یک عصر، کمپاین برای عدالت
یک عصر، کمپاین برای عدالت
سلیم بهاوی (م.ع. بشارت)
میدان وسیع و جغل ریزی شدهی بر فراز تپهی مرنجان که اطرافش با دیوارهای سیمی احاطه شده، جای است که در چهار گوشهی آن خیمههای بزرگی برپا شده و بنرهای چسپیده بهدیوارهای خیمهها عنوان کمپاین سراسری حمایت از عدالت در افغانستان را نشان میداد.
ظاهرا نزدیک به بیست نهاد و مؤسسه از بنیادهای جامعهی مدنی در برگذاری این کمپاین (هفتم ماه اسد سال جاری) سهم داشتند. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، موسسهی نشراتی صبا و دفتر آشیانه در کابل از آن جمله بودند.
در کمپاین سراسری حمایت از عدالت در افغانستان تلاش بر این بود تا تمام نهادهای اشتراک کننده علاوه بر بهنمایش گذاشتن کارکردها و دستاوردهای خود در رابطه به عدالت در افغانستان، تأکید روشنی بر رعایت عدالت در کشور نموده و پاسداری از آن را به عنوان یک وجیبه یا مکلفیت مهم حاکمیت و اقشار مختلف جامعه، اعلان نماید.
عبدلرحیمزی از موسسهی نشراتی صبا یکی از مسؤولان برگزاری این کمپاین بود. او در کنفرانس مطبوعاتی که بههمین مناسبت در خیمهی مربوط به کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، برگزار شده بود، گفت:
«هدف اساسی ما از برگزاری این کمپاین، نهادینه ساختن عدالت در افغانستان است.»
در جریان کمپاین هر یکی از خیمهها برنامههای مشخص بهخودش را داشت. نمایش فلم، اسپات، عکس و نشرات چاپی بخش از آنها بود. مناظرهی تلویزیونی، صنف درسی عدالت، مشاعره، نقاشی کودکان و سوگ نشینی تعدادی از اعضای خانوادههای قربانیان جنگ و خشونت درافغانستان، که به قصد دادخواهی در یکی از خیمهها تجمع نموده بودند، بخشهای دیگری کمپاین، بهحساب میآمدند.
در خیمهی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، علاوه بر نشرات چاپی و عکس، فلم «مستند عدالت انتقالی» بهنمایش گذاشته شده بود. این مستند که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان بهتازگی تهیه گردیده است حاوی تصاویری وحشتناکی از صحنههای کشتن شکنجه، ناله و زاری زنان و کودکان جفا دیده و انبوه از استخوانها و تکههای پوسیده شدهی لباسهای قربانیان دفن شده در گورهای دسته جمعی، بود.
شمس الله احمدزی رئیس دفتر ساحوی کابل - کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که بهنمایندگی از کمیسیون در کنفرانس مطبوعاتی این کمپاین صحبت میکرد، گفت:
«عدالت نیاز عمومی است. در کشور ما عدالت در جریان سالهای جنگ خدشهدار شده بود و این مسؤولیت ماها است که تلاش کنیم تا دوباره عدالت را در کشور بهوجود آورده و قانونیت را تحکیم بخشیم. با ایجاد عدالت تبیعیض و ظلم از بین میرود. با عدالت حاکمیت قانون ایجاد میشود و با حاکمیت قانون حقوق بشر تأمین میگردد.»
اقای احمد زی ادامه داد:
«ما خواهان تأمین حاکمیت قانون و در نهایت عدالت در کشور هستیم. ما میخواهیم حقوق بشری شهرواندان ما تامین گردد. در شرایط فعلی بیعدالتی در کشور بیداد میکند و قرار اطلاعات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، همین اکنون نزدیک به 160 نفر در زندانهای کشور، بدون موجب و غیر عادلانه دربند قرار داشته و زندانیاند. برخی از این افراد با آنکه از محکمه حکم برائت از اتهام وارده را گرفته است، ولی این حکم عملا تطبیق نشده و در نتیجه این افراد بیگناه در زندان باقی مانده اند.»
