زمستان امسال و نه میلیون انسان نیاز مند به مواد غذای در افغانستان

زمستان امسال و نه میلیون انسان نیاز مند به مواد غذای در افغانستان

 

م. ع. بشارت (مژده)

 

در پی نگرانی ها از خطر گرسنگی در زمستان امسال، نهاد ها و سازمان های معاونتی و حقوق بشری در کشور، هر از گاهی با برگزاری برنامه ها و نشر گزارش های های خاصی سعی نموده اند، تا توجه دولت افغانستان و جامعه جهانی را به این مهم جلب نموده و خواستار طرح و اجرای برنامه های دقیق و قابل اجرا از طرف دولت افغانستان در جهت پیش گیری از بروز خطرات وفاجعه های احتمالی فقر و گرسنگی در جریان زمستان امسال شده اند.

اگر چه دولت افغانستان نیز با تذکر متداوم به خطرات احتمالی که می توانند مردم افغانستان به خصوص مردم مناطق صعب العبور و کوهستانی این کشور را تهدید کند همیشه در حد اعلان خطر یا درخواست کمک از جامعه جهانی اقدام نموده است ولی آنچه که از گزارش های به نشر رسیده بدست می آید ظاهرا دولت افغانستان نیز نتواسته است کار مهم و عملی را در این زمینه انجام داده و هنوز هم مردم افغانستان به خصوص مردم مناطق کوهستانی و صعب العبور کشور با خطرات جدی روبرو می باشند. اگرچه دولت قبلا وعده تشکیل گره های ویژه برای کمک به مردم را داده بود ولی هنوز ما نتوانسته ایم شکل بیرون داده شده این گروه یا شبیه آن را در خصوص این مشکل متوجه شده و شناسایی کنیم.

در اخرین گزارشی که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان با عنوان حقوق اقتصادی و اجتماعی در افغانستان بتازگی به نشر رسانده است وضعیت مردم افغانستان همچنان خراب توصیف شده و از مشکلات متعددی یاد شده است که هنوز هم مردم ما با آنها مواجه می باشند.

در بخشی از این گزراش می خوانیم:

"... 37%  مردان روستایی شاغل به کار روز مزد غیر پایدار، 30% به کار در زمین خود و 20% به کار در زمین اجاری مشغول می باشند، این درحالیست که که به اساس آمار رسمی حدود 33% از نفوس توانمند افغانستان بی کار است، بررسی های نظارت ساحوی کمیسیون بیانگرآنست که میزان درامد از منابع مختلف اشتغالی برای اکثریت مردم افغانستان تنها در حد زنده بودن یا بقاء است.

 در افغانستان، اقتصاد غیررسمی منبع مهم درآمد و امرار معیشت است. وضعیت بعد از جنگ باعث رشد این نوع اقتصاد شده است. جدا از اقتصاد مبتنی بر مواد مخدر، وسعت رسیدگی به این مسئله نامعلوم است. این نوع اقتصاد برعلاوه اینکه مالیات از آن حاصل نمی شود، حقوق و رفاه اشخاص شاغل در  این اقتصاد رابه  یک نگرانی حقوق بشری مبدل می سازد."

این گزراش تصریح می کند که در بسیاری از خانواده کار کودکان یک مجبوریت بوده و تقریبا یک چهارم از کودکان بین سنین 7 تا 14 سال مجبور اند بخاطر که از گرسنگی نمی رند، در شرایط بسیار بد و عمدتا غیر صحی آن هم تا ساعات طولانی کار نمایند.

مطابق به این گزارش 62% از کسانی که مصاحبه شده اند تأئید نموده است که قرضدار اند و موضوع مساعدت یا حمایت های بشر دوستانه اگسرا سیاسی شده است اگرچه گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان این واقعیت را تنها در مورد مساعدت ها و حمایت های اجتمعای امدادی برای افراد دارای معلولیت در کشور  تذکر داده است ولی اگر با دقت به پروسه معاونت های دولتی نگاه کنیم بدون تردید این واقعیت در مورد تمام مردم افغانستان صادق خواهد بود.

این گزارش می افزاید: "%37 از مردم آسیب پذیر کم تر از 50 افغانی در روز درآمد دارند، حال آن که فقط %22 از آنها گفتند که بیشتر از 50 افغانی در روز درآمد دارند. %41 باقیمانده به این سؤال جواب ندادند که دلایل احتمالی آن می تواند بی میلی برای اطلاع دادن درآمد غیرقانونی یا فقدان درآمد باشد."

نتایج بدست آمده از این گزارش نشان می دهد که چقدر مردم افغانستان آسیب پذیر بوده و نیاز مند معاونت های و کمک های جدی برای گذران زندگی شان هستند. این وضعیت تأکیدی است بر لزوم اقدام کاملا جدی و طرح و اعمال برنامه تقیق و منطقی از طرف دولت افغانستان و جامعه جهانی برای مواجه با خطرات محتمل در جریان زمستان که متوجه خانوادهای نیاز مند و آسیب پذیر به خصوص روستایی های کشور ما است.

پارلمان افغانستان نیز در نشستی که بتاریخ 18 عقرب سال جاری داشت به اهمیت کمک رسانی ها برای مواجه با خطرات احتمالی در زمستان آتی تأکید نموده و از دولت افغانستان خواست تا تدابیر جدی را در زمینه اتخاذ نماید:

" محمد یونس قانونی رئیس مجلس نمایندگان می گوید: "اگر تدابیر به موقع، جدی و عملی برای جلوگیری از این فاجعه و بحران زا روی دست نگیریم، خدای ناکرده مردم ما در زمستان با فاجعه بزرگتر از مشکلات سال گذشته مواجه خواهند شد."

