی را در این رابطه به کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی، تسلیم کرده اند.

همچنان هفتاد تا هشتاد نفر از کاندیداهای معترض بر روند انتخابات در ولایت بغلان همراه با جمعی از هوادارانشان دست به تجمعات اعتراض آمیز زده و صبح روز جمعه نهم ماه میزان دست به تظاهراتی زده و در آن خواهان انتخابات مجدد و به محاکمه کشانیدن کسانی شدند که در انتخابات تقلب نموده اند.

معترضان شعار میدادند که باید به شکایتهای آنان رسیدگی شده و از تقلب جلوگیری صورت گیرد درغیر این صورت نسبت به کمیسیون مستقل انتخابات و حاکمیت دولت، کاملا بیباور خواهند شد.

 

برخورد با تخلف و تقلب

بتأسی از گزارشها و اعتراضهای گسترده مبنی بر تخلف و تقلب در انتخابات، کمیسیون مستقل انتخابات نیز به تخلفهای گسترده در روند انتخابات اعتراف نموده و وعده سپرد تا به تمام موارد تخلف و تقلب در انتخابات رسیدگی نموده و تمام کسانی را که به نحوی در تخلف و تقلب انتخاباتی سهیم بودهاند، به کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی معرفی نماید. فضل احمد معنوی در یکی از کنفرانسهای مطبوعاتی خود در 16 میزان در حالیکه از معرفی تعداد نزدیک به 180 کاندیدای متخلف و تعدادی زیادی از کارمندان کمیسیون انتخابات و مسؤولان امینتی به کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی سخن میگفت وعده داد که بر تصمیم گیریهای کمیسیون مستقل انتخابات زر و زور تاثیری ندارد.

تا روز 17 میزان 1389 کمیسیون مستقل انتخابات آرای 442 مرکز رایدهی را در سراسر کشور بیاعتبار اعلان نموده و آرای مربوط به این مراکز را قرنطین نمود. این کمیسیون همچنان دستور بازشماری 828 مرکز رأیدهی را نیز صادر نموده است. 171 نفر از کاندیداها به کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی معرفی شده و رئیس این کمیسیون وعده داده است تا تمام موارد مشکوک در انتخابات را بررسی نموده و متخلفان را به کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی معرفی نماید. اقای معنوی دراین کنفرانس مطبوعاتی گفت:

«کمسیون هیچ گونه مصلحت را به هر قیمت که باشد نمیپذیرد. بعضی از کاندیدان که مراکز مربوطهی شان بیاعتبار شناخته شده، هر کدام تلاش میکند که از وسایل مختلف استفاده کرده، اگر بتوانند کدام تجدید نظر در مورد صورت بگیرد. هر کسی که نسبت به تصمیم کمسیون مستقل انتخابات شاکی باشد، به کمسیون شکایات انتخاباتی مراجعه کند، کمسیون شکایات انتخاباتی میتواند موضوع که مورد قبول شان نباشد، به آن دوباره رسیدگی کند[2]

گفتنی است که تمام مراکز رأیدهی در سراسر کشور به 5816 مرکز میرسید و دلیل باطل اعلان شدن آرای 442 مرکز مشکوک بودن این آرا و تقلب در آنها خوانده شده است.

کمیسیون مستقل انتخابات اعلان نموده است که به زودی مسولان مراکز رای گیری که آرای آنها بیاعتبار شناخته شده است، برای بازجویی به کابل فرا خوانده خواهد شد.

فضل احمد معنوی میگوید:

«مرکزی که آرایش باطل اعلان شده به طور طبیعی اگر رئیس محل و مامور محلی انتخابات گزارش قضیه را داده باشد، میتواند دلیلی بر برائت شان باشد، اگر گزارش نداده که مسئولیت متوجه شان است. در این صورت باید پرسیده شود که آیا زور بر آنها تاثیر داشته یا زر؟ معامله ای وجود داشته یا نه؟ جدا به این گونه قضایا رسیدگی خواهد شد.»

 

نتیجه

انتخابات پارلمانی 1389 با تمام مشکلات و چالشهای که در برابرش از لحاظ امنیتی و ... وجود داشت در تاریخ معینه (27 سنبله) برگزار شد. در روند این برنامه مشکلاتی هم رونما شد که شامل مشکلات امنیتی، تخلفها و تقلبهای انتخاباتی شامل آن میگردد. اعتراضهای هم بهوجود آمد که در ان تعدادی از کاندیداها با ابراز نارضایتی از روند انتخابات بهخصوص تخلف و تقلب در روز رأیدهی، خواهان رسیدگی کمیسیون انتخابات و کمیسیون سمع شکایتهای انتخاباتی به شکایتهای شان شدند.

خوشبینیهای که تا امروز نسبت به این روند بهوجود آمده است در مجموع نشأت گرفته از تصمیم قاطع و جدی کمیسیون مستقل انتخابات مبنی بر برخود شدید با موارد تخلف و تقلب انتخاباتی است این تصمیم کمیسیون مستقل انتخابات این ذهنیت را تقویت میکند که حق کسی ضایع نخواهد شد و تمام کسانی که دست به تخلف و تقلب در انتخابات زده اند، مجازات خواهند شد.

این تصمیم کمیسیون مستقل انتخابات که امیدواریم تا آخر پروسه با جدیت و عادلانه بهپیش رود، نشان داد که روند دموکراسی در کشور رو به تکامل بوده و فریبکاری و تقلب در محور زور و زر جایش را به حرکتهای مردمی، دموکراتیک؛ مدنی و وطندوستانه خواهند داد.



[1]  وب سایت فارسی بی بی سی چهارشنبه 29 سپتامبر 2010 - 07 مهر 1389

[2]  وب سایت رادیو آزادی 17/7/1389

حق داشتن سواد و مبارزه با بیسوادی

حق داشتن سواد و مبارزه با بیسوادی

 

م. ع. بشارت

 

ورد:

یونسکو؛ دفتر علمی و فرهنگی ساز مان ملل‎ متحد، 7 ماه سپتامبر برا بر با 16 سنبله را روز جهانی مبارزه با بی‌سوادی نامگذاری نموده است.

سواد از دید این دفتر؛ داشتن توانایی خواندن و نوشتن نزد افراد، تعریف گردیده است. 

مهمترین شاخص رشد در یک جامعه، میزان بهرهمندی مردم آن جامعه از سواد یا توانایی خواندن و نوشتن بوده و مبارزه با بیسوادی علاوه بر اینکه اولین گام در راستای توسعهی فرهنگی یک جامعه، محسوب میگردد از ویژهگی و اهمیت خاصی در خوزههای اجتماع، اقتصاد و سیاست برخوردار است.

جریان روبهرشد اذهان عامه در یک جامعه و بالا رفتن میزان سواد افراد، رویکرد قطعی آن جامعه را به طرف توسعه و انکشاف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نشان میدهد.

جامعه باسواد فرصتهای بهتر تـوسعـه‎ اقتـصادی،‎ اجـتمـاعـی‎ و فرهنگی را در اختیاز داشته و از تواناییهای قابل توجهی در امر مبارزه با‎ فقـر و در مجموع مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار است.

آمار منتشره از طرف یونسکو در سال گذشته، نزدیک به هشتصد میلیون نفر بیسواد را در سراسر جهان نشان میدهد.

اهمیت سواد در زندگی اجتماعی باعث شد تا در سپتامبر ‌٢٠٠٠ میلادی رهبران جهان، اعلامیه هزاره را تصویب نموده و متعهد شوند که ملت‌هایشان تا سال ‌٢٠١٥ میلادی، بتوانند به آموزش همگانی دست‌یابند[1].

 

حق داشتن سواد:

داشتن سواد به عنوان یک حق شهروندی در مادههای 43 و 44 قانون اساسی کشور، تعریف شده و مکلفیتهای دولت در این مورد این گونه تسجیل گردیده است:

«تعليم حق تمام اتباع افغانستان است که تا درجه ليسانس در مؤسسات تعليمی دولتی به صورت رايگان از طرف دولت تأمين میگردد.

دولت مکلف است به منظور تعميم متوازن معارف در تمام افغانستان، تأمين تعليمات متوسطه اجباری, پروگرام مؤثر طرح و تطبيق نمايد و زمينهی تدريس زبانهای مادری را در مناطقی که به انها تکلم میکنند فراهم کند.» (مادهی 43 قانون اساسی)

«دولت مکلف است به منظور ايجاد توازن و انکشاف تعليم برای زنان, بهبود تعليم کوچيان و امحای بی سوادی در کشور، پروگرامهای مؤثر طرح و تطبيق نمايد.» (مادهی 44 قانون اساسی)

حق داشتن سواد در اعلامیه جهانی حقوق بشر، نیز مورد حمایت و تأکید قرار گرفته و از آن به عنوان یکی از حقوق بشری شهروندان در ماده 26 این اعلامیه تدکر داده شده است:

«هر كس حق دارد از تعليم و تربيت استفاده كند. تعليم و تربيت بايد دستكم در مورد آموزش ابتدايي و اساسي رايگان باشد. تعليمات فني و حرفهي بايد براي همه ممكن باشد. دسترسي به تعليمات عاليه بايد براي همه و بنا به شايستگي هر كس امكان پذير باشد.» (بند اول- ماده 26 اعلامیهی جهانی حقوق بشر)

مادههای 13 و 14 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، نیز مسؤولیتها و مکلفیتهای دولتها را در زمینهی فراهم آوری فرصتهای بهتر، بهرمندی از سواد را به دولتهای عضو، توصیه نموده است.

 

سواد آموزی در سطح کشور:

سرور حسینی معین سواد آموزی وزارت معارف در صحبتی که با رسانهها در یک نشست مشورتی، روز دوشنبه هشتم سنبله انجام داد، تعداد افراد محروم از سواد در کشور را در حدود 16 میلیون اعلان نمود. تعدادی که در نسبت به جمعیت 28 میلیونی کشور، رقم نزدیک به 60% از کل جمعیت کشور را نشان میدهد.

به گفتهی آقای حسینی 5/10 میلیون این جمعیت بیسواد، بزرگسالان و 5/5 میلیلو دیگر کودکانی اند که به دلایل مثل عدم موجودیت امنیت در کشور، فقر اقتصادی و مشکلات خانوادگی نمیتوانند به مکتب بروند.

