9 سال تلاش برای تأمین حقوق بشر

 

محمد آسوده

 

نزدیک به ده سال از تلاشی میگذرد که دولت و برخی از نهاد‏های ملی با همکاری جامعه‏ی جهانی به هدف تأمین حقوق بشر و ایجاد فضای که در آن به حقوق و آزادی‏های شهروندی در کشور احترام گذاشته شود و هر افغان مورد احترام باشد، آغاز کرده است. تلاشی که با ایجاد اداره موقت و شکست حاکمیت اداره‏ی طالبان آغاز و بررغم چالش‏های زیادی، تا امروز ادامه داشته است.

این‏که نتیجه‏ و دستآوزد عینی این تلاش تقریبا ده‏ ساله چه بوده و چه تغییری در زندگی مردم به خصوص در رابطه به وضعیت حقوق بشری آن‏ها به‏‏وجود آمده است؟ موضوعی است که سعی گردیده مبتنی بر توان در این گزارش مورد  ارزیابی و بحث قرار گیرد.

بررسی‏ها و گزارش‏‏های به نشر رسیده توسط نهادها و سازمان‏های فعال ومدافع حقوق بشر، نگرانی‏های جدی و فزاینده‏ی را در رابطه به وضعیت حقوق بشر در کشور، نشان داده و نسبت به بدتر شدن وضعیت حقوق بشری، هوشدار می‏دهند.

بیکاری و فقر گسترده، درآمد پایین خانواده‏ها همراه با گسترش روز افزون ناامنی و خشونت‏های مسلحانه که همه روزه باعث کشته و زخمی شدن تعدادی از افراد ملکی می‏گردد، جزء مهم‏ترین نگرانی‏های اند که در این گزارش‏ها انعکاس می‏یابند.

عدم مصئونیت‏های حقوقی در پیوند با مشکلات و ضعف در دستگاه عدلی و قضایی کشور، تصویب قانون عفو و عدم تحقق "برنامه‏ی عمل دولت در رابطه به صلح مصالحه و عدالت در کشور"، مشکلات در زمینه خدمات تعلیمی-تربیتی و صحی، موارد دیگری است که در مجموع تعریف ناگواری را از وضعیت حقوق بشر در کشور، عنوان می‏کنند.

 

بیکاری فقر و گرسنگی

 مبتنی بر ماده 48 قانون اساسی کشور، دسترسي به کار و درآمد مناسب حق هر شهروند افغان است. گزارش وضعیت حقوق اقتصادی و اجتماعی در افغانستان که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به نشر رسیده است وضعیت بیکاری در کشور را 42% نشان داده است در بخشی از این گزارش می‏خوانیم:

«حدود 42% مردم بي‏کار مي‏باشند و بالاتر از 36% ديگر در آمد کمتر از پنجاه افغاني در روز دارند. دولت در زمينه‏ی ايجاد مشاغل پايدار براي شهروندان، موفقيتي چندان نداشته است. زيرا تا اکنون سياست جامعي براي کاريابي و ايجاد شغل وجود نداشته است[1].

سازمان ملل متحد در آخرین کنفرانس مطبوعاتی‏اش، (روز شنبه 13 ماه قوس سال جاری) ضمن توضیح نیازمندی‏های شدید کمک رسانی خواستار 678 میلیون دالرجهت کمک های انسانی برای سال 2011 میلادی گردید. در این کنفرانس خانم کاترين براگ معاون دبيرکل سازمان ملل متحد در امورکمک‏هاي انساني، گفت:

در افغانستان 7.4 مليون  انسان گرسنه بوده و با خطر قحطي روبرو است.»

به گفته‏ی معاون سازمان ملل متحد در امور کمک رسانی، میليون‏ها انسان ديگر درافغانستان به کمک‏هاي غذايي خارجي متکي بوده و ازهرپنج کودک يکي از آن‏ها پيش از رسيدن به سن 5 سالگي مي‏ميرد.

 خانم براگ که درعين زمان معاون دبيرکل سازمان ملل متحد درامور هم‏آهنگ‏سازي کمک‏هاي عاجل مي‏باشد، طي يک اعلاميه، زيرعنوان درخواست سال2011 گفته است:

«باوجود پيشرفت دربرخي ساحات، ولی بدلیل دوام منازعه و جنگ در کشور و مشکلات و فاجعه‏های پی‏هم طبيعي که برمردم این کشور نازل مي‏شود،  کمک‏هاي بيشتري  براي نجات زندگي  انسان‏ها لازم است[2]

دوام فقر و گرسانگی در کشور باعث گردیده که تعداد زیادی از زنان جامعهی ما بدلیل عدم برخورداری از غذای کافی و کمبود عناصر غذایی مورد نیاز بدن، به خصوص در دروان بارداری، نوزادانی با مشکلات ذهنی و بینایی را بهدنیا بیاورند.