رئیس مجلس افزود: "نماینده های مردم افغانستان در خانه ملت افغانستان جداً نگران این دو فاجعه هستند: کمبود مواد غذایی و سرمای زمستان.[1]"

اقدامی که تاکنون حکومت افغانستان در خصوص این مشکل انجام داده است برگذاری جلسه فراخوان، مبني بر درخواست كمك براي تهيه مواد غذايي است که بتاریخ 4 ماه قوس سال جاری، توسط استاد محمد کريم خليلي معاون رييس جمهور و رييس کميته ملي مبارزه با حوادث، با حضور سفرا و نمايندگان بيش از سي کشور و سازمان‌هاي جهاني،دایر شده بود.

در این جلسه آقای خلیلی "معاون رييس جمهور هشدار داد که اگر مجامع بين‌المللي به فراخوان دولت افغانستان مبني بر کمک غذايي و صحي به ولايات آسيب‌پذير کشور توجه جدي ننمايند و اگر به درخواست 9 جولاي 2008 که در آن 404 ميليون دالر از کشورهاي کمک‌کننده تقاضا شده بود، پاسخ گفته نشود، مردم ودولت افغانستان در زمستان پيش رو با فاجعة گستردة بشري روبرو خواهند شد.

معاون رييس جمهور با بيان اين مطلب که بحران فقر با امنيت، گسترش تروريزم و کشت کوکنار رابطه دارد، تأکيد نمود که تحکيم امنيت افغانستان نيز ما را به توجه بيشتر به فقرزدايي و رسيدگي به مشكلات اقتصادي مردم فرا مي‌خواند.

به گفته معاون رياست جمهور دولت افغانستان و کشورهاي همکار تا به حال در بخش مبارزه با تروريزم و امحاي مواد مخدر بيشتر سرمايه‌گذاري نموده؛ اما به بسترها و زمينه‌هاي که زايندةاين پديده‌هاي خطرناک فقر است کمتر توجه صورت گرفته است.

وي با تأکيد بر تسريع روند کمک‌رساني، هشدار داد که اگر کمک‌ها به وقت و زمان مناسب در اختيار دولت افغانستان قرار داده نشود، رسيدگي به نقاط آسيب‌پذير با چالش‌هاي جدي از آنجمله راه‌بندي زمستان روبرو خواهد شد.

همچنين معاون رييس جمهور از کشورهاي کمک‌کننده و ادارات ذيربط دولتي خواست تا در امر کمک‌رساني، هماهنگي بيشتر داشته و در پرتو يک استراتژي واحد عمل نمايند.[2]"

این در حالی است که قبلا "آصف رحیمی وزیر زراعت افغانستان گفته بود برای جلوگیری از گسترش گرسنگی، بسته شدن راهها و تغذیه حیوانات در زمستان امسال تدابیر بهتری را نسبت به سال گذشته روی دست گرفته است.

آقای رحیمی تأیید نموده بود که با آن که حکومت با کمبود مواد غذایی روبرو است، تلاش ها برای حل این مشکل ادامه دارد.

بگفته جناب آقای رحیمی حکومت افغانستان صد میلیون دالر را برای مبارزه با گرسنگی در این کشور اختصاص داده است که نیمی از این پول برای خرید مواد خوراکی برای کارمندان دولت اختصاص یافته است. وزیر زراعت افزوده بود حکومت پنجاه میلیون دالر دیگر را مواد خوراکی می خرد و در انبارها ذخیره می کند.

آقای رحیمی تأییئ نموده بود که از مواد خوراکی ذخیره شده در فصل زمستان به نیازمندان توزیع خواهد شد. به گفته او، از این مواد برای کاهش بهای مواد خوراکی در بازارها نیز استفاده خواهد شد.[3]"

مبتنی بر گزارش دیگری که در نشست اقای خلیلی معاون رئیس جمهور که با سفرای کشورهای کمک کننده و نهاد های معاونتی داشت، دولت افغانستان مقدار 240 هزار تن گندم را تهيه نموده که قرار است 130 هزار تن آن در زمستان پيش رو براي مستحقين توزيع و 110 هزار تن ديگر در ذخاير نگهداري شود.

 گفتنی است در اخرین گزارش رسمی که از سوی برنامه غذای جهان در بیست و ششم ماه قوس در مورد آمار نیاز مندان مردم ما به مواد غذایی به نشر رسیده است گفته شده است که در حال حاضر در سراسر افغانستان نه میلیون انسان به مواد غذایی نیاز مند است که باید تهیه شود. در این گزارش همچنان آمده است که در زمستان جاری نزدیک به سی درصد جمعیت افغانستان با خطر گرسنگی روبرو هستند. این در حالی است که قبلا دولت افغانستان تعداد نیاز مندان به مواد غذایی را شش میلیون اعلان نموده بود.