این در حالی است که به گزارش سازمان ملل متحد «بیش از ۹۰ درصد زنان و ۶۳ درصد مردان در افغانستان توانایی خواندن و نوشتن را ندارند. سازمان ملل متحد این وضعیت را در روستاهای افغانستان، که ۷۴ درصد جمعیت این کشور را در خود جا داده، وحشتناک خوانده است[2]

اقای حسینی بیسوادی را در کشور یکی ازمهم ترین مشکلاتی عینی جامعه دانسته و تأکید نمود تا دولت افغانستان و جامعهی جهانی تمرکز و توجه جدیتری را در زمینهی مبارزه با بیسوادی در کشور داشته باشند.

در این نشست معین سواد آموزی وزارت معارف اعلان نمود، تاکنون وزارت معارف کشور با همکاری برخی از نهادهای معاونتی و همکار در کشور، برنامههای کوتاه مدت را در 412 ولسوالی با ایجاد 22 هزار مرکز سواد آموزی در سراسر کشور، داشته است. ولی با توجه به میزان بالای بیسوادی در کشور این برنامهها کافی نمیباشد. اقای حسینی افزود:

«تا امروز، کمکهای را که ما دریافت میکنیم، کمکهای موقتی است، بخاطر اینکه چند پروژهی که ما داشته ایم توسط خارجیها تمویل میگردد. آنها پیش از انکه وارد کار شوند به راه خروج خود فکر میکنند. ولی ما میخواهیم برنامهها دایمی باشد و تا حل مشکل بیسوادی در افغانستان ادامه یابند.»

به گفتهی اقای حسینی معینت سواد آموزی وزارت معارف در سال گذشته نزدیک به 500000 سواد آموز را

در برنامههای نه ماهه آموزش داده و در حال حاضر این رفم به 550000 نفر رسیده است. معین سواد آموزی وزارت معارف وعده داد تا چهار دیگر (1393) بیشتر از سه میلیون نفر جمعیت بیسواد کشور تحت اموزش قرار گرفته و از سواد خواندن و نوشتن بهرهمند گردند. اقای حسینی افزود:

«تا سال 1393 میخواهیم 3 ملیون نفر را با سواد بسازیم که 66 هزار آن تحت تعلیمات حرفهیی خواهد آمد.
ما در سال گذشته پلان داشتیم که 20 هزار کورس را برای 500 هزار نفر تطبیق نماییم که بیشتر از 31 هزار کورس تطبیق شد. در حال حاضر در 412 مرکز در 325 ولسوالی کشور، حضور فعال داریم
[3]

درخواست کمک بیشتر از جامعهی جهانی جهت توسعهی برنامههای سواد آموزی، رشد ظرفیت در ادارات سواد آموزی، توسعه سواد آموزی در مناظق روستایی و دور دست و در نهایت بلند بردن میزان سواد در میان مردم از جمله برنامههای است که وزارت معارف پیش رو دارد.

اذعان اقای حسنی به عنوان معین وزارت معارف در رابطه به عدم توجه کافی دولت افغانستان و جامعه جهانی نسبت به برنامههای مبارزه با بیسوادی، نوعی اعتراف دولت به عدم موفقیت در برنامههای مبارزه با بیسوادی در کشور محسوب گردیده و نشان میدهد که هنوز برنامههای مثل آموزش و تعلیم و تربیه در مرحلهی چندم بعد از جنگ و تحولات سیاسی در کشور قرار دارد. هنوز هم آنچه که در محراق توجه دولت افغانستان و جامعهی جهانی در این کشور قرار دارد، مسئلهی جنگ و مبارزه با تروریزم و همچنان تحولات سیاسی در کشور بوده و بخش اعظم از بودجه و تواناییهای دولت در این راستا مصرف گردیده و مسایل مثل آموزش و مبارزه با بیسوادی در حاشیه  قرار دارد.

علاوه بر این، گمانههای دیگری نیز وجود دارد که باعث گردیده دولت موفقیتهای چندانی در امر مبارزه با بیسوادی در سطح کشور نداشته باشد. عزیز رویش یکی از کارگزاران لیسهی عالی معرفت در شهر کابل، در مصاحبهی که چندی قبل با بخش فارسی بی بی سی داشت، نبود برنامهی هماهنگ آموزش در کشور را یکی از عوامل عدم موفقیت دولت در امر مبارزه با بیسوادی دانسته است به بخشی از مصاحبه در ذیر توجه کنید:

«افغانستان در گذشته هم تجربهی درخشانی در زمینه سوادآموزی نداشته و کارهای کنونی وزارت معارف در این مورد در حد تجربههای ابتدایی است.

به نظر آقای رویش، تعدد معیارهای آموزشی در برنامه ریزی سوادآموزی در افغانستان از مشکلات عمدهی است که وزارت معارف تا حال موفق به حل آن نشده است. به گفته او، وزارت معارف با وارد کردن معیارهای آموزشی از کشورهای مختلف برنامههای آموزشی کشور را درگیر تعدد و تنوع معیارهای آموزشی کرده است.

او میگوید معیارهایی از کشورهای همسایه و حتی کشورهای اروپایی در سالهای اخیر و معیارهای آموزشی روسی در سالهای جنگ وارد برنامههای آموزشی وزارت معارف شد[4]

کمبود معلمان مسلکی و کمبود بودجه مواردی دیگری است که در رابطه به این موضوع به عنوان دیگر گمانههای غالب مطرح است.

ولی آقای پتمن یکی دیگر از معینان وزارت معارف در مصاحبه اش با بخش فارسی بی بی سی این بحث را از زاویه دیگر میبیند. در این مصاحبه میخوانیم:

«اقای پتمن انتقادهای مطرح شده در مورد برنامههای سوادآموزی را میپذیرد، اما میگوید: "ما در چارچوب وزارت معارف معینیت مستقل سوادآموزی را داریم، هم حکومت برای آن بودجه میدهد و هم موسسات همکار. در ۳۶۴ ولسوالی افغانستان برای سواد آموزی اداراتی ایجاد کردهایم، تشکیلشان را وسیع ساختهایم. در هر ولسوالی علاوه بر ماموران رسمی، معلمان همکار هم داریم. ما داریم برنامهی ملی سوادآموزی را در سراسر افغانستان اجرا میکنیم.»

بهباور اقای پتمن که در این مصاحبه انعکاس یافته است دولت در انجام برنامههایش تا حد توان وامکاناتی که در اختیار دارد، موفق بوده و تصمیم دارد تا کمیسیونی را با مدیریت وزارت معارف و چندین وزارت خانهی دیگر در این زمینه ایجاد نماید که بتواند در روند مبارزه با بیسوادی کمک بهتری نماید.

 

 

 

 



[1]  روز نامهی همشهری

[2]  http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/04/090421_a-afghan-education.shtml

[3]  http://da.azadiradio.org/content/article/2141198.html

[4]  http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/04/090421_a-afghan-education.shtml

 

یک عصر، کمپاین برای عدالت

یک عصر، کمپاین برای عدالت

 

سلیم بهاوی (م.ع. بشارت)

 

میدان وسیع و جغل ریزی شدهی بر فراز تپهی مرنجان که اطرافش با دیوارهای سیمی احاطه شده، جای است که در چهار گوشهی آن خیمههای بزرگی برپا شده و بنرهای چسپیده بهدیوارهای خیمهها عنوان کمپاین سراسری حمایت از عدالت در افغانستان را نشان میداد.

ظاهرا نزدیک به بیست نهاد و مؤسسه از بنیادهای جامعهی مدنی در برگذاری این کمپاین (هفتم ماه اسد سال جاری) سهم داشتند. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، موسسهی نشراتی صبا و دفتر آشیانه در کابل از آن جمله بودند.

در کمپاین سراسری حمایت از عدالت در افغانستان تلاش بر این بود تا تمام نهادهای اشتراک کننده علاوه بر بهنمایش گذاشتن کارکردها و دستاوردهای خود در رابطه به عدالت در افغانستان، تأکید روشنی بر رعایت عدالت در کشور نموده و پاسداری از آن را به عنوان یک وجیبه یا مکلفیت مهم حاکمیت و اقشار مختلف جامعه، اعلان نماید.

عبدلرحیمزی از موسسهی نشراتی صبا یکی از مسؤولان برگزاری این کمپاین بود. او در کنفرانس مطبوعاتی که بههمین مناسبت در خیمهی مربوط به کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، برگزار شده بود، گفت:

«هدف اساسی ما از برگزاری این کمپاین، نهادینه ساختن عدالت در افغانستان است.»

در جریان کمپاین هر یکی از خیمهها برنامههای مشخص بهخودش را داشت. نمایش فلم، اسپات، عکس و نشرات چاپی بخش از آنها بود. مناظرهی تلویزیونی، صنف درسی عدالت، مشاعره، نقاشی کودکان و سوگ نشینی تعدادی از اعضای خانوادههای قربانیان جنگ و خشونت درافغانستان، که به قصد دادخواهی در یکی از خیمهها تجمع نموده بودند، بخشهای دیگری کمپاین، بهحساب میآمدند.

در خیمهی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، علاوه بر نشرات چاپی و عکس، فلم «مستند عدالت انتقالی» بهنمایش گذاشته شده بود. این مستند که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان بهتازگی تهیه گردیده است حاوی تصاویری وحشتناکی از صحنههای کشتن شکنجه، ناله و زاری زنان و کودکان جفا دیده و انبوه از استخوانها و تکههای پوسیده شدهی لباسهای قربانیان دفن شده در گورهای دسته جمعی، بود.

شمس الله احمدزی رئیس دفتر ساحوی کابل - کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که بهنمایندگی از کمیسیون در کنفرانس مطبوعاتی این کمپاین صحبت میکرد، گفت:

«عدالت نیاز عمومی است. در کشور ما عدالت در جریان سالهای جنگ خدشهدار شده بود و این مسؤولیت ماها است که تلاش کنیم تا دوباره عدالت را در کشور بهوجود آورده و قانونیت را تحکیم بخشیم. با ایجاد عدالت تبیعیض و ظلم از بین میرود. با عدالت حاکمیت قانون ایجاد میشود و با حاکمیت قانون حقوق بشر تأمین میگردد.»

اقای احمد زی ادامه داد:

«ما خواهان تأمین حاکمیت قانون و در نهایت عدالت در کشور هستیم. ما میخواهیم حقوق بشری شهرواندان ما تامین گردد. در شرایط فعلی بیعدالتی در کشور بیداد میکند و قرار اطلاعات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، همین اکنون نزدیک به 160 نفر در زندانهای کشور، بدون موجب و غیر عادلانه دربند قرار داشته و زندانیاند. برخی از این افراد با آنکه از محکمه حکم برائت از اتهام وارده را گرفته است، ولی این حکم  عملا تطبیق نشده و در نتیجه این افراد بیگناه در زندان باقی مانده اند.»

رئیس دفتر ساحوی کابل – کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، افزود:

«ما میدانیم که عدم موجودیت عدالت در یک جامعه باعث میگردد تا حقوق بشری افراد در آن جامعه، نقض گردد. ما میخواهیم تا حاکمیت موجود، تلاش جدیای را در جهت تأمین عدالت در کشور اغاز نموده و از دوام روند بیعدالتیها در کشور جلوگیری نماید.»

در خیمهی مربوط به دفتر آشایانه، یک گروه از کودانی را میدیدیم که برای عدالت نقاشی میکردند. تمام نقاشیها در محور عدالت و مفهوم آن طراحی شده بودند.

کودکی کتابی رسم نموده و بهعنوان یک حرکت سمبولیک در راستای تأمین عدالت در معارف، دادخواهی مینمود. کودکی دیگری خورشید رسم نموده بود، تا تمثیلی از روشنایی عدالت داشته باشد. یکی از نقاشیها ترازوی بود که سمبول شناخته شدهی عدالت اجتماعی است. کبوتر نقاشی دیگری بود که کودکی با ترسیم این کبوتر، آزادی را همراه با نقاشیهای عدالتخواهانهی همقطارانش بهتصویر کشیده بود.

انجنیر یوسف؛ رئیس دفتر آشیانه و یکی از شرکت کنندگان برنامهی کنفرانس مطبوعاتی در این کمپاین، اظهار داشت:

«عدالت و ظلم در برابر هم، قرار دارد. با آمدن عدالت ظلم از بین میرود. عدالت یک نیاز مهم بشری است. بدون عدالت صلح ممکن نیست. بدون عدالت تعلیم و تربیه ممکن نیست. بدون عدالت حقوق اجتماعی تأمین نمیگردد و بدون عدالت حاکمیت قانون زیر سوال است.»

رئیس اشیانه ادامه داد:

«من برای کودکان، کار میکنم و میدانم که نبودن عدالت در جامعه میتواند مشکلاتی زیادی را برای کودکان بهبار آورد. نبود عدالت میتواند خانوادهها را با مشکلات جدی مواجیه نموده و در نتیجه کودکان خیابانی یا کودکان کوچه و کار را بهوجود آورد. زیرا کودکان خانوادههای که در نتیجه ظلم و بیداد در جامعه، نان آوران خانوادهاش را از دست میدهند، مجبورند به خیابانها ریخته و دست بهکار و حتا تکدیگری بزنند.

من امیدارم که حکومت افغانستان و جامعهی جهانی، عدالت را تطبیق نماید. زیرا با تطبیق عدالت میتوانیم به آرامی رسیده و به صلح دست یابیم.

من امید وارم حاکمیت قانون بهوجود آید و همانگونه که کارمندان عالی رتبهی دولت در افغانستان، هنگام معرفی در یک پست مهم، سوکند، ادا مینمایند تا حاکمیت قانون را احترام نموده و عدالت را تأمین نماید، همیشه به قانون احترام گذاشته و عدالت را رعایت کنند.»

خیمهی مربوط به اعضای خانوادههای قربانیان جنگ و خشونت در کشور، شاهد حضور جمعی از زنان و دخترانی بود که در کنارهم بههدف دادخواهی و عدالت طلبی در سوگ عزیزان از دست رفته و قربانیان دورههای جنگ و خشونت در کشور، نشسته بودند.

داخل این خیمه فضای عجیبی بود. جمعی از مادران و خواهران درد رسیده و عزیز از دست دادهی که از دولت و جامعه جهانی بهدلیل بیتوجهی بهخون قربانیان دورههای جنگ و خشونت شکایت مینمودند.

لحظاتی را در رودی این خیمه ایستاده و به صدای دادخواهانهی مادران و خواهرانی کوش دادم که در برابر مایکروفونهای گزارشگران رسانهها سخن میگفتند. میخواستند صدایشان را بهگوش تمام مردم و بهخصوص حکومت و دستگاههای عدلی و قضایی برسانند.

نزدیگتر میروم و به صدای خانمی که نامش را ماهگل میگوید گوش میدهم.

«ما هرگز خاموش نخواهیم ماند. صدای خود را بلند میکنیم حتا اگر شنیده هم نشود. اگر دولت سکوت کند و بهداد ما نرسد، بازهم ما تلاش خود را ادامه میدهیم و صدای خود را بلند میکنیم تا دنیا متوجه مظلومیت ما شود. ما میخواهیم عدالت تأمین گردد و خون شوهران و چوانان ما نادیده گرفته نشود. از ما سؤال شود که چه میخواهیم. و با جنایتگاران چطور برخورد گردد. همه میفهمد که با از دست دادن مردان خانواده، ما چه فلاکت و بد بختی را تحمل نموده ایم. اکسر خانوادههای قربانی، نان خوردن خود را نداشته و با هزار بد بختی شکم خود و فرزندانشان را سیر میکنند. ما میخواهیم دولت تمام خانوادههای قربانی را کمک کند تا زندگی آبرو مندانهی داشته باشند. ما واقعا خسته شدهایم تاکی با پول لباس شوی یا آشپزی در خانههای پولدار و قوماندان یا صاحبان قدرت، نان بخوریم. دیگر توان تحمل بیعدالتیها را نداریم و از دولت میخواهیم غم ما را خورده و در فکر نان و وسایل زندگی آبرومندانهی ما بیوهزنان و مادران که شوهر و فرزند خود را که نان آوران خانوادههای ما بود، از دست داده ایم، باشد.

این خانم با نشان دادن دستهای پینه بستهاش، فریاد میزند: «میفهمید چند سال است که با این دستها لباسهای خانوادههای پولدار و قدرتمند را میشویم؟ واقعاً میخواهم بدانم کسی است که درد مارا درک کند؟ من چه میدانم! شاید در سالهای که لباس میشوم، حتا لباس کسانی را شسته باشم که با مرمی، شوهر و فرزندم را در برابر چشمان خودم در منطقهی افشار، کشتند»

این گفتهها، جملات آخر این خانم بود که با گروهی از گزارشگران مصاحبه مینمود. از آن به بعد او سکوت نموده و نخواست با کسی چیزی بگوید. مطمئین بودم عقده گلویش را گرفته و اجازه نمیداد بیشتر از این حرف بزند. بدون شک حق با او بود. شاید تا هنوز کسی وجود نداشته که درد و رنج این خانم را درک نماید. او شوهر و پسرش را در جنگقدرت مجاهدان در منطقهی افشار سیلو از دست داده بود. رنج او تنها رنج عزیزان خانواده نه، بلکه رنج از دست دادن نانآوران خانوادهاش نیز بود. رنجی که یاد و تصور آن هر انسانی با احساس و عاطفه را میلرزاند.

نازی، دختر جوان و لاغر، با چهرهی استخوانی که درد و رنج زحمت و بیچارگی از آن پیدا بود، در سوگ پدری نشسته بود که سالها پیش دراثر اصابت راکت به زندگیشان در منطقه دهمزنگ شهر کابل از دست داده بود.

برای او مهم است تا عاملان قتل پدرش، معرفی شده و محاکمه گردد. او میگوید:

«کودک خوردسالی بودم که پدر غریبکارم را از دست دادیم. در زمان جنگ مجاهدان بعد از سقوط دولت داکتر نجیب، راکتی به خانهی که زندگی میگردیم خورد و پدرم را از ما گرفت.»

وقتی از او در مورد دلیل آمدنش در کمپاین میپرسم. با نوعی دلهرگی که تردید را میشد در طون صدایش تشخیص داد، میگوید:

«اینجا آمدهام تا همراه با خانوادههای دیگر قربانیان، یکجا عدالت را برای خود بخواهیم. ما همه و مثل ما خیلی های دیگر که امروز در این جا نیست، پدر، برادر، فرزند و جوانان خود را از دست دادهایم. در مورد ما بیعدالتی شده و خون قربانیان ما نادیده گرفته شده است. ما میخواهیم تمام قاتلان معرفی شده و محاکمه گردد تا عدالت تأمین گردید. عدالت برای ما خون پدرم است که باید نادیده گرفته نشود.»

از نازی میپرسم اگر فرض کنیم قاتل پدرش پیدا شد، چه برخوردی با او خواهد داشت؟ پاسخ او این است:

«همان جا و در همان زمان تصمیم خواهی گرفت. ببخشیم یا نه! این کار ما است. کار خانوادههای قربانی است. بههمین دلیل است که ما همیشه میگوییم هیچ کسی حق بخشیدن قاتلان قربانیان را ندارد.»

این دختر جوان با تکیه بر مشکلات زندگی خانواده، بعد از پدر، میگوید:

«خانهی از خود نداریم و هر روز سرگردان خانههای کرایی هستیم. تنها نانآور خانهی ما برادرم است و درآمد بسیار کمی از دکان فتوکاپیاش دارد. روزگاری سختی است و فقط خدا میداند که ما با از دست دادن پدر، چقدر عذاب کشیدهایم.»

خانمی دیگری که کودک خوردسالی را بههمراهش داشت و نخواست اسمش را بگوید، سکوت دولت در برابر جرایم جنگی را نا بخشودنی خوانده و تصویب قانون مصالحه ملی یا عفو جرایم جنگی را یک خیانت میدانست. او میگوید:

«ماشیدهایم کدام قانون درست شده که قاتلان و جنایتکاران را برائت داده است. نمیفهمم کی بهخود این حق را داده است تا خون عزیزان ما را ببخشد. ما که اعضای خانوادهی قربانان هستیم هرگز جنایتکاران نمیبخشیم و همچنان کسانی را که بهخود اجازه داده اند تا قانون عفو را تصویب کنند.»

کمپاین حمایت از عدالت در افغانستان که از ساعت دو بعد از ظهر آغاز گردیده بود تا حوالی ساعت پنج عصر دوام نموده و تعدادی از همشریان کابل با ورد به خیمهها از آن دیدن نمود.

در جمع بازدید کنندگان از خیمههای کمپاین، حضور تعدادی از کودکان کهنهپوش و خاکآلود بیشتر از همه برجسته و قابل دید بود. جمعیت آنها شاید در حدود ده تا دوازده نفر میرسید، اما شوروشوق و اخلاصی که در نگاه این کودکان، در هنگام بازدید از خیمههای کمپاین دیده میشد، واقعا بینظیر و ناب بهنظر میرسید. در حقیقت این کوذکان نیز جزء تمام کسانی بودند که برای حمایت از عدالت در افغانستان کمپاین مینمودند. در اولین نگاهم به این کودکان اندوهی عجیبی مرا در خود فرو برد. با خودم میگفتم این کودگان مظهر عینی بیعدالتیهای اجتماعی در پایتخت کشورم است. پاهای برهنه، لباسهای کهنه، مندرس و پارهپاره، دستها و صورت خاکآلود، موهای ژولیده و فتیله شده نگاههای سرگردان همراه با چهرههای استخوانی و لاغر، طبیعی است که مربوط بهکودکانی از خانوادههای میگردد که از فقر، بیچارگی و بیعدالتی رنج میبرند.

و نقطهی آخر این گزارش اینکه همانگونه که ورود پرهیاهوی این کودکان، کمپاین حمایت از عدالت در افغانستان را آغاز نموده بود، خروج انها از محوطهی جغل ریزی شدهی کمپاین این پیام را به همهی برگزار کنندگان کمپاین داد که بساط شان جمع نموده و به دفتر و خانههای شان، بازگردند.

تغذیه باشیر مادر، 19% مرگومبر کودکان را کاهش میدهد

تغذیه باشیر مادر، 19% مرگومبر کودکان را کاهش میدهد

 

م. ع. بشارت

 

بیست سال پیش (1990) اعلامیهی اینوچیتی مبنای قانونی تغذیه با شیر مادر را بهعنوان یک مکلفیت قانونی قابل احترام برای دولتها اعلان نموده و در حمایت از تغذیه نوزادان با شیر مادر، بهمیان آمد.

«در اوايل دهه 80 يونيسف تغذيه با شير مادر را بخشي از «استراتژي رشد و بقاي کودک» (Gobi) معرفي ميکند.به دليل اهميت موضوع در سال 1990 سياستگذاران 31 کشور، نمايندگان 10 آژانس سازمان ملل و ساير شرکت کنندگان در گردهمايي مشترک يونيسف و سازمان بهداشت [صحت] جهاني (  WHO)، اعلاميه اينوچيتي را براي حفظ، حمايت و ترويج تغذيه با شير مادر تصويب مي کنند. در سال 1991 براي اطمينان يافتن از اينکه تغذيه با شير مادر در سراسر جهان مفهوم يکساني داشته باشد، يک کميسيون جهاني، از متخصصان برجستهی بين المللي، در دسامبر 1991 بهمنظور تدوين رهنمودهاي اجرايي بيمارستانهاي [شفاخانههای] دوستدار کودک و معيارهاي اعطاي لوح دوستدار کودک، تشکيل ميشود و از سال 1992 «اتحاديه جهاني ترويج شيرمادر»(WABA)  اول ماه آگوست هر سال را روز جهاني شير مادر و هفتهی اول اين ماه را بهعنوان هفتهی جهاني شيرمادر اعلام ميکند تا ارزشهاي تغذيه با شير مادر به جهانيان شناسانده شود و تمام مردم دنيا در ارج نهادن آن همگام شوند[1]

در حال حاضر اکسر کشورهای جهان سند قانونیای را بهعنوان قانون، مقرره و اصول تغذیه باشیر مادر، در سیستم عدلی و قضاییشان تهیه نموده و عملا شکل نافذ شدهی آن را دارند.

در کشور ما نیز علاوه بر مکلفیتهای تعریف شده در مادهء پنجاه و چهارم قانون اساسی[2] و مادههای 23 و 24 قانون صحت عامه[3] در رابطه بهحمایت کودک و مادر، مقررهی تغذیه با شیر مادر تهیه و اینک بعد از توشیح رئیس جمهور کشور عملا بهعنوان یک سند قانونی، قابل تطبیق بوده و نافذ است.

تغذیه نوزاد با شیر مادر در اسلام نیز تأکید شده است. آیه 133 سوره بقره مشخصا به این مورد اشاره داشته و یک دوره دوسالهی تغذیه با شیر مادر را برای نوزدان، توصیه میکند.

این موضوع، بهخصوص وضعیت تغذیه با شیر مادر در کشور، بحثی است که در این گزارش در مصاحبه با خانم دوکتور نادره حیات؛ معین وزارت صحت عامه به تحلیل گرفته شده است.

معین وزارت صحت عامه سخنانش را از اینجا شروع میکند:

«نقش تغذیه را در تأمین سلامتی و صحت، همه میدانیم. و میدانیم که تغذیه در سلامتی انسان بهخصوص در رابطه با نوزادان از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار است. تغذیه خالص باشیر مادر بهخصوص در شش ماه اول بعد از تولد نوزاد، از اهمیت بسیار بالای برخوردار است.»

خانم نادره حیات ادامه میدهد:

«وزارت صحت عامه همه ساله از هفته اول ماه اکست که به عنوان هفتهی جهانی تغذیه باشیر مادر توسط سازمان ملل متحد، اعلان شده است، تجلیل نموده و برنامههای مشخص خودش را در این زمینه دارد. بهکمک این وزارت مقررهی تغذیه باشیر مادر تهیه شده و بعد از توشیح رئیس جمهور اینک عملا نافذ محسوب میگردد.»

خانم نادره حیات با اشاره به برنامههای حکومت افغانستان در رابطه به بلند بردن میزان آگاهی مردم نسبت به فایدههای تغذیه با شیر مادر، میافزاید:

«ما برنامههای مشخصی را در مورد بلند بردن سطح آگاهی مردم بهخصوص مادران در رابطه به فواید و اهمیت تغذیه باشیر مادر، طرح و اجرا کردهایم. اینک در وزارت صحت عامه سیستمی بهوجود آمده است که توسط یک ریاست جداگانه با عنوان "ریاست تغذی عامه" در تشکیلات وزارت صحت عامه رهبری میشود. این ریاست که بهصورت مشخص مسؤولیت بهبودی در وضعیت تعذیه عامه را بهعهده دارد، هر سه سال بعد، برنامههایش را تجدید نموده و مطابق با آخرین اطلاعات علمی در این زمینه بهروز میگرداند.

برنامهی تغذیهی شیرخواران، بخش مشخصی از این برنامههاست که اصول عملی آن بربنیاد آخرین اطلاعات و تحقیقات علمی در این زمینه تهیه و تدوین میگردد. در این اصول که مبتنی بر آن مقرره تغذیه با شیر مادر، تهیه گردیده است، دورههای تغذیه خالص با شیر مادر، تغذیه با مواد خوراکی متمم، مواد مغذی مثل منرالها و ویتامینها، همراه با راههای پیشگیری و درمان سوء تغذیه در کودکان، بهخصوص نوزادان، در نظر گرفته شده است.»

معین وزارت صحت عامه تأکید میکند:

«در مقرره تغذیه باشیر مادر تورید و توریع هرگونه غذای جایگزین برای شیر مادر در شش ماه اول بعد از تولد نوزاد، ممنوع قرار داده شده و مبتنی بر آن تبلیغات ازمواد جایگزین که میتواند به تغذیه  خالص نوزاد در شش ماه اول بعد از تولد، لطمه وارد کند غیر قانونی اعلان شده و جرم محسوب میگردد.»

معین وزارت صحت عامه در بررسی از وضعیت تغذیه باشیر مادر در کشور میگوید:

«تحقیقات و بررسیها در کشور، نشان میدهد که رقم زیادی از کودکان زیر پنج سال از سوء تغذیه، رنج میبرند. در این بررسی مشخص شده است که 54% کودکان به سوء تغذیه مزمن و 5 تا 7 درصد دیگر به سوء تغذیه حاد دچارند.

خانم نادره حیات عوامل این مشکل در کشور را اینگونه برمیشمارد:

«ناامنیها و فقر گسترده از مهمترین عامل این مشکل بهحساب میآید. در حالیکه مسایل مثل عدم آگاهی عامه از روشها، اصول و اهمیت تغذیه، بهخصوص تغذیه با شیرمادر و برخورد ثلیقهی مادران در مورد تغذیه نوزادان، نیز تأثیرات خودشان را دارند.»

وی ادامه میدهد:

«خوشبختانه در جامعهی ما با توجه به عدم موجودیت فرصتهای وسیع تغذیه با مواد جایگزین شیرمادر به دلایل مثل فقر و عدم توانایی اقتصادی خانوادهها، شکل زندگی که عمدتا روستایی است و عدم موجودیت باورهای که در بسیاری از کشورهای دیگر، مادران نمیخواهد مبنی بر آن، نوزدان خود را با شیر خودش تغذیه نمایند، درصد تغذیه با شیر مادر، بالا بوده و بیشتر مادران، نوزادانشان را با شیر خودش تغذیه میکنند.»

به باور خانم نادره حیات تنها یک ساعت تأخیر در برنامهی تغذیه نوزاد با شیر مادر، میتواند 30% میزان مرگ و میر در کودکان را بالا ببرد. او میگوید:

«تحقیقات علمی نشان میدهد که اگر تغذیه با شیر مادر بعد از تولد صورت گیرد 22% در مرگ و میر نوزدان و کودکان کاهش بهوجود میآید. تنها یک ساعت تأخیر در تغذیه نوزاد با شیر مادر مینواند میزان مرگ و میر را در نوزدان و کودکان 30% افزایش، دهد. به همین ترتیب تغذیه خالص با شیر مادر تا شش ماه اول بعد از تولد میتواند 13% مرگ و میر نوزادان و کودکان را کاهش دهد. تطبیق برنامهی تغذیه با غذای تکمیلی بعد از اتمام شش ماهگی میتواند 6% بیشتر مصئونیست بخشیده و میزان مرگ و میر نوزدان و کودکان را پایین آورد. که در مجموع میتوانیم بگوییم تغذیه خالص با شیر مادر در شش ماه اول تولد و تطبق برنامههای غذای کمکی (Micronutrient) بعد از شش ماهگی میتواند 19% از میزان مرگ و میر کودکان ونوزادان بکاهد.