سالیانه تعداد زیاد از نوزادان به دلیل ابتلا به سوء تغذیه میمیرند و تعدادی هم به بیماریهایی که عدم برخورداری از تغذیه سالم باعث گسترش این گونه بیماریها میگردد، مبتلا شده و جان میدهند.

بهگفتهی خانم نادره حیات معین وزارت صحت عامه، تعداد زیادی از کودکان زیر پنج سال از سوء تغذیه رنج میبرند. بررسیها مشخص میکند که 54% کودکان به سوء تغذیه مزمن و 5 تا 7 درصد دیگر به سوء تغذیه حاد دچارند[3].

 

تلفات ملکی

 تحقیقات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان میدهد که در هفت ماه اول سال 2010 تلفات افراد ملکی در نتیجه‏ی ادامه‏ی خشونت‏های مسلحانه 5.5%  افزایش داشته و به 1325 نفر می‏رسد در حالی‏که این رقم در هفت ماه اول سال 2009 به 1252 نفر می‏رسید. در بخشی از گزارش کمیسیون می‏خوانیم:

« تحقیقات نشان می‏دهد که روند صعودی تلفات ملکی در هر سال بعد از سال 2001 همچنان ادامه دارد و افراد ملکی بصورت روز افزون قربانی منازعه‏های مسلحانه جاری در کشور می‏شوند. گزارش موجود نشان دهنده افزایش 5.5% تلفات ملکی نسبت به همین مدت در سال 2009 میلادی می‏باشد که مایه‏ی نگرانی کمیسیون مستقل حقوق بشر و سایر نهادهای حقوق بشری در کشور شده است. در هفت ماه اول سال 2009 میلادی حدود 1252 فرد ملکی در جریان منازعه‏های مسلحانه در کشور جان داده بودند ولی این رقم در سال 2010 میلادی به 1325 نفر می‏رسد.»

 

خدمات صحی

دوکتور ثریا دلیل سرپرست وزارت صحت عامه در کنفرانس مطبوعاتی مشترکی که با پیترگراف نماینده‏ی سازمان صحی جهان و پیتر کرولی نماینده‏ی اداره یونسیف برای افغانستان، در چهارم ماه میران سال جاری داشتند، گفت:

«فغانستان در سال‏های آینده برای این‏که به اهداف انکشافی در بخش صحت برسد، نیاز به سرمایه گزاری، کوشش و توجه بیشتر دارد. در مباحث که در اجلاس جهانی شهر نیویارک (اواخر ماه سنبله سال جاری) مطرح گردید، خاطر نشان شد که مصارف سکتور صحت عامه بالای هر فرد در افغانستان به 10.9$ می‏رسد در حالی‏که در کشورهای مشابه، برای هر فرد سالانه 15 تا 30 دالر امریکایی در قسمت صحت یک نفر اختصاص داده می‏شود»

جدی‏ترین چالش‏های موجود در زمینه‏ی‏ عرضه‏ی خدمات صحی کمبود کارمندان و پرسنل امور صحی است. به گفته‏ی سرپرست وزارت صحت عامه، مشکلات و چالش‌های فراراه کار آن وزارت توزیع نامتوازن کارمندان صحی بین مرکز و ولایات و همچنان شهرها و روستاها بوده و کمبود کارمندان اناث در سطح کشور یکی از مهم‏ترین معضلات به حساب می‏آید. محدودیت در منابع مالی، عوامل اجتماعی و اقتصادی تاثیرگذار بالای صحت به شمول فقر، بی‌سوادی، مهاجرت‌ها، مواد مخدر، محیط زیست و غیره از چالش‌های عمده‏ی دیگری است که وزارت صحت عامه و در نهایت امور صحی کشور، با آن‏ها مواجه می‌باشد[4].

 

مرگ‏و‏میر مادران و کودکان

آخرین آمار به نشر رسیده توسط وزارت صحت عامه‏ی کشور، نشان می‏دهد که میزان مرگ‏و‏میر مادران و کودکان در جریان نه سال گذشته نسبتا کمتر شده است.