با توجه به وضعیت و مشکلات موجود در این زمینه کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در آخرین گزارش وضعیت حقوق اقتصادی اجتماعی در افغانستان مواردی را به عنوان راه حل یا پیشنهاداتی مهم تذکر داده است که شامل اقدامات هماهنگ دولت افغانستان و جامعه جهانی در زمینه کمک رسانی قبل از بروز مشکل و برنامه ریزی دقیق جهات حل ریشه ی فقر و نیاز مندی های غذایی در کشور است:

" بسیاری از مناطق آسیب پذیر و صعب العبور افغانستان با مشکل کمبود مواد غذایی مواجه بوده و زمستان امسال فصل دشواری برای آنها خواهد بود. بنابر این کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از دولت افغانستان و جامعه جهانی تقاضا دارد تا پیش از وقوع بحران انسانی، کمک های بشر دوستانه شان را به مناطق آسیب پذیر برسانند.[4]

 



[1] سایت بی بی سی 18 ماه عقرب 1387

[2]  هفته نامه مشارکت ملی  4 ماه قوس 1387

[3] سایت بی بی سی 18 ماه عقرب

[4] سومین گزارش حقوق اقتصادی و اجتماعی در افغانستان/ نشر شده از طرف کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان.

خشونت در خانواده

خشونت در خانواده

م. ع. بشارت (م. مژده)

"مردی در یکی از شب ها در حالی که هر دو خانمش به خواب رفته بودند، تیشه ی بدست گرفته و سر هر دوی آن ها را تکه تکه می کند.

بگفته یکی دیگر از خانم های این خانه، مرد قاتل دومین زن خودش را فقط دو ماه قبل عروسی نموده و به خانه اورده بود. ظاهرا با عروسی دوم، وضع بد اقتصادی این خانواده، بدتر شده و به خصوص مرد قاتل با مشکلات عدیده ی روبرو گردیده بود. از این رو او همیشه عامل این مشکلات را زنان خود دانسته و با آن ها بد ترین بر خورد را نموده و همیشه آن ها را مورد لت و کوب قرار داده و اذیت می نمود."

 

ورود:

بدون تردید خانواده یگانه و اساسي ترين نهاد یا محوری است كه به اعضاي خود، احساس امنيت و آرامش داده و مناسب ترین فضاي ارضاي نيازهاي طبيعي و عاطفی انسان ها به شمار می رود.

هزاران سال طول کشیده است تا اين نهاد یا محور مهم شکل کنونی خود را گرفته و به عنوان پايدارترين و مؤثرترين بستر حفظ ويژگي ها و ارزش های فرهنگي و عامل انتقال آنها به نسل هاي بعدي تعریف گردد.

اما وجود خشونت در خانواده اضطراب و ناامني را گسترش داده و بنیاد این نهاد اساسی زندگی را متزلزل نموده است. نخستین پيامد خشونت در خانواده  بيماريهاي رواني، گسترش پديده قتلهاي خانوادگي، همسركشي و كودك آزاري است.

كارشناسان اجتماعي معتقدند که خشونت در خانواده، نشان رشد خشونت در سطح جامعه بوده و پیامد مشکلات از این دست در خانواده، مشکلات در جامعه است.

 

تعریف خشونت خانوادگی:

در یک تعبیر کلی از این خشونت، هر گونه رفتاری خشن و سلطه گرایانه در روابط دو نفر از اعضای یک خانواده را خشونت خانوادگی می گویند.

 

انواع خشونت خانوادگی:

خشونت در بسیاری از موارد به خصوص در جوامع مرد سالار در روابط بین زن و شوهر بوده و در حقیقت روابط زن و شوهر یکی از آسیب پذیر ترین مناسبات در خانواده است که می تواند، زمینه بیشتری را برای بروز خشونت داشته باشد.

تعدادی از محققان خشونت خانوادگی را به دسته های مختلف تقسیم بندی نموده اند که مهم ترین آنها شامل موارد زیر می باشد:

خشونت‌های فیزیکی و روانی؛

خشونت‌های جنسی و ناموسی؛

تهدید به آزار و قتل.

بنا بر این می توان گفت خشونت می تواند عملا يا فقط با تهديد صورت گيرد، همچنين ممکن است خشونت هميشگی يا موقت باشد.

خشونت در خانواده می تواند در ميان تمام طبقات اجتماعی، گروه های سنی، نژادی، جنسی و موقعیت های گوناگون زندگی رخ دهد.

خشونت خانوادگی می تواند در هر زمان - چه در ابتدا و چه پس از گذشت چند سال از ارتباط بین دو نفر رخ دهد.

کودکان نيز از تاثير منفی خشونت خانوادگی - چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت - درامان نيستند.

تمام اشکال خشونت از قدرت طلبی و سلطه گری فرد آزار رسان ناشی می شود.

در گزارش های مربوط به خشونت در خانواده معمولا زنان و کودکان به عنوان قربانيان اصلی، و مردان به عنوان افراد خاطی قيد می شوند. چون بنابر آمار جهانی حدود 90 درصد از قربانيان خشونت خانوادگی زنان و حدود 10 درصد مردان هستند.[1].

مردان نيز مورد سوء رفتار زنان قرار می گيرند اما بخش عمده خشونت خانوادگی، به ويژه موارد مرگ آور و خطرناک آن، از سوی مردان عليه دختران و زنان خانواده صورت می گيرد.

همچنين مردانی که مورد خشونت زن قرار گرفته اند پس از ترک او با تهديد جانی مواجه نيستند، اما برای زن دوره پس از ترک مرد می تواند بسيار خطرناک باشد.

بسیاری از زنانی که مورد خشونت خانوادگی قرار دارند به بیماری های روحی و روانی گرفتار شده و در مواردی حتا کاملا دیوانه می گردد.