رئیس دفتر ساحوی کابل – کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، افزود:
«ما میدانیم که عدم موجودیت عدالت در یک جامعه باعث میگردد تا حقوق بشری افراد در آن جامعه، نقض گردد. ما میخواهیم تا حاکمیت موجود، تلاش جدیای را در جهت تأمین عدالت در کشور اغاز نموده و از دوام روند بیعدالتیها در کشور جلوگیری نماید.»
در خیمهی مربوط به دفتر آشایانه، یک گروه از کودانی را میدیدیم که برای عدالت نقاشی میکردند. تمام نقاشیها در محور عدالت و مفهوم آن طراحی شده بودند.
کودکی کتابی رسم نموده و بهعنوان یک حرکت سمبولیک در راستای تأمین عدالت در معارف، دادخواهی مینمود. کودکی دیگری خورشید رسم نموده بود، تا تمثیلی از روشنایی عدالت داشته باشد. یکی از نقاشیها ترازوی بود که سمبول شناخته شدهی عدالت اجتماعی است. کبوتر نقاشی دیگری بود که کودکی با ترسیم این کبوتر، آزادی را همراه با نقاشیهای عدالتخواهانهی همقطارانش بهتصویر کشیده بود.
انجنیر یوسف؛ رئیس دفتر آشیانه و یکی از شرکت کنندگان برنامهی کنفرانس مطبوعاتی در این کمپاین، اظهار داشت:
«عدالت و ظلم در برابر هم، قرار دارد. با آمدن عدالت ظلم از بین میرود. عدالت یک نیاز مهم بشری است. بدون عدالت صلح ممکن نیست. بدون عدالت تعلیم و تربیه ممکن نیست. بدون عدالت حقوق اجتماعی تأمین نمیگردد و بدون عدالت حاکمیت قانون زیر سوال است.»
رئیس اشیانه ادامه داد:
«من برای کودکان، کار میکنم و میدانم که نبودن عدالت در جامعه میتواند مشکلاتی زیادی را برای کودکان بهبار آورد. نبود عدالت میتواند خانوادهها را با مشکلات جدی مواجیه نموده و در نتیجه کودکان خیابانی یا کودکان کوچه و کار را بهوجود آورد. زیرا کودکان خانوادههای که در نتیجه ظلم و بیداد در جامعه، نان آوران خانوادهاش را از دست میدهند، مجبورند به خیابانها ریخته و دست بهکار و حتا تکدیگری بزنند.
من امیدارم که حکومت افغانستان و جامعهی جهانی، عدالت را تطبیق نماید. زیرا با تطبیق عدالت میتوانیم به آرامی رسیده و به صلح دست یابیم.
من امید وارم حاکمیت قانون بهوجود آید و همانگونه که کارمندان عالی رتبهی دولت در افغانستان، هنگام معرفی در یک پست مهم، سوکند، ادا مینمایند تا حاکمیت قانون را احترام نموده و عدالت را تأمین نماید، همیشه به قانون احترام گذاشته و عدالت را رعایت کنند.»
خیمهی مربوط به اعضای خانوادههای قربانیان جنگ و خشونت در کشور، شاهد حضور جمعی از زنان و دخترانی بود که در کنارهم بههدف دادخواهی و عدالت طلبی در سوگ عزیزان از دست رفته و قربانیان دورههای جنگ و خشونت در کشور، نشسته بودند.
داخل این خیمه فضای عجیبی بود. جمعی از مادران و خواهران درد رسیده و عزیز از دست دادهی که از دولت و جامعه جهانی بهدلیل بیتوجهی بهخون قربانیان دورههای جنگ و خشونت شکایت مینمودند.
لحظاتی را در رودی این خیمه ایستاده و به صدای دادخواهانهی مادران و خواهرانی کوش دادم که در برابر مایکروفونهای گزارشگران رسانهها سخن میگفتند. میخواستند صدایشان را بهگوش تمام مردم و بهخصوص حکومت و دستگاههای عدلی و قضایی برسانند.