معین وزارت صحت عامه میافزاید:

«تغذیه باشیر مادر بهترین راه برای رشد و نموی سالم نوزدان بوده و باعث جلوگیری از بیماریهای مثل کوری، کوتاهی قد، کمی وزن کودک، کندذهنی و امراض ناشی از سوء تغذیه در کودکان میگردد.»

خانم نادره حیات با برشماری فعالیت وزرات صحت عامه در این زمینه میگوید:

«در شش ماه گذشته 13127 کودک که مبتلا به سوء تغذیه بودند بعد از مراجعه به مراکز صحی ما تداوی شده اند. در کل کشور 47 مرکر تداوی بیماری سوءتغذیه شدید وجود دارد که مسؤولیت مشخص تداوی بیماران سوء تغذیه را دارند. تا کنون توانسته ایم در 13 ولایت کشور مرکزهای تداوی بیماران مبتلا به سوء تغذیه را ایجاد نماییم. در پیوند با این مرکزها، ما توانسته ایم تا به 5790 مادر حامله و شیر ده خدمات تأمین غذای کمکی فراهم کنیم.

در تمام دورههای تطبیق واکسن فلج کودک (پولیو) که بیشتر از هفت میلیون کودک را شامل میگردد، توزیع ویتامین اِ (Vitamin A) را داشته ایم.

با تلاش این وزارت و ادارات همکار مثل یونسیف هم اکنون در هفت سیلوی کشور آرد غنی شده تولید میگردد. این آورد تمام مواد لازم را با خود همراه دارد. تولید نمک آیودین دار که یکی از ضروریات جدی در دایره صحی مردم ما محسوب میگردد، کار دیگری در این زمینه است که خوشبختانه امروز 27 شرکت تولیدی نمک در سطح کشور، نمک آیودین دار تولید میکنند.»

خانم نادره حیات ادامه میدهد:

«تلبیغات در جهت ترویج تغذیه با شیر مادر و بلند بردن آگاهی مردم نسبت به این موضوع در سطح بسیار کستردهی انجام میشود.

برنامههای خاصی در مورد بلند بردن تواناییها و اطلاعات کارمندان سحی در این زمینه ایجاد و تطبیق گردیده است. شفاخانههای دوستدار کودک که خدمات صحی مشخص برای مادر و کودک ارایه میکنند، ایجاد شده و تقویت میگردد.

هم اکنون بیشتر از 21 هزار نفر که 50% آنها را زنان و دختران تشکیل میدهند بهعنوان کارمندان وزارت صحت عامه که بههدف بلند بردن آگاهی خانوادهها، به خصوص مادران، از اهمیت شیر مادر و تغذیه درست نوزاد و کودک، تبلیغ میکنند، در سطح اجتماع، فعالیت دارند. این کارمندان وظیفه دارند تا تمام موارد ابتلا به سوء تغذیه را به ما گزارش داده و خانوادههای این بیماران را تشویق به مراجعه به مرکز ارایه خدمات صحی کرده و رهنمایی کنند.

 

علاوه بر این، وزارت صحت عامه تلاش دارد تا برنامه ملی را ایجاد کند که در آن تمام وزارتخانههای دولت در دایرهی مسؤولیتهای تعیین شدهی خودشان، موسسات ملل متحد و تمام ادارههای حمایت کنندهی مالی بخش صحت در افغانستان، تلاش مشخصی را در جهت ایجاد فرصتهای تغذیه سالم در سطح جامعه، آغاز نمایند.

معین وزارت صحت عامه با تمرکز بر اهمیت تغذیه با شیر مادر، پیام این وزارتخانه را برای مردم کشور، در پنج مورد عنوان میکند:

«1- ما دوست داریم تا تمام مادران کشور، بدانند که تغذیه نوزاد در اولین ساعت بعد از تولد، اهمیت بسیار زیادی داشته و میتواند 19% از میزان مرگ و میر نوزدان و کودکان کاهش دهد.

2- باید بدانیم که که شیر مادر بهترین تحفهی خداوند برای کودک است.

3-  شیر مادر کلید ذکاوت کودکان است

4- شیر مادر دارای موادی است که بر علاوهی تغذیه، کودکان را از بیماریها، وقایه میکند

5- ما باید بدانیم که تغذیه کودکان بهخصوص نوزادان با شیرچوشک، میتواند باعث بیماری یا مرگ آنها گردد.»

خانم نادره حیات اقدامات لازم برای بهبود وضعیت تغذیه باشیر مادر را در ده قدم ذیر برمیشمارد:

«ده قدم موفقانهی تغذیه با شیر مادر در یک شفاخانه دوستدار کودک:

1-                 داشتن پالیسی یا مقررهی رسمی در قسمت تغذیه با شیر مادر که برای تمام پرسونل صحی ابلاغ گردد تا همه روزه بهصورت دقیق در جریان کار روز مره از آن استفاده نمایند.

2-                 تربیهی تمام کارمندان صحی با مهارتهای ضروری، برای تطبیق این مقرره.

3-                 آگاهیدادن به مادران حامله در مورد فواید تغذیه با شیر مادر.

4-                 کمک به مادران برای آغاز هرچه زود تر تغذیه با شیر مادر در 20 تا 30 دقیقه بعد از ولادت.

5-                 برای مادران آموزش داده شده و فهمانده شود که چطور تغذیه با شیر خود را ادامه دهند حتا در صورتکه از کودکشان بهصورت موقت جدا باشند.

6-                 از دادن آب و نوشیدنیهای دیگر بهجز از شیر مادر، جلوگیری گردد صرف در حالتهایکه از نظر داکتر جواز داده شود.

7-                 تمرین یکجا بودن با مادر در یک اطاق تقویه شده (اطاق پاک و عاری از عوامل بیماریهای ساری) و باید اجازه داده شود تا کودک و مادر درجریان تمام 24 ساعت با هم یکجا باشند.

8-                 تغذیه به تقاضای کودک ادامه داده شود نه به اساس تقسیم اوقات.

9-                 از دادن چوشک و شیر چوشک برای شیر خواران جلو گیری شود.

10-            تأسیس گروبهای تقویتی تغذیه باشیر مادر و رجعت دادن مادران شیر ده به آنها هرچه زود تر بعد از رخصت شدن مادران از شفاخانه یا کلینیک.»

 

 

 



[1]  روزنامه اعتماد شماره 1466 (23/5/86)

 

[2]  خانواده رکن اساسی جامعه را تشکيل می دهد و مورد حمايت دولت قرار دارد.

دولت به منظور تأمين سلامت جسمی و روحی خانواده, بالاخص طفل و مادر, تر بيت اطفال و برای از بين بردن رسوم مغاير با احکام دين مقدس اسلام تدابير لازم اتخاذ می کند.

 

[3]  وزارت صحت عامه جهت جمایهی صحت طفل و مادر مکلف به اتخاذ تدابیر ذیل میباشد:

1-       ایجاد مؤسسات خدمات صحی، مراکز حمایهی طفل و مادر و زایشگاهها.

2-       اجرای معاینات زنان حامله، و عرضهی کمکهای اولیه طبی.

3-       اجرای معاینات دورهای طبی اطفال نوزاد، تاسن یک سالگی.

4-       رهنمای خانواده و اتخاذ سایر تدابیر وقایوی و معالجوی در مورد حمایت طفل  و مادر از طریق مسؤولان مؤسسات صحی.

(ماده 23 قانون صحت عامه)

 

1-       وزارت صحت عامه جهت حفظ و سلامت و تقویهی بنیهی جسمی و روانی اطفال شرایط لازم را در پرورشگاهها و مکاتب تأمین مینماید.

2-       حجم درس ، کار و نظام درسی اطفال و نوجوانان از طرف وزارت معارف با موافقهی وزارت صحت عامه تثبیت میگردد.

3-       تقسیم اوقات معاینات و مراقبتهای صحی اطفال شیرخوار، شامل پرورشگاهها، مکاتب و کودکستانها توسط وزارت صحت عامه با تشریک مساعی وزارت معارف و سایر ادارات دیربط، ترتیب میگردد.

(ماده 24 قانون صحت عامه)

نشست مشورتی در رابطه به سرنوشت خانه‏های امن در کشور

نشست مشورتی در رابطه به سرنوشت خانه‏های امن در کشور

 

تهیه م. ع. بشارت

 

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان بدنبال نگرانی‏های جدی در رابطه به سرنوشت خانه‏های امن در کشور، نشست مشورتی را با نهادهای جامعه‏ی مدنی، حکومت، دستگاه‏های عدلی و قضایی و خمایت کنندگان بین المللی خانه‏های امن در کشور، روز دو شنبه تاریخ 2 ماه خوت برگزار نمود. در این محفل تعدادی از نمایندگان مجلس، فعالان حقوق بشر و مسؤولان خانه‏های امن، نیز شرکت نموده بودند.

داکتر رنگین دادفر اسپنتا، مشاور امور امنینتی رئنس جمهور و رئیس شورای امنیت جمهوری اسلامی افغانستان نیز یکی از شرکت کنندگان این نشست بوده و سخنرانی نمود

مهندس فهیم حکیم عضو و معاون کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان ضمن ابراز نگرانی این کمیسیون در مورد ابهام که در موضع‏گیری دولت و به خصوص وزارت امور زنان در رابطه به سرنوشت خانه‏های امن وجود دارد، تأکید نمود که عدم شفافیت در این زمینه باعث تشویش اذهان عامه و به خصوص فعالان و نهادهای جامعه‏ی مدنی و مدافعان حقوق بشر گردیده است. وی گفت این نگرانی‏ها دلایل خودش را دارد به خصوص این که متأسفانه در جریان سال‏های گذشته بیشتر مشکلات توسط مجاری تطبیق کننده‏ی قانون علیه زنان بی‏سر پناه خلق شده و انجام یافته است.