 

خشونت فزیکی و روانی:

تعدادی که مستقیما تحت فشار خشونت فزیکی  و روانی قرار دارند، عمدتا مجبور اند تا درد و رنج زخم ها و جراحاتی را که ناشی از لت و کوب است تحمل نمایند.

این خشونت‌ها شامل لت و کوب، دندان گرفتن، بستن، زندانی کردن، چنگ انداختن و کشیدن مو، اخراج از خانه، محروم کردن از غذا و حتا قتل و ... می‌شود.

خشونت‌های روانی و کلامی نوع دیگری از خشونت‌هایی است که در خانه علیه زنان استفاده می‌شود، که عبارت است از : به کاربردن کلمات زشت و دشنام ، بهانه‌گیری‌های پی در پی، داد و فریاد و بداخلاقی، بی‌احترامی، رفتار آمرانه و تحکم آمیز و دستور دادن‌‌های پی در پی ، قهر و صحبت نکردن و ...

 

خشونت‌های جنسی و ناموسی

بشترین قربانی این نوعی از خشونت کسانی اند که گرفتار ازدواج های اجباری بوده و بدون رضایت خودشان مجبور به عروسی گردیده اند.

خشونت‌های جنسی و ناموسی عبارتند از: مجبور کردن زن به دیدن عکس و فیلم‌های خلاف اخلاق عمومی یا اجبار به روابط زناشویی ناخواسته یا غیر متعارف، مراعات نکردن موارد صحی زناشویی و خودداری در به کارگیری روش های پیشگیری از بارداری، مجبور کردن زن به سقط جنین، اجبار زن به حاملگی ناخواسته، متهم کردن زن به بی‌مبالاتی در مسائل ناموسی همچون داشتن ارتباط نامشروع، شک، بد دلی و بالاخره بد ترین نوعی آن تجاوز جنسی.

 

تهدید به آزار و قتل

در مواردی هم دیده شده است که مردان و یا حتا اعضای دیگر خانواده با استفاده از موقعیت خود، زنی را با تهدید به قتل یا آزار دادن محدود کرده و اجازه نمی دهد که این زن زندگی مورد علاقه خود را داشته باشد.

مثل مواردی پدری که به دخترش اجازه نمی دهد تا با مردی دلخواهش عروسی کند. یا اجازه نمی دهد تا دخترش به مکتب برود. یا شوهری که حق کار و تلاش های اجتماعی خانمش را با تهدید از او می گیرد. در چنین مواردی خشونت های خانوادگی فقط در دایره تهدید بوده و فراتر از آن نمی رود ولی همین تهدید باعث می شود تا افراد مورد خشونت، اذیت شده و مجبور شوند از حق حودش که تحصیل یا کار در بیرون از خانه و یا هم ازدواج با مرد دلخواهش باشد، منصرف شده و به این ترتیب مظلوم واقع شوند.[2]

 

خشونت خانوادگی در افغانستان

خانم دوکتور سیما سمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، که در حمایشی به مناسبت روز بین المللی محو خشونت علیه زنان، بروز دوشنبه، چهارم ماه قوس سال جاری در تالار دانشگاه علوم طبی در کابل، سخن می گفت، اظهار داشت: خشونت در جامعه ما روند رو به گسترش داشته و تقریبا به یک عمل عادی و روز مره تبدیل شده است.

خانم داکتر سمر از تجاوز جنسی بر زنان و کودکان به عنوان بد ترین و ننگین ترین شکل خشونت ها یاد نموده اضافه کرد: در کشور های درگیر جنگ و بحران اجتماعی گاهی از تجاوز جنسی به عنوان یک حربه برضد حریف استفاده می شود. که بدون شک ارتکاب این جنایت جزء جنایت های جنگی بوده و آخرین مرحله جنایت علیه بشریت و کرامت انسانی است. خانم داکتر سمر از موقعیت رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، تقاضا نمود تا مجرمین این گونه جنایت های هوکناک، مجازات شده و به سزای اعمال خود برسند. البته با رعایت اصول محاکمات و تمام روش های قانونی عدلی و قضایی.

خانم داکتر سیما سمر، پیشنهاداتی را جهت جلو گیری از روند رو به تساعد خشونت علیه زنان در جامعه ما ارایه داشت که شامل موارد ذیر می گردد:

1-  بلند بردن آگاهی عامه؛ به هدف با لابردن درک افرارد از زشتی ها و پیامد های مخرب و تباه کننده خشونت در خانواده و اجتماع که هرگز به خود اجازه ندهد تا کسی را مورد خشونت قرار داده و یا شاهد اتفاق و بروز خشونت دیگران باشد.

2-  افشاء موارد خشونت علیه زنان و کودکان؛ این مهم است که تمام موارد خشونت علیه زنان و کودکان به خصوص موارد تجاوزات جنسی افشا گردد. زیرا با افشا و علنی شدن این جنایت ها همزمان با این که مجرم، مصؤونیتی را که می تواند در مخفی ماندن این جنایت ها داشته باشد از دست داده و مسلما به محاکمه و مجازات کشانیده می شود، نفرت عمومی نسبت به جنایت کاران این نوع از جرایم در جامعه، بوجود خواهد آمد که خود می تواند باعث کاهش آن در جامعه گردد.