نزدیگتر میروم و به صدای خانمی که نامش را ماهگل میگوید گوش میدهم.
«ما هرگز خاموش نخواهیم ماند. صدای خود را بلند میکنیم حتا اگر شنیده هم نشود. اگر دولت سکوت کند و بهداد ما نرسد، بازهم ما تلاش خود را ادامه میدهیم و صدای خود را بلند میکنیم تا دنیا متوجه مظلومیت ما شود. ما میخواهیم عدالت تأمین گردد و خون شوهران و چوانان ما نادیده گرفته نشود. از ما سؤال شود که چه میخواهیم. و با جنایتگاران چطور برخورد گردد. همه میفهمد که با از دست دادن مردان خانواده، ما چه فلاکت و بد بختی را تحمل نموده ایم. اکسر خانوادههای قربانی، نان خوردن خود را نداشته و با هزار بد بختی شکم خود و فرزندانشان را سیر میکنند. ما میخواهیم دولت تمام خانوادههای قربانی را کمک کند تا زندگی آبرو مندانهی داشته باشند. ما واقعا خسته شدهایم تاکی با پول لباس شوی یا آشپزی در خانههای پولدار و قوماندان یا صاحبان قدرت، نان بخوریم. دیگر توان تحمل بیعدالتیها را نداریم و از دولت میخواهیم غم ما را خورده و در فکر نان و وسایل زندگی آبرومندانهی ما بیوهزنان و مادران که شوهر و فرزند خود را که نان آوران خانوادههای ما بود، از دست داده ایم، باشد.
این خانم با نشان دادن دستهای پینه بستهاش، فریاد میزند: «میفهمید چند سال است که با این دستها لباسهای خانوادههای پولدار و قدرتمند را میشویم؟ واقعاً میخواهم بدانم کسی است که درد مارا درک کند؟ من چه میدانم! شاید در سالهای که لباس میشوم، حتا لباس کسانی را شسته باشم که با مرمی، شوهر و فرزندم را در برابر چشمان خودم در منطقهی افشار، کشتند»
این گفتهها، جملات آخر این خانم بود که با گروهی از گزارشگران مصاحبه مینمود. از آن به بعد او سکوت نموده و نخواست با کسی چیزی بگوید. مطمئین بودم عقده گلویش را گرفته و اجازه نمیداد بیشتر از این حرف بزند. بدون شک حق با او بود. شاید تا هنوز کسی وجود نداشته که درد و رنج این خانم را درک نماید. او شوهر و پسرش را در جنگقدرت مجاهدان در منطقهی افشار سیلو از دست داده بود. رنج او تنها رنج عزیزان خانواده نه، بلکه رنج از دست دادن نانآوران خانوادهاش نیز بود. رنجی که یاد و تصور آن هر انسانی با احساس و عاطفه را میلرزاند.
نازی، دختر جوان و لاغر، با چهرهی استخوانی که درد و رنج زحمت و بیچارگی از آن پیدا بود، در سوگ پدری نشسته بود که سالها پیش دراثر اصابت راکت به زندگیشان در منطقه دهمزنگ شهر کابل از دست داده بود.
برای او مهم است تا عاملان قتل پدرش، معرفی شده و محاکمه گردد. او میگوید:
«کودک خوردسالی بودم که پدر غریبکارم را از دست دادیم. در زمان جنگ مجاهدان بعد از سقوط دولت داکتر نجیب، راکتی به خانهی که زندگی میگردیم خورد و پدرم را از ما گرفت.»
وقتی از او در مورد دلیل آمدنش در کمپاین میپرسم. با نوعی دلهرگی که تردید را میشد در طون صدایش تشخیص داد، میگوید:
«اینجا آمدهام تا همراه با خانوادههای دیگر قربانیان، یکجا عدالت را برای خود بخواهیم. ما همه و مثل ما خیلی های دیگر که امروز در این جا نیست، پدر، برادر، فرزند و جوانان خود را از دست دادهایم. در مورد ما بیعدالتی شده و خون قربانیان ما نادیده گرفته شده است. ما میخواهیم تمام قاتلان معرفی شده و محاکمه گردد تا عدالت تأمین گردید. عدالت برای ما خون پدرم است که باید نادیده گرفته نشود.»