داکتر ثریا دلیل سرپرست وزارت صحت عامه کشور که در کنفرانس مطبوعاتی متذکره سخن می‏گفت، اظهار داشت: میزان مرگ‏و‏میر مادران و کودکان در سال‏های اخیر کمتر شده و سیر نزولی داشته است. خانم دلیل در این کنفرانس مطبوعاتی گفت:

«در افغانستان 8 یا 9 سال قبل از هر 4 کودک زیر سن 5 سال، 1 کودک از بین می‏رفت، اما امروز از هر 6 کودک زیر سن 5 سال، یک کودک از بین میرود و یا به عبارت دیگر، 9 سال قبل 257 کودک در هر یک هزار ولادت زنده از بین می‏رفت ولی اکنون این رقم به 161 کودک در یک هزار، کاهش یافته است.

سرپرست وزارت صحت عامه یکی ازعوامل کاهش میزان مرگ‏ومیر کودکان را در افغانستان، توسعه‏ی سطح پوشش پروگرام واکسین‏ها عنوان نموده گفت که 9 سال قبل پوشش واکسین دیفتری، سرفه، تیتانوس و زردی در افغانستان در حدود 40% بود، اما فعلا پوشش این واکسین ها در کشور به 80% رسیده است.

دوکتور دلیل اضافه کرد؛ 9 سال قبل 15% کودکان بطور مکمل واکسین خود را گرفته می‏توانستند، ولی امروز 33% کودکان بصورت مکمل واکسین می‏شوند.

در عین حال یک گزارش كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان که در رابطه به وضعیت حقوق بشری کودکان به نشر رسیده است وضعیت صحی کودکان را نگران کننده توصیف نموده می‏‏نویسد:

« يافته‏هاي كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان نشان می‏دهد كه کودکان افغانستان در صورت مصاب‏شدن به امراض با مشکلات جدی روبه‏رو هستند. مشكلاتی  مثل هزينه‏ی گزاف تداوي، دوري فاصله راه به مراكزصحي، نبود و کمبود كارمند صحی اناثیه، كيفيت پايين خدمات و امكانات صحی، و كمبود دوا.»

سرپرست وزارت صحت عامه در رابطه به کاهش میزان مرگ‏ومیر مادران می‏گوید:

«8 یا 9 سال قبل میزان مرگ‏ومیر مادران 1600 مادر در هر صد هزار ولادت زنده بود ولی ارقام جدید که در اجلاس جهانی سازمان ملل در نیوراک به نشر رسید، این رقم را 1400 در هر صد هزار ولادت زنده نشان می‏دهد. به عبارت دیگر در 9 سال قبل، از هر 9 مادر یک مادر معروض به خطر مرگ بود ولی اکنون از هر 11 مادر یکی از آن‏ها با خطر مرگ روبه‏رو است[5]

 

تعلیم و تربیه

ماده 43 قانون اساسی کشور حق دسترسی به تعلیم و تربیه و تحصیلات عالی را تا درجه لسانس به صورت رایگان برا ی تمام شهروندان کشور، پیش بینی نموده است. ولی با توجه به مشکلات موجود به خصوص مشکل نا امنی و خشونت‏های مسلحانه، نزدیک به پنج میلیون کودک از حق دسترسی به تعلیم و تربیه محروم بوده و فرصت درس خواندن را ندارند. یک تحقیق کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان که با عنوان "وضعیت حقوق کودکان در افغانستان " (حمل- سنبله‏ی 1389) به نشر رسیده است، نشان مي‏دهند:

«حدود 78.9% از کودکان، به مكتب مي روند. حدود 12.5% دیگر اصلا مكتب نرفته است و 8.7% ديگر مكتب را ترك نموده و فعلا مكتب نمي‏روند ومتاسفانه بيشتر اين کودکان مكتب را در دوره ابتدائيه ترك می‏نمایند. آمار نشان مي‏دهد كه ازميان کودکان كه مكتب مي‏روند اكثريت مطلق آن‏ها (96.8%) به مكاتب رسمي دولتي مي‏روند وبقيه يا به مكاتب غير رسمي، (خانگي و يا مدارس ديني) آموزش مي‏بينند. اين ارقام در مقايسه با گزارش وضعيت کودکان در افغانستان (سال 2007 و2008) قريب به 5% افزايش در رقم کودکان كه مكتب مي‏روند، و كاهش 4% در رقم كساني‏كه اصلا مكتب نرفته است، و 1% كاهش در رقم كساني‏كه فعلا مكتب نمي‏روند، را نشان مي‏دهد.