3-  برخورد مسؤولانه جامعه مدنی و مطبوعات با قضایایی از این دست؛ افشاء و نظارت بر روند محاکمه و مجازات عاملین قضیه در دستگاه های عدلی و قضایی که می تواند ضامن برخورد عادلانه دستگاه های عدلی و قضایی با دو طرف قضیه (قربانی و متهم) باشد، خود راهکار مناسبی است برای جلو گیری از این چنین جرایم.

4-  برخورد مسؤولانه ارگان های امنیتی و دستگاه های عدلی- قضایی کشور با موارد از این نوع جرایم؛ ایجاد و حفظ هماهنگی بین تمام ارگان های متذکره (پولیس، سارنوالی و محکمه) در پیگیری این گونه قضایا خیلی اهمیت داشته و این فرصت را که تمام قضایا روند قانونی خود را طی و هر مجرمی به جزای اعمالش رسیده و برای قربانیان دادخواهی شود، فراهم می نماید.

5-  محاکمه تمام مجرمان و کسانی که دست به خشونت علیه زنان و کودکان می زنند؛ این کار به معنی از بین بردن سیستم معافیت مجرمان بوده و بدون تردید باعث کاهش این جنایت ضد بشری می گردد.

خانم داکتر سمر علاوه بر تأکید جدی در مورد محاکمه و مجازات مجرمان این نوعی از جنایات، گفت: ضروری است تا در کنار کسانی که عامل جرم و جنایت محسوب می شوند، تمام کسانی که گاهی در زمینه های فرار و برائت دادن، مجرمان این جنایت ها از داخل دستگاه های مثل پولیس، سارنوالی و محکمه همکاری نموده و کمک می نمایند و به این ترتیب باعث می شوند تا مجرمان از مجازات فرار نموده و رها گردند، نیز بشدت مجازات و محاکمه گردند.

گزارش های که دراین اواخر در مورد خشونت خانوادگی به نشر رسیده است میزان بسیار بالای را در این زمینه نشان داده و تقریبا تعداد زیادی از خانواده ها به نحوی با خشونت روبرو هستند.

مبتنی بر گزارش های کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تنها در سال 2007موارد خشونت علیه زنان 2384 قضیه ثبت شده است. که از مجموعه این قضایا 51 مورد آن، تجاوز جنسی بوده است.

گزارش های کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در پنج ماه اول سال جاری میلادی، نشان دهنده 1428 مورد خشونت علیه زنان و کودکان می باشد که 35 مورد آن تجاوز جنسی بوده است.

خود سوزی، تریاک خوردگی، قتل، لت و کوب، سقط جنین، بد دادن یا بدل کردن، ازدواج اجباری، عدم پرداخت نفقه، خود کشی، خرید و فروش زنان، ممانعت از فعالیت های اجتماعی، اعتیاد به مواد مخدر، غصب ملکیت و تجاوز جنسی از مهم ترین موارد خشونت علیه زنان بوده اند که در گزارش های کمیسیون به آن ها اشاره شده است.

در یکی از این گزارش ها مردی با تیشه ی سر  دو خانمش را تکه تکه نموده و آن ها را به قتل رسانده است.

" مردی بیرحم و مریض خوی که گفته می شود بیشتر به خاطر فقر اقتصادی و مشکلات از این دست، هر دو خانمش را به قتل رسانده و اینک در زندان بسر می برد، ظاهرا خودش را به دیوانگی زده و این گونه وانمود می نماید که مشکل صحی داشته است ولی نشانه ها و قرایین و نیز گفته های پدر این قاتل، گویای صحت و سلامتی او بوده و تنها عامل این فاجعه المناک را که منجر به قتل دو خانم او شده است، وضعیت بد اقتصادی و مشکلات زندگیش عنوان می نماید.

او در یکی از شب ها در حالی که هر دو خانمش به خواب رفته بودند، تیشه ی بدست گرفته و فرق هر دوی آن ها را تکه تکه می نماید. با هیاهو و سروصدای که بلند می شود پدر شخص قاتل که در اتاق دیگری بوده است وارد اتاق او می شود ولی ورود او دیر هنگام بوده و تا آن زمان کار از کار گذشته بود. هر دو خانم بی دفاع و مظلوم تکه تکه شد و جان داده بودند.

بگفته یکی دیگر از خانم های این خانه مرد قاتل دومین زن خودش را فقط دو ماه پیش عروسی نموده و به خانه اورده بود. ظاهرا با عروسی دوم وضع بد اقتصادی این خانواده بدتر شده و به خصوص مرد قاتل با مشکلات عدیده ی روبرو شده بود. از این رو او همیشه عامل این مشکلات را زنان خود دانسته و با آن ها بد ترین بر خورد را داشته است.

این خانم در ادامه سخنان خود می افزاید: "مثل این که این مرد عقلش را از دست داده باشد همیشه تمام عقده هایش را روی خانم هایش خالی نموده و آن دو بیچاره را زیر مشت و لگد خود می گرفت. او بار، بار هر دو خانمش را در تشناب زندانی نموده و ازخوردن غذا منع می نمود. او تنها زنانش را نه بلکه اولاد هایش را که بزرگترین آن ها فقط ده سال عمر دارد، نیز مورد خشونت قرار داده و لت و کوب می نمود. شاید اتفاق نیافتاده باشد که او همراه با اولاد ها و هر دو خانمش یک شب و یا یک روز را ارام گذرانده و جنگ و جنجال نداشته باشند. در حالی که هر دو خانم او زنان خوب و آرامی بودند.[3]"

خشونت علیه زنان و نقض حق حیات آنان در تحقیقاتی که در جریان سال 1386 توسط کمیسوین مستقل حقوق بشر افغانستان انجام شده این گونه انعکاس داده شده است:

"نقض حق حيات زنان در اثر خشونت هاي خانوادگي، يکي از مواردی است که در کميسيون به ثبت رسيده است. براساس ارقام ثبت شده در کميسيون، در سال 1386، 59 فقره نقض حق حيات زنان مشاهده شده است."