حوادت تکاندهنده‏ی مثل تجاوز بر پسر جوانی در محبس کابل، تجاوز بر دختر جوانی که تحمایت یکی از مسؤولان در ولایت لو گر قرار داشت، قتل تازه عروسی توسط رئیس شورای زنان در ولایت کنر و بهره برداری سوء از خانم‏های زندانی در ولایت غور، از نمونه‏های این مشکلات به حساب می‏آیند.

ما شاهد بودیم که در دو مورد با پا درمیانی نهادهای حکومتی دو دختر از خانه امن به خانواده‏های شان تسلیم داده شد، در همان 24 ساعت اول به قتل رسیدند. آقای حکیم ادامه داده گفت اصل مشکلات و جرایم در برابر زنان از سوی نهادهای مجری قانون از یک طرف ولی این که این جرایم عمدتا پی گیری نشده و مورد بازخواست قرار نمی‏گیرد مشکل دیگری است که هموازه نگرانی‏های ما را در بر داشته است.

معاون کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان گفت: عدم پیگرد قانونی در موارد مشابه همراه با مشکلات متذکره در مجموع نگرانی های را ایجاد نموده است که ایجاب می نمود تا نشست امروزی را ترتیب داده و از مشوره های سالم دوستان مستفید گردیم.

 

اولین سخنران این نشست داکتر رنگین دادفر اسپنتا بود وی با تأکید بر مطؤولیت نظارت جامعه‏ی مدنی و نهادهای مدافع حقوق بشر بر عمل کرد دولت و به خصوص حکومت گفت:

«تشکر از شما و خیلی خوشحالم که در این نشست در خدمت شما هستم و افتخار گفتگو را با شما دارم. آمدن من در این جا در حقیقت به معنی برگشت به خانه است و برگشت به خانه به این معنی است که همان طور که شما می‏دانید من یکی از اعضای جامعه‏ی مدنی بودم و به اصول وارزش‏های که شما خانم‏ها و آقایان باور دارید همچنان بدون شک و بدون زره‏ی تردید، باورمند هستم. باید بگویم دلیل اصلی که امروز در این جا و در کنار شما دوستان هستم، تنها این نیست که من مشاور امنیتی مقام ریاست جمهوری دولت افغاستان بوده و از این ادرس این جا باشم بلکه دلیل اصلی آن این است که من باور مشترک با شما دارم و در جلسات مختلف از مواضع جنبش زنان در افغانستان و مواضع جامعه‏ی مدنی در افغانستان، دفاع نموده ام. حا لا هم می‏خواهم بسیار صادقانه موضع دولت افغانستان را با شما در میان بگذرازم.

من دیروز شام سخصا از رئیس جمهور پرسیدم که ایا آنچه را که ما در کابینه تصویب نمودیم، درست است؟ نظر رسمی حکومت افغانستان است؟ که رئیس جمهوری تأکید کرد که چنین است.

اجازه بدهید تا من بگویم که در کابینه وقتی این گزارش امد چه فیصله نمودیم. ما روی چند نکته به توافق رسیدیم. که کلا ما آن‏ها را چهار نکته‏ی اساسی می‏دانم.

1-  حکومت افغاتنستان به هیچ وجه [البته این را وقتی می‏گویم جنبه‏ی تئوریک داشته و معلوم نیست که در عمل هم تحقق پیدا می‏کند یانه؟] هیچ زنی افغان را از خانه‏های امن تسلیم شوهر، پدر، برادر و خویشاوندانش نخواهد کرد. [این سیاست دولت است]

2-  موجودیت خانه‏های امن به ابتکار جامعه‏ی مدنی و ان جی او ها برای حمایت از خانم‏ها و زنان افغانستان یک واقعیت اجتناب ناپذیر است. و این امر بخش از سیاست حمایت از حقوق زنان است.

3-  آن عده از خانه‏های امن که [احیانا] مرتکب تخطی‏های بسیار بزرگ و ثابت شده‏ی باشند. طبیعی است که باید در پرتو قانون با آن‏ها برخورد گردد. [اما ما هیچ نوع سندی نداریم و کار حکومت هم نیست که بگوییم که خانه الیف یا به باید بسته شود و طبیعی است که این کار مربوط به دستگاه‏های عدلی و قضایی کشور خواهد بود.]

 4-  [بدون شک که من خودم هم شدیدا طرفدار این هستم] وزارت امور زنان افغانستان در رأس یک کمیسیون همراه با وزارت عدلیه و سایر ارگان‏ها به شمول نمایندگان جامعه‏ی مدنی، وظیفه‏ی نظارت از فعالیت‏های خانه‏های امن را در چهار چوب قانون دارند. [و این یک امر بسیار طبیعی است. من خودم هم در جامعه‏ی مدنی خارج از کشور کار کردم و ما همیشه در چوکات قانون کار می‏نمودیم. هیچ جنیبش اجتماعی نمی‏تواند بیرون از قانون، باشد و امید وارم هستم که سوء تفاهم نشود.]

طبیعی است که ما بسیار آرزو مند هستیم که وزارت امو زنان دارای چنان ظرفیتی شود که خود بتواند سلسه‏ی از خانه‏های امن که ماوا و پناهگاه برای زنان ستم دیده‏ی افغانستان باشند را ایجاد بکند و در این راستا حکومت هم کارهای را انجام می دهد. اما کار این التر ناتیف (بدیل) موجودیت جامعه‏ی مدنی نیست. جامعه‏ی مدنی باید همچنان بکار خود به حیت پشتیبان جامعه‏ی زنان کشور ادامه بدهد.

من پیش از این که این جا خدمت شما بیایم، امروز با خانم مزگان مصطفوی که به نمایندگی از وزارت امور زنان  در جلسه کابینه تشریف آورده بود. یکبار دیگر صحبت کردم تا سوء تفاهمات بر طرف شود با کمال تأسف باید گفت که مسؤولان وزارت امور زنان در انعکاس مواضع و مصوبات کابینه افغانستان دچار مشکل بوده اند.

آنچه را که من برای شما گفتم با تعهد می‏گویم که این‏ها مواضع رسمی و دیدگاه حکومت افغانستان است. یکبار دیگر می‏گویم که جامعه‏ی مدنی وظیفه انتقاد از حکومت را دارد. بلی بدون شک باید انتقاد بکند چنانچه در این جاه هم شما شاهد بودید که با انتقادات از حکومت شروع شد. باید بگویم که میان تیوری و پراکتیس یا ادعا و عمل در تمام دنیا یک تفاوت وجود دارد. مثلا وقتی که  قانون اساسی یکی از پیشرفته ترین کشور ها مثل سویدن که در مورد برابری زنان با مردان مقام اول را دارد یا ناروه که چند روز پیش فیصله نمود تا در رهبری تصدی‏ها نیر حتما  40% زنان باشند، باز هم تفاوت وجود دارد.  در همین جا ها هم میان داعیه و عمل یک خلا و تفاوت وجود دارد به همین خاطر است که انسان‏ها مبارزه می‏کنند و شما می‏بیندی که مسئله‏ی برابری زنان و مردان از لحاظ حقوقی یک آرمان است ولی متأسفانه در عمل در هیچ جای دنیا زنان با مردان برابر نیست. این خلاء و تنفاوت باعث می‏شود تا ما مبارزه کنیم تا این تفاوت را از بین ببریم واین خلاء یا تفاوت بین ادعا و واقعیت در حقیقت انگیزه‏ی مبارزه است. در کشور ما واقعیت بد تر از این‏ها است.آنچه را که من خدمت شما عرض کردم این‏ها یک سلسه ادعا و آرمان‏ها و مصوبات است ولی وقتی یک قوماندان روز گو، فرض بکنید در ولسوالی ایکس، خلاف آن عمل بکند، محتمل است و ما هیچ نوع تضمینی داده نمی‏توانیم که نمی‏تواند عمل کند. هر روز در این کشور خقوق انسان‏ها، مردان و زنان و کودکان نقض می‏شود. این یک واقعیت است. ما باید مشترکا مبارزه کنیم. شما باید اول ار از همه مبارزه کنید. حکومت را باید زیر فشار قرار دهید. این وظیفه‏ی شما و حق شما است. تا بعنوان نهضت مدنی، کنترول کننده حکومت که مکلف به اجرای و رعایت قوانین است، عمل کنید.

می‏خواهم بگویم آنچه را که گفتم فیصله کابینه‏ی افغانستان است و یکبار دیگر شخصا تعهد می‏کنم که همانم که بودم تعهد به حقوق بشر به حقوق زنان و برابری زنان و مردان چیزی است که من همیشه به آن باور داشته ام. این تعهد من است و صادقانه در پی آن خواهیم بود.

چیز دیگری را که می‏خواهم بگویم. این است که پیش از این که من در جلسه کابیه روز دوشنبه گذشته بروم یا یک عده از فعالان جامعه مدنی و حقوق بشر مشوره کردم تا برای من نظر بدهند که در جلسه کابینه هنگام طرح این موضوع، من چه بگویم و چه نظر بدهم. بعد از این مشوره بود که من از این مواضع دفاع نمودم و این مواضع مورد تأید قرار گرفت.»

سخنران بعدی این نشست خانم شینکی کروخیل عضو مجلس نمایندگان بود که به نمایندگی از جامعه‏ی زنان مجلس نمایندگان سخن می‏گفت وی ضمن تأیید نگرانی‏های موجود در این زمینه همبستگی جامعه زنان مجلس نمایندگان را با فعالان جامعه‏ی مدنی و حقوق بشر، اعلان نموده و وعده داد تا همیشه در کنار آن‏ها قرار داشته باشند.

در ادامه نشست خانم شیلا صمیمی به نمایندگی از نهاد‏های جامعه مدنی و مدافعین حقوق بشر در مورد نگرانی‏های زنان کشور در رابطه به سرنوشت خانه‏های امن سخن گفته و پیشنهاداتی لازم را برای دولت در این زمینه مطرح نمود.

در بخش اخر نشست تعدادی از اشتراک کنندگان سولاتی را مطرح نمودند که توسط داکتر اسپنتا و مهندس فهیم حکیم توضیحاتی ارایه گردید

در آخر جلسه اشتراک کنندگان با تأیید سخنان داکتر رنگین دادفر اسپنتا مشاور امنیتی رئیس جمهور و رئیس شورای امنیت افغانستان، تصویب نمودند تا صحبت های داکتر اسپنتا به عنوان نتیجه نشست اعلان گردیده و به نشر برسد.