حضور کودکان در مكاتب نيز ارتباط نزديك با كيفيت تعليم وتربيه دارد، تحقیقات کمیسیون نشان داده است که 80% از کودکان به صورت منظم به مكتب حاضر مي‏شوند، 20%  آن‏ها كه بيشتراوقات يا بعضي اوقات در مكتب حاضر مي شوند. 7.4% این کودکان مهمترين  دليل براي عدم حضور یا حضور نامنظم‏شان در مكتب را، نبود كتاب و تجهيزات درسي عنوان می‏کنند، 4.7% دوري راه (فاصله زياد) مكتب و خانه و 4.2% نبود معلم و 3% دیگر شرايط بد مكتب را به عنوان دلیل کارشان تذکر داده‏اند[6]

همچنان گزارش وضعیت حقوق اقتصادی و اجتماعی در افغانستان که توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تهیه گردیده است در رابطه به این موضوع می‏نویسد:

«بر اساس آمار دولت در سال 1387 خورشيدي تعداد مجموع شاگردان تعليمات عمومي از 5.7 ميليون به 6.2 ميليون شاگرد افزايش يافته است. اين در حالي است که حدود 46% کودکان از دسترسي به معارف محروم اند که مجموعا 5300000 کودک مي‏شوند و اين رقم حدود 7% کودکان بيرون از مکتب در جهان را تشکيل مي‏دهد. درسال 1387 تعداد 35.5% شاگردان را دختران تشکيل مي‏داد. ولی در سال 1387 خورشيدي تعدادي از مکاتب در مناطق ناامن مسدود يا حريق گرديد. ولي در مجموع 481 مکتب تا هنوز هم مسدود است که در نتيجه تقريبا 300000 کودک از رفتن به مکتب محروم شده اند. به نقل از آمار وزارت معارف حدود 11000 مکتب در سراسر کشور وجود دارد ولي با آنهم 44% مکاتب هنوز هم تعمير قابل استفاده ندارند[7]

 

خشونت‏های خانوادگی

قربانی خشونتهای خانوادگی میتواند از میان کسانی باشد که به عنوان عضو در یک خانوده زندگی میکنند. مثل زن، شوهر، کودکان، پدر، مادر، برادر و خواهر.

تحقیقات و تجارب کشورها ثابت نموده است که خشونت‌های خانوادگی محدود به گروه خاص، نژاد یا حدود جغرافیایی مشخصی نبوده و می‌تواند برای هر فردی با هر نژاد، سن، جنسیت، مذهب و وضعیت اقتصادی و اجتماعی، اتفاق بیافتد.

اگرچه در افغانستان هنوز تحقیقات دقیق و سراسری در این زمنیه صورت نگرفته است تا جزئیات مربوط به شاخصهای فردی مثل نژاد، سن، جنس، مذهب و وضعیت اقتصادی و اجتماعی را نشان بدهد.

ولی یک تحقیق آماری که در سال 2005 ، در ایالات متحده امریکا صورت گرفته است نشان میدهد که 1181 زن و 329 مرد در یک سال توسط همسر یا شریک زندگیشان کشته شدهاند. آمری که نشان داد تعداد زنان که مورد خشونت شوهران‏شان قرار گرفته و به قتل میرسند تقریبا 3.5  برابر بیشتر از شوهرانی‏اند که مورد خشونت زنان خود در خانواده قرار گرفته و به قتل می‏رسند. این تحقیق نشان داده است که 90% از کسانی که در نتیجه خشونت‏های خانوادگی مجروح میگردند، زنان بوده و 80% از کسانی که عامل خشونتهای خانوادگی شدید بوده اند، مردان خانواده اند.

تحقیقی را که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در اواخر سال 1387 از وضعیت زنان در کشور انجام داده و به نشر رسانده است، نشان میدهد که زنان در جامعهی ما بیشتر از هر گروه اجتماعی دیگر با مشکلات و چالشهای جدی روبه‏‏رو بوده و از خشونتهای خانوادگی رنج میبرند. در بخشی از این تحقیق آمده است:

«زنان در افغانستان يکي از محروم ترين و آسيب پذيرترين افراد جامعه بوده، نماد رنج، ظلم و حقارت محسوب ميشوند. ... هميشه مورد تحقير، شکنجه و انواع خشونتها قرار گرفته و تفکر مرد سالارانه، محيط خانه و اجتماع را براي آنها به محيط دشواری مبدل ساخته است.»