این گزارش با اذعان به این که با توجه به وضعیت کشور ثبت تمام موارد نقض حیات زنان در نتیجه خشونت های خانواگی برای کمیسیون ممکن نبوده و این امکان که خیلی از موارد این چنینی از دید کمیسیون پوشیده باقی مانده باشد، اضافه می کند که در بسیاری از موارد حقوق زنان که مورد خشونت افراد قدرت مند، قرار گرفته و یا حتا به قتل رسیده اند، پایمال شده و متأسفانه  برای مجازات مجرم یا مجرمان این گونه قضایا از طرف ارگان های عدلی و قضایی نیز اقدامی مناسبی صورت نگرفته است:  

"عدم پيگرد عدلي وقضايي کساني که باعث نقض حق حيات زنان مي شوند، به دليل اينکه اکثرا عاملان قتل از قدرت برخوردار اند از جمله مواردي است که در کميسيون به ثبت رسيده است. به طور مثال:

"خانمي در شهر هرات توسط شوهرش که از جمله زور مندان است با فير مرمي به قتل مي رسد .به اين دليل كه قاتل يك فرد زورمند و مسلح است، تحت تعقيب و پيگرد عدلي وقضايي قرار نمي گيرد. اما با تلاش و پيگيري کارمندان کميسيون، فرد مذكور توسط مقامات امنيتي دستگير و به پنجه قانون سپرده شد و دوسيه وي در څارنوالي ولايت هرات مورد رسيدگي قرار گرفت. اما با وصف تصديق داكتر مبني بر عمدي بودن قتل، مظنون توانست از اتهام وارده برائت حاصل نموده، ازتوقيف رها گردد".

با آنکه کميسيون مستقل حقوق بشر در جهت تطبيق قانون در رابطه به قضيه فوق، اقدامات لازم را به عمل آورد اما بر قاتل مجازات تطبيق نگرديد. که اين امر خود، باعث تلف شدن حق مقتول و گسترش قضاياي مشابه مي گردد. افزون بر آن، عدم توجه مقامات ذيربط باعث تضعيف موضع قانون و حکومت در اجتماع گرديده، خلافکاران را بيش از پيش جسور مي سازد.

اما در موارد ديگر، کميسيون مستقل حقوق بشر توانست تا اقدامات اساسي را در زمينه پيگيري قضاياي نقض حق حيات زنان اجرا نمايد. نمونه ذيل نشان مي دهد:

"شخصي ساكن ولايت گرديز به دفتر کميسيون مستقل حقوق بشر شکايت نمود که خواهرش توسط شوهر و خسرش به قتل رسيده و جسد خواهرش بعداً درچاه انداخته شده است. قومانداني امنيه وڅارنوالي قضيه را به دليل اينکه مرگ تصادفي بوده و در اثر افتادن در چاه صورت گرفته است، پيگيري نکردند. شاکي (برادر زن مقتول) از کميسيون تقاضا نمود تا در به محاکمه کشانيدن عاملان قتل خواهرش، وي را ياري رسانند. دفترساحوي کميسيون موضوع را با قومانداني امنيه مطرح ساخته، ازآنها تقاضانمود تا درزمينه حقيقت يابي اقدام نمايند. قومانداني امنيه جسد را به شفاخانه منتقل  نموده، خواهان ابراز نظر داكتران گرديد که بعداز معاينات طب عدلي از آثار وعلايم دربدن قرباني، روشن گرديد که نخست اين خانم به قتل رسيده و بعداً به خاطر کتمان جرم درچاه انداخته شده است. در نتيجه، بر اثر پيگيري دفترساحوي ازمجراي قانوني، عاملان قضيه گرفتار وازجانب محکمه محکوم به جزاشدند".

به همين ترتيب موارد تکاندهنده ديگري نيز، در زمينه نقض حق حيات زنان در طي سال گذشته به وقوع پيوسته است که شامل 165 مورد خود سوزي مي باشد که اکثريت اين خودسوزي ها (90در صد) منجر به مرگ گرديده است. اما هيچ مورد خود سوزي توسط پوليس تعقيب نگرديده و عاملان که باعث شده بودند زنان خود را بسوزانند مورد پيگرد قانوني قرار نگرفتند.[4]"

در تازه ترین گزارش ها نیز موارد متعدد از خودسوزی به هدف نجات ازخشونت های خانوادگی گزارش شده و متآسفانه ما هر از گاهی شاهد وقوع یکی از این گونه حوادث در کشور خود هستیم.

تنها در روز های اخیر دو مورد از این قضیه در ولایت قندهار اتفاق افتاده که هر دو مورد دلیل اساسی اقدام به این کار را فشار و خشونتی ذکر می کنند که در خانواده بر آن ها تحمیل می گردید:

یکی از قربانیان خانم جوانی است که سنش را بیست و پنج سال گفته و با 60%  سوختگی در یکی از شفاخانه های ولایت قندهار بیستر می باشد.

بخشی از گفته های او در مورد خودش:

" هفت سال پیش عروسی نمودم، سه پسر و یک دختر دارم. از همان اوایل زندگی مشترک برخورد شوهر و به خصوص خشویم با من خوب نبود. به بهانه های مختلف مرا زیر مشت و لگد خود گرفته و آزارم می دادند.... شوهرم مردی است که همیشه به حرف های مادرش در مورد من گوش داده و به خاطر حرفهای او و بدست آوردن رضایتش، مرا لت و کوب می کند....

زندگی برایم تنگ شده و به جهنم خانگی تبدیل شده بود. هرچه کردم نتوانستم برخورد خشو و شوهرم را تغییر دهم ناچار دست به خود سوزی زده و خواستم این گونه خودم را راحت کنم."

بگفته داکتر معالج این خانم، او 60% سوختگی داشته و احتمال خطر مرگش قوی است. این داکتر می گوید: "اگر این خانم حتا از مرگ هم نجات پیدا کند معیوب خواهد بود. برخی از سیستم بدن او از بین رفته و ممکن هرگز کارنکند. آتش بیشترین تاثیرات خود را در قسمت کمر، ران و شکم این خانم گذاشته و احتمال آسیب های جدی در این نواحی وجود دارد."

همزمان با این خانم، دختری که در نتیجه فشار پدرش که اسرار داشت تا او را با پیر مردی عروس نماید دست به خود سوزی زده و به این گونه تصمیم گرفت تا زندگیش را از دست داده و به عروسی که پدرش می خواست بر او تحمیل کند تن ندهد. او 90% سوختگی داشته و در این روز ها منتظر مرگش بروی بیستری از شفاخانه خوابیده بود.

باید گفت تنها شوهر نیست که در نظام خانوادگی ما به خود این حق را می دهد که دست به آزار و اذیت زنان زده و آن ها را مورد خشونت قرار بدهد، بافت های خانوادگی ما بگونه ی است که گاهی حتا یکی دیگر از اعضای خانواده مثلا پدر شوهر، برادر شوهر، مادر شوهر و حتا در مواردی زنان دیگری که عضو خانواده می باشند مثل خواهر شوهر و ... نیز این حق را به خود داده و خانمی را مورد خشونت قرار می دهند.

در یکی از این نمونه ها که در این اواخر در ولایت قندوز اتفاق افتاده است. خانمی مورد لت و کوب برادر شوهرش قرار گرفته و سخت مجروح شده است که قضیه توسط کارمندان کمیسیون در این ولایت مورد بررسی قرار گرفته است.

بخشی از این گزارش:

"خانمی که به شدت توسط برادر شوهرش مورد لت و کوب قرار گرفته و صدمه دیده بود، به دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در قندوز مراجعه نموده و از رنج ها و مشکلاتش شکایت می کند.

او نه می تواند حرف بزند و نه می تواند چیزی را بشنود. در حقیقت او هم کر است و هم لال. ظاهرا این مشکلات او، مادر زادی و از قبل بوده است ولی از ورق شکایت او این گونه برداشت می شود که این مشکل مادر زادی او، برایش درد سر آفریده و همیشه علاوه بر این که در خانواده توهین و تحقیر می شود، مورد خشونت اعضای فامیلش بوده و روز گاری بدی دارد.

در شکایت نامه او آمده است که برادر شوهرش بی آن که دلیلی داشته باشد، او را مورد لت و کوب قرارداده و حتا از خانه بیرون نموده است. در حالی که شوهرش هیچ گاه مانعی این کار او نشده و هرگز نخواسته است برادرش را از آزار و اذیت خانمش ممانعت نماید.

او نوشته است که همیشه در خانواده مورد خشونت قرار داشته و بار، بار لت و کوب شده است. و در آخرین مورد این لت و کوب همان گونه که گفته شد، توسط برادر شوهرش صورت گرفته است که تمام بدنش را کبود و دردمند نموده است.

علاوه برآن، برادر شوهر او تنها به این کار اکتفا ننموده و با بیرحمی تمام این خانم و یگانه فرزندش را که فقط چهار سال عمر دارد، از خانه نیز بیرون نموده است."

 



[1] http://www.bbc.co.uk/persian/specials/162_violence/index.shtml

[2] سایت انتر ناسیونال / گزارش وضعیت خشونت در خانواده در ایران.

[3] روزنامه هشت صبح شماره 439

[4] گزارش وضعیت حقوق بشر در افغانستان 1367 صفحه 9

پیامد انتحار

پیامد انتحار

م. ع. "بشارت"

بیروبار عابرین و شاگردان لیسه عالی حبیبیه که دسته دسته در حال عبور از سرک بودند و صدای بوق و بریک و ساییده شدن طایر موتر ها بروی قیر، و داد و بیداد درایوران، که از خشم بر همدگیر و عابران فریاد می کشیدند، منظره عجیبی را در مسیر سرک دارالامان- ده مزنگ که این روز ها تعدادی، از آن، بنام سرک پارلمان نیز یاد می کنند، ایجاد نموده بود. این منظره در هر چند دقیقه با عبور قطاری از موتر های لوکس و شیشه سیا که در هیئت خاصی و با سرعت گیج کننده ی بدون توجه به عابران و شاگردان مکتب و حتا موتر های دیگری که در حال حرکت در مسیر سرک بودند، شکل و فضای عجیبتری بخود گرفته و حراسی را در دل ادم بوجود می آورد که از خطر حادثات ترافیکی و زیر موتر رفتن قطار از شاگران مکتب ناشی می گردید.