سوالی و شکایتی از خویشتن

سوالی و شکایتی از خویشتن

م. ع. بشارت

صبح روز گذشته بحثی را با یکی از دوستانم که همکار اداری من نیز است داشتیم. بحثی که گاهی اختلاف نظرها باعث بلند رفتن صداهای ما نیز می‏گردید. اینکه جنگ‏ها و خشونتهای چندین سالهی کشور، ریشه در کجا داشته و چقدر مردم این سر زمین را متضرر نموده است. نقش اقوام و ساختار های اتنیکی و جغرافیایی کشور در تداوم این خشونت دوامدار چه بوده و کدام یکی از کشورهای همسایه دست بالاتر در تداوم این مشکل داشته است؟

از اینکه این بحث به کجا انجامیده و پاسخ ما به هریکی از این سوالها چه بود، میگذریم ولی یکی از تگان دهندهترین موضوعی که در این بحث مطرح گردیده و تا این لحظه قلبم را بدرد آورده و روحم را آزار میدهد، تذکر از آماری بود که هر روز از طریق رسانههای جمعی در مورد کشته شدن دهها جوان این سرزمین به نشر میرسند.

براستی درد بالاتر از این نخواهد بود که هیچ شبی را نمیتوانیم داشته باشیم که خبری از کشته شدن حد اقل ده نفر از مردمان این سرزمین را نشنویم.

با روشن نموده تلویزیون یا رادیو و یا بازدید ویب سایتهای خبری، همه روزه به عناون چون "ده نفر در اثر عملیان مشترک نیزوهای نظامی ناتو و افغان در فلان منطقه کشته شدند"، "بیست نفر از شورشیان در فلان ولسوالی به قتل رسیدند"، "دو سرباز اردوی ملی در فلان منظقه توسط نیروهای طالبان کشته شدند"، بد تر از همه، "چندین کودک و زن در عملیات هوای ناتو جان دادند"، یا "جندین خانه در فلان قریه و فلان ولسوالی در نتیجه بمباردمان هوایی به خاک یکسان گردیدند" و "دهها نفر کشته و زخمی در اثر یک حملهی انتحاری در فلان منظقه".

براستی توجیه این همه کشتنها و کشته شدنها چه میتواند باشد؟ چرا ما و مردم ما این قدر بیچاره شده ایم که هر روز باید دهها نفر از جمعیت درد کشیده و رنج دیدهی مان را از دست بدهیم؟ ایا براستی همان گونه که بعضیها باوردارند چیزی از داشتههای ما در خطر است؟ سرزمین ما؟ یا باورهای اعتقادی و داشتههای ملی؟ یا هم چیزی دیگری از دارایهای ما؟

اگر به کمی عقب مثلا دورهی جنگ و خشونت مجاهدین برای بدست آوردن قدرت بعد از سقوط حکومت کمونستی داکتر نجیب الله که یکی از بدترین دورههای تاریخی ما به حساب میآید، برگردیم. بدون تردید متوجه خواهیم شد که هیچ یکی از این دلایل واقعیت نداشته و در نبود جنگ ما نه تنها هیچ چیزی را از دست نمیدهیم بلکه به شکل بهتری میتوانیم از داشتههای ملی و مردمی مان محافظت نموده و همگام با روند توسعهی جهانی، ظرفیتهای ملی مان توسعه بخشیم.

باید بگویم در شرایط فعلی نیز ما وضعیت متفاوت از دوران جنگ قدرت مجاهیدن را نداریم. جنگ و خشونت امروزی نیز توجیه ملی را نداشته و با توجه به فلسفهی حضور نیروهای ناتو که مبارزه با تروریزم بین المللی است، بدون شک ما و مردم ما قربانی وضعیتی هستیم که هیچ توجیه ملی و شرعی را برای ادامه آن نداریم.

اینکه چرا میجنگیم و برای چه میجنگیم؟ چرا کشته میشویم و برای چه کشته میشویم؟ سوالاتی است که بدون پاسخ باقی مانده و با هیچ منطقی سازگاری ندارد.

ما واقعا نمیدانیم که چرا جنگ را در کشور خود ادامه داده و باعث میشویم روزانه دهها نفر از هموطنان ما به خاک و خون غلطیده و از زندگی که نعمت بزرگ وهدیه الهی است محروم گردند؟

ما واقعا نمیدانیم که چرا با وصف داشتن خرد، که خداوند بزرگ برای ما و تمام بنی ادم هدیه داده است، نمیتوانیم کاری را انجام ندهیم که باعث میگردد تا میلیونها نفر از کودکان ما از رفتن به مکتب محروم گردیده و دهها هزار نفر دیگر با از دست دادن عزیزان شان در سوگ بسر ببرند؟

 

 

رنج‏نامه‏ی مادر

رنج‏نامه‏ی مادر

 

یحی امید (م.ع. بشارت)

 

مهدی سومین و کوچک‏ترین فرزند مرحوم نیازمحمد دکاندار که در سال 1377 با هجوم نیروهای نظامی طالب در شهر مزار شریف کشته شده بود، این روزها صنف پنج مکتب است. او و دو خواهرش که از مهدی بزرگتر اند فرصت درس خواندن‏شان را مدیون تلاش شبانه روزی مادرش که بعد از مرگ پدر، با کار در آشپزخانه‏های مردمان پولدار و مرفه، لباس شویی و دوخت ودوز، لقمه نانی را بر سفره‏ی خالی فرزندانش می‏گذارد، دانسته و باور دارد که مادرش هرکاری را برای آینده‏ی او و دو خواهرش انجام داده است. مهدی معتقد است مادرش بیشتر از آنچه که یک مادر می‏تواند برای فرزندانش انجام دهد تلاش نموده و در حقیقت زندگی و تمام خوشی‏هایش را قربانی خوشی‏ها و موفقیت‏های آن‏‏ها نموده است. او می‏گوید:

«وقتی شب‏ها مادرم را که خسته و مانده از کارش بر می‏گردد با دست‏های پینه بسته و چهره‏ی پریده رنگ می‏بینم، نمی‏توانم خودم را قناعت دهم که بیشتر از این، دلیل رنج‏ها و زحماتش باشم. می‏خواهم درس‏هایم را رها نموده و بدنبال کاری و درآمدی، بروم. می‏خواهم خودم نان‏آور خانه باشم. می‏خواهم کار کنم و پول بدست بیاورم که هم مادرم آرام و راحت باشد و هم خواهرانم درس بخوانند. ولی همیشه اصرار مادرم مرا از این تصمیم منصرف نموده و دوباره به مکتب بار می‏گرداند.»

به نظر می‏رسید دردی گلوی مهدی را فشار می‏دهد و نمی‏گذارد تا کلماتش را براحتی ادا کند. لحظه‏ی سکوت نموده و به سقف اتاق می‏نگرد. شاید می‏خواست از ریختن اشک‏هایش جلوگیری نماید. ثانیه‏های همچنان در سکوت می‏گذرد و بالاخره دو باره به سخن آمده و کلماتش را این گونه ادامه می‏دهد:

«بعد از کشته شدن پدرم تمام این دوازده سال را مادرم کار نموده و باهر بدبختی که شده سعی می‏ کند شکم ما را سیر نموده و مصارف مکتب و کورس ما را فراهم کند. او حتا یک روز هم نمی‏تواند بدون این ترس که مبادا نتواند از عهده‏ی این کار بر آید، بسر برده و لبخندی بر لبانش داشته باشد. به نظر من که از روزهای زندگی مشترک پدر و مادرم چیزی را بیاد ندارم، مادرم اصلا خندیدن را بلد نبوده و احتمالا هرگز نخندیده است.»

مهدی دو باره سکوت نموده و با تکراز جمله آخرش (احتمالا هرگز نخندیده است) می‏گوید:

«هرگز بیاد ندارم روزی را که مادرم لباس نوی برای خودش خریده و پوشیده باشد. بخش اعظم از لباس‏های مادر از همان قدیم است، روزهای که پدرم زنده بود. چند دست دیگر هم لباس‏های است که مادرم در جریان سال‏های گذشته از دکان‏های لیلامی فروشی، خرید نموده است.» 

عقده گلوی مهدی را بیشتر فشار داده و توان جلوگیری از ریزش اشک‏های چشمانش را از او می‏گیرد. صدایش را آرام نموده و اشک‏هایش را پاک می‏نماید. به لباس‏های که پوشیده است نگاه می‏کند. واقعا لباس مرتبی بود یخن قاق و پطلونی تمیز و اتو کشیده. و جمپری که معلوم بود زیاد ارزان قیمت نیست. دستی بر آن کشیده و با لبخندی تلخی سخنانش را از سر می‏گیرد:

«اما او (مادر) هیچ وقت نگذاشته است که ما لباس کهنه یا لیلامی بپوشیم. اگرچه نمی‏تواند مثل خانواده‏های پولدار به هر بهانه‏ی برای فرزندانش لباس نو بی‏خرد ولی هیچ زمانی را بیاد نداریم که مشکل یا کمی لباس داشته باشیم. همیشه هر لباسی را که آرزوی پوشیدنش را داشتیم، مادر تهیه نموده است.»

مهدی در کنار مکتبش کورس زیان انگلسی را نیز تعقیب می‏کند. او به گفته‏ی خودش لول فور (صنف چهارم) زبان انگلسی است. و همراه با او خواهرانش نیز در این کورس شرکت می‏کند. به گفته‏ی مهدی مادرش از همه آروزهای که یک زن جوان می‏تواند داشته باشد، گدشت تا رفتن ما را به مکتب و کورس انگلسی ببیند. او می‏گوید:

«مادرم همیشه در برابر اعتراض من از کارهای شدید و طاقت فرسای که به خاطر ما انجام می‏دهد، لبخند زده و می‏گوید: هر مادری تنها آروزیش در این وضعیت این است که فرزندانش را در لباس مکتب یا در حالی‏که کتاب‏های یکی از کورس‏های آموزشی در دست‏های آن‏ها باشد، ببیند.  و من هم وقتی شما را می‏بینم که مکتب می‏روید، دیگر هیچ خستگی احساس ننموده و باور می‏کنم که خوشبخت هستم.»

به گفته‏ی مهدی مادرش که به عنوان آشپز و صفا کار در خانه‏ی یکی از آدم‏های کلان این شهر، کار می‏کند به دلیل رنج‏های که بعد از مرگ پدرس متحمل گردیده است، خیلی بزرگ‏تر و مسن‏تر از هم سن و سالانش به نطر رسیده و شکسته است.

به نظر مهدی مادرش هیچ وقت نتوانسته درد از دست دادن شوهرش را فراموش نموده و یتیمی فرزندانش را نادیده بگیرد. او می‏گوید:

«بارها مادرم را غافل‏گیر نموده‏ام که در گوشه‏ی نشسته و اشک می‏ریزد. ولی به مجرد که ما را می‏بیند اشک‏هایش را پاک نموده و به بهانه‏ی نمی‏خواهد بگوید که چرا گریه می‏کند. ولی ما می‏فهمیم که تنهایی و مشکلات زندگی بدون پدرم با بار سنگین مصارف خانه و هزینه‏ی درس‏های ما او را به گریه وا داشته و طاقتش را از بین برده است.»

مهدی هیچ خاطرهی از پدرش ندارد به گفته‏ی خودش تا از زندگی یادش می‏آید، پدرش را از دست داده بوده و تنها مادر و دو خواهرش را داشته است. زیرا وقتی پدرش را نظامیان و تفنگ بدوشان طالب از منطقه علی چپن، شهر مزار شریف گرفته و با لت و کوب جانش را گرفته بودند، او فقط هفت ماه عمر داشت.

مهدی از مادرسپش خبر شده است که پدرش چگونه، در کجا و توسط کی‏ها کشته شده است. در حقیقت خاطرات مهدی از پدرش، چیزی بیشتر از یک تصویر نیست که در دیوار اتاقش به چشم می‏خورد.

اما خاطره‏های مهدی از روزگار بی‏پدری و رنج‏های دایمی مادر و چشمان منتظر خواهران، آن‏چنان درد آور است که یادی از هر لحظه لحظه‏ی این زندگی، اشک را در چشمان او حقله داده و عقده در گلویش ایجاد می‏کند. جملاتی را که مهدی در ابراز احساساتش از این وضعیت به من می‏گفت به خوبی بیاد می‏آورم.

«نمی‏توانم کسانی را که مرا از داشتن پدر محروم نموده‏اند، ببخشم. وقتی اشک‏ها و گریه‏های خواهرانم را بیاد می‏آورم دلم می‏خواهد هیچ کودکی وضعیت ما را نداشته باشد. دلم می‏خواهد همه‏ی بچه‏ها و دخترهای دنیا پدر ومادرشان را در کنارشان داشته و از وجود آن‏ها لذت ببرند. دلم می‏خواهد هیچ مادری مثل مادر من رنج نبرده و عذاب نکشد و دلم می‏خواهد هیچ پسری شاهد اشک‏های مادرش نبوده و مثل من، عذاب نکشد. دلم می‏خواهد جنگ‏ها پایان یافته و همه‏‏ی ادم‏ها، بدون ترس از کشته شدن پدران شان زندگی نمایند.»

 

 

گرامیداشت از روز جهانی صلح

گرامیداشت از روز جهانی صلح

 

م. ع. بشارت

 

گرامیداشت از روز جهانی صلح، عنوان برنامهی بود که توسط مرکز اجتماعی معلولان، (افراد دارای معلولیت) کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و دفتر ماینپاکی، صبح روز گذشته در پارک دهبوری در غرب شهر کابل، برگزار گردیده بود.

این محفل یک ساعت از وقتی که قبلا تعیین گردیده بود، آغاز و بیشتر اشتراک کنندگان آن را کودکان، افراد دارای معلولیت و تعدادی انگشتشمار از اعضای دفترهای برگزار کننده محفل و گزارشگران رسانههاا، تشکیل میداد.

انگار تنها کسانی که واقعا و از صمیم قلب به صلح اندیشیده و ازنبود آن رنج میبرند، همینهایاند که در محفل حضور یافته بودند.

کودکان، آنهاییکه  که سالهای جنگ و خشونت، هرگز این اجازه را به آنها نداد تا روزی را با خیال آسوده و خاطر آرام بازی نموده، به مکتب رفته و درس بخوانند، و افراد دارای معلولیت، یا کسانی که بیشترین رنج را از نبود صلح متحمل گردیده و بخشی از بدنش را در فضای جنگ و خشونت از دست داده اند.

حقیقت این است که جمعیت اشتراک کننده در برنامهی گرامیداشت از روز جهانی صلح، برخلاف تصورهای قبلی من که باورداشتم حد اقل نیمی از جمعیت اشتراک کننده از شخصیتها و حضراتی باشند که پیوسته از برنامههای صلح، دموکراسی و حقوق بشر درافغانستان، سخن گفته و عمدتا مواجب بلند و بالایی را هم از ادرس دفترها و موسسات که بخش از عنوانش را کلمات مثل صلح، دموکراسی و حقوق بشر، تشکیل میدهد، میگیرند.

بدون تردید چقدر زیبا بود اگر در برنامهی دیروز، تعدادی از شخصیتهای مهم و شناخته شده در زمینههای خقوق بشر، جامعهی مدنی و ادارههای دولتی را نیز میداشتیم تا همراه با ندای صلح طلبی کودکان و افراد دارای معلولیت، صدای کسانی را می شنیدیم که میتوانند نقش عملی و مؤثرتری را در تأمین صلح در جامعهی جنگ زده ما ایفا کنند.

و ما شاهد بودیم که برنامهی گرامیداشت از روز جهانی صلح، یک ساعت تمام فقط منتظر کسانی ماند تا از ادرس مشخص ادارهها و جمعیتهای فعال در فرصتهای اجتماعی، فرهنگی و مدنی، کودکان و افراد دارای معلولیت را همراهی نمایند.

ولی آنها نیامدند و برنامه با حضور قابل توجه کودکان و افراد دارای معلولیت آغاز و تا ظهر روز گذشته با سخنرانی، پارچه های تمثیلی، نمایش و ترانههای صلح، ادامه یافت.

مهمترین پیام هواخواهان صلح واقعی در افغانستان، اندیشیدن به صلح بهجای جنگ و باور به آن به عنوان مهمترین پیش شرط توسعه و حاکمیت قانون و عدالت در کشور بوده و از صلح به عنان مهمترین فرصت برای بهرهمند شدن از زندگی سالم اجتماعی یاد گردید.

به گفتهی اقای محبتی هماهنگ کنندهی فعالیتهای بخش حمایت از حقوق افراد داری معلولیت، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، باور به صلح و اندیشیدن به آن، یک وجیبهی شرعی برای هر فرد یک جامعه اسلامی بوده و تنها زمانی فرصتهای عینی تحقق عدالت و حقوق بشر در جامعه ایجاد میگردد که صلح واقعی و سراسری به وجود آمده باشد.

اقای محبتی تأکید نمود تا دولت افغانستان در دمادم تشکیل شورای صلح، کسانی را که بخش از بدنش را در نتیجه خشونتها و جنگهای چنیدن ساله در کشور از دست دادهاند، فراموش ننموده و حضور افراد دارای معلولیت را در این شورا در نظر داشته باشد.

 

کمبود اوراق رأیدهی در مراکز رأی دهی انتخابات، غیر قانونی است

کمبود اوراق رأیدهی در مراکز رأی دهی انتخابات، غیر قانونی است

 

م. ع. بشارت

 

27 سنبله گذشت و مردم کشور در میان بیم و حراس از حملات تروریستی، اگر چه اندک ولی بپای صندوقهای رأی رفته و با شک و تردید، کسانی را به نمایندگی از خود در پارلمان آینده انتخاب نمودند.

طوریکه شنیده شد مواردی زیادی از حملات نظامی توسط گروههای ترورستی انجام شده و تعدادی از هموطنان ما شهید یا مجروح گردیدند. تعدادی هم ربوده شده و برخی دیگری نیز تهدید گردیدند.

تعدادی هم بدلایل مخلتف مثل استفاده از کارتهای جعلی و موارد دیگری از این نوع تخلفهای انتخاباتی، توقف گردیدند.

اشتراک درانتخابات موضوعی دیگری بود که در در مناطق و ولایتهای مختلف اشکال متفاوتی را به خود گرفته بود. در برخی از مناطق و ولایتهای استقبال خیلی اندکی از سوی مردم صورت گرفته و در برخی دیگری ما شاهد اشتراک و سهمگیری واقعا فعال و کستردهی مردم کشور بودیم. تهدیدهای اامنیتی و عدم اعتماد مردم نسبت به کارگردها و عملگرد صادقانهی کاندیدان با توجه به ذهنیت که از پارلمان قبلی داشتند، مواردی است که به عنوان دلایل عدم اشتراک گستردهی مردم در برخی از مناطق و ولایتهای کشور از سوی کارشناسان و تحلیلگران مسایل سیاسی عنوان میگردد.

اما آنچه که دراین میان بیشتر از همه رنج آور و مایوس کننده به نظر میرسد، کمبود اوراق رأیدهی در مناطق است که در آنها مردم با استقبال گسترده به پای صندوقهای رأی رفتند. کزارشهای تأیید شده از تعدادی از ولایتهای جنوبشرق، شمال و به خصوص مرکزی کشور حاکی از آن است که در بسیاری از مراکز رأیدهی تا حوالی ساعت دو بعد از ظهر اوراق رأیدهی تمام شده و میلیونها هموطن ما از حق دادن رأی محروم گردیدند.

مادههای چهارم، پنجم و ششم قانون انتخابات، موکدا هرنوع اعمالی را که باعث ایجاد محدودیت در روند اشتراک مردم در انتخابات گردد، غیر قانونی اعلان نموده ولی با تمام اینها کمیسیون مستقل انتخابات با برنامههای محدودی که داشت خواسته یا ناخواسته باعث گردید تا تعدادی زیادی از هموطنان ما از حق دادن رأی در روز انتخابات، محروم گردد. واقعیتی که بدون تردید علاوه بر غیر قانونی بودن، نوعی جفا در حق مردم کشور بوده و هرگز قابل جبران نخواهد بود.