از نازی میپرسم اگر فرض کنیم قاتل پدرش پیدا شد، چه برخوردی با او خواهد داشت؟ پاسخ او این است:
«همان جا و در همان زمان تصمیم خواهی گرفت. ببخشیم یا نه! این کار ما است. کار خانوادههای قربانی است. بههمین دلیل است که ما همیشه میگوییم هیچ کسی حق بخشیدن قاتلان قربانیان را ندارد.»
این دختر جوان با تکیه بر مشکلات زندگی خانواده، بعد از پدر، میگوید:
«خانهی از خود نداریم و هر روز سرگردان خانههای کرایی هستیم. تنها نانآور خانهی ما برادرم است و درآمد بسیار کمی از دکان فتوکاپیاش دارد. روزگاری سختی است و فقط خدا میداند که ما با از دست دادن پدر، چقدر عذاب کشیدهایم.»
خانمی دیگری که کودک خوردسالی را بههمراهش داشت و نخواست اسمش را بگوید، سکوت دولت در برابر جرایم جنگی را نا بخشودنی خوانده و تصویب قانون مصالحه ملی یا عفو جرایم جنگی را یک خیانت میدانست. او میگوید:
«ماشیدهایم کدام قانون درست شده که قاتلان و جنایتکاران را برائت داده است. نمیفهمم کی بهخود این حق را داده است تا خون عزیزان ما را ببخشد. ما که اعضای خانوادهی قربانان هستیم هرگز جنایتکاران نمیبخشیم و همچنان کسانی را که بهخود اجازه داده اند تا قانون عفو را تصویب کنند.»
کمپاین حمایت از عدالت در افغانستان که از ساعت دو بعد از ظهر آغاز گردیده بود تا حوالی ساعت پنج عصر دوام نموده و تعدادی از همشریان کابل با ورد به خیمهها از آن دیدن نمود.
در جمع بازدید کنندگان از خیمههای کمپاین، حضور تعدادی از کودکان کهنهپوش و خاکآلود بیشتر از همه برجسته و قابل دید بود. جمعیت آنها شاید در حدود ده تا دوازده نفر میرسید، اما شوروشوق و اخلاصی که در نگاه این کودکان، در هنگام بازدید از خیمههای کمپاین دیده میشد، واقعا بینظیر و ناب بهنظر میرسید. در حقیقت این کوذکان نیز جزء تمام کسانی بودند که برای حمایت از عدالت در افغانستان کمپاین مینمودند. در اولین نگاهم به این کودکان اندوهی عجیبی مرا در خود فرو برد. با خودم میگفتم این کودگان مظهر عینی بیعدالتیهای اجتماعی در پایتخت کشورم است. پاهای برهنه، لباسهای کهنه، مندرس و پارهپاره، دستها و صورت خاکآلود، موهای ژولیده و فتیله شده نگاههای سرگردان همراه با چهرههای استخوانی و لاغر، طبیعی است که مربوط بهکودکانی از خانوادههای میگردد که از فقر، بیچارگی و بیعدالتی رنج میبرند.
و نقطهی آخر این گزارش اینکه همانگونه که ورود پرهیاهوی این کودکان، کمپاین حمایت از عدالت در افغانستان را آغاز نموده بود، خروج انها از محوطهی جغل ریزی شدهی کمپاین این پیام را به همهی برگزار کنندگان کمپاین داد که بساط شان جمع نموده و به دفتر و خانههای شان، بازگردند.
وبلاكي كه از آن باز ديد مي كنيد، يكي از صفحاتي است كه هميشه در تلاش انعكاس واقعيت هايي از نقض حقوق بشر در افغانستان بوده و توسط محمد عطيم "بشارت" نوشته و مديريت ميشود.