آنطرف تر تعدادی از کار کران شاروالی کابل با دریشی زرد رنگشان، مصروف چاروب نمودن خاک های سرک بودند که بادیدن آن ها بیشتر در حراس افتاده بودم. براستی اگر خدای نکرده حتا یکی از دها و حتا صدها موتر که در سرک حرکت می نمودند کمی هم اشتباه می کرد، یک و یا چند نفر از این بیچاره ها را زیر طیر هایش لیه می نمود.

دیدن تمام این وضعیت آنچنان مرا زیر فشار روانی قرار داده بود که حتا با شنیدن یک صدای کوتاه بریک موتر، یا داد و فریاد عابران، احساس می کردم کسی از عابران و یا شاگردان مکتب زیر موتری فرو رفته و دست و پا می زند.

در چنین لحظه صدای آژیر خاصی توجهم را به خود جلب می کند. قطاری از تانگ و موتر های خاکی رنگی که به نیرو های نظامی بین المللی مربوط بوده و با سرعت سرسام آوری در حال حرکت بودند. فرار عابرین و موتر های در حال حرکت از میانه سرک و خالی نمودن آن برای عبور تانگ ها و موتران نظامی، که همیشه معمول بوده و اینک به رسمی در شهر ها و سرک های افغانستان تبدیل شده است. و بالاخره لوله های تفنگ های که از هر موتر و تانگ این قطار که توسط سربازان مجهز با زره وکلاهی آهنی به طرف مردم نشانه گرفته شده و با حرکت کاروان در امتداد سرک، نشانه ی را عبور و نشانه های بعدی و بعدی تری را در برابرشان داشتند.

از جای که ایستاده بودم یک مرتبه نگاهم لوله تفنگی را می بیند که مستقیم به طرف سینه ام نشانه گرفته شده بود. نزدیگ بود از ترس بر زمین بی افتم که خدا را شکر با حرکت تانگ از برابرم تفنگ دار نیز لوله تفنگش را به طرف دیگری حرکت داد.

تازه داشتم به خودم مسلط شده و حالت عادیم را می گرفتم که صدای مهیب و وحشت ناکی مرا تکان داد. بدنبال آن صدای فیر و هیاهوی مردمی که به هر طرف و بدون اراده می دویدند و دودی سیاه و غلیظی که در برابر قطار نیرو های نظامی بین المللی، بلند شده و بوی تند باروتی که دماغم را می سوزاند.

به محل حادثه نزدیگتر شده و از کسانی که شاهد ماجرا بودند می شنوم: مردی در حالی که بر بایسکلی سوار بوده است، خودش  را به کاروان نظامی بین المللی نزدیگ نموده و بمبی را که قبلا در بدنش جاسازی نموده بود، انفجار می دهد.

به قطار از موتران نظامی که تنها کمی آسیب دیده بودند می نگرم و تعدادی زیادی از موتر های مردم غیر نظامی که در کنار سرک به شکل بسیار وحشتناکی تخریب شده بودند.

ناله های درد اوری از میان هر یکی از این موتر ها و تعدادی از عابرین و شاکردان مکتب که بروی سرک افتاده و به خون شان می غلطیدند.

در میان گشته شده ها دو کارگر شاروالی و یک عابر نو جوان به نظر می رسیدند در حالی که دها عابر و درایوری دیگری از هموطنان ما که زخمی شده و از درد می نالیدند.

با پرسوجوی که از شاهدان نزدیگ تر حادثه داشتم تنها یک نفر از نیرو های خاری زخمی شده و دیگر تمام آسیب دبده ها از مردمان بیچاره، غریب و درد کشیده خود ما بودند که متأسفانه قربانی انتحار یکی از کسانی که او نیز شاید افغان بوده و ادعای مسلمانی داشت، شده بودند.

شامگاه همان روز تلفونی را در یافت نمودم که از یکی از دوستانم بود. خبری بسیار بدی را به من داد. نوجوان گشته شده این عملیات انتحاری، پسر خانواده ی بود که پدرش را می شناختم و به امید او در کویته پاکستان زندگی می نمودند.

آمده بود کابل، تا هم تحصیلاتش را پیش ببرد و هم کاری انجام دهد که با درآمد آن، خانواده اش را از گرسنگی نجات دهد که متأسفانه هرگز به آرزویش نرسید.

در مراسم تشییع و بخاک سپاری جنازه او تنها تعدادی کمی از اقوام دور و افراد که شاید حتا او را نمی شناختند، شرکت نموه بود. می گفتند اجازه دفنش را از پدرش، تلفونی گرفته اند و خانواده او آن قدر ضعیف و کم پول بودند که حتا نتوانست در این مراسم شرکت نمایند.

کسی که با خانواده او در کویته پاکستان صحبت نموده بود می گفت:

"من ضجه های مادرش را می شنیدم که می گفت همیشه وقتی از کابل تلفون می آمد صدای پسرم را می شنیدم که می گفت مادر جان مقداری پول برای مصارف تان فرستاده ام ولی ایکاش می مردم و این صدا راهرگز نمی شنیدم که خبر مرگ پسرم را به من داد..."

به این ترتیب با پایان یافتن مراسم تدفین این جوان مسافر، دوسیه زندگی یک هموطن دیگر ما نیز بسته شده و جوانی دیگری از مردم ما بازهم زیر خروار های از خاک فرو رفته و قربانی انتحار یک هموطن دیگرش گردید.