این تحقیق نشان میدهد که: «زنان، همه روزه، با ازدواجهاي اجباري، ازدواجهاي زير سن، بد دادن و حتا فروش مواجه اند. هنوز زنان در اکثر خانوادهها، مورد انواع تبعيض و خشونت قرار ميگيرند. سالانه، دهها مورد خشونت، مانند طلاق، قتل، لت‏وکوب، تحقير، توهين و تجاوز جنسي عليه زنان به ثبت مي‏رسد.»

مبتنی بر نتایج این تحقیق 80% از قربانیان خشونتهای خانوادگی را زنان تشکیل میدهند.

مهم‏ترین گام برداشته شده در مسیر مبارزه با خشونت‏های خانوادگی تا هنوز، تصویب "قانون منع خشونت علیه زنان" است که در سال گذشته(10 اسد 1388) بعد از تصویب مجلس نمایندگان و توشیح رئیس جمهور در جریده‏ رسمی به نشر رسید. این قانون فرصت‏های بهتری را در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان ایجاد و مستنداتی را پیش بینی نموده است که می‏توان مبتنی بر آن برنامه‏های جدی‏تری را در برخورد با موارد خشونت علیه زنان روی دست گرفت.

 

دسترسی به حقوق سیاسی و مدنی

بررسی‏های به نشر رسیده از وضعیت حقوق سیاسی و مدنی که عمدتا شامل چهار حق (حق آزادی بیان، حق آزادی گشت و گذار، حق آزادی اجتماعات و حق آزادی تشکیل انجمن ها) و  سه اصل (اصل عدم تهدید، اصل عدم تبعیض و اصل عدم جانبداری)  می‏باشند، نشان می‏دهد که وضعیت حقوق سیاسی و مدنی شهروندان تا حدودی بهبود یافته و فرصت‏های بهتری برای دسترسی شهروندان به آن فراهم شده است. فرصت‏های مثل انتخابات، ( حق رأی دادن و رأی گرفتن) سهم گیری در حاکمیت و دسترسی به آزادی‏ در عرصه مطبوعات و فرهنگ.

ما می‏دانیم که در شرایط فعلی جمعیت‏ها و نهادهای متعددی در کشور وجود دارد که به فعالیت‏های سیاسی و مدنی مصروف‏اند. ولی فراموش نباید کرد که وضعیت موجود، فقط می‏تواند  بهبودی نسبی وضعیت را در مقایسه با سال‏های جنگ قدرت بین احزاب نظامی و دوره طالبان نشان بی‏‏دهد در حالی‏که در مقایسه با وضعیت مطلوب عصر کنونی، طبیعی است که مشکلات و چالش‏های جدی وجود دارد که نیازمند تأمل و توجه بیشتر خواهد بود.

 

نتیجه

با توجه به بررسی‏های که از وضعیت حقوق بشر در سال‏های گذشته و سال روان صورت گرفته است دیده می‏شود که بررغم نه سال تلاش در جهت بهبودی وضعیت حقوق بشر در کشور، هنوز هم مشکلات و چالش‏های زیادی در این زمینه وجود داشته و کارهای زیادی است که باید انجام گردد.

بیکاری، فقر و گرسنگی، میزان رو به افزایش تلفات افراد ملکی در نتیجه‏ی ادامه جنگ و خشونت‏های مسلحانه، مشکلات در زمینه خدمات صحی و تعلیم و تربیه، خشونت‏های خانواده و مشکلات موجود در زمینه دسترسی به حقوق سیاسی و مدنی، از مهم‏ترین چالش‏های بر سر راه حقوق بشر در کشور است که امید واریم با توجه و برنامه ریزی دقیق و مطابق با واقعیت‏های کشور، حل شده و سال‏های آینده را با وضعیت بهتری در پیش داشته باشیم.



[1]  گزارش حقوق اقتصادی و اجتماعی در افغانستان (1388) از نشران کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

[2]  وب سایت دویچه وله 14 ماه قوس 1389

[3]  همین مجله، شماره پنجم 1389 (ماه اسد)

[4]  روزنامه‏ی راه نجات 2 نوامبر 2010

[5]  خبر گزاری صدای افغان 5 میزان 1389

[6]  گزراش وضعیت حقوق کودکان (1389) از نشران کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان

[7]  گزراش وضعیت حقوق اقتصادی و اجمتاعی در افغانستان (1388) از نشرات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان